ما به عنوان واحد تهران تدارک کمونیستی از آغاز تجاوز آمریکایی-صهیونیستی در جنبش خیابان حضور داشته و طی بیانیهها و گزارشات منتشر شده و در دست انتشار، ارزیابی خود از آن را ارائه دادهایم؛ غالبا از ظرفیتهایش گفتهایم و گاها از محدودیتهایش؛ مدام تلاش کردهایم تا ایدهها و پیشنهاداتی جهت پیشبرد آن مطرح کنیم. اما از آنجایی که هرگز جزو متملقین این تجمعات خیابانی نبوده و نیستیم، نمیتوانیم بر کاستیها و نارسائیهای آن چشم بپوشیم. به همین خاطر لازم دانستیم تا در خصوص یک نقطه ضعف اساسی که این روزها خیابان از آن رنج میبرد صحبت کنیم.
چنانچه میدانید مدتی است حجاب اجباری به کلیدواژهی شعارها، پلاکاردها و سخنرانیهای بسیاری از تجمعات خیابانی تبدیل شده است. این شبها پلاکاردهایی همچون"زیر پا گذاشتن حجاب، یعنی فروپاشی خانواده-کشف حجاب، پرچم آمریکا و اسرائیل است-پشتیبان کشف حجاب زنان، بدنامهای جزیره اپستین هستند-دقیقا تا کجا برهنه شوند به مسئله حجاب ورود میکنید؟i و ..." به وفور به چشم میخورند. سخنرانان پای منبر هم از تهاجم فرهنگی غرب و نقش اینستاگرام و شبکههای ماهوارهای و امثالهم بر انحطاط اخلاقی جوانان صحبت میکنند. حتی در بعضی از میادین شهر تعدادی از زنان محجبه به زنان غیرمحجبهای که از کنار تجمعات رد میشوند تذکر لسانی میدهند و گاها منجر به درگیریهای لفظی هم میشود. از طرف دیگر کمپینی هم تحت عنوان "درخواست رعایت سراسری حجاب در دانشگاهها" خطاب به وزیر علوم راهاندازی شده و تاکنون به ۶۰ هزار امضا رسیده است. مضاف بر این ۲۳۰۰ استاد و پژوهشگر دانشگاه و حوزه، نامهای تحت عنوان "بیحجابی، پروژهای ضد امنیتی است" خطاب به محسن رضایی، دبیر شعام نوشتهاند و در آن خاطرنشان کردهاند که حجاب یک پروژه ضد امنیتی است و "رواج بیحجابی و اباحهگری، فراتر از یک چالش اخلاقی و فردی، موضوعی چند وجهی و مرتبط با عناصر هویتی است که در زمره مهمترین پروژههای کلان جنگ ترکیبی دشمن برای گسست وحدت و انسجام ملی و تضعیف امنیت پایدار قرار دارد". گاها عباراتی شووینیستی مانند "پوشیدگی رسم نجیبزادگان است" یا بدتر از آن "در ایران باستان بیحجابی و برهنگی علامت کنیزان و بردگان جامعه بوده و حجاب نماد اشرافیت و ایرانیان اصیل بوده است"روی پلاکاردها نقش میبندد. عباراتی که نه تنها وجود ارباب و برده و کنیز را در یک جامعه طبیعی جلوه میدهد بلکه جنبش محرومان در خیابان را به حرکتی ضد کارگران و محرومان جامعه بدل میکند و به جریان لمپن فاشیستهای پهلوی امکان میدهد مزدوری خویش برای نیروهای متجاوز را پشت ظاهر مخالفت با حجاب اجباری و دفاع از آزادی زنان پنهان کنند.
موضوع حجاب زمانی برجسته شد که از تعداد افراد شرکت کننده و تنوع پوشش و فکری آنها کم و کمتر میشد و حساسیت آن لحظهای شدت گرفت که گروههایی از دختران بیحجاب با ظاهرها و نمایشهایی عامدانه و با لاابالیگری تمام به هدف خرابکاری و اختلال از وسط تجمعات رد میشدند. در این میان از دارودستهی اصلاح طلبان و وفاقیون گرفته تا رسانههایی چون من و تو و ایران اینترنشنال هم که همگی متفقالقولند بدن من مال من است، این اقدام را شکلی از مبارزه علیه دیکتاتوری قلمداد کرده و مدام جوانان را به آن تشویق کرده و میکنند. علت امر هم واضح است؛ خیابانهای این شهر، سالهاست جولانگاه بخشهای منحطی از طبقه متوسطی بوده تا از آخرین مدل لباس و ماشین لاکچریاش رونمایی کند و از خوردن غذا و خوراکیهای لذیذ در رستورانها و کافهها و از خرید در پاساژها و مالهای لوکس در صفحهی اینستاگرامش استوری بگذارد و همیشه هم دو قورت و نیمش باقی است که پاسپورت کشورش بیارزش و دنیا آنها را آدم حساب نمیکند. اکنون بیش از ۲۰۰ شب است که این تجمعات شبانه از خیابانهای نازیآباد و فلاح و خانیآباد گرفته تا صادقیه و انقلاب و ولیعصر و ونک و تجریش، عرصه را بر پرسهزنی و چشم چرانی دختر و پسرهای جوان و در یک کلام عیاشی شبانهی این جماعت فکاهی، تنگ کرده است.
