بحران آب، خیزش کشاورزان و هیاهوی براندازان: طبیعت، دولت و انباشت سرمایه
بحران آب، خیزش کشاورزان و هیاهوی براندازان: طبیعت، دولت و انباشت سرمایه
بحران آب، خیزش کشاورزان و هیاهوی براندازان: طبیعت، دولت و انباشت سرمایه
هنوز معلوم نیست واکنش چین و روسیه به این ائتلاف نیرومند جهانی چه خواهد بود و آیا این ائتلاف گسترده از این تعداد دولتهای قدرتمند به ائتلافی تاریخی در جلوگیری از قدرت استبداد آسیائی و تأمین و تضمین آزادی در سرتاسر جهان به زیر پرچم ایالات متحده خواهد شد یا نه. وجود کشورهائی از قبیل میکرونزی و سائوما و سائوتوم و تونگا این احتمال را قطعا تقویت می کند.
جبهه اوکراین، اروپای درمانده، آمریکای دهان چاک و خطر جنگی مهیب: لحظه رویارویی با واقعیات سخت و دردناک زمینی برای سروران تاکنونی جهان
نبرد در قفقاز و اوکراین به کدام سو می رود؟ چه چیز در انتظار قدرتهای منطقه ای و جهانی است؟ ظرفیتها و امکانات بازیگران اصلی صحنه نمایش کدامند؟ با کدام استراتژی ها و کدام ائتلافها؟
از چالشهای به جا مانده از دوران پیشین تا چالشهای جهان معاصر، از مسئله زنان و مسئله ملی تا مسئله محیط زیست و بحران کرونا و تکنولوژیهای مدرن رمزارزها، از مسئله امپریالیسم تا توسعه سرمایه داری در ایران؛ پرسشهای گرهی جهان معاصر کدامند؟ کدام مصافها بر سر راه تکوین یک صف کمونیستی مؤثر و قدرتمند قرار دارند؟ کنفرانس سوم تدارک کمونیستی کدام وظایف را باید پیش روی خود قرار دهد؟
تجربه کمپین سلب مالکیت از کنسرنهای مسکن و ابتکار عمل توده ای باز هم نشان داد که مبارزه طبقه کارگر و زحمتکش در زمین دموکراسی جز شکست و حرمان در بر ندارد. طبقه کارگر باید ابتدا بر توهم دموکراسی غلبه کند و نه تنها راست مدافع آشکار سلطه بازار بر زندگی مردم، بلکه همچنین چپ را نیز از سر راه خود کنار بزند. فرجام این کمپین نشان داد که اعتماد به چپ یعنی باز کردن راه شکست
حیرت آور است که در جهانی که مجموعه تضادهای عینی نهفته در درون نظم مسلط بر آن با شتابی بی نظیر به نقطه انفجاری بزرگ نزدیک می شوند؛ در جهانی که سه دهه پس از اعلام پیروزی همیشگی سرمایه داری بر سوسیالیسم در هیچ کشوری از جهان هیچ سخنی از سعادت عمومی نمی تواند در میان باشد، باز هم این راه حل های سرمایه داری در اشکال مختلفند که خود را به عنوان بدیلهائی در مقابل وضعیت موجود طرح نموده و در مقابل توده کارگران و زحمتکشان قرار می گیرند.
اکتبر یک انقلاب ساده نبود، حتی یک انقلاب فقط بزرگ نبود. امروز و بعد از سه دهه سلطه قاهره سرمایه داری بر سرتاسر جهان بهتر آشکار می گردد که اکتبر آغاز برش قطعی بشر با دوران بربریت خویش، با دوران پیشا تاریخش بود. اکتبر نقطه آغاز تاریخ واقعی بشر بود و این نیز باقی خواهد ماند. رهائی بشر از نقطه ای تداوم خواهد یافت که اکتبر در آن به پایان رسید.
آدام اسمیت معتقد بود دست نامرئی بازار همه چیز را بهینه می کند. اما کدام دست نامرئی این رسانه ها را اینگونه "بهینه" می کند؟
از تکانه های عمیق ژئوپلیتیک و افول و عروج قدرتها و مرزهای لرزان جنگ و صلح
این خبری مسرت بخش است که میتوان از برلین دریافت کرد. مردم برلین خیلی ساده یکی از راهکارهای حل بحران مسکن و یا لااقل کاهش فشار آن بر دوش توده محرومان جامعه را نشان دادند. آنها چیزی را پیش کشیدند که مدتهاست برای ایران به تابو تبدیل شده است و حرفی از آن نباید زد: مصادره. مصادره مجتمع های مسکونی...
رفقا، زمان عمل مشترک فرا رسیده است. زمان آن فرارسیده است که مشترکا به نبرد با دشمنان طبقاتی خویش برخیزیم؛ نیروی خود را یک کاسه کنیم؛ به تبادل نظر و مشورت با یکدیگر نشسته و به یاری همدیگر برخیزیم.
در قضیه افغانستان مسأله ایجاد یک مرکزیت از سوی طالبان و در مقابل، "فقدان مرکزیت" نیست. چنین فقدان مرکزیتی یعنی جنگ داخلی ای خونین و چه بسا خونین تر از سوریه. بله این فاجعه ای خواهد بود به مراتب هولناک تر از قدرتگیری طالبان. آن اپوزیسیون امرالله صالح و احمد مسعود هم اگر قادر به کاری باشند، آن کار نه ایجاد یک افغانستان فدراتیو بلکه زدن جرقه یک چنین جنگ خونینی خواهد بود.
آنها منتقد بیعدالتیها و نابرابری های اجتماعی و جنگ طلبی ها و توسعه طلبی های امپریالیستی اند. اما آنها با توهماتشان نه تنها به مبارزه با این پدیده ها یاری نمی رسانند، بلکه فضا را مه آلود کرده و مانع شناخت حقایق می شوند. توهمات آنان زیانبارند چرا که از احزابی جنگ طلب که دست بر قضا برای هدایت ماشین دولتی یک قدرت امپریالیستی خیز برداشته اند انتظار گام برداشتن در جهت سیاستهائی صلح آمیز را به میان می کشند.
از دید این رفیق در جامعه سوسیالیستی دولت مقتدری وجود ندارد که بخواهد اجباری را به کسی روا دارد و مثلا تعیین نماید که چه نسبتی باید بین درآمد یک کارگر ساده با یک نماینده مجالس کشور برقرار باشد. اما او متوجه نیست که طرح مسئله مصادره زمین ها و املاک و یا الغای مالکیت خصوصی بر زمین، حتی در جامعه کنونی علاوه بر اینکه مستلزم اقتدار پرولتاریاست، محتاج به نوعی دولت مقتدر بورژوایی برای اجرای آن هم هست. وگرنه مالکین با خواهش و تمنا و درس اخلاق، املاک و زمین های خود را وگذار نمی کنند.