نظرات خوانندگان

هشدار!! زمان زیادی در اختیار ما نیست، متشکل شویم!! – بیانیه به مناسبت تجاوز امپریالیستی به ونزوئلا و شبیخون دست راستی دولتی و ضد دولتی در ایران

نوشتۀ: تدارک کمونیستی

اکنون زمان تجدید تعریف تضادها از طریق در هم شکستن رابطه و برقراری توازنی بکلی نو فرا رسیده است. راز قهر عریان و خشونت آشکار دوران ما در این واقعیت پایه‌ای نهفته است. این است که لیبرالیسم را به لیبرال-فاشیسم، لیبرتارین را به فاشیست عریان و محافظه کار را به فاشیست مذهبی تبدیل می‌کند. این است که میراث داران هیتلر و پینوشه را در آمریکای لاتین به قدرت می‌رساند و عاشقان سینه چاک آنان را در ایران به عربده کشی مستانه می کشاند.

کارگران، زحمتکشان، انسانهای آزاده و شریف، کمونیستها،

تحولات پرشتاب جاری در مقابل چشمان ما، زنجیره در هم تنیده ای از وقایع را تشکیل می‌دهند که چشم انداز آن‌ها از زمان بحران اقتصادی جهانی در سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۹ در شرف تکوین بود و سرانجام در جنگ اوکراین و قیام طوفان الاقصی و سپس نسل کشی فاشیسم صهیونیستی، نیروها و عوامل دست‌اندرکار تحولات را در تمام هیأت خویش و بدون هیچ بزک و آرایشی به منصه ظهور رساند. از همان اولین سالهای این دوران مشخص بود که تضادهای درون نظم مسلط جهانی کنونی تعمیق خواهند یافت و به تناقضاتی غیر قابل حل منجر خواهند شد. آن هم نه فقط در یک کشور و در یک وجه. این تحولی بود فراگیر و همه جانبه. سرمایه داری تولید و توزیع و مصرف و ارتباطات را تماماً جهانی کرده بود و اکنون نیز تضادهای درونی آن هم در تمام جهان سر بلند می‌کردند و هم در همه کشورها به آرایشهایی کم یا بیش مشابه منجر می شدند.

 

این قانونمندی دوران ما است و گریزی هم از آن نیست. گرایشات پایه‌ای درون نظام سرمایه داری در گسلی دورانساز در مقابل یکدیگر قرار گرفته و با شتابی خیره کننده به سوی در هم شکستن رابطه‌ متقابلی می‌روند که تاکنون این تضادها در درون آن زیسته و حیات خود را نیز مدیون آن بودند. از یک سو به جدال با یکدیگر بر می خاستند و از سوی دیگر هر بار در توازنی جدید به تجدید و نوسازی رابطه و تداوم نظم می انجامیدند. نظمی که برای دهه های طولانی پس از جنگ جهانی دوم چه با زور، چه با اهرم دست نامرئی اقتصاد و چه با وفاق ایدئولوژیک همزیستی کارگر با سرمایه‌دار، فقیر و ثروتمند، ملت تحت ستم و ملت ستمگر، دولت توسعه یافته امپریالیستی با دولت در حال توسعه، اردوگاه کشورهای سوسیالیستی و سپس سرمایه‌داری در حال عروج در بخشی از جهان با سرمایه‌داری مسلط تاکنونی را تأمین کرده و همزیستی همه و هرگونه نیروهای متضاد اجتماعی را میسر نموده بود، اکنون به پایان خود رسیده است. اکنون دیگر امکانی برای تأمین این همزیستی با وارد کردن تغییراتی جزئی به نفع این یا آن نیرو و گرایش نیست. اکنون زمان تجدید تعریف تضادها از طریق در هم شکستن رابطه و برقراری توازنی بکلی نو فرا رسیده است. راز قهر عریان و خشونت آشکار دوران ما در این واقعیت پایه‌ای نهفته است. این است که لیبرالیسم را به لیبرال-فاشیسم، لیبرتارین را به فاشیست عریان و محافظه کار را به فاشیست مذهبی تبدیل می‌کند. این است که میراث داران هیتلر و پینوشه را در آمریکای لاتین به قدرت می‌رساند و عاشقان سینه چاک آنان را در ایران به عربده کشی مستانه می کشاند. این است که بنیادگرایان هار بازار آزادی را بر سرنوشت مردم بسیاری کشورها حاکم می‌کند و سرانجام، همین است که در سوی دیگر با طوفان الاقصی روایت نوینی از جنبش جدید در هم شکننده چهارچوب نظم مسلط را می‌آفریند و همزمان بر پهنه وسیعی از جهان به طرزی شگفت‌آور آرمان سوسیالیسم و کمونیسم را گاه به آرامی و گاه پرطنین، گاه در آمریکای طلایه‌دار سرمایه داری و گاه در روسیه به جا مانده از اتحاد شوروی، به میان می‌کشد و نطفه های زایش جهانی نو از دل این نظم مرگبار پوسیده را شکل می‌دهد.

 

رفقا،

این مبارزه‌ای است بر سر مرگ و زندگی. بر تجاوز نظامی امپریالیستی آمریکا به ونزوئلا همان منطقی حاکم است که بر دولت زدائی سرمایه دارهای هار ایرانی و بر دار و دسته های آشوب و بلوای لمپن فاشیستی و بر جنگهای منطقه ای وارلردهای عرب و کشت و کشتارهای کنگو و نیجریه و بر کارگر ستیزی صهیوفاشیسم آرژانتینی و سرانجام بر نسل کشی خونبار و جنایتکارانه فاشیسم صهیونیستی در غزه. آن کس که شما را به خویشتنداری فرا می‌خواند، آن کس که برای کارگران مدارا موعظه می‌کند و راه صندوقهای رأی را به آن‌ها نشان می‌دهد، در بهترین حالت جاده بازکن خشن ترین و قسی‌القلب ترین انواع ارتجاع بورژوایی است. این بزرگترین درسی است که امروز، هم باید از وقایع ونزوئلا بیرون کشید و هم از شبیخون ضدکارگری دولت و الیگارشی هار ایران پس از جنگ ۱۲ روزه و آشوب لمپن فاشیستهای وابسته به انواع ارتجاع منطقه ای و جهانی. چاویسم ونزوئلایی هیچ‌گاه نتوانست بر توهم دمکراسی غلبه کرده و ریشه لجن و کثافتی را بخشکاند که از دل خود امثال گوایدو ها و ماچادوها را تولید و آنان را به اربابان مقدرات اقتصادی جامعه و مردم ونزوئلا تبدیل کرد. به همان ترتیب که جنایتکاران بالفطره ای مانند روحانی و ظریف به جای قرار گرفتن در مقابل جوخه اعدام امروز معرکه گردان صحنه سیاست ایران و بازی با جان و زندگی نود میلیون مردم ایران و منطقه شده‌اند. این سرنوشتی است که حتی بهترین دولتهای چپگرا مقدرات آن را با دست خود فراهم کرده و می‌کنند. ونزوئلا و بولیوی نمونه‌های بارزی از آنند. تا چه رسد به جمهوری اسلامی که ستیز خود با آمریکا و صهیونیسم را همواره و بی انقطاع به بهای باج دادن به صاحبان سرمایه و ثروت و تحمیل محرومیت و فلاکت بر کارگران به پیش رانده است.

 

رفقا، آنچه در مقابل دیدگان ما در حال وقوع است، آغاز تعیین کننده ترین فاز تعیین سرنوشت جهان است. جهانی که بدون سازمانیابی کمونیستی به مراتب از جهان نکبت بار کنونی فاجعه آمیز تر و غیر قابل تحمل‌تر خواهد بود. در مقابل ما دو انتخاب تاریخی قرار گرفته است. یا سرنوشت جهان را به جدال متقابل انواع ارتجاع درون طبقه حاکم واگذار خواهیم کرد که در این صورت ما نیز در رقم زدن به سرنوشت مرارت باری، نه فقط برای خود، بلکه همچنین برای نسلهای آینده شریک بوده‌ایم. و یا در دل این تلاطم و جنگ خونین ارتجاعی جبهه نبرد رهائیبخش کمونیستی را باز خواهیم کرد. آنگاه قادر خواهیم بود یک بار دیگر تجربه انقلاب باشکوه اکتبر را تکرار کنیم که گرمای آن هنوز هم لرزه بر اندام استثمارگران و مرتجعین می اندازد. یا به سمت دره های هولناک جنگ و کینه توزی و نفرت پراکنی مذهبی، نژادی و ملی سقوط خواهیم کرد و یا از دل این نبردهای خونین راه را به سوی قله‌های همبستگی بین‌المللی کارگران و زحمتکشان و دوستی ملتها باز خواهیم کرد.

متشکل شویم، سازمان کمونیستی خود را گسترش دهیم. تدارک کمونیستی باید به حزب توانمند و پاسخگوی نیازهای مبارزه طبقاتی بدل شود. کار ایجاد این حزب نیرومند را با جدیتی که شایسته دوران پر تلاطم کنونی است دنبال کنیم. دست به کار شویم. زمان زیادی نداریم.

 

سازمان تدارک کمونیستی

۱۳ دی ۱۴۰۴

۳ ژانویه ۲۰۲۶

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر