نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

به طور مشخص، کمپینی که علیه اعدام نوید افکاری سازماندهی شد و پس از اعدام وی نیز با قدرت تمام ادامه یافت، کمپینی سازماندهی شده در مراکز امنیتی و سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه بود که با براندازان و سرنگونی طلبان سر سپرده آنان به پیش برده شد. خاستگاه کارگری نوید افکاری ذره ای در ماهیت ارتجاعی این کمپین تغییر ایجاد نمی کند.

معترضین تجربه غم انگیز اعتصاب معدنچیان اورانیوم را به خاطر دارند که رهبران جنبش به محاکمه کشیده شدند. دولت به دنبال مجازات سازمان دهندگان اعتصابات است و سرویس های امنیتی مبارزه ای هدفمند راعلیه این افراد انجام می دهند. امری که اثر خود را بر تاکتیک ها و شعارهای معترضان باقی می گذارد

حقوق متوسط یک کارگر آی تی در مینسک معادل 2000 دلار است. چهار برابر بیشتر از متوسط کشوری، در حالی که قیمتها در بلاروس به طور شاخصی پائین تر از به طور مثال مسکو هستند. این به نوعی توضیح میدهد که چرا یک پلیس با حقوق 400 دلاری روی سر یک استارتاپ بلاروس در خیابان فریاد می زند که "چقدر میگیری؟ چقدر بهت میدن؟ برات کافی نیست؟ تغییر میخوای؟ قحبه، این هم تغییرت".

این ارتباطات مخفیانه با شروع جنگ در شبه جزیرۀ کره تعمیق بیشتری یافتند. [قرار بر این بود که ] نیروهای ارتش چیانگ کای چک که برای شرکت در جنگ کره در این کشور حضور یافته بودند، بعد از پرتاب بمبهای اتمی علیه چین (با قدرتی دو برابربمب هیروشیما بنام مارک-4) بعنوان پیشقراولان تصرف چین وارد این کشور شوند.

جامعه بین المللی برای زمانی طولانی با سکوت نظاره گر این بود که به دولت اسرائیل اجازه داده شد جنایتهای خود را ادامه دهد و این وضعیت نمی تواند بیش ازاین تحمل شده و ادامه یابد. اکنون نیاز به اقداماتی قاطع و فوری در رابطه با اقدامات غیر قانونی اسرائیل علیه فلسطینی ها است.

اکنون و تنها دو سال بعد معلوم شده است که لرزش های سیاسی پوسی رایوت تنها پیشقراولان ماجرا بودند و در سال 2020 در چهارچوب گسترده تری ناوالنی معترض به عنوان یک قربانی بیهوش این جنگ زیرزمینی زنده به گور شد

نیروی هدایت کننده اعتراضات علیه رژیم لوکاشنکو طبقه متوسط شهری بود که در سالهای رونق نسبی اقتصادی رشد کرده و تقویت شده است. طبقه متوسط چهارچوب دولت رفاه پدرسالارانه چهارچوبی محدود کننده تلقی کرده و ایده آل های خود را در "بازار آزاد" و "بنگاه اقتصادی آزاد" می بیند

انگلس در نامه ای به آگوست ببل در مارس 1875 نوشت: "حالا که دولت فقط پدیده ای موقتی است که در خدمت مبارزه و انقلاب برای سرکوب دشمن با قهر است، بنابر این سخن گفتن از دولت آزاد مردمی حماقت محض است: تا زمانی که پرولتاریا هنوز از دولت استفاده می کند، آن را نه به خاطر [برقراری] آزادی، بلکه برای سرکوب مخالفینش مورد استفاده قرار می دهد.

شعر مبارزه است - علت شعر مبارزه است - و علتِ شعرِ مبارزه نیاز است - و منطق شعرِ مبارزه نیاز به ارضای نیاز است.

