با گارد باز
برای بخشی از مردم در خیابان که مخالف اصل مذاکرات هستند طبیعی است که پیشنهاد تبدیل پلاکاردهای معترضانِ به مذاکرات، به ابزار چانه زنی تیم مذاکره کننده نمیتواند هم تحمل شود. و نمیتواند این پرسش را نیز به میان نکشد که چطور می شود وحید اشتری که برای لحظاتی هر چند کوتاه، سنگین وزنی چون قالیباف را در گوشه رینگ انداخت و تعادلش را به هم ریخت، حالا و بعد از جنگ و خصوصا بعد از "آتش بس" با گارد باز مقابلش ایستاده است؟
وقتی مقابل چشمان گرسنگان برنجها در دریا ریخته می شوند؛ مارکس چه توضیحی می دهد؟
آنچه انبوه کارشناسان ایرانی را از تحلیل مسائل اقتصادی عاجز می کند تا علت هر فاجعهای را به بی کفایتی و فساد این و آن نسبت دهند، تا آنجا که به زمین سیاست برمی گردد پرش از ماهیت جمهوری اسلامی در همان اوان شکلگیری اش به دهه شصت، و دیگری، یعنی در بعد اقتصادی، انکاری است بر تنها سرچشمه ی خلق ارزش که خود سرچشمه تمام این تضادها است. این است که بجای پرداختن به ریشه ها، تمام تحلیلهایشان در نهایت از آرایشی سطحی فراتر نرفته و در خدمت بازسازی همان بنیادهایی قرار میگیرد که سرمنشأ تولید فلاکت حاضر بوده و خواهند بود.
پیشگامان واقعی سرقت کیانند؟
طبقه بندی مشاغل و چرایی تجمع ۲۰ آبان
با گذشت کمی از روی کار آمدن دولت جنگ و سازندگی، فرصت مناسبی برای نظام جمهوری اسلامی مهیا گشت تا آن سیاست های بازار آزادی مطلوبش را با پوششی اسلامی به جامعه تزریق نماید. جنگ فرسایشی ایران و عراق تمام شده بود و نظام موفق شده بود به بهانه هائی چون تامین امنیت ملی، مخالفینش را در داخل کشور از میان بردارد و بر فضای انقلابی دهه گذشته چیره شود. ... اگر تا قبل از این اسلام به قناعت و ساده زیستی سفارش می کرد، از این مقطع تاریخی به بعد دین و دنیا چون مکملی در کنار هم معنا می یافتند. شورش مشهد و چهاردانگه تهران در سال ۱۳۷۱ که جرقه های آن با تخریب تعدادی از سکونتگاههای حاشیه نشینان مجاور با حرم زده شد و در اصل اعتراض حاشیه نشینان به سیاستهای آزادسازی اقتصادی و افزایش نرخ تورمِ نزدیک به ۵۰ درصدی بود با خشونت سرکوب گردید.
چنگی با چراغ ریرا آمد
در چنین شرایطی است که آقای چنگی با وجود اذعان به موقتی بودن کارگران کارخانه خودش، اصل اول مدیریت را یادآور می شود با این مضمون که "هر کسی را که نمی توانی اخراج کنی، استخدام نکن" و مدعی است که حتی اگر کارگری کارفرما را بزند، کارخانه اش را آتش بزند و تا مرز مرگ از پا درش بیاورد، مطابق قانون کار ایران، کارفرما حق اخراجش را ندارد!!!
تاسیان
کمونیستها در پایتخت
تکلیف با جدال و شخص آقای علیزاده مشخص است. خود ایشان در یکی از برنامه هایشان که به نقد دیدگاههای اقتصادی رسانه تحریریه می پردازند، خود به این موضوع اعتراف می کند که محرک اصلی ساخت برنامه های پی در پی در یوتیوب، قبل از همه درآمد دلاری بالای آن است. جدال تنها یکی از نمونه هاست که به کمونیسم می تازد. تصویری که دنیای اقتصاد از رهبران شوروی و از کمونیسم ارائه می دهد بسیار خشن تر از تصویری است که در آن کمونیستها و داعشیها را هم سنگ هم قرار می دهد. خیر، بحث به تنهایی نه سریال پایتخت است، نه برنامه جدال و نه روزنامه دنیای اقتصاد.
در دفاع از کارزار افزایش ۷۰ درصدی مزد و حواشی پیرامون آن
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/ و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
پس از فترتی که به خصوص پس از جنبش سبز گریبان طبقه کارگر را گرفت و جنبش کارگری را تحت الشعاع جنبشها و بلواهای طبقه متوسط قرار داد، این تازه آغاز پیشروی طبقاتی کارگران است. این کارزار از این نظر مهم است که میتواند گامی باشد در جهت پیشروی و اتحاد طبقه کارگر، و بحث و گفتگو در میان آنان. کاری که صدها بیانیه سندیکای واحد نه تنها نمیتواند انجام دهد بلکه در تقابل با آن نیز قرار دارد.
ما و انرژی-بخش دوم: از مدیریت تولید به مدیریت مصرف/ هشدار به کم مصرفان!
در کنار کارشناسانی که نسبت به مخاطرات بالا بردن قیمت انرژی هشدار امنیتی به نظام میدهند، کارشناسانی هم هستند که معتقدند دولت چهاردهم با تدابیر صحیح، باز هم قادر به تکرار معجزه خواهد بود. عباس عبدی شاید یکی از شاخص ترین آنها باشد که بدون در نظر گرفتن آنکه زلزله آبان 98 در پی فعال شدن گسلها در همان سالهای 86 به وقوع پیوست، با بیان اینکه در دوره حسن روحانی سه بار قیمت بنزین بالا رفت اما این تنها آبان 98 است که در خاطر عموم مانده است، یکی از کارشناسانی است که به معجزه پزشکیان امیدوار است و بدون اعتقاد به پایان "شوک درمانی" در اقتصاد کشور، جسارت گران کردن انرژی را به دولت جدید القا میکند.