سه یادداشت بهم پیوسته – 1: نامه هائی از زندان
- Read more about سه یادداشت بهم پیوسته – 1: نامه هائی از زندان
- Log in or register to post comments
ترانه سرای روزهای دور امروز با فریاد اعتراضش به دیکتاتوری عریان سرمایه است که به قلبهای مردم یونان و میلیونها زحمتکش جهان راه می یابد.
از منظر اژدها پاسخی به یک بحث بود. بحثی پیرامون تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران در دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، در دهه پس از پایان جنگ، در دهه عروج جنبش اصلاحات در ایران. بحثی تحت عنوان "یک گام به پیش چند گام به پس" در درون حزب کمونیست کارگری ایران که تلاشی بود برای ارائه تبیینی مارکسیستی از این تحولات و یافتن چشم اندازها و ابزارهای لازم برای بازسازی یک صف طبقاتی در جامعه ایران. بحثی که در عین حال نقدی بود از چرخش ایدئولوژیک رهبری حزب کمونیست کارگری و از دگردیسی منصور حکمت از یک مارکسیست سابق به یک نظریه پرداز پست مدرنیست پسا مارکسیست.
تصویر پوستری از چه گوارا، در گوشه ای پرچم انگلیس و در گوشه دیگر پرچم فرانسهٍ؛ "انقلابی" تفنگ به دستی که آماده است برای "صدور انقلاب" راهی سوریه شود،
هانس هاینز هولتز، فیلسوف مارکسیست آلمانی، روز یکشنبه 11 دسامبر 2011 در سن هشتاد و چهارسالگی درگذشت.
مصاحبه کارین لویکفلد با لوای حسین، از رهبران اپوزیسیون سوریه حاوی نکات ارزشمندی است که هم به روشن شدن برخی از زوایای تحولات سوریه کمک می کنند و هم نشان می دهند که جامعه سوریه به سادگی لیبی طعمه جنگ ناتوئی نخواهد شد.
تحولات دراماتیک دو هفته اخیر در سوریه، موضعگیری شدید اتحادیه عرب بر علیه دولت این کشور و لغو عضویت آن در این اتحادیه، همراه با افزایش فشار دول غربی بر سوریه از یکسو و جانبداری صریح روسیه از دولت بشار اسد و افزایش حیرت انگیز ابعاد خشونت آمیز درگیریها همراه با تشکیل شورای هماهنگی نیروهای آزادیبخش سوریه، همه و همه نشانگر اینند که آنچه در سوریه امروز در جریان است اساساً دیگر هیچ وجه مشترکی با جنبشی که در بهار امسال در کشورهای عربی آغاز شده است ندارد.
باورنکردنی است، اما حقیقت دارد. اتحاد جماهیر لیبی و سرهنگ قذافی به خاطر مساعدتهای پیگیر خویش در تأمین حقوق بشر در آغاز سال 2011 نامزد دریافت جایزه حقوق بشر بودند.
علی نجاتی، کارگر نیشکر هفت تپه راهی زندان شده است. همزمان با زندانی شدن علی نجاتی، احمد رضائی، فرزند سردار محسن رضائی، در هتلی چهارستاره در دبی به گونه ای مشکوک درگذشت. علی نجاتی یک سال آینده را در هتل زندان دزفول سپری خواهد کرد،
یک روزبعد از دستگیری و قتل قذافی توسط مخالفانش، حمید تقوائی دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست کار گری در مصاحبه ای ،درکی بسیارعقب تراز سال 57 در مورد "انقلاب" و "مردم" را به نمایش می گذارد، امروز با خوابیدن گرد و خاک "انقلاب" در لیبی و جنایاتی که طبق گزارش سازمان های متعدد منجمله رسانه های قدرت های حامی این" انقلاب "، که به دست این "انقلابیون" اتفاق افتاده، گزارش شده .
آلن بادیو در کتاب "قرن" از جمله به تبیین خشونت دوران آغازین قرن بیستم می پردازد. برای بادیو قرن بیستم دوران تسلط افکار نیچه است. او حتی رادیکالیسم جنبشهای انقلابی آغاز قرن را نتیجه تسلط این افکار بر آنها می داند و در این راه تا آنجا جلو می رود که روشها و زیبائی شناسی سوسیالیسم انقلابی این قرن را اساسا متأثر از نیچه می داند و نه مارکس. "انسان نوینی" که باید شکل بگیرد از نظر بادیو در تعبیر نیچه ای در درون خود نابودی انسان واقعی موجود را نهفته دارد.
نه. کسی برای سرهنگ نمی گرید. تصاویر تنها تصاویر سرورند و شادی. اما تصاویردر عین حال تصاویر قساوت نیز هستند. قساوت این تصاویر اما تنها در آن نیست که مرگ مردی زخمی و ناتوان را در حافظه جهانیان ثبت می کنند. نه. جهان امروز سرتاسر شاهد چنین صحنه هائی است.
بعد از نوشته " دونامه از لنین...." توسط رفیق کورش مدرسی لازم دیدم برای روشن شدن دو موضوع مهم که هنوز بعد از گذشت چند سالی مرزبندی مشخصی را در نظرات جدید کورش با نظرات قبلی او (حکک قبل از انشعاب) روشن نمی کند با او در میان بگذارم و از رفیق بخواهم که مستقیم نظر خودش را در این موارد توضیح دهد.
"بله، دولت به اصطلاح مسيحى كه مسيحيت را به عنوان مبناى خود، به عنوان مذهب دولتى بر ميگزيند و از آن رو روشش حذف مذاهب ديگر است، دولت كامل مسيحى نيست. (برعكس) دولت آته ايستى، دولت دمكراتيك، دولتى كه مذهب را در زمره ساير عناصر جامعه مدنى قرار ميدهد (دولت كامل مسيحى است).
رضا جان، بی تعارف بگویم، گند زدی. نه یک بار و نه فقط با نامهای که به سندیکاهای فرانسه نوشته ای. الآن دوسال است که مرتب داری گند می زنی. حرفهایی میزنی که از سرت زیادی است. احکامی می دی که صدورش کار امثال ماهاست. در این دنیای وانفسایی که از هر طرف بر کارگران و مزدبگیران تیغ بلا می بارد، می خوای که فعال ساده دل کارگری باقی بمانی و میبینی که دوستان چه به سرت می آرند.