ایران فعلا صبر میکند تا هر وقت آنها صلاح دانستند دوباره به او حمله کنند. بعد جواب میدهد و منتظر میماند که طرف هر وقت صلاح دانست برای آتشبس فشار بیاورد جمهوری اسلامی نمیخواهد بجنگد، و این دشمن است که با آگاهی از این ضعف، او با سیاست شل کن، سفت کن، به جنگ و آتشبس میکشاند. به همین دلیل هم بود که بعد از حمله اسرائیل به لبنان، ایران جوابی نداد. چون از دید سیاستمداران ایران، بعد از اعلام آتشبس، هنوز از سوی آمریکا و اسرائیل به ایران حمله نشده بود.
آنچه در این جامعه به هیچ وجه تحمل نمیشود و همچنان تابو است، مبارزه طبقاتی کارگران است. در این جامعه میتوان فعال مدنی و سلبریتی و ژورنالیست و مشاور و مهره تولید و به بیبیسی و اینترنشنال و سیا و موساد صادر کرد، میتوان هر از چند گاه با آنها تصفیه حساب کرد و آنها را مورد تعقیب قرار داد و سپس دوباره با آنها لاس زد و راهشان را باز گذاشت؛ اما تحمل کارگر کمونیست غیر ممکن است. این تابوی جمهوری اسلامی و اپوزیسیون اوست!
از دل بلوای موجود باید سیاستهای دست راستی بورژوایی با سرعت و شفافیت بیشتری اعمال شوند، ترکیب ارکان حکومتی به طور جدی تعییر کرده با ضرورتهای جدید انباشت هماهنگ شود و سیاست خارجی ایران بیش از پیش به سوی غرب و همزیستی با اسرائیل بچرخد.
مصباح و بهرامی در حالی دخالت در بازار و تعیین قیمت برای کالاها را به تاثیرپذیری از افکار الحادی و متاثر از کمونیسمِ مسئولان جمهوری اسلامی نسبت میدهند، که در دهه ۶۰ در بازارِ تحت نظارت و کنترلِ آیت الله خمینی و در همان حال که کمونیستها دسته دسته به جوخههای اعدام سپرده میشدند، کالاهای اساسی با قیمت دولتی و با کوپن در اختیار مردم قرار میگرفت و بر قیمت اجناس در بازار نظارت اعمال میشد.
امروز که «مصلحت» این ام القرا به داد و ستد و فروش همین «جهان اسلام» و مسئله غزه و لبنان گره خورده است، همه آن مفاهیم یک به یک رنگ می بازند. و اکنون بیش از پیش بر همگان روشن میشود که حتی مسئله نابودی اسرائیل یا آرمان فلسطین از همان ابتدا هم تا آنجا جدی بود که در تعارض قاطع با منافعی قرار نگیرد که نطفه آن بین بازاریان و سفارت معظمه انگلیس در همان ایام پلوخوری اولین انقلاب بورژوایی ایران بسته شد.
کشمکش بین کارگران سامسونگ الکترونیک و کنسرن تازه آغاز شده است. اما با توجه به تغییر در موازنه های جهانی و منطقه ای و با توجه به جدال سنگین میان بخشهای مختلف سرمایه جهانی در حال حاضر این کشمکش می تواند سرفصلی از تغییر در روابط کار و سرمایه در جهان معاصر را نشانه زند. بیش باد.
همان اندازه که تقسیم کار اجتماعی موقعیت طبقات مختلف اجتماعی را از پیش تعیین نموده و هاله ای از مشروعیت بر مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید می افکند و به همان اندازه که زمان کار در نظم مبتنی بر مالکیت خصوصی برای کارگر زمان اسارت و نه آزادی به حساب می آید، به همان اندازه نیز تقسیم عمر انسان به عمر مفید و غیر مفید بر اساس دوران کار و بازنشستگی نیز از مبانی فلاکت و حقارت انسان در سرمایه داری است.
از منشور اجتماعی کمونیسم معاصر
اسرائیل یک دولت-ملت عادی نیست، بلکه یک پروژه مهاجرنشینیِ استعماری است که بر نابودی و یا تغییر یا آوارگی بومیان در فلسطین استوار است. مهاجرین تازه زمانی که این نابودی فیزیکی یا سیاسی فلسطینیان به پایان برسد، میتوانند به یک ملت تبدیل شوند. آنها تا آن زمان مخلوطی چند ملیتی هستند که به منظور تشکیل کلکتیوی جنگی و برای غارت سرزمینی که برای ملت سازی ضروری است، به هم پیوسته اند. دقیقاً همچون رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی؛ همچون رژیم های استعماری اروپایی در سراسر جهان؛ همچون رژیم های دست نشانده نازی ها در اروپا در جنگ جهانی دوم: اسرائیل هیچ حق موجودیتی ندارد! تمام.
رئیس این دولت که رئیس پیشین یکی از بزرگترین کنسرنهای خاورمیانه (آستان قدس رضوی) بوده است، دلیل حذف ارز ترجیحی را جلوگیری از قاچاق آرد و کالاهای ارزان به خارج معرفی میکند. اما درست چند روز پس از این اقدام در نشستی با فعالان محترم اقتصادی و تجار و بازرگانان آذربایجان غربی از تصمیمات خلق الساعه در گمرکات انتقاد کرده و میگوید: "برای تولیدکننده و صادرکنندگان مانع ایجاد نکنید..."
اکبر شالگونی رفیقی بود قابل اعتماد و پیش از هر چیز مسئول. مطمئنا او نیز همچون هر زندانی مسؤلی زندانیان دیگر را در شرایط سخت به دلیل پذیرش مصاحبه یا خواندن نماز مورد سرزنش قرار نمی داد و یا آنها را وادار به ایستادن بر سر موضعی نمی کرد که شاید خارج از توانشان بود، اما اینکه اکبر از یک زندانی بخواهد که دست از مقاومت بردارد و مصاحبه را بپذیرد با منش و روش شناخته شده اکبر در زندان سازگار نیست.
ادامه مطلب ..و