این دیگر رسم شده است که جریانات سیاسی به طبقه کارگر به عنوان پیاده نظام خود می نگرند. بگذار اگر قرار باشد خونی ریخته شود از آن این جماعت پابرهنه ی بینوا باشد.این همان تحقیریست که در پوشش تعریف و تمجید از سوی همه (چه در اپوزیسیون و چه در حاکمیت جمهوری اسلامی) نسبت به طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه اعمال میشود
ما اجازه نخواهیم داد تا خون کارگر وجه المصالحه دیگران در بازی قدرت باشد. با شرایط پیش امده در کشور بجای این سوپر من بازی های بی فایده،باید پیگیر مطالبات بحق کارگری- طبقاتی مانند بیمه تامین اجتماعی و همچنین رفاه و بهداشت مناسب برای کارگران باشیم .دوران شعارهای پوچ گذشته است. شعارهای طبقاتی لازم هستند که دردهای زندگی طبقه را منعکس کنند و به شکل خواست سیاسی دربیاورند
در هرصورت ،مسئله طومار نویسی و درخواست نویسی در مناسبات سرمایه داری که در آن تضاد آشتی ناپذیر و خیلی سفت وسخت نیروی کار از یک سو و سرمایه از سوی دیگر که گاها بشکل خیلی بی رحمانه ای در می اید بطوریکه عمال سرمایه به طرق مختلفی همیشه در حال تهاجم به سفره ومعیشت کارگران هستند و در حالیکه کارگران ایران فاقد هرگونه تشکل مستقلی هستند بخصوص در دوران دولت یازدهم که بشدت طرفدار اقتصاد بازار ازاد و اقتصاد سرمایه داریست در چنین احوالی که عمال سرمایه در دوران پسا برجام ،شیفته عضویت در بازار جهانی و سازمان تجارت هستند چگونه میتوان انتظار داشت که به درخواست ما گوش کنند
دولت یازدهم گویا کارگران را بار گرانی بر دوش خود می داند. تلاش می کند که هرطور شده به بهانه کوچک کردن حجم دولت و با سپردن همه امور به بخش خصوصی بخوانید سرمایه داران ،این بار را از سر دوش خود بردارد .سیاستهای تاکنونی این دولت برای این طبقه هیچ بوده است.یه روز یارانه نقدی را بیماری اقتصادی می داند و یواش یواش در صدد حذف یارانه بگیران گام برمی دارد و روزی دیگر مسکن مهر را عامل بدبختی اقتصادی می خواند
اگر در گذشته بعضی از افراد برای مبارزه با شکاف عظیم طبقاتی ... جذب گروههای چپ و مارکسیست میشدند بطوریکه جوانان عدالت طلب و برابری خواه در سرتاسر جهان ، با الهام از مبارزانی مانند لنین ،لوکزامبورک، فیدل و چه گوارا، مبارزه در جهت رهایی از دست عمال سرمایه را به پیش میبردند، متاسفانه با تضعیف جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر در جهان ، که توسط سرمایه داری صورت گرفت افرادی که بدنبال عدالت و برابری بودند ... بسمت این گروههای جهادی غلتیدند
داعیه دفاع از حقوق کارگران و خواست تحقق مطالبات کارگری از طریق اقدامات فردی ، نظیر اعتصاب غذا ، پدیده نامیمونی در امر مبارزات طبقاتی کارگران است. آنهم در شرایطی که نتیجه آن از قبل قابل پیش بینی بود. از طرف دیگر، اینگونه اقدامات فردی با نتایج مشخص، بهمراه جنجالها و تبلیغات وسیع رسانه ای ، موجب تحلیل رفتن و تحت الشعاع قرار گرفتن مبارزات واقعی کارگران میشود
پروسه اعتصاب غذایی که با تبلیغات گسترده بشارت یک ناجی برای طبقه کارگر می دهد.کسی که عیسی وار برای رفاه وآسایش دیگران سخیتهای فراوانی بر خویش تحمیل می کند و شب و روز هم از طرف مدیای چپ گرفته تا راست مانند بی بی سی وصدای امریکا و رادیو فردا ودیگران برین طبل می نوازند. حال که به نتیجه نگاه می کنیم، ایا موجب سر خوردگی ویاس طبقه کارگر نمی شود؟ ایا کارگران آنرا شکستی دیگر در زندگانی خویش تعریف نمی کنند؟
اگر قرار است قربانی شویم و یا از گرسنگی بمیریم ، برای خودمان بمیریم. برای طبقه کارگر بمیریم. نه نردبانی باشیم تا دیگران از مناره های ما بالا بروند. دیگر بس است از مظلومیت کارگر گفتن. دیگر بس است .چونکه قرن هاست در بازی قدرت وثروت، ازمظلومیت وحقانیت کارگر چه سخنهای زیبا وشیرین که برزبان جاری نساخته اند
یه زمانی می گفتیم که بسیاری ازین چپهای طرفدار کارگر خرده بورژواهایی هستند که دل در گرو سرمایه داری وغرب دارند و از جنبش کارگری بصورت نردبان استفاده می کنند. واقعیت هم همینست. ایا شما درین چند سطر نوشته اقای فرزاد با یک شخص سوپر انقلابی چپ طرف هستید؟ یا یک خرد بورژوای فلک زده و ناامید و بدون باور به مبارزات طبقه کارگر ؟
اگر این اعتصاب غذا بخاطر مسائل فرد اعتصاب کننده از قبیل لغو مجازات زندان و یا بهبود شرایط زندان وغیره صورت میگرفت در آن صورت میتوانست قابل فهم باشد و مورد پشتیبانی جمعی قرار گیرد. اما من بخاطر دفاع از حق وحقوق تمامی کارگران ایران ،اعتصاب غذا می کنم بنظرم در راستای همان قهرمان سازی وسوپرمن سازی که منصور حکمت بجای ایجاد تشکلهای کارگری، تجویز می کرد ،انجام میشود .
ادامه مطلب ..و