چرا و چگونه طبقه حاکمه در ایران پس از غزه اکنون لبنان را نیز دیپلماتیزه میکند. و چرا خیابان تنها نیروی پیشرویی است که میتواند راه را برای آینده باز کند.
در ارزیابی از توازن نیروها در جنگ جاری، کنش های نیروهای اصلی جهان چند قطبی و محدودیتهای مفهومی «جنوب جهانی»، دینامیسم پویای برآمده از شرایط جنگی در ایران، چرا ایران حلقه ضعیف و نقطه آغاز جنگ بود، کودتای الیگارشی فاسد و نقش تعیین کننده خیابان در ادامه جنگ
معماران شوکدرمانی چگونه خیابان را قورباغه پز میکنند، کدام ختم جنگ خطر فاجعه را دور میکند، آلترناتیوهای درون نظام کدامند و خیابان چگونه می تواند نقش خود را ایفا کند.
مبانی عدم فهم چپ از ماهیت تلاطمات اجتماعی در ایران، از «دولت نا متعارف» و «رژیم ولایت فقیه» تا «نه به جنگ»، ناتوانی چپ رادیکال از فهم رابطه دولت و طبقات اجتماعی.
چرا جنگ، چرا با ایران و چرا امروز؟ ریشه های مادی جنگ کدامند و عواقب آن چه خواهند بود؟ تأثیر جنگ بر مبارزه طبقاتی در ایران چه خواهد بود؟ در جنگ آلترناتیوها چه چیز تغییر خواهد کرد؟
گفتاری به بهانه مباحثات و مجادلات پیرامون حضور فعالان چپ ضد امپریالیست در تظاهرات ۲۲ بهمن. نسبت کمونیسم معاصر با جمهوری اسلامی و با بلوک اپوزیسیون فاشیستی آن
کراهت لمپن فاشیسم پهلویچی ها مانع از دیدن آن میشود که بلوای «ژن، ژیان، آزادی» راه بازکن این حجم از انحطاط سیاسی بود. دانشجویان «فرهیخته» دانشگاه شریف فحاشی را به مثابه شکل مدرن مبازه نسل زد تئوریزه کردند. آنها با افتخار «سبزی پلو با ماهی...» را نعره کشیدند. چماقداران پهلوی فقط این فرهنگشان را تا حد نهایی خود توسعه دادند. پهلویچی های ۱۴۰۴ امتداد منطقی ززآ بودند و ززآ هم امتداد منطقی بنفشی که خود به نوبه خود امتداد منطقی سبزی که خود آن نیز محصول جنبش اصلاحات بود. از آن زمان تا امروز یک سیر منطقی از لیبرالیسم تا صهیوفاشیسم طی شده است.
آنچه در دیماه ۱۴۰۴ برای همیشه تغییر کرد. چرا ایران وارد دوران نوینی از حیات خویش شد و چرا تمام مؤلفه های مبارزه طبقاتی پس از دیماه با پیش از آن متفاوت خواهند بود. تلاقی کدام خودویژگی های داخلی و جهانی به این آرایش جدید منجر شدند؟ کدام دریچه ها به روی کمونیسم معاصر باز میشوند.
مسأله این است که اما «رها کردن زمام امور به دست تقدیر» و «حکمرانی اللهبختکی» در جامعه سرمایه داری به معنای حکمرانی نکردن نیست، به معنای سپردن حکمرانی به جامعه مدنی، به جامعه بورژوایی و قوانین کور و آهنین اقتصادی آن، و خارج کردن آن از حیطه اختیار دولت است. «تحلیل قدرت دولت مرکزی» نه عارضه ناخواسته این سیاستورزی، بلکه هدف آن است.
همه چیز در تلاطم است، در هیچ نقطه ای از جهان اثری از آرامش نیست، آنچه هست التهاب است و تنش. تلاطم در رابطه بیرونی جوامع، رابطه بین دولتها، و تنش رو به افزایش در درون جوامع. ائتلافهای پایدار دیروز از هم می پاشند و کارتها در قمار بزرگ تقسیم جهان باز توزیع می شوند. صف پیروزمندان کجاست و شکست خوردگان کجایند؟ مشخصه های اصلی ارتجاع معاصر کدام است و تکلیف انقلاب اجتماعی چه می شود؟
ادامه مطلب ..و