User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

دی‌ماه خونین

مسیر راهنما

  • خانه
  • دی‌ماه خونین

ساعت رویاروئی با حقیقت - ایران پس از دی‌ماه خونین

آنچه در دی‌ماه ۱۴۰۴ برای همیشه تغییر کرد. چرا ایران وارد دوران نوینی از حیات خویش شد و چرا تمام مؤلفه های مبارزه طبقاتی پس از دی‌ماه با پیش از آن متفاوت خواهند بود. تلاقی کدام خودویژگی های داخلی و جهانی به این آرایش جدید منجر شدند؟ کدام دریچه ها به روی کمونیسم معاصر باز می‌شوند.

بهمن شفیق
  • Read more about ساعت رویاروئی با حقیقت - ایران پس از دی‌ماه خونین
  • Log in or register to post comments

دی ماه خونین: روایتی از کف خیابان های تهران – گزارش دریافتی

عجز و لابه‌ی یکی از مشتریان توجهم را به خودش جلب کرد. آقا توروخدا من خیلی به این پول نیاز دارم، زنم بیمارستانه، حالش خیلی خراب است، لطفا الآن واریز کنید. ...اگر امروز پول را پرداخت نکنم می‌میرد. اگر باور نمی‌کنید بیایید نگاه کنید، گوشیش را از جیبش درآورد، فیلم زن جوانی بود که صورتش خونی بود، پرسیدم تصادف کرده؟ گفت نه هموفیلی دارد، مدام از چشمهایش خونابه می‌زند بیرون ، اگر این ۳۵ میلیون تومان را پرداخت نکنم از دستش می‌دهم. پرسیدم مگر این ها جزو بیماری های خاص نیستند؟ بودند، حالا دیگر نیستند، از موقعی که ارز ترجیحی حذف شده، خودمان باید هزینه داروها را پرداخت کنیم.

تحریریه سایت
  • Read more about دی ماه خونین: روایتی از کف خیابان های تهران – گزارش دریافتی
  • Log in or register to post comments

خیابان را سازمان بدهید – گزارش دریافتی

اونجا بی اختیار گریه‌ام گرفت. حس میکردم به عنوان یه کمونیست چقدر بدرد نخورم که این مردم مظلوم با ظاهری که معلومه از طبقات فرودستن راه نجاتشون رو توی اسپرم تشخص یافته پهلوی جستجو میکنن. همینطور داشتیم به پیش می‌رفتیم که یهو نیرو های سرکوب جلومون ظاهر شدن. ما عقب جمعیت بودیم و نمی‌دیدیمشون ولی میدیدم که گاز اشک آور میزدن.

تحریریه سایت
  • Read more about خیابان را سازمان بدهید – گزارش دریافتی
  • Log in or register to post comments

و خون جاریست - گزارش دریافتی

سرمو آوردم بالا. دستم خودم نبود، بالا تا پایین هرچیزی که تو ذهنم اومد رو فوش میدادم. پاهام شل شده بود، چرا انقدر رد خون. چند قدم رفتم جلوتر که شیشه های خرد شده یه مغازه کف پیاده رو حواسم رو به خودش جلب کرد. تا خواستم برم جلوتر پام تو زمین قفل شد. انگار گوسفند سر بریدن، حجم زیادی خون. گرم. قرمز. تاریک. بغضم گرفته بود. از وحشت نمیدونستم چیکار کنم. چند قدمی دویدم تا از اون حجم زیاد خون فرار کنم. فقط میخواستم از اون محل دور شم،

تحریریه سایت
  • Read more about و خون جاریست - گزارش دریافتی
  • Log in or register to post comments

از آن پنج‌شنبه خونین – یک گزارش دریافتی

با هر تلاشی بود خودم را کنار پیاده رو رساندم. باید از لابه لای جمعیت خودم را به مقصد میرسوندم. حواسم رفت سمت شعار جاوید شاه و این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده. سرم را به سمت شعار دهندگان کج کردم. نزدیکای ده نفری بودن، اکثرا لباس های سیاه، شلوارهای شیش جیب و  ماسکی سیاهی بر صورت که موتور سوارها بر صورت میگذارند و فقط چشمهایشان پیدا بود.

تحریریه سایت
  • Read more about از آن پنج‌شنبه خونین – یک گزارش دریافتی
  • Log in or register to post comments

تأملاتی بر تراژدی خونین دی ماه: ۱- این جوی خون

مسأله این است که اما «رها کردن زمام امور به دست تقدیر» و «حکمرانی الله‌بختکی» در جامعه سرمایه داری به معنای حکمرانی نکردن نیست، به معنای سپردن حکمرانی به جامعه مدنی، به جامعه بورژوایی و قوانین کور و آهنین اقتصادی آن، و خارج کردن آن از حیطه اختیار دولت است. «تحلیل قدرت دولت مرکزی» نه عارضه ناخواسته این سیاست‌ورزی، بلکه هدف آن است.

بهمن شفیق
  • Read more about تأملاتی بر تراژدی خونین دی ماه: ۱- این جوی خون
  • Log in or register to post comments

شوک درمانی خونین اما کم هزینه به یاری اپوزیسیون ‏

از دل بلوای موجود باید سیاست‌های دست راستی بورژوایی با سرعت و شفافیت بیشتری اعمال شوند، ترکیب ارکان حکومتی به طور جدی تعییر کرده با ضرورتهای جدید انباشت هماهنگ شود و سیاست خارجی ایران بیش از پیش به سوی غرب و همزیستی با اسرائیل بچرخد.
وحید صمدی
  • Read more about شوک درمانی خونین اما کم هزینه به یاری اپوزیسیون ‏
  • Log in or register to post comments
Subscribe to دی‌ماه خونین