از انفجار خشم تا انقلاب اجتماعی: اکنون چه باید کرد؟

نوشتۀ: تدارک کمونیستی
2 Comments

همه ملزومات مادی تحولی رو به پیش با سرعتی شگفت انگیز در حال فراهم شدنند. آنچه امروز باید انجام داد تلاش برای شکل دادن به این توده بی شکلی است که امروز در اثر برانگیختگی به تحرک در می‌آید اما نه قادر به تشخیص راه پیروزی است و نه حتی قادر به تشخیص درست دوست و دشمن. در چنین لحظاتی است که کمونیسم به مثابه جنبش انتقاد همه جانبه از نظم مسلط باید بتواند حقانیت خویش را در عرصه عمل به منصه ظهور برساند.

آنچه امروز در خیابانهای شهرهای ایران می‌گذرد نه شورش است و نه انقلاب. بیان خشم مقدس توده انبوهی از جوانان مستأصل و ناامید از آینده است که قتل مهسا امینی به مثابه جرقه ای در انبار باروت به انفجار آن منجر شده است. با این همه این انفجار خشم، این عصیان، فقط یک پدیده گذرا نیست. این لحظه متمایزی است در اعتراض اجتماعی با نتایجی مهم در آرایش آتی قوا در مبارزه طبقاتی در ایران.

عصیان شهریور 1401 از وجوهی برخوردار است که آن را از تلاطمات سالهای گذشته متمایز می کند. بر خلاف شورشهای دی ماه سال 96 و آبان ماه 98 که تخریب اوضاع معیشتی توده های زحمتکش مردم علت بلاواسطه آنان را تشکیل می داد، علت بلاواسطه عصیان 401 واقعه‌ای معین در سپهر اجتماعی بود که در ارتباط مستقیم با وضعیت معیشتی توده های مردم قرار نداشت. با این حال عصیان 401 علیرغم تعلق صوری انگیزه بلاواسطه آن به حوزه جامعه مدنی، با تمام اعتراضات برخاسته از دل جامعه مدنی نیز متمایز بود.

ویژگی خصلت نمای تمام اعتراضات «مدنی» در ایران در آن بود که نیروی اصلی و پیش برنده آن را طبقه متوسط شهری تشکیل می داد. به ویژه در شهرهای بزرگ. و ویژگی خصلت نمای تمام اعتراضات بزرگ معیشتی سالهای اخیر در آن بود که این نیروی اصلی در حاشیه شهرها و در میان توده های زحمتکش پایگاه اصلی خود را می یافت. با گذار از اعتراض مدنی دهه هشتاد و اوج ارتجاعی آن یعنی جنبش سبز به اعتراض معیشتی نیمه دوم دهه نود، ثقل جنبشهای اجتماعی نیز جابجا شده و به میان توده های زحمتکش انتقال یافت در حالی که پوسته های ایدئولوژیک جنبشها کم یا بیش ثابت مانده بود.

عصیان شهریور 401 از این ویژگی متمایز برخوردار است که علت بلاواسطه آن در سپهر زندگی اجتماعی قرار دارد اما دامنه آن این بار در میان لایه‌های رو به پایین طبقه متوسط و طبقات فرودست جامعه در حال گسترش است. طبقات فرودستی که نه نقض حقوق شهروندی و سلب آزادی‌های مدنی، بلکه تخریب وضعیت معیشتی دغدغه اصلی زندگی آنان را تشکیل می دهد. بدون این بیعدالتی گسترده طبقاتی، بدون محرومیتها و فقر و فاقه در حال گسترش عمومی، تصور شکل‌گیری این عصیان غیر ممکن است. مرگ مهسا آن آخرین دانه ارزنی بود که کمر شتر را شکست. لحظه مرگ مهسا به لحظه تلاقی آن دو سویه اجتماعی تبدیل شده است و این آن چیزی است که عصیان کنونی را از شورشهای 96 و 98 و از طغیان 88 متمایز می کند. این لحظه نوینی در حیات جامعه است.

با این همه عصیان کنونی از همان چیزی رنج می‌برد که شورشهای معیشتی 96 و 98 رنج می بردند. بر این عصیان نیز خرافه سنگین اولترالیبرالیسم ارتجاعی چنبره زده است که در ضدیت با بیعدالتی های فراگیر جمهوری اسلامی پرچم بیعدالتی های فراگیر متقابلی را بر می افروزد. در دفاع از شکاف طبقاتی اگر بدتر از جمهوری اسلامی نباشد بهتر از آن نیست و در برابر شکاف مذهبی رسمی نظام شکاف ملی و منطقه ای را قرار می‌دهد که باز هم اگر بیش از آن شکاف مذهبی مخاطره آمیز نباشد کمتر از آن نیست. ترکیب اجتماعی عصیان کنونی نیز دقیقاً به مانند شورشهای 96 و 98 به هیچ وجه در جریانات ایدئولوژیک و سیاسی مسلط بر آن بازتاب نمی یابد. عصیانی که در پایه به توده های مردم تعلق دارد و در بالا به ارتجاع لیبرال-امپریالیستی. و سرانجام شکل بروز عصیان کنونی نیز همان شکلی است که در شورش های پیشین بود: توفنده اما بدون نقشه؛ رادیکال در شکل اما فاقد ظرفیت تداوم. و دقیقاً به همین دلایل نیز عصیان کنونی با احتمال قریب به یقین باز هم به همان نتایجی منجر خواهد شد که شورشهای پیشین منجر شدند. سرکوب خواهد شد و فرو خواهد نشست تا بغض دیگری بر بغضهای تلنبار شده درون جامعه افزوده گردد.

