از روزانه های تهران: گرسنه در جستجوی کار!
بارها شاهد این اتفاقها بودم. همون لحظه یاد اون کارگر مسن کارواش افتادم. صاحبکارش فقط بهش جای خواب داده بود، بدون حقوق. حقوقش پول انعامهایی بود که راننده ها بهش میدادن. اونم مثل این بچهها از شهر دیگهای اومده بود. نمیدونستم چی بگم. به صورتهای خسته شون نگاه میکردم و انگار خودم رو میدیدم.