جالب اینجاست که در روز جمعه ۲۷ شهریور، همزمان با رزمایش جانفدا، ایونت رانینگ ۱۰ کیلومتری که عمدتا دختران و زنان بیحجاب بودند در تعدادی از پارکهای سطح شهر تهران برگزار شد؛ یعنی از طرفی زنان اسلحه به دستی را میبینیم که علنا اعلام آمادگی و مبارزه علیه تهاجم آمریکایی-اسرائیلی در خیابانها را به نمایش میگذارند و در طرف مقابل زنانی که مشغول دوی ماراتناند. برخلاف توصیف مرعشی شارلاتان و غارتگر مبنی بر این که آنها نمیخواهند شهید شوند و میخواهند زندگی کنند، برگزاری آن دو ماراتن در شرایط التهاب جنگی و در حالی که جامعه بیش از هر زمانی به آمادگی رزمی برای دفاع از خود نیاز دارد، عملا یک دهن کجی به صف مقاومت مردم در برابر تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی و عملی خرابکارانه برای تضعیف توان مقاومت جامعه بود. صرفنظر از این که طراحان اصلی کمپینهای حجاب اجباری چه اهدافی را دنبال میکنند، ما میدانیم که برای شما مردم کف خیابان تأکید بر رعایت حجاب علاوه بر اینکه بخشی از اعتقادات مذهبی شما را بازتاب میدهد، سپری دفاعی است علیه لذت جوئی لجام گسیخته و هدونیسمی که طبقات مرفه شهری حامل و مروج آن هستند. در همین راستا پلاکاردهایی همچون "اجرای قانون حجاب، مردم را ناراحت میکند، گرانسازی بنزین مردم را ناراحت نمیکند؟-آقای رئیس جمهور: چه جوریه که اجرای قانون حجاب خطر آشوب داره اما گران شدن بنزین در شرایط جنگی خطر نداره؟"به وضوح سویهی طبقاتی ماجرا را عیان میکند.
علم کردن حجاب، برداشتن همان پرچمی است که جنبش طبقه متوسطی ضد حجاب به طور مشخص با کمپین "چهارشنبههای سفید" به رهبری آن پتیارهی مزدور سیا علیه همان پرچم کلید خورد و با آکسیون "دختران خیابان انقلاب" نضج گرفت و در غائلهی "زن زندگی آزادی" به نقطهی انفجار رسید. بدون تردید تحقق حق آزادی پوشش در تمامی این معرکهها، نه فقط در گرو براندازی ج.ا، بلکه همچنین فسخ پیمان با خلق ستمدیدهی فلسطین و دوستی و برادری با اسرائیل و ادغام در اروپای متمدن و آمریکای آزاد بوده است. نمیتوان یک بار دیگر با همان پرچمی به جنگ این صف رفت که خود عامل ایجاد و قدرتگیری آن بود. آزموده را آزمودن خطاست.
با همهی اینها حجاب، نه میتواند حفرههای امینتی درون ساختار حاکمیتی را پر کند و نیروی سرنگونیطلبی را خنثی سازد و نه راهحل برون رفت از این ابتذال و بحران اخلاقی حاکم بر جامعه باشد. از قضا راهاندازی گشت ارشاد در دورهی رئیسی و مرگ تراژیک مهسا امینی، زمینهساز همان بلوایی شد تا در جریان آن نیروهای مرتجع و تجزیهطلب کومهله و دمکرات و پژاک و پاک بتوانند کرور کرور اسلحه به دست جوانان برسانند و به معنی واقعی کلمه یک جنگ داخلی را در سنندج و مهاباد و بوکان و پیرانشهر رقم بزنند؛ در زاهدان، جیشالعدل آن جمعهی خونین را به یادگار بگذارد و در اکباتان و تهرانپارس هم بسیجیها سلاخی شوند و در مدرسهها و دانشگاهها، نسل زد شعار نه اینوری نه اونوری و سبزی پلو با ماهی سر دهد و از این پس کمحجابی و استعمال ماریجوانا و مشروبات الکلی در فضاهای عمومی به عنوان یک کنش سیاسی علیه حکومت قلمداد شود.
مردم شریف کف خیابان،
ما در جریان گفتوگو با شما دریافتیم که از صمیم قلب نگران فروپاشی بنیان خانواده، بسته شدن پنجره جمعیتی و کاهش آمار ازدواج و... هستید. با این حال اصرار بر حجاب اجباری هیچ دخلی به این معضلات اجتماعی ندارد. مسجل است ازدواج و تشکیل خانواده و فرزندآوری ملزوماتی دارد که زحمتکشان جامعه نمیتوانند فراهم کنند. پس به جای چنگ انداختن به طناب پوسیدهی حجاب اجباری، باید تأمین مسکن رایگان، آموزش و پرورش رایگان در تمام سطوح از مهد کودک تا دانشگاه، و ممنوعیت کامل آموزش غیرانتفاعی و خصوصی و پولی تحت هر نامی، درمان و بهداشت رایگان و ممنوعیت کامل پزشکی خصوصی را بر تارک جنبش حک کرد.
حجاب، ابزاری نیست که از طریق آن بتوان به مصاف دشمن آمریکایی-صهیونیستی در خارج و الیگارشها و وادادگان در داخل رفت. این ابزار به طرفهالعینی علیه خود شما به کار میرود. این دو قطبی کاذب باحجاب-بیحجاب حربهی دشمنان است برای درهمکوبیدن خیابان. حربهای است تا به واسطهی آن تمرکز خیابان را از تعقیب مطالبات معیشتی و مبارزه با کودتاگران بردارد و اختلافات فرهنگی بین مردم را تعمیق بخشد و فشار را از روی خود بردارد و مردم را به جان هم بیندازد. حقیقتا حضور زنان چادری و بیحجاب در کنار همدیگر خاری در چشم دشمنان بوده و به جرأت میتوان گفت که یکی از باشکوهترین صحنههایی است که پس از انقلاب ۵۷ مجددا در خیابانهای ایران به تصویر درمیآید. درست همینجاست که حجاب اجباری، زنان آزادهای را که پوششان دلخواه بسیاری از شما نیست اما علیه تجاوز به کشور و سیاستهای خانمانبرانداز طبقه حاکم به خیابان میآیند را دلسرد و طرد میکند. کثرت در پوشش و طرز فکر و سلیقه با هدف مشترک مبارزه علیه امپریالیسم و شوک درمانی و کاپیتولاسیون، نشان از قوت جنبش حاضر است. حجاب اجباری توان بسیج نیرو را تحلیل میبرد؛ این ضعف خیابان به دستاورد صهیوفاشیستها و عمالشان بدل میشود. آنها با تمام امکانات رسانهای که در اختیار دارند، تصویر شما را به عنوان یک عده افراد عقبمانده و متحجر هم به جامعه مخابره میکنند و هم در سطح جهانی علیه ما به کار خواهند گرفت. آن دسته از زنانی که با پوششهایی زننده در فضای شهر به جولان و تفریح و تفرج میپردازند اقلیتی بیش نیستند. اقلیتی با حضور رسانهای پررنگ و فعالیتی چشمگیر در شبکههای اجتماعی. راه مقابله با آنها نه برخورد قانونی است و نه پرخاشگری. اتفاقا آنها در چنین فضای تقابلی تأیید رفتار خود را برداشت میکنند و با گستاخی بیشتر آن را ادامه خواهند داد. پادزهر این جماعت بیاعتنایی مطلق به آنها است. نه قدرت قانون و بگیر و ببند و سرکوب، بلکه قدرت عرف جامعه است که میتواند بر چنین کژراهههایی غلبه کند. در یک جامعه متکی بر همبستگی متقابل و حرمت و احترام و معترض به بیعدالتیهای طبقاتی، چنین موجوداتی جایی برای عرض اندام نخواهند داشت و چنین هنجارهایی منزوی و طرد خواهند شد. در چنین مبارزه اجتماعی اکثریت عظیم زنانی نیز همراه شما خواهند بود که اگر محجبه هم نیستند اما از پوشش متعارف و مناسبی برخوردارند که اکثریت عظیم زنان در همه جای جهان با آن در جامعه حاضر میشوند. اجازه ندهید شکافی که با این پویشهای عقبمانده حجاب اجباری بین شما و این خیل عظیم زنان شریف غیر محجبه ایجاد شده است تعمیق شود. هر چه زودتر بر این شکاف فائق آیید قبل از آنکه با ترفندی دیگر اتحادتان را از هم بگسلند.
همه قدرت به خیابان
سازمان تدارک کمونیستی – واحد تهران
۳ مهر ۱۴۰۵
۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶
https://www.youtube.com/@CommunistPreparation