مسأله گرهی عصیان امروز همانی است که در سالهای 96 و 98 نیز بود. مادام که یک جنبش اعتراضی اجتماعی قادر به انتقال تصویری امیدبخش از آینده نباشد؛ مادام که چنین جنبشی از درایت و بلوغ سیاسی لازم برای نه فقط عقب راندن نظام حاکم، بلکه همچنین پس زدن اپوزیسیون ارتجاعی برخوردار نباشد؛ مادام که قادر به نشان دادن آن توان سیاسی لازم برای اداره امور چه در جریان مبارزه و چه در فردای یک پیروزی احتمالی نباشد؛ نه از توان همه گیر شدن در میان توده های زحمتکش برخوردار خواهد گردید و نه به طور اولی از امکان پیروزی. شکست عصیان باز هم به معنای اشاعه بیشتر استیصال خواهد بود و در جامعه‌ای مستأصل بدون چشم انداز خروج، این انحطاط است که باز هم گسترش خواهد یافت تا در زمانی دیگر دور دیگری از بروز نارضائی واقع شود.

با این همه عصیان امروز از این نقطه نظر نیز متفاوت است که در لحظه تاریخی متفاوتی واقع می شود. امروز جهان سرمایه داری با بزرگترین شکاف تمام دوران استقرار خویش مواجه است و هیچ نیروئی در هیچکدام از قطبهای جهانی متخاصم قادر به ارائه چشم انداز حفظ و بقای نظام سرمایه داری برای دوره ای طولانی نیستند. نیروهای چالشگر قطب رو به عروج، از چین و روسیه تا هندوستان و برزیل و سایر کشورهای مشابه، ممکن است بتوانند برای حوزه های ملی خود موفقیتهائی کسب کنند اما هیچکدام قادر نخواهند بود حیات دیرپائی برای سرمایه داری متلاطم، لرزان و درگیر در سخت ترین چالشهای طول عمر خود را در سطح جهانی تضمین کنند. و آن نیروهائی که تاکنون ضامن حفظ این نظام بودند، اکنون با شکست در برابر چالشهای نوین پیش روی، برای همیشه توانائی حفظ آن نظم بین‌المللی را نیز از دست می دهند. برای لیبرالیسم متأخر که در انواع ایدئولوژی‌های محیط زیست گرایانه و مبتنی بر جنسیت تصنعی از یک سو در هیأتی اولترالیبرال ظاهر می‌شود و از سوی دیگر هر چه بیشتر هم خود مشخصات فاشیستی به خود می‌گیرد و هم علناً به تقویت گرایشات و جریانات فاشیستی دست می زند، وضعیت کنونی چیزی غیر از اعلام ورشکستگی به همراه نداشته است. در سطح جهانی این جریانی است رو به عقب نشینی که تلاشهایش برای شکل دادن به نظم مطلوب خویش، از آمریکای لاتین تا بلاروس و خاورمیانه و شرق آسیا، یکی پس از دیگری ناکام می‌مانند و اکنون بیشتر و بیشتر در سنگر و دژ اصلی خود یعنی اروپا و آمریکای شمالی پناه می گیرد.

این لحظه تاریخی ای است که تشدید تضادها در ایران نیز در آن واقع می شود. لحظه‌ای که خود در روند تشدید تضادها در ایران مؤثر بوده و به آن شتاب بخشیده است. دو سوی این جدال بزرگ جهانی در سپهر سیاست ایران در دو قطب متخاصمی بازتاب می یابند که یک سر آن را هسته اصلی نظام با نیروهای نظامی و بدنه حزب اللهی اش و سر دیگر آن را ائتلاف گسترده ای از درون نظام تا اپوزیسیون سرنگونی طلب و تجزیه طلب و برانداز آن تشکیل می دهند. دو قطبی که هر دو ناتوان از ارائه پاسخ به گرهی ترین و پایه‌ای ترین معضلات جامعه ایران امروز هستند.

به عبارتی دیگر، همه ملزومات مادی تحولی رو به پیش با سرعتی شگفت انگیز در حال فراهم شدنند. آنچه امروز باید انجام داد تلاش برای شکل دادن به این توده بی شکلی است که امروز در اثر برانگیختگی به تحرک در می‌آید اما نه قادر به تشخیص راه پیروزی است و نه حتی قادر به تشخیص درست دوست و دشمن. در چنین لحظاتی است که کمونیسم به مثابه جنبش انتقاد همه جانبه از نظم مسلط باید بتواند حقانیت خویش را در عرصه عمل به منصه ظهور برساند. این حقانیت نه تاریخی است و نه از پیش داده شده. امری است مربوط به عمل اجتماعی و عمل اجتماعی در مقطع کنونی یعنی مبارزه برای تبدیل عصیانهای کنونی به جنبشهائی آگاهانه، نقشه مند و دارای تاکتیکهای مناسب برای پیشروی و عقب راندن دشمنان طبقاتی. و همه این‌ها تنها در یک صورت قابل تحققند:

سازماندهی، سازماندهی و باز هم سازماندهی

رفقا، فرصتها را از دست ندهیم.

 

سازمان تدارک کمونیستی

31 شهریور 1401

22 سپتامبر 2022

 

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.
  • This commment is unpublished.
    اصغر · 12 days ago
    اینتر نت : تراکنش های داخلی مثل بانکها ، خرید وفروش ، گوگل••• وصل است و کار میکند ولی کل پیقام گیرها و فلیترشکن ها  از دیروز قطع است . باید تغییراتی در راه باشد
  • This commment is unpublished.
    محسن · 13 days ago

    با سلام و خسته نباشيد به سايتِ تدارک !
    بله انفجارِ خشم و نفرتِ اعتراضي و مطالباتيِ به حق توده ها که انقلاب شان به سرقت رفت و ارکان زيست و هستي و شأن وعزتِ انساني شان در اين دورهً بيش از 4 دهه رو به افول و فلاکت گذاشته است. و اين همه با مسئوليٌتِ مستقيمِ حاکميٌتِ سرمايه داری و "دولتِ ايدئولوژيکِ" آن بوده است که حاضر نبوده حداقل برای تداومِ بي دردسرتر حاکميٌت اش دست از ناهنجاری ها و اعمالِ سياست هایِ ارتجاعي و ايدئولوژيکِ خود بکشد(شايدهم تداومِ رشد و انباشتِ سرمايه را متناظر و مشروط به همين ايدئولوژيک بودنِ دولت مي دانسته است). باری همانطور که بدرستي گفته ايد جنبش هایِ اعتراضي و مطالباتي هر چه بيشتر از سطحِ خواسته هایِ مدني به عمقِ مطالباتِ طبقاتي مي رود که هر بار فقط منتظر يک حرکت و جرقه است. اما هربار به دليلِ فقدانِ سازماندهي و مديريتِ سياست هایِ پرولتری ، توسطِ جرياناتِ برانداز و پروغرب با اغتشاش و شورش هایِ کورِ بي هدف به هرز رفته است. پس هرحرکتِ اعتراضي در وضعيت کنونيِ تحولاتِ جهاني را مي بايست با دقتِ بيشتری رصد کرد. چه بسا که نقطهً آغاز و خودِ اصلِ واقعه يک سناريویِ دقيق و هدفمند باشد که سرمايه و امپرياليسم يد طولايي ، خصوصأ بعد از انقلابِ اکتبر، در آن دارد و اينبار مهسایِ جوانِ طفلک مي بايست قرباني شود (موجِ سريعِ بلافاصلهً گزارشات و مقالات و هماهنگيِ حساب شدهً مديایِ غربي و دنبالچه هایِ داخلي شان و آشوب طلبي و آشوب سازی ها را در نظر بگيريم) . برایِ جلوگيری از يک انقلابِ رنگيِ ديگر و اين بار در ايران بايد ضمنِ تأکيدِهر چه بيشتر بر مسئوليٌت و وظيفهً ج.ا برایِ تن دادنِ به خواستِ برحقِ توده ها بايد به افشایِ بي امانِ مزدورانِ دروني دولتي و اپوزيسيونِ براندازِ دنبالچهً امپرياليسم و ناتو ، اين مجموعهً ليبراليسمُ ارتجاعي وموج سواران که هدفِ کفتارخواری از اعتراضات را دارند نيز پا فشاری کرد. هدفِ انقلابِ رنگي اينان حداقل بر سر کار آوردن يا شراکتِ بيشترِ نيروهایِ جناح پروغرب و شکاف و اختلال در سياستِ "نگاه به شرق"ِ پيوستن به جبههً ايجادِ نظمِ نوينِ جهاني است. مديريٌتِ ج.ا. بايد خود را با اين جبههً جديد و خواسته هایِ توده ها هماهنگ سازد و کمونيست ها بايد ابتکارِ عملِ رهبری و پيشبردِ جنبش هایِ توده ای را به دست آورند. پس توصيهً لنينيِ سازماندهي ، سازماندهي و سازماندهي را آويزه چشم و گوشِ خويش کنيم... موفق باشيد.   

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر