نظرات خوانندگان

Displaying items by tag: حمید سلطانزاده

آنچه انبوه کارشناسان ایرانی را از تحلیل مسائل اقتصادی عاجز می کند تا علت هر فاجعه‌ای را به بی کفایتی و فساد این و آن نسبت دهند، تا آنجا که به زمین سیاست برمی گردد پرش از ماهیت جمهوری اسلامی در همان اوان شکلگیری اش به دهه شصت، و دیگری، یعنی در بعد اقتصادی، انکاری است بر تنها سرچشمه ی خلق ارزش که خود سرچشمه تمام این تضادها است. این است که بجای پرداختن به ریشه ها، تمام تحلیلهایشان در نهایت از آرایشی سطحی فراتر نرفته و در خدمت بازسازی همان بنیادهایی قرار می‌گیرد که سرمنشأ تولید فلاکت حاضر بوده و خواهند بود.

آنچه از دید این فکل کراواتی پرورش یافته جمهوری اسلامی در مورد دزدی اهمیت بیشتری دارد آن است که چه کسانی آن را انجام می دهند، برای که و اصلا برای چه؟ وقتی هدف وسیله را توجیه کند و اینجا هدف کوبیدن کمونیسم باشد و جرم کمونیستها مبارزه با کلیت مالکیت خصوصی باشد آن وقت است که دزدی دیگر قبیح است و افراد درگیر در آن راهزن محسوب می شوند، در غیر این مصادره اموال اشراف فراری و خانواده سلطنتی در ضمن انقلاب فرانسه نیز نبردی برای آزادی است که توسط انقلابیون صورت گرفته است.

با گذشت کمی از روی کار آمدن دولت جنگ و سازندگی، فرصت مناسبی برای نظام جمهوری اسلامی مهیا گشت تا آن سیاست های بازار آزادی مطلوبش را با پوششی اسلامی به جامعه تزریق نماید. جنگ فرسایشی ایران و عراق تمام شده بود و نظام موفق شده بود به بهانه هائی چون تامین امنیت ملی، مخالفینش را در داخل کشور از میان بردارد و بر فضای انقلابی دهه گذشته چیره شود. ... اگر تا قبل از این اسلام به قناعت و ساده زیستی سفارش می کرد، از این مقطع تاریخی به بعد دین و دنیا چون مکملی در کنار هم معنا می یافتند. شورش مشهد و چهاردانگه تهران در سال ۱۳۷۱ که جرقه های آن با تخریب تعدادی از سکونتگاههای حاشیه نشینان مجاور با حرم زده شد و در اصل اعتراض حاشیه نشینان به سیاستهای آزادسازی اقتصادی و افزایش نرخ تورمِ نزدیک به ۵۰ درصدی بود با خشونت سرکوب گردید.

در چنین شرایطی است که آقای چنگی با وجود اذعان به موقتی بودن کارگران کارخانه خودش، اصل اول مدیریت را یادآور می شود با این مضمون که "هر کسی را که نمی توانی اخراج کنی، استخدام نکن" و مدعی است که حتی اگر کارگری کارفرما را بزند، کارخانه اش را آتش بزند و تا مرز مرگ از پا درش بیاورد، مطابق قانون کار ایران، کارفرما حق اخراجش را ندارد!!!

"چپ هرگز نفهمید" یادداشتی است به قلم اکبر منتجبی سردبیر سازندگی که انقلاب ۵۷ را آنهم درست زمانی که "کشور بر لبه یک رنسانس ایستاده بود"، به شدت محکوم می کند و در خیانت چپها به کشور و فریب خوردن کارگران با مواضع سریال مو به مو همراهی می کند. در آن سوی جدال و در میان روزنامه ها و کانالهای "جریان انقلابی"، کیهان با سرتیتر "چرا ساواک را مهربان نشان می دهید و تاریخ را تحریف می کنید؟" علاوه بر انتقاد از تطهیر چهره ساواک، از نقش کمرنگ خمینی و طرفدارانش در سریال گلایه می کند!

تکلیف با جدال و شخص آقای علیزاده مشخص است. خود ایشان در یکی از برنامه هایشان که به نقد دیدگاههای اقتصادی رسانه تحریریه می پردازند، خود به این موضوع اعتراف می کند که محرک اصلی ساخت برنامه های پی در پی در یوتیوب، قبل از همه درآمد دلاری بالای آن است. جدال تنها یکی از نمونه هاست که به کمونیسم می تازد. تصویری که دنیای اقتصاد از رهبران شوروی و از کمونیسم ارائه می دهد بسیار خشن تر از تصویری است که در آن کمونیستها و داعشیها را هم سنگ هم قرار می دهد. خیر، بحث به تنهایی نه سریال پایتخت است، نه برنامه جدال و نه روزنامه دنیای اقتصاد.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/ و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

پس از فترتی که به خصوص پس از جنبش سبز گریبان طبقه کارگر را گرفت و جنبش کارگری را تحت الشعاع جنبشها و بلواهای طبقه متوسط قرار داد، این تازه آغاز پیشروی طبقاتی کارگران است. این کارزار از این نظر مهم است که میتواند گامی باشد در جهت پیشروی و اتحاد طبقه کارگر، و بحث و گفتگو در میان آنان. کاری که صدها بیانیه سندیکای واحد نه تنها نمی‌تواند انجام دهد بلکه در تقابل با آن نیز قرار دارد.

البته که آقای پاشاکی مانند هزاران عدالتخواه دیگر تب را نشانه بیماری میداند و نه از علائم بیماری. و البته که در سازوکار استخدام عمومی نیز فساد قطعا وجود دارد و ممکن است حتی گسترده تر و وسیع تر اتفاق بیفتد. البته که آنچه برای ما اهمیت دارد منافع کل طبقه کارگر و زحمتکش است و بر اساس آن تصمیم می گیریم. اما واکنش به این موضوع برای تدارک کمونیستی که قرار است اعتماد افراد سالم جامعه را جذب کند، خواسته یا ناخواسته این آن را در مقام قضاوت قرار میدهد.

در کنار کارشناسانی که نسبت به مخاطرات بالا بردن قیمت انرژی هشدار امنیتی به نظام می‌دهند، کارشناسانی هم هستند که معتقدند دولت چهاردهم با تدابیر صحیح، باز هم قادر به تکرار معجزه خواهد بود. عباس عبدی شاید یکی از شاخص ترین آنها باشد که بدون در نظر گرفتن آنکه زلزله آبان 98 در پی فعال شدن گسلها در همان سالهای 86 به وقوع پیوست، با بیان اینکه در دوره حسن روحانی سه بار قیمت بنزین بالا رفت اما این تنها آبان 98 است که در خاطر عموم مانده است، یکی از کارشناسانی است که به معجزه پزشکیان امیدوار است و بدون اعتقاد به پایان "شوک درمانی" در اقتصاد کشور، جسارت گران کردن انرژی را به دولت جدید القا می‌کند.

از اینکه جهانی سازی قیمت سوخت به یک گفتمان مسلط در میان بورژوازی تبدیل شده است، لزوما این نتیجه بدست نمی آید که به تنشهای ناشی از آن واقف نباشند. سوالی که بورژوازی در این خصوص پیش روی دولت چهاردهم به ساده ترین شکل مطرح می‌کند آنکه با توجه به تجربه آبان ۹۸ چگونه می‌توان از جهانی سازی قیمتها، تنش زدایی نمود؟ سیاستمداران بورژوازی بر این امر توافق نظر دارند که شعله های خشم طبقاتی ناشی از هر گونه افزایش قیمت بنزین ...می‌تواند به تهدید جدی علیه کلیت نظام بدل شود.

صفحه1 از3