پس از حمله آمریکا
جنگ به کدام تغییرات در فضای اجتماعی منجر شده است و دلیل این تغییرات چیست؟ زمینه های جهانی حمله آمریکا به ایران کدامند؟ چرا جنگ اسرائیل با ایران فراتر از جنگی منطقه ای و فراتر از جنگ غرب با بریکس است.
جنگ به کدام تغییرات در فضای اجتماعی منجر شده است و دلیل این تغییرات چیست؟ زمینه های جهانی حمله آمریکا به ایران کدامند؟ چرا جنگ اسرائیل با ایران فراتر از جنگی منطقه ای و فراتر از جنگ غرب با بریکس است.
برای طبقه کارگر ایران و برای منطقه، پیروزی بلوک متحد امپریالیستی و فاشیستی-صهیونیستی وخیم ترین نتایج را به بار خواهد آورد. نخستین و مهم ترین امری که امروز در مقابل هر کارگر و هر کمونیست و هر انسان شرافتمندی قرار دارد ممانعت از تحقق این کابوس است. برای ما، برای کارگران و کمونیستها، این در درجه اول به معنای مقابله با همه و هر گونه تلاشی است که برای تطهیر فاشیسم صهیونیستی یا برای یکی جلوه دادن ایران و اسرائیل و منفعل کردن جامعه با پرچم دروغین صلح طلبی به عمل می آید.
امروز ... چپهای بورژوا-صهیونیست همان خط «نه غزه نه لبنان» ۸۸ در مقام نیروهای پشت جبهه صهیونیستهای فاشیست بیانیههای آشتی با اسرائیل (بخوان ضدفلسطینی) صادر میکنند و درباره صلح سازمان مللی سخنسرایی میکنند. اما تا زمانی که از نهر تا بحر فلسطین باز برقرار نشود، آش و کاسه کپی برابر اصل پشت هم می آیند و صلح جز سرابی بیش نیست. و در خصوص صلح سرایانی چون علیجانی و نیکفر و مالجو و اتابکی و شرکای اسرائیلیشان این سراب ساخته دست همینهاست برای خوشخدمتی در پشت جبههای که خط مقدمش غزه است.
مصباح و بهرامی در حالی دخالت در بازار و تعیین قیمت برای کالاها را به تاثیرپذیری از افکار الحادی و متاثر از کمونیسمِ مسئولان جمهوری اسلامی نسبت میدهند، که در دهه ۶۰ در بازارِ تحت نظارت و کنترلِ آیت الله خمینی و در همان حال که کمونیستها دسته دسته به جوخههای اعدام سپرده میشدند، کالاهای اساسی با قیمت دولتی و با کوپن در اختیار مردم قرار میگرفت و بر قیمت اجناس در بازار نظارت اعمال میشد.
چه چیز حمله را امکانپذیر کرد؟ حکم درخشان کلاوزویتز مبنی بر این که «جنگ ادامه سیاست است با ابزارهایی دیگر» چگونه در انتخاب اهداف خود را نشان می دهد، مقدماتی در باب چه باید کرد.
در تمام سالهایی که چپ رادیکال در برخورد به مسئله فلسطین با زیر پا گذاشتن ارزشهای انقلابی پیشین خویش حمایت از جنبش خلق فلسطین و مبارزه علیه فاشیسم صهیونیستی را تحت الشعاع حمله به حماس و هیولای «اسلام سیاسی» قرار میداد و حتی نه چندان به ندرت در مواردی در کنار اسرائیل قرار می گرفت، ما در مبارزه خویش برای امر فلسطین هیچگاه لبه تیز حمله خود را از فاشیسم صهیونیستی به سوی دیگر برنگرداندیم و تحت لوای انتقاد از حماس و جهاد اسلامی به سفیدشویی نسل کشی صهیونیستی دست نزدیم.
گفتاری درباره زمینه های حمله پهپادی اوکراین به ناوگان هوائی راهبردی روسیه، چشم اندازهای نبرد فراتر از پرسش جهان چند قطبی، کشاکش درون اردوگاه امپریالیستی غرب، نازیسم در اوکراین و بازگشت استالین در روسیه بر بستر و در امتداد جدال شوروی و بلوک امپریالیستی.
اکنون پویش حمایت از فلسطین پا به میدان بزرگ سیاست در ایران گذاشته است و در این میدان بزرگ با نیروهایی به مراتب بزرگتر و با امکاناتی به مراتب گسترده تر مواجه خواهد شد. دوران مباحثات درون محافل کوچک و کلنجار با شبه انقلابیون برج عاج نشین به پایان رسیده است و دوران جدالهای بزرگ سیاسی فرا می رسد. آینده این پویش نیز در گرو سر بلند بیرون آمدن از این دوران است. دورانی که به ملزومات متفاوتی بیش از شور و شوق و تعهد اولیه و حس همبستگی با مردم فلسطین نیازمند است.
چرا اقدام اول خرداد سالشمار نویی در سپهر سیاست در ایران بود؟ جنبش جهانی حمایت از فلسطین و موقعیت پویش حمایت از فلسطین در ایران، کدام چشم اندازها در سطح جهانی طرحند و رابطه بین احزاب و جنبش حمایت از فلسطین چیست؟ در ایران چگونه است و چگونه باید باشد؟ ویژگی تناقض پایه ای ایران به مثابه قدرتمند ترین کشور ضد اسرائیل در جهان و اسرائیل دوست ترین جامعه مدنی در منطقه. حرکت دفاع از فلسطین در مقابل کدام چالشهای ساختاری و کدام چالشهای سیاسی قرار خواهد داشت؟ چرا و چگونه باید پویش را به جنبش تبدیل کرد؟
وقتی که به تجمع رسیدم با مشاهدهی پرچمها و چفیههای فلسطین و پلاکاردها با شعارهای متفاوت در دستِ اقشار گوناگونی از مردم، از قدیمیهای چپ و کمونیست گرفته تا کارگران و دانشجویان و مردمان متحیری که در آنسوی خیابان نگاه میکردند، تازه فهمیدم که این تجمع برای من مانند اولین تصویر در چشمان کوری مادرزاد است، به همان اندازه غیر قابل تصور و غیر قابل درک.
تصاویر منتشر شده مردان و زنانی با ظواهر کاملاً متفاوت که نشان از تعلق ایدئولوژیک و اعتقادی آنان به دسته بندی های مختلف اجتماعی داشت، ترکیبی نو از یک کنش اجتماعی را نمایان کرد که در تمام چهار دهه اخیر در خیابانهای ایران اثری از آن نبود. زیبا بود مشاهده زنان محجبه و بی حجابی که دوش به دوش یکدیگر شعار میدادند «غزه یمن تا ایران، وحدت زحمتکشان». آنها وحدت زحمتکشان غزه و یمن و ایران را فریاد می زدند اما خود در عین حال نطفه های وحدتی نو در درون جامعه عمیقاً زخم خورده از شکافهای ایدئولوژیک طبقه حاکمه را متبلور می کردند.
اسماعیل، خنیفر چند سال دیگر باید بدود تا بتواند نماینده مجلس شود؟ پاسخ: بی نهایت. او هرگز نمی تواند در ایران جمهوری اسلامی نماینده مجلس شود. او کارشناس ارشد نیست. نه فقط او، بلکه تمام رفقایش هم نمی توانند.
اسماعیل، چند سال طول میکشد تا خنیفر بتواند رئیس جمهور شود؟ نمی تواند، او رجل سیاسی نیست.
من هنوز فرصت نیافته ام دست و پنجه نرم کردن با تاریخ سرکش و عصیانی شوروی را آغاز کنم. اما طرح کلی آنرا آماده کردهام که با گذرسریعی، نیروها و مؤلفه هایی که درانقلاب روسیه دخیل و فعّال بوده اند را به تصویر می کشد- و ازسال طوفانی انقلابی ۱۹۱۷ که کارگران، کشاوزران و سربازان به کسب قدرت در روسیه نائل آمده و از ساختن خشن وسازش ناپذیر سوسیالیسم درکنار تلاشهای طاقت فرسای دیگرشان، گرفته تا ظهور ضدانقلاب سال ۱۹۹۱ که بخشی از قشر الیت رهبری شوروی به طبقهی سرمایهدار روسیه تبدیل شدند، را در بر میگیرد.
در ایران نیز وخامت وضعیت مسکن به گونه ای است که اگر یک کارگر درآمد ماهیانه اش را بدون کم و کاست پس انداز کند- با فرض ثابت ماندن قیمت ها- یک تا یک و نیم قرن طول می کشد تا خانه دار شود. حتی اگر همانند ۵۳ کارگر معدن طبس زیر آوار دفن شود اعضای خانواده اش به لطف و مرحمت دولت دست و دل باز ج.ا باز هم باید نصف قیمت مسکن را در قالب اقساط بپردازند تا بتوانند سقفی بالای سر خود داشته باشند. از همه این ها که بگذریم حدود ۲۵ میلیون نفر از جمعیت کشور حاشیه نشین اند.
پرسش این نیست که علت انفجار در بندرعباس چه بود. پرسش این است که چرا جامعه تنها می تواند این تلقی را باور کند که اسرائیل مسبب انفجار بود و عواقب این امر چیست. چرا جامعه به این نقطه رسیده است و راه خروج از آن چیست؟