User account menu

  • ورود
  • Persian, Farsi
  • English
  • German
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه
  • مقالات
  • یادداشتها
  • گفتارها
  • کنفرانسها

زندگی روزمره

مسیر راهنما

  • خانه
  • زندگی روزمره

شوفرنوشت، ماتریالیسم ساده یک راننده اسنپ

اکثر اساتید اقتصاد میگن که انرژی و مواد اولیه خیلی ارزونه و باید گران بشه و در هر موردی موافق گرانسازی هستن ولی وقتی به دستمزد کارگر میرسن مخالف شدید افزایش دستمزد کارگر بیچاره هستن و اونو باعث بدبختی تولید و افزایش تورم میدونن! در حالیکه دستمزد کارگر فقط ۵ درصد از هزینه تولیده!

این اگه اصول دزدی از فقرا نیست پس چیه؟

بهمن شفیق
  • ادامه خواندن درباره شوفرنوشت، ماتریالیسم ساده یک راننده اسنپ
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

از روزانه های تهران: گرسنه در جستجوی کار!

بارها شاهد این اتفاق‌ها بودم. همون لحظه یاد اون کارگر مسن کارواش افتادم. صاحبکارش فقط بهش جای خواب داده بود، بدون حقوق. حقوقش پول انعام‌هایی بود که راننده ها بهش می‌دادن. اونم مثل این بچه‌ها از شهر دیگه‌ای اومده بود. نمیدونستم چی بگم. به صورتهای خسته شون نگاه میکردم و انگار خودم رو می‌دیدم.

بهروز مزدیر
  • ادامه خواندن درباره از روزانه های تهران: گرسنه در جستجوی کار!
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

از روزانه های تهران: نباید نا‌امید شد

راه افتادم سمت مترو. حواسم به آدما بود. جماعت طبقه متوسطی که مدینه فاضله شون شبیه پولدارا شدن هستش. هرکی ندونه فکر میکنن خیلی خفنن. با امثال من مواجه میشند یا توهین میکنن یا فحش میدن. فقط کافی هستش یه سر به مغازه‌های تاناکورا زد، این جماعت نون به نرخ روز خور رو زیاد میبیند. عین زامبی تو لباسی دست دوم ول میخورند. مثلا برند میپوشند که شاید شبیه طبقه بورژوا بشند. میرند زیر بار قسط اونم مستاجری، تا ماشین ژاپنی، کره‌ای، چینی، خارجی، کوفتی بخرند.

بهروز مزدیر
  • ادامه خواندن درباره از روزانه های تهران: نباید نا‌امید شد
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

از روزانه های جهان متروئی تهران

خب چیکار کنم، هیچی نیست. نه حزبی، نه رهبری. آنقدر کار میکنم که جنازم میرسه خونه. اینطوری حداقل دلم خوشه. روم نمیشد بهت بگم، بعد از بازنشستگی شدم نگهبان یه مجتمع، یکی از شاگردهای خودم هم اونجا خونه داره. بی شرف چند روز پیش بهم انعام داد. خاک تو سرم. هنوز احساس حقارت میکنم. اون لحظه دلم میخواست زمین دهن باز کنه و بمیرم.

بهروز مزدیر
  • ادامه خواندن درباره از روزانه های جهان متروئی تهران
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید
Subscribe to زندگی روزمره

مقالات

  • همه قدرت به خیابان – نقدها و اظهار نظرهایی درباره نامه سرگشاده
  • عراق در گذار به آینده ای متلاطم
  • جنگ، دولت و خیابان: گفت و گویی بر سر راه‌حل‌ها
  • همه قدرت به خیابان: نامه سرگشاده به آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای
  • واقعه‌نگاری یک جنبش حماسی - ۱: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • ئاش به‌­تال
  • یادداشتهای جنگ – ۱: از قدرت نرم به قدرت سخت
  • نخبگان متمول و بی‌عدالتی آموزشی
تمام مقالات...

یادداشتها

  • گفتند ایران باید بترسد، ولی حوثی‌ها نترسیدند!
  • جدال با نشانه‌ها یا با ریشه ها؟ در حاشیه گفتگوی راغفر و علیزاده
  • ژو رونگ جی، لیبرال‌ساز «با ویژگی‌های چینی» درگذشت
  • چینی ها رویای آمریکایی را به خاک سپردند
  • سئوتا، اسرائیل یا فقدان کمونیسم؟
  • فاریاب، کارگران، خیابان
  • نظام جدید تامین اجتماعی
  • در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
تمام یادداشتها...

کنفرانسها

  • گزارش به کنفرانس سوم: تنگنای مسکن
  • گزارش به کنفرانس سوم: درباره معضل مهاجرین و موضع کمونیستی، یک ارزیابی مقدماتی
  • دستمزد و قانون کار و مبارزات کارگران – گزارش به کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارشی از کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
  • اهداف، ساختار و موازین فعالیت سازمانی "تدارک کمونیستی"
  • بیانیه کنفرانس سوم درباره شعار خاورمیانه سوسیالیستی، جنگ غزه و لبنان و رویکرد کمونیستی
  • بیانیه کنفرانس سوم درباره مشی کمونیستی در قبال جنبش کارگری
  • بیانیه پایانی کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
تمام مطالب کنفرانسها...