چپ، جنگ و انقلاب
مبانی عدم فهم چپ از ماهیت تلاطمات اجتماعی در ایران، از «دولت نا متعارف» و «رژیم ولایت فقیه» تا «نه به جنگ»، ناتوانی چپ رادیکال از فهم رابطه دولت و طبقات اجتماعی.
مبانی عدم فهم چپ از ماهیت تلاطمات اجتماعی در ایران، از «دولت نا متعارف» و «رژیم ولایت فقیه» تا «نه به جنگ»، ناتوانی چپ رادیکال از فهم رابطه دولت و طبقات اجتماعی.
چرا جنگ، چرا با ایران و چرا امروز؟ ریشه های مادی جنگ کدامند و عواقب آن چه خواهند بود؟ تأثیر جنگ بر مبارزه طبقاتی در ایران چه خواهد بود؟ در جنگ آلترناتیوها چه چیز تغییر خواهد کرد؟
صورت مسأله روشن است. این یک جنگ وجودی است که در یک سر آن جامعهای به دفاع از حیات خویش برخاسته است. با تمام عناصر خوب و بدی که اجزای مختلف آن را تشکیل میدهند. در این جامعه اکنون معیار قضاوت هیچ نیست جز رویکرد به جنگ. جنگی که حتی مهر خود را بر مبارزه طبقاتی نیز خواهد کوبید. از یک سو هم وسعت و دامنه عمل کارگران را محدود خواهد کرد و هم از سوی دیگر با عقب راندن نیروهای اهریمنی مدافع نظم سرمایه سالار غرب بخش قابل توجهی از قدرت تخریبی طبقه حاکم علیه طبقات محروم جامعه را از بین خواهد برد.
همه چیز در تلاطم است، در هیچ نقطه ای از جهان اثری از آرامش نیست، آنچه هست التهاب است و تنش. تلاطم در رابطه بیرونی جوامع، رابطه بین دولتها، و تنش رو به افزایش در درون جوامع. ائتلافهای پایدار دیروز از هم می پاشند و کارتها در قمار بزرگ تقسیم جهان باز توزیع می شوند. صف پیروزمندان کجاست و شکست خوردگان کجایند؟ مشخصه های اصلی ارتجاع معاصر کدام است و تکلیف انقلاب اجتماعی چه می شود؟
صد در صد سهام متروی تهران متعلق به شهرداری تهران میباشد، دولت نیز مواظف است ۵۰ درصد از هزینههای مترو تهران را در قالب سوبسید تقبل کند. در کنار این درآمد ها، میتوان درآمد های جانبی از جمله تبلیغات درون واگن ها، سالن ایستگاهها و گیت، حتی دیوار ورودی ریل قطار ها را هم باید در نظر گرفت، به اینان اجاره دادن سالن های اصلی مترو را هم اضافه کنید. درآمدهای سرسام آوری که شاید کمتر کسی به آن توجه کرده (آمار و ارقام دقیقی از میزان درآمد مترو از این کانالها درآمدی تاکنون ارائه نگردیده) حال با مقایسه رقم هزینه بلیط مترو با دیگر ارقام در حال جابجایی در ایران ابعادی از چکونگی توزیع ثروت اجتماعی روشن میشود که تنها میتوان عنوان فاجعه را برای آن برگزید.
تشدید تضادها و تسریع روند جدالهای تاریخی-جهانی، جنگ در ایران به مثابه جبهه ای از این نبرد جهانی، احتمال وقوع مجدد جنگ در ایران به مثابه حلقه ضعیف زنجیره کشورهایی که موضوع جدال تاریخی-جهانی اند، چرا قدرت دوگانه حاکم جامعه را به سوی انهدام می برد و سیاست ورزی کمونیستی چگونه میتواند به ایفای نقش در این دوران متلاطم بپردازد.
گزارش زیر توسط یک رفیق ارسال شده است
پایان وضعیت کنونی تنها میتواند به انهدام جامعه منجر شود. وضعیتی که تنها دو گزینه در آن قابل تصور است. یا این قدرت دوگانهی درون حاکمیت همچنان پابرجا باقی میماند که معنای آن تداوم بنبست کنونی، محو کامل اقتدار حکمرانی، افزایش قدرت نیروهای واگرا در جامعه و سرانجام انهدام جامعه خواهد بود و یا جریانِ هژمونِ درون طبقهی حاکمه، جریان ترانس آتلانتیک، با تمام اهرمهای اقتصادی، اداری و ایدئولوژیکش این جنگ فرسایشیِ دیرینهی درون حاکمیت را به طور قطعی به نفع خود خاتمه خواهد داد و با حذف یا مقهور نمودن جریان مقابل تماماً به تحقق سیاستهای خویش موفق خواهد شد. نتیجه این تحول نیز انهدام جامعه خواهد بود، با این تفاوت که در چنین حالتی انهدام با مشارکت جریان حاکم واقع خواهد شد.
نمیتوان از اظهارات آن ابله در مقام رئیس جمهور یک کشور ۸۵ میلیونی دو هفته پس از ترور مهمان وی در روز سوگندش و در درون خانه اش شرمنده نشد که «آمریکا باید اول ما را آدم حساب کنه» و بعد از جنگ دوازده روزه هم «ترامپ میتواند صلح و امنیت را به منطقه بیاورد». برای این اظهارات نه تنها گوساله های رسانه ای وفاقی باید شرمنده باشند، آن برانداز لمپن هم اگر شرم میشناخت باید شرمنده می شد. آن سرنگونیطلب سوپر رادیکال چپ هم باید شرمنده میشد. کارگر و پرستار شریف و کمونیست مبارز هم باید شرمنده میشد که چرا نتوانسته است مانع چنین سقوطی در جامعه شود.
تشدید جدال طبقاتی پس از جنگ، وفاق یا گذار مبارزه فراکسیونهای متخاصم طبقه حاکمه از نبرد جناح ها به سوی قدرت دوگانه، تغییر ماهیت جنگهای معاصر از جنگ سرزمینی به جنگی بر سر بود و نبود و انعکاس آن در رابطه بین قطبهای قدرت دوگانه در طبقه حاکم، انهدام جامعه به مثابه خروجی نبرد در قدرت دوگانه، ضرورت و امکان گذار فوری به وضعیت قدرت سه گانه، تشکیل قدرت اجتماعی سوم به مثابه عامل حفظ جامعه و رفع قدرت دوگانه کنونی، دو مؤلفه اصلی تکوین قدرت سه گانه: منکوب کردن فاشیسم صهیونیستی و ایادی آن، پیوند بین مؤلفه طبقاتی با چشم انداز سیاسی…