نظرات خوانندگان

یکشنبه, 10 آذر 1404 18:54

خروس قندی بهره وری دانش بنیان – یک گزارش دریافتی

نوشتۀ: تحریریه سایت
Rate this item
(0 votes)

مدیر هم که لم داده بود یه تکونی خورد و اومد جلو و گفت که حمید جان در مورد وسایل که سفارش دادیم یه مدت دیگه میرسه به دستتون اما در مورد حقوق مشکلی وجود نداره سر موقع داره پرداخت میشه ما گفتیم یکم تا دهم هر ماه میریزیم تا الان از دهم هم تجاوز نکردیم. ... حمید اینطور ادامه داد: آقا بحث من سر همون یکم تا دهمه چرا باید خودتون به خودتون سر حقوق ما ده روز وقت بدین؟ اگه اینجوریه حقوق این ماه که نوبتش شد رو تا دهم حساب کنید و دستمزد چهل روز رو پرداخت کنید، از ماه بعد هم همون دهم حساب کنید یا نه اون تلاشی که میکنید یکم تا دهم پرداخت کنید اون تلاش رو منتقل کنید به فاصله بیستم تا سی ام ، منی که دارم قسط میدم و اجاره میدم نمیتونم به بانک و صاحبخونه بگم آقا هر وقت دوست داشتم میام پرداخت میکنم

اگر ما این سیاست را دنبال کردیم ، دانش را پایه و زمینه اقتصاد کشور قرار دادیم و بنگاه های اقتصاد دانش بنیان را افزایش دادیم این منافع زیادی برای کشور و اقتصاد کشور خواهد داشت هم موجب کاهش هزینه های تولید میشود و هم بهره وری را افزایش خواهد داد که ما در واقع یکی از مشکلاتمان کاهش بهره وری است.

رهبر جمهوری اسلامی ایران.

گزارشی که از پی می آید شرح حال کوتاهی است از آنچه که در یکی از هزاران شرکت دانش بنیان در سطح کشور می گذرد. بالتبع این قضیه در تمام شرکت ها و بنگاه های تولیدی صادق است و حال شاید با کمی تفاوت ظاهری و اسمی.

شرکت های دانش بنیان همانطور که از گفته های آقای خامنه‌ای پیداست یکی ازمهمترین رسالت هایشان افزایش بهره‌وری بیش از پیش است، البته لازم به ذکر است که ایشان هم خدای نکرده مدعی نیستند که بهره‌وری وجود نداشته. وجود داشته، اما نسبت به بهره‌وری مورد نیاز در عرصه رقابت کاهش یافته و کمتر بوده و آن مبلغ رشد و سوددهی آنطور که باید رضایت‌بخش نبوده. بعبارتی؛ حال که رضایت‌بخش نبوده باید به هر وسیله‌ای شده چاره‌ای اندیشیده میشد. چاره هم طبق معمول همیشه همان بیچاره کردن کارگران بیش از پیش است تا بلکه منافع بیشتری عاید کشور (یا همان منافع ملی) گردد و اقتصاد کشور شکوفا شود [یا چه عرض کنم جیب سرمایه‌داران از تولید ثروت کشور پرتر شود] و این دغدغه‌ی همیشگی حتی برای دوره ای کوتاه هم که شده از ذهن حضرات دور شود. بلکه توفیقی حاصل شد و راهی پیدا شود که دیگر ما کارگران هم یکسره بدون نان و آب و خواب و هزینه و حقوق کار نکنیم و جایی برای دغدغه و نگرانی باقی نماند و همیشه یادمان باشد که نباید از رحمت خدا ناامید شد هر چه نباشد همیشه از این ستون به آن ستون فرج است.

باری؛ شرکت های دانش بنیان با ظهورشان علاوه بر رسالتی که به قول خودشان برطرف کردن کمبودهای ناشی از تحریم بود رسالت انقلابی افزایش بهره‌وری هم به دوش میکشیدند، چطور؟ با زمانبندی دقیق و کنترل شده. شرکتی که من در آن کار میکنم اگر کاملاً هم دانش بنیان نباشد، لااقل در این ماجرای بهره‌وری در سطح بالایی دانش بنیان است و کاملاً مجهز به دانش کار کشیدن از کارگر. برای مثال من که در یک کارخانه تولید گریس نسوز مشغول به کار هستم زمان تعیین شده برای پر کردن سطل گریس و بسته بندی کردن و ثبت در برگه گزارش و گذاشتن روی پالتِ انتقال به انبار سی دقیقه است. با احتساب ساعت کار مقرر وزارت کار که به طور معمول در هفته ۴۴ ساعت است و در ماه حدودا ۱۸۰ ساعت است، معیار شرکت برای محاسبه کار من بر اساس حضور من در شرکت و احتساب ساعات کار نیست، بلکه بر اساس تعداد سطل های گریسی است که تحویل داده‌ام و ثبت شده اند. یعنی شرکت میگوید ۱۸۰ ساعت کار توِ کارگر در واقع زمانی درست و سرجای خود است که به من ۳۶۰ سطل گریس تحویل داده باشی. اگر من توانستم زمان تحویل هر سطل رو به ۲۷ دقیقه برسانم که مشمول بهره وری خواهم شد. آنوقت شرکت آن سه دقیقه را جمع میزند و بر اساس پایه حقوق ، درصد تعیین شده ای را به نام پاداش بهره‌وری به حسابم میریزد. منتها از آن تاریخ به بعد معیار تولید از ۳۰ دقیقه به ۲۷ دقیقه کاهش خواهد یافت و این دایره روز به روز تنگ تر خواهد شد یعنی بهره‌وری دقیقا تفنگ سرپری است که دست ما میدهند تا به پای خودمان شلیک کنیم و زمان تولید را (بر ضد خویش) به حداقل ممکن برسانیم. کماکان از این طرف این هم صادق است که اگر زمان تولید از ۳۰ دقیقه بیشتر باشد بعد از یکی دو اخطار و یکی دو بار هم جریمه نقدی عذر طرف را خواهند خواست و همانطور که محترم آمده بود، حالا باید متهم برود. با این مقدمه بریم سر اصل گزارش.

چند ماه پیش به طور اتفاقی آبدارچی شرکت با کاغذ و خودکار بین کارگران میگشت و از بین چند غذای مشخص سفارش می گرفت و میگفت: قورمه مخصوص ، قیمه نثار مخصوص یا کوبیده مخصوص. کارگرای قدیمی تر میگفتن که خب این معموله، هر شش ماه یا سالی یکبار این مهمانی ترتیب داده میشود و هیئت مدیره جلسه‌ای عمومی با کارگران میگذارد و پیشنهادات و انتقاداتی رد و بدل میشود.

بلاخره میزها چیده شد و نشستیم برای صرف نهار ، بعد از صرف نهار مدیر رفت بالای منبر و اینطور شروع کرد به موعظه: «قبل از هر چیز قدردان زحمات تک تک شما همکاران و همراهان عزیز و گرامی هستیم و خسته نباشید عرض میکنم خدمت همه. ما این جلسه رو گذاشتیم که به شما عرض کنیم کارکرد ما در نیمه اول سال آنطور که باید و شاید قابل قبول نبوده ، ما در این نیمه اول بر اساس مجموع ساعات کار همگی شما باید به صورت متعادل و استاندارد ۳۰ هزار ساعت خروجی میداشتیم». با ورانداز کردن چهره ی حاضران جمع ، رو به چند کارگر قدیمی حاضر کرد که البته آن چند نفر هم جزو کسانی بودند که آنتن لقب داده شده بودند و اخبار و گزارشات ثانیه ای کارگران را همیشه به مدیریت انتقال میدادند و پرسید: فلانی به نظرت چند ساعت کار کردیم؟ فلانی هم گفت بیست هزارتا بعدی گفت بیست و پنج هزار و قص علیهذا. مدیر دوباره شروع کرد و گفت که مجموعا ۲۲ هزار ساعت کار کردیم و این خیلی کمه و باید حتما در نیمه دوم اصلاح بشه و حداقل اگر هم بیشتر کار نکنیم به همان استاندارد ۳۰ هزار ساعت برسیم وگرنه «زیان‌ده» خواهیم شد ، خودتان که میبینید اکثر شرکت ها یا ورشکسته اند یا در آستانه ورشکستگی و تعدیل نیرو هستند اما ما داریم با هزار بدبختی مشتری جور میکنیم و فروش میکنیم و حقوق شما رو پرداخت میکنیم و خودمان هم لقمه‌ای میخوریم. حال کم و زیاد سفره ای است که پهن شده ما که داریم همه ی تلاشمون رو میکنیم شما هم باید تلاش کنید که این سفره باقی بمونه. من به سرپرست تولید هم گفتم اگر موفق شدید که به ۳۰ هزار ساعت برسید در پایان سال به هرکدام یک پایه حقوق به عنوان پاداش تقدیم کنند. سعی کنید برسید، باور کنید اصلا سخت نیست، بذارید آخر سال با خیال راحت همگی بریم تعطیلات. من عرض دیگه ای ندارم و الان به پیشنهادات و انتقادات شما گوش میدم از همین صندلی اول بفرمایید نوبتی گوشم با شماست.

چند صندلی اول که جزو برادران آنتن بودن فارغ از هیاهوی جهان تشکر و قدردانی درخوری بابت نهار و لطف کریمانه حضرتشان کردند و گفتند هیچ مشکلی نیست و اوضاع گل و بلبله و خدا سایه شما رو از سر ما برنداره انشالله هر طور که شده به آن مقدار تولید هم خواهیم رسید شما اصلا نگران هیچی نباشید. کارگر بغل دستی من که حمید نامی بود گفت این بیشرفا رو ببین انگار خدا اینارو ذاتا کاسه لیس و بادمجان دور بشقاب چین آفریده الان چنان بکوبمشان به گرز گران که دیگه نیان به مازندران. نوبت که به حمید ما رسید گفت اولا بابت نهار سپاسگزارم ، الحق نهار قشنگی بود. اما من دو تا پیشنهاد دارم یکی اینکه ابزار و وسایل و کافی بهمون بدید که کار پیش بره و اینقدر علاف نشیم سر هر چیزی ، دوم اینکه یه فکری هم به حال پرداخت به موقع حقوقها بکنید خدا شاهده اسیر شدیم اول ماه که میرسه باید کاسه چه کنم چه کنم دست بگیریم و بیفتیم به قرض و قوله تا حقوق واریز بشه.

اینو که گفت پچ پچ کردن بین جمع شروع شد و مدیر هم که لم داده بود یه تکونی خورد و اومد جلو و گفت که حمید جان در مورد وسایل که سفارش دادیم یه مدت دیگه میرسه به دستتون اما در مورد حقوق مشکلی وجود نداره سر موقع داره پرداخت میشه ما گفتیم یکم تا دهم هر ماه میریزیم تا الان از دهم هم تجاوز نکردیم. رو کرد به برادران آنتن و گفت آقا شما بگو از دهم رد شدیم تا الان؟ آنتنها هم متفق القول گفتند نه والا پیش نیومده. مدیر هم با رضایت شانه بالا انداخت و گفت بفرما. حمید اینطور ادامه داد: آقا بحث من سر همون یکم تا دهمه چرا باید خودتون به خودتون سر حقوق ما ده روز وقت بدین؟ اگه اینجوریه حقوق این ماه که نوبتش شد رو تا دهم حساب کنید و دستمزد چهل روز رو پرداخت کنید ، از ماه بعد هم همون دهم حساب کنید یا نه اون تلاشی که میکنید یکم تا دهم پرداخت کنید اون تلاش رو منتقل کنید به فاصله بیستم تا سی ام ، منی که دارم قسط میدم و اجاره میدم نمیتونم به بانک و صاحبخونه بگم آقا هر وقت دوست داشتم میام پرداخت میکنم از یه طرف صاحبخونه پرتم میکنه بیرون از اونطرف بانک میاد جریمه‌ام میکنه. مدیر گفت درسته ولی ما نگفتیم که هر وقت دوست داشتیم میدیم. حمید هم گفت اره ولی وقتی میگید یکم تا دهم عملا میشه همون هر موقع دوست داشتیم دیگه چه فرقی میکنه؟ بعد مدیر اینطور ادامه داد که خب تا حساب کتاب ساعت کاری جمع بشه و محاسبه بشه و اضافه کاری و فلان و بهمان دربیاد چند روزی وقت میبره که یهو یکی از کارگرای دیگه وارد بحث شد گفت با این حساب اون شرکت هایی که چند هزار کارگر دارن چجوری حقوق میدن؟ اگه حساب کتاب ما که ۹۰ نفریم پونزده روز طول بکشه حساب کتاب یک ماه اونا باید سالها طول بکشه و همه زدن زیر خنده.

مدیر که داشت میفتاد گوشه رینگ گفت آقا با حسابدار صحبت میکنم سعی میکنیم درستش کنیم ، شما فعلا فقط تو فکر اون سی هزار ساعت باشید که اگه نرسیم کارمون با کرم الکاتبینه ، الانم اگه صحبتی نمونده برگردید سر کار که زمان داره میگذره. اینو گفت و پا شد و نخواست که بقیه به صحبتشون ادامه بدن و مابقی انتقادات مطرح بشه چون اساسا نیومده بود که انتقادات رو گوش کنه فقط اومده بود که در مورد اون خروجی ( و تولید) مدنظرش خط و نشون بکشه.

 

گزارش دریافتی از یک رفیق

تحریریه سایت

۹ آذر ۱۴۰۴

Last modified on یکشنبه, 10 آذر 1404 20:07

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر