نظرات خوانندگان

اکنون همه چیز به قدرت شما در خیابان بستگی دارد!

نوشتۀ: تدارک کمونیستی

اکنون طبقه حاکمه کشور ضد حمله خود به شما را آغاز کرده است. ضد حمله‌ای که تخریب این همبستگی باشکوه را هدف قرار داده است. یک سر این ضدحمله تحقیر آشکار توسط سران نظام در بند و بست‌ها و مذاکرات پشت پرده و دیپلماسی مخفی و پنهان از چشم توده هایی است، که بار جنگ را بر دوش کشیدند. سر دیگر آن تعرض گسترده طبقه حاکمه برای تحکیم مجدد سلطه کور سرمایه بر زندگی و آینده شما توده‌های کار و زحمت. اگر تا پیش از این جنگ خانمان برانداز این سلطه امری طبیعی جلوه‌گر می‌شد، جنگ نشان داد که آنچه جامعه را حفظ می‌کند اتفاقاً از کار انداختن قوانین آن سلطه است.

ملت مقاوم ایران، کارگران، زحمتکشان، انسانهای شریف و آزادیخواه،

نمایش مضحکی که سردمداران دولت و مجلس پس از اعلام آتش‌بسی که بدون قطع حملات به لبنان هرگز نباید اعلام می‌شد به راه انداخته‌اند، تنها تحقیر مقاومت جانانه شما در بیش از ۴۰ روز ایستادگی در خیابانها علیرغم تهدید بمبهای دشمن امپریالیستی-صهیونیستی نیست؛ تنها پوزخندی به رشادت نیروهای نظامی کشور پای لانچرها و تأسیسات پدافندی و سنگرها نیست؛ حتی تنها اهانتی به خونهای ریخته شده هزاران شهروند، از کودکان معصوم مدرسه میناب تا زنان و مردان بی‌گناه و تا رهبران سیاسی و نطامی کل نظام و تا عالیترین مقام مذهبی و دولتی، رهبر نظام، نیست. مضحکۀ اعلام توافق بر سر تنگه هرمز و آتش‌بس در لبنان بیش از اینها است. این مضحکه پیام‌آور دوران تازه ای از فلاکت و حقارت و سرکوب اکثریت عظیم توده های کار و زحمت جامعه است. این مضحکه درهای چنان جهنمی را به روی شما و فرزندان شما باز می‌کند که آنچه در فاجعۀ دی ماه بر شما گذشت در مقابل آن بیش از پیش‌پرده‌ای گذرا نخواهد بود.

پس از هفته ها بی اطلاع گذاشتن و نادیده گرفتن مردم قهرمان کف خیابانها و میدانها در سرتاسر ایران، تصمیم گیرندگان نظام در شورای عالی امنیت ملی، شعام، همراه با پذیرش آتش بسی خفت آور، دور تازه‌ای از مذاکره با دشمنی را کلید زدند که آشکارا ورای اهداف اعلام شده‌ای از قبیل تغییر رژیم حکومتی، به انقیاد کشاندن کل جامعه ایران و غارت ثروتهای طبیعی و بهره کشی بلاعوض از منابع انسانیِ آن را هدف قرار داده بود. این سرداران بی‌افتخار دیپلماسی، در پذیرش حقارت چنان تاختند که حتی به پیش شرطهای اعلام شدۀ خویش برای آغاز مذاکرات، پشت پا زده و شتابان راهی پاکستان شدند. آنها به این وسیله اطمینان بخش ترین سیگنالها را به آدمکشان صهیونیست تل‌آویو ارسال نمودند تا همزمان با سفر هواپیمایی که فریبکارانه نام «میناب ۱۶۸» بر آن گذاشته شده بود، قساوتمندانه ترین حملات هوایی را بر لبنان ستمدیده به عمل آورده و در مدتی کمتر از ده دقیقه صد واحد مسکونی را هدف قرار داده و با بیش از ۳۵۰ شهید و صدها مجروح رکورد تازه‌ای از آمار جنایت در یک روز از خود بر جا گذارند. حتی پس از بازگشت از آن سفر شوم نیز پهلوان پنبه های دیپلماسی ایرانی در حالی به مذاکرات برای دستیابی به توافقی با توافق ناپذیر ترین دولتهای جهان معاصر ادامه دادند که دهکده‌های جنوب لبنان یکی پس از دیگری با خاک یکسان شده و پروژه کثیف نسل کشی صهیونیستی بی‌وقفه ادامه یافت.

آری، در روز جمعه ۲۸ فروردین و با اعلام توافق برای بازگشائی تنگه هرمز، کاربدستان نظام مرتکب خیانتی تاریخی شدند. خیانتی ننگین تر از برجام.

آنچه در این جمعه اتفاق افتاد، واقعه‌ای ناگهانی نبود. اتفاقی بود در امتداد سلسله‌ای از وقایع که همگی گواهی از آنند که هم تصمیم به آتش‌بس و هم عزم برای دستیابی به توافق تنگه، اجزائی از تحول بزرگتری‌ هستند که تسلیم کردن اراده همگانی ملت به دشمن متجاوز، فقط بخشی از آن است. سویه دیگر این تحول را تعرض همه جانبه‌ای شکل می‌دهد که در هفته‌های اخیر از مراکز فرماندهی کلان سرمایه‌داران ایران، از اتاق بازرگانی ها و رسانه‌ها و اتاق فکرهای پر نفوذ آنان آغاز شد و اکنون در سطح بنگاه‌ها و شرکتها و کارخانجات نیز در جریان است. طبقه‌ای که خود با سیاستهای خانمان برانداز ایجاد فقر میلیونی و کاهش مداوم سهم دستمزد کارگران و طبقات زحمتکش از ثروت تولید شده اجتماعی و پیشبرد سیاستهای ناب بازار آزادی با اهرم دولت گوش به فرمان پزشکیان، مستقیماً زمینه های تراژدی دی ماه و عروج لمپن فاشیسم سلطنتی را فراهم آورد، اکنون نتایج فجایع به بار آمده از اقدامات خویش را باز هم به اهرمی دیگر برای سازمان دهی تعرضی همه جانبه به سطح معیشت توده های کار و زحمت تبدیل می‌کند. این طبقۀ حاکمه، خود با ارسال صریح پالس های تسلیم طلبی به دول امپریالیستی زمینه‌ساز جنگ شد و امروز که جنگ در گرفته است به جای پذیرش مسؤلیت خود و تن دادن به همبستگی گستردۀ اجتماعی، مجدانه در صدد سوء‌استفاده از شرایط برآمده، و خودِ این همبستگی اجتماعی را هدف قرار داده است.

طبقه حاکمه در سطح کلان سیاسی، نه تنها قصد هیچگونه تجدید نظری در سیاستهای بازار آزادی خود در خدمت سرمایه های کلان را ندارد، نه تنها هیچ اراده‌ای برای کنترل گردش سرمایه‌های ملی به سوی بازارهای بورس و مافیای مالی منطقه‌ای از خود نشان نمی‌دهد، بلکه با ترسیم چشم اندازهای تیره از تورم و گرانیِ غیر قابل تحمل، خواهان پایان دادن به «وحشت خیابان» و بازگشت هر چه سریعتر به بهشت عیش و نوش پیشین خود می‌گردد. به همان ترتیب گزارشات متعددی حکایت از آن دارند که در سطح بنگاه‌ها و کارخانجات نیز، صاحبان سرمایه ها و کارگزاران آنان در مدیریت بنگاه‌ها، شرایط جنگی را به فرصت مناسبی برای حمله به سطح دستمزد ناچیز شاغلین خود تبدیل کرده و حتی از افزایش حقوق حداقلی مصوب دولت دست نشانده خودشان نیز امتناع می‌کنند. بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی یا با سوء‌استفاده از شرایط کنونی، دست به بیکارسازی شاغلین خود زده‌اند و یا رسما به کارکنان خود اعلام کرده‌اند که حقوق و مزایای آنان در حد سال قبل منجمد خواهد ماند. این یعنی یک بار دیگر کاهشی سنگین در سبد تأمین معاش خانواده‌های تمام دهک های درآمدی پایین.

ملت مقاوم ایران، کارگران، زحمتکشان، انسانهای شریف و آزادیخواه،

شما در ایجاد وضعیت کنونی هیچ مسؤولیتی نداشتید. وضعیت حاضر نتیجه افلاس طبقه حاکمه در ایران در تقابل با تعرضات و تجاوزگری دول امپریالیستی و سگ زنجیری آن در منطقه است. طبقه حاکمه‌ای که با وعدۀ ایجاد جامعه‌ای برای سعادتمند کردن کوخ نشینان زمام امور را در دست گرفته بود، جنگلی از غارتگران و درندگان را به وجود آورد. جنگلی که در آن قسی‌ترین، بیشرم ترین و نالایق ترین افراد در سلسله مراتب بالای اجتماعی قرار گرفتند و توده عظیم مردم کار و زحمت از هر گونه نقشی در تعیین سرنوشت خود محروم ماندند. جنگلی که در آن مشتی فاسد، میلیاردها دلار از سرمایه‌های ملی را بدون هیچ مانعی یا در بازارهای مالی منطقه و بورسهای لندن و نیویورک و معاملات کریپتو به جریان انداختند و یا در کاخها و ویلاهای خود در اقصی نقاط دنیا، از لواسان تا دبی و ونکوور و تورنتو سرمایه‌گذاری کردند. جنگلی که در آن دولتی حلقه به گوش بیشترین امتیازات ناشی از مالیات کارگران و کارمندان جزء را در اختیار ضد اجتماعی ترین مفتخورها و لاشخورهایی قرار می‌داد که نام هنرمند و سلبریتی بر خود می‌نهادند و در عین حال از هیچ فرصتی برای اعلام خوش خدمتی به دول امپریالیستی و تحقیر ستونهای واقعی جامعه، یعنی توده کارگران و زحمتکشان، صرفنظر نمی‌کردند.

با صدای انفجار نخستین بمبها بر بیت رهبری، تمام این عناصر انگلی و فاسد اگر به پایکوبی و شادمانی از جنگ آغاز شده نپرداختند، لااقل از تهران و شهرهای بزرگ خارج و به ویلاهای خود در شمال و دیگر مناطق خوش آب و هوای کشور عزیمت کردند تا اربابشان کار را یک‌سره کرده و حضراتشان برای تداوم غارتگری و لاشخوری در یک ایران کلنگی شده دوباره حضور به هم رسانند.

آنچه تمام نقشه های شوم آنان را بر باد داد،‌ حضور پرشور و قهرمانانه شما در میدانهای نبرد بود. شما بودید که بار سنگین این جنگ مهیب را بر دوش کشیدید و نه تنها دشمن امپریالیستی-صهیونیستی را در آستانه شکستی تاریخی قرار دادید، بلکه همچنین تصویری از ایران را در اذهان جهانیان به نمایش گذاشتید که هیچ انسان آزاده‌ای نمی‌تواند از دیدن این تصاویر احساس شعف نکند و امید به آینده‌ای روشن در دل او جوانه نزند. شما امید را به جهان بازگرداندید و به جهانیان نشان دادید که انسان موجودی اجتماعی است و قدرت این موجود اجتماعی در همبستگی است. شما علیه تهاجم امپریالیستی-صهیونیستی به میدان آمدید اما در عین حال بی اعتباری نظمی را فریاد زدید که می خواست به همه بقبولاند که انسان گرگ انسان است.

اکنون طبقه حاکمه کشور ضد حمله خود به شما را آغاز کرده است. ضد حمله‌ای که تخریب این همبستگی باشکوه را هدف قرار داده است. یک سر این ضدحمله تحقیر آشکار توسط سران نظام در بند و بست‌ها و مذاکرات پشت پرده و دیپلماسی مخفی و پنهان از چشم توده هایی است، که بار جنگ را بر دوش کشیدند. سر دیگر آن تعرض گسترده طبقه حاکمه برای تحکیم مجدد سلطه کور سرمایه بر زندگی و آینده شما توده‌های کار و زحمت. اگر تا پیش از این جنگ خانمان برانداز این سلطه امری طبیعی جلوه‌گر می‌شد، جنگ نشان داد که آنچه جامعه را حفظ می‌کند اتفاقاً از کار انداختن قوانین آن سلطه است.

آری، این جنگ واقعه‌ای بود خانمان برانداز. اما در همین واقعه خانمان برانداز باید بر همگان روشن شده باشد که جامعه‌ای شایستگی و استعداد دستیابی به سعادت همگانی را دارد که بنیانهای نظم خود را بر همبستگی متقابل بین اکثریت عظیم توده‌های کار و زحمت استوار کند و نه بر رقابت کور و خصمانه تحمیلی اقلیتی انگلی. در دل جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی-صهیونیستی، میدان این نبرد تاریخی در درون نیز اکنون باز شده است. نبردی که موضوع آن چیزی کمتر از نوع جامعه آینده و سرنوشت نسلهای بعدی ما نیست. این نبرد را نباید واگذار کرد.

رفقای کارگر،

فرصت کوتاهی برای حضور طبقاتی شما در خیابان، در کنار دیگر توده های زحمتکشی که برای حفاظت از جامعه و سرزمینشان جمع شده‌اند باقی است. از این فرصت استفاده کنید و با حضور گسترده خویش در خیابان و یا با پیامهای همبستگی ظرفیت و توان و وزن طبقاتی خود در تولید اجتماعی را، به این پویش گسترده بیفزایید. حضور شما عنصری را وارد فضای خیابان و جامعه خواهد کرد، که طبقه حاکم بعداً بسادگی قادر به حذف آن نخواهد بود.

اکنون می‌توان و باید از خیابان به عنوان ابزاری برای رتق و فتق امور محلی و بازخواست از مقامات استفاده کرد.

 

اکنون می‌توان و باید خیابان را به ابزاری قدرتمند برای به زیر کشیدن کاربدستان فاسد دولتی تبدیل نمود.

اکنون می‌توان و باید خیابان را به تریبونی برای دفاع از کارگران در مقابل تعرض سلاطین سرمایه بدل کرد.

اکنون می‌توان و باید سرنوشت همکاران خود در کارخانه و بیمارستان و واحد تولیدی و خدماتی را با دیگران به بحث گذاشت و به دنبال راه چاره مشترک برخاست.

اکنون می‌توان و باید برای سرنوشت واحدهای تولیدی که یا در نتیجه جنگ و یا توسط کارفرما به تعطیلی کشیده شدند به شور و مشورت پرداخت.

اکنون می‌توان و باید در خیابان به‌ شکل دهی به اراده‌ای جمعی برای واگذاری خانه های مصادره شده انگلهای فراری و خانه های خالی سوداگران مسکن به جنگزدگان و بیخانمانهایی پرداخت که خانه و کاشانه خود را از دست داده‌اند.

اکنون می‌توان و باید فراتر از جنگ، در خیابان به رایزنی در باب آینده جامعه پرداخت و به اشکال متنوع و جدیدتری از سازماندهی تولید و توزیع اندیشید.

اکنون می‌توان خیابان را به منبعی از اعمال قدرت توده‌ای تبدیل کرده و کنترل آن را بر تمامی عرصه های حیات اجتماعی خواستار شد.

و سرانجام، اکنون و در این نبرد، همه چیز به قدرت خیابان بستگی دارد. با اعتماد به نفس و با اطمینان به قدرت توده‌های متحد این نبرد را سازمان دهیم.

 

سازمان تدارک کمونیستی

۳۰ فروردین ۱۴۰۵

۱۸ آوریل ۲۰۲۶

https://tadarok.org

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

https://t.me/ttadarok

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر