نظرات خوانندگان

اطلاعیه: این گستاخی‌ها نباید بی‌پاسخ بمانند! ‏

نوشتۀ: سازمان تدارک کمونیستی

رفقای کارگر،

در ماه‌های اخیر شاهد بودیم که چگونه اعتراضات گسترده‌ی کارگران پیمانکاری‌ها و کارگران عسلویه و پارس جنوبی با بی‌اعتنایی کامل از سوی دولت و کارفرمایان روبرو شده است. در مقابل، همگان شاهد بودند که چگونه دولت با اولین تحرکات بازاریان در اوایل دی‌ماه به صرافت جلب نظر آنان افتاده و به سرعت اقداماتی را برای پاسخگویی به مطالبات آنان در دستور کار خود گذاشت. این روالی است که تا به امروز، مستقل از این که چه دولتی زمام امور را در دست داشته باشد، نسبت به طبقه کارگر اعمال شده است. به این ترتیب حاکمیت عامدانه و آگاهانه منکوب کردن طبقه کارگر و بی‌توجهیِ مطلق به خواسته‌های آنان را در پیش گرفته است در حالی که برای جلب نظرِ نه فقط کارفرمایان رانت‌خوار بلکه همچنین انواع مفت‌خورهای بی‌خاصیت اما پُرمدعای جامعه مداوما در حال باج دادن به آنان بوده است. همین روال شرم‌آور است که سفله‌ترین عناصر جامعه را بر شریفترین آنان حاکم کرده است. همین روال ضدکارگری است که به پایمال شدن ارزش‌های انسانی در جامعه و در مقابل به اشاعه گسترده انحطاط انجامیده است.

اخبار و گزارشات رسیده حاکی از آنند که سیاست ارعاب و سرکوب کارگران علیرغم وقایع خونین هفته‌های اخیر ایران همچنان ادامه دارد. این رویکردِ حاکمیت در قبال اعتراضات کارگران برای مطالبات صنفی خویش همراه با شدت‌گیری جدال بین فراکسیون‌های مختلف طبقه حاکمه و به‌ویژه افزایش تحرکاتِ عوامل موساد و سیا و لمپن فاشیست‌های برانداز سطلنتی و شرکا، نه تنها تغییری به خود ندیده است، بلکه تشدید نیز شده است.

فعالان صنفی تشکل‌های کارگری علیرغم تأکید بر حرکت در چهارچوب قوانین رسمی و امتناع از همراهی با تحریکات و تحرکات سرنگونی‌طلبانه و براندزانه، همچنان تحت فشار قرار گرفته و در مواردی حتی به گونه‌ای تحریک‌آمیز مورد تعرض قرار می‌گیرند. از احضار کارگران توسط مقامات امنیتی و ارعاب آنان در صورت ادامه فعالیت برای خواسته‌های برحق خویش تا نادیده گرفتن وعده‌های پیشین در عرصه‌های مختلف، و از معوق کردن طرح طبقه‌بندی مشاغل تا عدم پرداخت اضافه‌کاری، اعمال اجحاف بر کارگران همچنان ادامه دارد. در مواردی از قبیل پارس جنوبی، مدیریتِ بنگاه حتی با دست زدن به اقدامات تحریک‌آمیز در عرصه‌هایی به حقوق کارگران تجاوز می‌کند که حتی متضمن منافع قابل توجهی برای خود آنان هم نیست. تازه‌ترین نمونه‌ی آن را کارگران پارس جنوبی شاهد بوده‌اند که مدیریت به یکباره فضای خوابگاه‌ها را کاهش داده و تراکم آن را تا حد دو برابر افزایش داده است. عرصه‌ای که جز تحریک کارگران حتی از منطق کارفرمایی نیز هیچ توجیهی ندارد و حتی به شدت این گمانه را تقویت می‌کند که اقدامی آگاهانه از سوی مدیریت بنگاه برای متشنج کردن اوضاع و در جهت خدمت به اهداف سیاسی نیروهای مخالف حاکمیت باشد. امری که به نوبه خود از علل دست زدن کارگران پارس جنوبی از روز ۱۵ بهمن به اعتصاب بوده است.

رفقای کارگر،

در ماه‌های اخیر شاهد بودیم که چگونه اعتراضات گسترده‌ی کارگران پیمانکاری‌ها و کارگران عسلویه و پارس جنوبی با بی‌اعتنایی کامل از سوی دولت و کارفرمایان روبرو شده است. در مقابل، همگان شاهد بودند که چگونه دولت با اولین تحرکات بازاریان در اوایل دی‌ماه به صرافت جلب نظر آنان افتاده و به سرعت اقداماتی را برای پاسخگویی به مطالبات آنان در دستور کار خود گذاشت. این روالی است که تا به امروز، مستقل از این که چه دولتی زمام امور را در دست داشته باشد، نسبت به طبقه کارگر اعمال شده است. به این ترتیب حاکمیت عامدانه و آگاهانه منکوب کردن طبقه کارگر و بی‌توجهیِ مطلق به خواسته‌های آنان را در پیش گرفته است در حالی که برای جلب نظرِ نه فقط کارفرمایان رانت‌خوار بلکه همچنین انواع مفت‌خورهای بی‌خاصیت اما پُرمدعای جامعه مداوما در حال باج دادن به آنان بوده است. همین روال شرم‌آور است که سفله‌ترین عناصر جامعه را بر شریفترین آنان حاکم کرده است. همین روال ضدکارگری است که به پایمال شدن ارزش‌های انسانی در جامعه و در مقابل به اشاعه گسترده انحطاط انجامیده است.

واقعیت این است که این رویکردها جزء جدائی‌ناپذیر و یک رکن اساسی حکمرانی در جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهند. تا جایی که حتی امواج خونین دی‌ماه و بیش از ۳۰۰۰ کشته نیز نه تنها نتوانسته است تغییری در این روال به وجود بیاورد، بلکه حتی به نظر می‌رسد گستاخی و وقاحت حاکمان در رویارویی با کارگران را تقویت نیز کرده باشد. واقعیت این است که تمام خویشتنداری کارگران برای اجتناب از متشنج شدن فضای جامعه با توجه به تهدیدات کلان سیاسی منطقه‌ای، نیز نه تنها حاکمان را بر سر عقل نیاورده است، بلکه آن‌ها را در مواجهه با کارگران جری‌تر و گستاخ‌تر نیز کرده است. در عین حال خویشتنداری کارگران و تأکید آنان بر پیشبرد مبارزات خود بدون تنش‌آفرینی در جامعه نه تنها کمکی به بهبود فضای سیاسی جامعه نکرده است، بلکه عملاً با ارائه چهره‌ای متین و آرام از کارگران، عمال طبقه حاکمه را به این نتیجه رسانده است که بدون هراس از کارگران فضای جامعه را در کنترل خویش گرفته و آن را تا ورطه هلاکت پیش ببرند. دی‌ماه خونین و عروج فاشیسم صهیونیستی لمپن‌های شاه‌اللهی در عین حال نشان داد که خویشتنداری طبقه کارگر به هیچ وجه مانع از حرکت جامعه به سمت فاجعه‌هایی بزرگ نشد. برعکس، امروز می‌توان با قطعیت گفت که چنانچه کارگران حضور مؤثرتر و قاطع‌تری از خود به نمایش می‌گذاشتند، چه‌بسا ارتجاع منحط صهیونیستی آمریکایی نیز جرأت چنین عرض اندامی را به خود راه نمی‌داد.

امروز و پس از آن دی‌ماه خونین، جنبش کارگری دیگر نمی‌تواند به همان طرق پیش از این دوران مبارزه خود را سازمان دهد. امروز لازم است با قاطعیت بیشتر به اشکال مؤثرتری از مبارزه دست زد تا کارفرمایان و پادوهای سرمایه بفهمند که با چه نیرویی طرفند. اگر امروز و به بهانه «اوضاع حساس» کنونی از اتخاذ چنین رویکری اجتناب شود، ابعاد تعرض سرمایه به طور مداوم افزایش خواهد یافت و فردای یک تغییر سیاسی فرضی نیز کل طبقه کارگر چه بسا در موضعی به مراتب ضعیفتر از امروز قرار خواهد گرفت و شاهد فلاکتِ باز هم بیشتری خواهد بود. امروز لازم است که کارگران با قدرت و صلابت بیشتری و بدون هراس از تهمت‌های حافظان نظم دست به اقدام بزنند. حفظ نظمی که در آن کارگر هر روز بی‌حقوق‌تر می‌شود، بر عهده کارگران نیست. اگر حاکمان خواهان حفظ نظمند، وظیفه آنها است که دستِ عوامل تشنج‌افزایی و تحریک و اعمال اجحاف بر کارگران را از زندگی کارگران ببرند.

پایه‌ای‌ترین علت انحطاط فراگیر جامعه و گسترش شکاف عمیق بین فقیر و غنی و رواج آدم‌فروشی و خیانت در این است که از طبقه کارگر حساب نمی‌برند. هر گاه یاد گرفتند که در مقابل طبقه کارگر به احترام کلاه از سر بردارند، مطمئن باشید که آنگاه نه فقط اجحاف کارفرمایان به طور چشمگیر کاهش یافته و زندگی قاطبه کارگران بهبود خواهد یافت، بلکه همچنین کل جامعه نیز به سوی یک زندگی سالم‌تر و پر نشاط‌‌تر و آرام‌تر گام برخواهد داشت.

مقاومت کنید رفقا و از اتهامات نهراسید.


سازمان تدارک کمونیستی

۲۵ بهمن ۱۴۰۴

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر