در روز ۳ شهریور ۱۴۰۵ (۲۵ اوت ۲۰۲۶) مظلوم عبدی رسما انحلال قوای سوریه دموکراتیک (قسد) را اعلام کرد. این انحلال اما در واقع مدتها قبل از این تاریخ واقع گردیده بود. آنچه مظلوم عبدی در حضور محمد جولانی سرکردهی سابق گروه تروریستی النصره به دو زبان عربی و کردی بیان کرد، تنها بیانی رسمی از تسلیمی بود که کمی بعد از سقوط رژیم بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ رقم خورده بود.
از ۷ اکتبر که مبارزان فلسطینی بجای تسلیم در مقابل سرنوشت شومی که جهان برایشان رقم زده بود با ابتدائیترین ابزارهای جنگی، مجهزترین هیولای خونخوار منطقه و جهان را به مصاف طلبیدند، تا دهشتناکترین صحنههائی که این هیولا در منطقه رقم زد، تا عقب نشینی نیروهای سپاه قدس ایران از خاک سوریه و شام آخر عباس عراقچی در دمشق، و در نهایت فرار بشار اسد به روسیه و متلاشی شدن ارتش متزلزل و فاسد سوریه و وقایع بعد از آن، همگی در اینکه القاعده تغییر شکل داده در قالب ارتش آزاد سوریه به رهبری جولانی با حمایت کامل ترکیه و چراغ سبز آمریکا، به سرعت مناطق تحت کنترل قسد را هدف قرار دهد، همگی حلقههائی از یک زنجیر بهم پیوسته است. اما هیچکدام از اینها علت مادی متلاشی شدن نیروئی را توضیح نمیدهند که تا چندی قبل، بر حدود یکسوم از خاک سوریه کنترل داشت و بر منابع نفتی مسلط بود. هیچ کدام از اینها نمیتوانند روند اضمحلال پرشتاب نیروئی را توضیح دهند که زمانی به یاری ناتو موفق به عقب راندن ارتجاع داعش و القاعده شده بود، و بعنوان نمونهای واقعی از سوسیالیسم معاصر مورد ستایش خداگونهی طیف وسیعی از جامعهی چپ مدنی و ناسیونالیست قرار گرفته بود، و در غرب نایس نیز سمبل مقاومت در برابر شر تلقی میشد.
روند شروع انحلال کنونی، درست به زمانی برمیگردد که نیروهای مرتجع داعش و القاعده سر سربازان و غیر نظامیان و کودکان را در دیگر نقاط سوریه میبریدند، و رهبران روژآوا تنها نظارهگرانی خونسرد در این تراژدی خونین بودند. ناسیونالیسم کرد با تمام توان سعی داشت انکشاف تروریستهای داعش و القاعده در منطقه را به تضادهای درونی اسلام گره بزند و حتی از جنایات داعش، تحت عنوان جنگی بین دو ارتجاع عربی یاد میکرد و با خوشحالی وقیحانهای تکرار میکردند: "ئهمه شهری کورد نییه!" (این جنگ ربطی به کردها ندارد!). و تنها زمانی ناچار به مقابله با نیروهای تروریست داعشی گردید که شعلهی این آتش خود روژآوا را نیز در بر گرفت.
رهبری روژآوا ترجیح داد به جای اعتماد به نیروی عظیم خلقهای ستمدیده در منطقه، بند ناف مردم روژآوا را با تودههای ستم دیده منطقه و اعراب بِبُرد و بقای خویش را به منافع امپریالیستی گره زند و راه مزدوری ناتو و آمریکا و اسرائیل را برگزیند.
نیروهای دمکراتیک سوریه در روژآوا به یمن بمب افکن ها و ناوگان نظامی ناتو و حمایت آمریکا و اسرائیل، چون بازوی نظامی و شبهدولتی وابسته به پنتاگون، و با ماموریت ویژه پاسبانی از چاههای نفت منطقه و تضعیف دولت مرکزی سوریه به کار گمارده شد. ماموریتی که همزمان با اعلام رسمی انحلال آن، هم از سوی تام باراک، و هم خود مظلوم عبدی "پایان رسیده" عنوان گردید. مأموریتی که به مانند یک سمبل از حکمرانی خودمختاری با پرچم دمکراسی و حمایت از حقوق زنان افراشته گردید، و به زودی مورد حمایت کامل اتحادیهی اروپا قرار گرفت. و در نهایت با تغییر موازنه قوا در اوکراین و سوریه و منطقه، در یک چرخش، همان اروپا عملا رای به یکپارچگی سوریه تحت رهبری جولانی داد. و باری دیگر بر این واقعیت صحه گذاشت که برای سرمایهداری بحران زدهی غرب، زنان کرد و خودمختاری منطقهای و دمکراسی تنها تا زمانی ارزش دارند که تضمین کننده منافعشان در خاورمیانه باشند. منافعی که امروز دولت مرکزی سوریه به رهبری احمد الشرع، محمد الجولانی سابق، فرمانده جبهه تروریستی النصره که آمریکا برای سرش جایزه تعیین نموده بود، بهتر قادر به تضمیناش هست.
ماندن قسد امروز به عنوان نیروئی مستقل نظامی و شبه دولتی به نفع هیچکدام از طرفینِ آمریکائی و ترکیهای و اروپائی و دولت جدید و دست نشاندهشان در سوریه نیست و لازم بود تا همینجا ماموریتش را به پایان برساند. پروژهای که در ایران با حمایت جامعهی مدنی و ناسیونالیستهای کرد و اپوزیسیون چپ خارج از کشور و انواع سلبریتیهای هنری و رسانهای پیش برده شد، و با کشتار هزاران نفر از غیر نظامیان به فجیع ترین اشکال غیرانسانی، آوارگی هزاران نفر از مردم محلی به کمپهای کثیف و بی امکانات عراق و کشورهای منطقه، و پناه بردن صدان و هزاران خانواده به مدارس و بیمارستانها و در نهایت، به افزایش کینهورزیهای قومیتی بین زحمتکشان کرد و عرب منطقه به پایان رسید.
کارگران، زحمتکشان، انسانهای شریف و آزادهی کردستان
انحلال قوای دمکراتیک سوریه علاوه بر تمام اینها یکبار دیگر شاهدی بود بر این مدعا که سرنوشت مینیدولتها و شبهدولتهای مستقل کوچک در نظم سرمایه داری کنونی که بحران انباشت سرمایه آن را به جنگهای خونینی کشانده است، به اراده و میل ارباب وابسته است. ارباب امپریالیستی اگر بخواهد مینیدولت شکل میگیرد و به ساز ارباب میرقصد و اگر نخواهد یا اصلاً شکل نمیگیرد و یا حتی پس از شکل گرفتن به اشارهای از صحنه محو خواهد شد. هر چقدر هم در ظاهر "مترقی" به نظر برسد.
بدون هیچ شکی، اینبار نیز این سران و رهبران فاسد و محقر کرد از مسببان اصلی تمام این ستمها و تحقیرهائی بودند که به خلق زحمتکش این منطقه تحمیل شد. رهبرانی که روزی پیشنهاد روسیه بر مبنای ادغام در دولت مرکزی بشار اسد را رد نمودند و آن را قبحی سیاسی و هویتی تلقی میکردند، اکنون همان رهبران در کمال بیشرمی توافق انحلال قسد را بهعنوان یک «پیروزی» به تودهها میفروشند، آن را جشن گرفتند و وعدهی تحقق نیافتهی به رسمیت شناختن زبان کردی را به عنوان دستاوردی بزرگ جلوه میدهند. مظلوم عبدی نیز از سمتِ فرماندهی کل قسد، به طور تحقیرآمیزی به «مشاور جولانی در امور کردها»! تقلیل پیدا کرد.
اکنون که با اتمام ماموریت چاکری برای غرب و آمریکا، رؤیای خودگردانی در روژآوا به الک القاعدههای کراواتی سابیده، و هزینهی تمام آن مزدوریهای سران کرد به غرب و آمریکا و اسرائیل بر گرده تودهی زحمتکش منطقه افتاده است، چپ مدنی و ناسیونالیست کرد طوری خونسردانه به تحلیل این واقعه میپردازند که انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته! و حتی علت تمام این هزینهها را به نداشتن لابیهای قدرتمند در آمریکا نسبت میدهد!
کارگران و زحمتکشان کردستان، اجازه ندهیم که سران و رؤسای کردایتی و جامعه مدنی فاسد، هر بار هزینه شکستها و خیانتهایش را با گلاب بشوید. اجازه ندهیم این بازیگران مترسک و دست نشاندهی ارتجاع غرب، که با فروش رؤیای خودگردانی، سالها بین ما و رفقای کارگر ترک و فارس و عرب جدائی افکند، بیش از این مانع از اتحاد بین ما شوند. زمان آن فرا رسیده است که وحدت طبقاتی تودههای کار و زحمت، در جلوههای مختلف حیات اجتماعی و سیاسی تجلی یابد و چشم اندازهای آیندهای روشن و رهائیبخش را به تمام خلقهای منطقه نوید دهد. بکوشیم تا سایهی ابرهای سیاه کردایتی را از آسمان کردستان پس بزنیم. ما می توانیم و باید ابتکار عمل را از دست مرتجعان سیاسی پس بگیریم.
سازمان تدارک کمونیستی – واحد کردستان
۱۸ شهریور ۱۴۰۵
۹ سپتامبر ۲۰۲۶
- Anmelden oder Registrieren, um Kommentare verfassen zu können