پایه ای ترین تفاوت تدارک کمونیستی با دو قطب چپ در همین نقطه است. برخلاف دو قطب چپ، تدارک کمونیستی در تمام سالهای اخیر بر این تأکید داشته است که امر طبقاتی تعیین کننده سیاست ورزی کمونیستی است و سیاست رادیکال در هر گام سیاستی است که به تقویت صف طبقاتی کارگران و انکشاف مبارزه طبقاتی یاری رساند.

بنابر این مارکس و انگلس مفهوم دیکتاتوری پرولتاریا را – همچون مفهوم دیکتاتوری بورژوازی پیش از آن- دیگر در معنای یک "موقعیت گذرای دولت" بلافاصله پس از انقلاب مورد استفاده قرار نمی دهند، بلکه آن را اکنون دیگر به منزله نوع دولتی به کار می برند که سلطه سیاسی برای کل دوران گذار از کاپیتالیسم به کمونیسم را خصلت نمایی می کند

آنچه این رفقا، از آن به نام تناقض یاد می کنند ناشی از این است که برای آن ها بیش از دو امکان قابل تصور نیست. یا باید به صف محور ‏مقاومت بپیوندید و یا در کنار اپوزیسیون ارتجاعی جمهوری اسلامی قرار بگیرید. این رفقا توجه نمی کنند که ‏ناسیونالیسم ایرانی امروز دیگر خود را نه پیرامون اپوزیسیون سنتی ملی و حتی چپ، بلکه حول محور مقاومتی تعین ‏بخشیده که بورژوازی در قدرت و جمهوری اسلامی آن را نمایندگی می کند. و این چیزی است که این رفقا به آن سمپاتی ‏دارند

جلوگیری از حضور ناظران انتخاباتی خارجی تا زمانی که آمریکا و آلمان به "ناظران انتخاباتی" اجازۀ فعالیت در کشورخود را نمیدهند، کاملا منطقی و درست است. ما به اندازۀ کافی دروغهای جنگ افروزانه از زبان این پروپاگاندیستها شنیده ایم؛  بهتر است که این افراد قبل از هر چیز به فکر پاک کردن لجنهای کشور خودشان باشند.

این کوتوله سیاسی اکنون در رابطه با اعتصاب کارگران هفت تپه به ما پارس می کند. این البته خشمی ناشی از عجز است. شاید ما را مسبب این میداند که در اعتصاب هفت تپه سال 1399 دیگر جائی برای عزیزدردانه اش، خانم قلیان، نیست. همان خانم قلیانی که همین مردک زمانی در موردش نوشته بود که "اما اسماعیل بخشی و مبارزات کارگران هفت‌تپه بدون نام سپیده قلیان چیزی کم دارد".

این بار کارگران صدای اعتراض خود را رساتر و گسترده‌تر از همیشه به گوش صاحبان سرمایه و حکومت رسانده‌اند. آنان در اعتصابی نسبتا هماهنگ و همسو خواهان افزایش دستمزد، پرداخت حقوق معوقه، تأمین امنیت شغلی، برچیده شدن بساط شرکت‌های پیمانی، لغو قراردادهای موقت و سفید امضاء، بهبود شرایط و امکانات خوابگاهی و بهداشتی، و نیز لغو خصوصی‌سازی شده‌اند

گفتار حاضر بخشهائی از یک نشست تدارک کمونیستی است که به بررسی تحولات مربوط به اعتصاب هفت تپه و کارگران شرکتهای پیمانکاری پالایشگاههای مختلف در ایران اختصاص داشت و به پیشنهاد رفقای حاضر در نشست به همان ترتیبی که طرح شده بود، با جرح و تعدیلهائی جزئی، منتشر می شود.

کسی که با تأکید بر ارزشهای والای ملت در حال "غلبه" بر ترس از جنگ است، می خواهد که مردم برای جنگ آماده باشند. او در حال برنامه ریزی در استفاده از مردم برای چیزهائی بیشتر از استثمار و انتخابات است. او می خواهد که آنها "به نام مردم" به خط شوند تا از منافع ملت دفاع کنند. همان منافعی که به نام آزادی، دموکراسی، عدالت و اقتصاد بازار شناخته شده اند.

سیاست ورزی کمونیستی نمی تواند بر مبنای دفاع از افزایش مالیات بر ثروتمندان در شرایط کنونی شکل بگیرد. این سیاست شناخته شده سوسیال دمکراسی است. تمرکز سیاست ورزی کمونیستی باید بر شناخت دلایل مادی این جهتگیری دولت و طبقه حاکم و تأثیرات آن بر روندهای مبارزه طبقاتی باشد.

رفقای کارگر، رفقای کمونیست، هیچگاه شرایط برای عروج جنبش مستقل طبقاتی کارگران اینچنین فراهم نبوده است... زمان برای انکشاف این قدرت به دست خود و برای خود کارگران مساعد است. این زمان ممکن است چندان به درازا نکشد. فرصت را از دست ندهیم. از این زمان استفاده کنیم. این زمان عروج رستۀ چهارم است.

با این حساب باید از منتقدی که نقدش، میزانِ مالیات پزشکان را نشانه می گیرد پرسید: دریافت مالیات از پزشکان دقیقا چه چیزی را تغییر می دهد؟ چیزی به جز افزایش درآمد دولت؟ و دولت بورژوازی ای که پردرآمد است اما تحت هیچ فشاری برای تغییر دادن خصلت نظام درمانی ایران نیست، دقیقا به کدام مطالبه ی عدالتخواهان بناست پاسخ دهد؟

مقامات دولتی آلمان در جریان کودتا و قتل عام صدها هزار کمونیست اندونزیائی با ارتش اندونزی همکاریهای مشترک داشته اند. در اکتبر 1965 ژنرالهای ارتش در جاکارتا علیه دولت چپگرای سوکارنو کودتا کرده و قدرت را به تصرف درآوردند. در جریان ماه های بعد از این کودتا کودتاچیان حداقل 500.000 نفر و به روایتی دیگر 3 میلیون نفر از اعضای حزب کمونیست اندونزی و یا هر کسی را که به او اتهام کمونیست بودن زده شد، قتل عام کردند

بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - نقد پروژه اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقۀ کارگر؟

برنارد دو مَندِویل این امر را براحتی می پذیرد که برای حفظ نظم و پایداری میان کارگران، قوانین باید بسیار سخت گیرانه باشند و مجازات اعدام حتی در نبود شواهد هم باید اعمال شود. اینجا هم از قانون گذاری ارعابگر صحبت می کنیم.

اجازه ندهید مبارزه شما توسط یک بورژوازی ارتجاعی علیه یک بورژوازی ارتجاعی دیگر مصادره شود. اجازه ندهید به نام شما به اعتبار اجتماعی و اخلاقی شما خدشه وارد کنند. به ارتجاع بورژوائی "نه" بگوئید و از استقلال طبقاتی خود محافظت کنید. قدرت شما در این استقلال است و نه در ائتلاف با مرتجعین.

علاوه بر این ابزارهایی که بورژوازی برای تحمیق و در واقع به تسلیم واداشتن طبقه کارگر داره. تمام این ها را که نگاه میکنی می بینی که واقعأ فرصت زیادی نیست و آدم باید تنها روی نیروی خودش حساب بکنه. باید یک کاری کرد و چشم انداز را باید بوجود آورد.

رفقا، اجازه ندهید اعتصاب شما "برانداز"خور شود. نه تنها پای سرنوشت همه شما و خانواده هایتان در میان است، بلکه همچنین آینده منطقه و کشور نیز به این بستگی دارد که جنبش کارگری تا چه حد بتواند خود را از چنبره این بختک نحس براندازان و سرنگونی طلبان رها ساخته و مسیر مستقل خویش را در پیش بگیرد.

- اصلا این بحث کاریکاتوراست. این در واقع استدلالی است که به لحاظ تاریخی نفی شده است....کدام حزب می آید عضوگیری می کند تا بعد خودش را نفی کند و شوراها را بیاره به جای آن؟! اصلا امکان نداره. - کاریکاتور کدام است؟ به ما نگید که جامعه آینده ما مدرسه نباید باشد. آخه شما از کجا می دانید مدرسه نباید باشد؟ شما چه طوری می خواهی از الان بدانی که سیصد سال آینده، دویست سال آینده مدرسه هست یا نیست؟ کاریکاتور کدام است؟

- از نظرِ ما، ساختارِ شورایی یک ساختارِ مسطح است، توش تقسیمِ مسئولیت میشه، تقسیم وظایف میشه، ولی تقسیمِ کار نمیشه. حدِاقل این چیزی است که از همین لحظه زبان و ادبیاتِ خودش را هم می آورد - سطحِ کارِ افقی، تقسیم کار مردود و فلان و فلان! نمی شه رفقایِ عزیز! این ها ایده های بسار زیبائی است، ولی در جهانِ واقعی  برای اینکه شما این جهانِ واقعی را تغییر بدهی، باید از همین نقطه ای که هستی حرکت کنی.

رفقا، هر کجا که هستید و در هر واحدی که کار می کنید، بدانید که سرنوشت کارگران هفت تپه سرنوشت مشترک همه شماست. آنچه امروز بر کارگران هفت تپه می گذرد شتری است که بر در خانه هر کارگری می تواند بخوابد. اجازه ندهید کارگران هفت تپه در این نبرد نابرابر تنها بمانند. کارفرمایان شبکه های خود را دارند، از قدرت مالی عظیم برخوردارند، کارگزاران و عوامل خود را به کار می گیرند و مهم تر از همه در پناه کیش مقدس مالکیت خصوصی قرار دارند که شأن آن حتی از شأن ولی فقیه نیز بالاتر است.

اینجا دیگر بحثِ ساختار هم نیست، ساختار کماکان حزب است ... این ساختار را ما نمیتوانیم کاری بکنیم مگر اینکه از این ساختار بیرون بزنیم. این ساختارباید شکسته شود - چرا ساختار باید در هم شکسته بشود، چون در همهُ انقلاباتی که تا الان پیش آمده نشان داده که حزب ساختاری است که فلان و بهمان است... اگر میخواهید درست استدلال کنید... باید به من جاهایی را نشان بدهی که حزب نبوده و انقلاب شده.نشان بدهی و بگویی دیدید که بدون حزب هم می شه انقلاب کرد

تحت هیچ عنوانی و به هیچ قیمتی نباید اجازه داد که هدف مبارزه برای لغو مالکیت خصوصی با هدف مبارزه برای دریافت حقوق معوقه در تعارض قرار بگیرد و یا این امکان برای فرصت طلبان و عوامل کارفرمایان فراهم گردد که این دو هدف را در مقابل یکدیگر قرار دهند.

این یادآور همان سندیکائی است که زمانی "تهران را قفل کرد" و راهگشای جنبش کارگری ایران شد. این گامی بزرگ به سوی تبدیل شدن به آن "سندیکا به عنوان ارگان مبارزه طبقاتی" است که زنده یاد یعقوب مهدیون عمرش را صرف آن کرد و در آرزوی آن بود.

قتل فجیع جورج فلوید در مقابل دوربین‌های مردم شوک زده توسط پلیس نژادپرست آمریکا به جرم سیاه بودن، حتی دهان دست راستی‌ترین سیاست‌مداران رسمی آن کشور در انکار وجود نژادپرستی نهادینه در آمریکا را بست.

نگران آنند که سندیکای واحد تزلزل نشان دهد و با اظهارات فاشیستی و ضد کمونیستی اسانلو مرزبندی کند. دارند تلاش میکنند جلوی آن را بگیرند. انتخاب البته با خود سندیکای واحد است. ما هر آنچه شرط بلاغ بود گفتیم.

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر