یادداشتها

نظر خوانندگان

خیلی عالی بود من از صراحت رفیق بهمن خیلی خوشم میاد نه به کسی باج میده نه امید واهی میده ...
@ریحانهریحانه عزیز سلام. موضوعات متنوعی را طرح کردید. حتما تصدیق می کنید که پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب کامنت ...
سلام.خسته نباشید.در ابتدا میخواستم تشکر کنم. از پایداری شما در برگزاری میتینگ های هفته ای و مرتب. امیداوارم این روند ...
بهمن شفیق رویۀ تاریک چین
@امیررفیق عزیز، اگر درست به خاطر داشته باشم این سومین باری است که شما در همین چند ماه اخیر با ...
هم نویسنده آمریکایی و هم مترجم بیش از اندازه به کاربرد عبارت «دارک ساید» وزن دادند. این عبارت بیشتر به ...
@فاطمهسلام متقابل رفیق عزیز،ممنون از توضیحات. قطعا مباحثات در فرصتهای دیگر هم ادامه خواهد داشت. در مورد ادبیاتی که معرفی ...
سلامی مجدد خدمت شما.متاسفانه دسترسی برای بنده سخت هست و با تاخیر مباحث رو دنبال میکنم.در مورد بخش اول پاسخ ...
@امیررفیق عزیز امیر، نخست با پوزش از تأخیر در پاسخ. عنوان کرده اید که قصد تهمت نداشته اید و شاید ...
@بهمن شفیقبا سلام دوباره. خوب گفتگوی نوشته از برخی جوانب مثبت است اما تشخیص لحن را کمی دشوار میکند. من فقط ...
@امیررفیق عزیز امیر، با سلام متقابل. در کامنت خود نکات ارزنده ای را هم طرح کرده اید که حتما لازمند ...

مقالات

سیاست

از جنبش کارگری

قدرت اروپا به زوال میرود

نوشتۀ: جرمن فارین پالیسی
Write a comment

در این بین شرکت‌های بزرگ که در رقابت با یکد یگرند و برای تثبیت بازارها و گسترش مناطق تحت نفود خود تلاش میکنند، نقش مهمی را بازی میکنند. گزارش نشان میدهد که چین با 124 شرکت در جمع 500 بزرگترین شرکتهای جهانی بزرگترین سهم را دارد. در سال 2000 چین تنها با رقم 10 شرکت در این رتبه بندی جای داشت.  همزمان سهم ایالات متحده از 179 شرکت بزرگ (در سال 2000) به 121 (در سال 2020) و ژاپن از 107 به 53، فرانسه از 37 به 31، آلمان از 37 به 27 کاهش یافت.

یادداشت سردبیر:

گزارش حاضر از پرتال جرمن فارین پالیسی تصویر جالب توجهی از توازن نیروها در آرایش بین المللی کشورها و قطبهای مختلف و متخاصم سرمایه داری از زاویه دید مراکز قدرت اروپائی را به دست می دهد. گزارش از این نظر حائز اهمیت است. اما جرمن فارین پالیسی گزارش را بدون ملاحظات انتقادی بازتاب داده است. نگاه انتقادی تری به داده های موجود و به روندهای تحول در سطوح مختلف به تصویری حتی تیره تر از ضعف بلوک غربی منجر شود. به ویژه در بخش مربوط به قدرت نظامی اتکا به ارقام بودجه و یا تعداد پایگاه در جهان به سختی می تواند توضیح دهنده قدرت و ضعف نظامی باشد. میزان مطلق بودجه نظامی به هیچ وجه حتی بازگوکننده چگونگی هزینه کردن آن نیست تا چه رسد به این که قدرت رزمی ارتشهای مختلف را منعکس کند. و برای این منظور بررسی آخرین دستاوردهای فناوری نظامی امری است حیاتی. مضاف بر آن صحبت کردن از قدرت نظامی کشورهای مختلف بدون در نظر گرفتن آمادگی رزمی این کشورها، یعنی هم ارتش این کشورها و هم جامعه در کلیت آن (سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک) بیشتر به عبارت پردازی پروپاگاندیستی شباهت دارد تا یک بررسی علمی.

 و این آخری، یعنی پروپاگاندیسم، مرضی است که حتی اتاق فکرهای مراکز قدرت غربی نیز بدان مبتلا هستند و همین نیز یکی از دلایل عقب افتادنشان در رقابت با قدرتهای در حال ظهور است. در حالی که آنها در حال پیشروی اند، اینان هنوز در سیستم خود به کشف برتری هائی مشغولند که از قرار می تواند رقبا را سر جای خود بنشاند. حدود ده سال قبل کارشناسی در یکی از رسانه های آلمان به مقایسه قدرت صنعتی و بارآوری بالای آلمان و غرب از یک سو و چین از سوی دیگر پرداخته و مدعی شده بود که حتی با رشد ده درصدی سالانه اقتصاد چین، این کشور به شصت سال زمان نیاز دارد تا به سطح کنونی اروپا و آمریکا برسد. امروز اتاق فکرهایشان ناچار به اعترافند که این جنگ اقتصادی را تا به امروز به چین باخته اند. و امروز در حالی که چین و روسیه از نظر نظامی در عرصه مختلف از برتری – حتی بخشا خورد کننده ای -  برخوردارند، اتاق فکرهای غربی بودجه نظامی شان را به رخ می کشند تا از آن برتری نظامی خویش را نتیجه بگیرند. این البته می تواند به توهمی خطرناک دامن زند که میتواند سیاستمداران ابله غربی را به هوس ماجراجوئی نظامی مبتلا کند. برای نویسندگان چنین گزارشاتی و کلا برای الیت طبقه حاکم در غرب، حکم مسکنی برای فراموش کردن درد زخمها را دارد. درد زخم فرار ارتشهای ظفرمند بیش از 30 کشور متحد غربی از افغانستان را باید به نحوی کاهش داد و خیره شدن به تعداد پایگاههای نظامی خودی در سرتاسر جهان می تواند کمی التیام بخش باشد.

**********************

قدرت اروپا به زوال میرود

جدیدترین "اطلس قدرت" منتشر شده از سوی شورای روابط خارجی اروپا نشان میدهد که پتانسیل قدرت غرب و بویژه اروپا با روندی ثابت رو به زوال است: بجز در زمینۀ نظامی

توانِائی بالقوۀ اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن برای بسط دامنه قدرت خویش در سطح جهانی در حال فرسایش دائمی است و قدرت همگامی با ایالات متحده و چین را ندارد. داده های اطلاعاتی مندرج در"اطلس قدرت" که اخیرآ از سوی شورای روابط خارجی اروپا (ECFR)  انتشار یافته است این برداشت را تأئید می کنند.

بر اساس این تحلیل نه تنها قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا و آلمان به طور سیستماتیک در حال کاهش است بلکه در میزان سهم نسبی از ترکیب کنسرنهای بزرگ  با نفوذ و قدرتمند بین المللی نیز جمهوری فدرال آلمان در حال عقب نشینی و از دست دادن موقعیت میباشد.

چین در تمام زمینه ها در صدر قرار دارد. در بخش‌های صنایع و فناوری های پیشرفته مانند هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی، روباتیک و موارد مشابه، کشورهای ایالات متحده آمریکا و چین دارای تسلط کامل میباشند. با توجه به این داده ها ECFR نتیجه گیری میکند که اتحادیه اروپا "دیگر امکان ادامۀ همگامی را ندارد". و این در حالی است که "ژئوپلیتیک آینده تحت تسلط کشورها و شرکت هایی خواهد بود" که دقیقاً در این زمینه ها از توانائی های ممتاز و موقعیت  برجسته ای برخوردار باشند. قدرت های غربی به رهبری ایالات متحده تنها از نظر نظامی – چه از نظر حجم هزینه های نظامی و چه از لحاظ تعداد پایگاه های نظامی در خارج از مرزهای کشوری خود – در موقعیت بسیار جلوتر قرار دارند. به این خاطر ارتش تنها میتواند نقشی محوری برای حفظ و دفاع از سلطۀ رو به افول جهان غرب در مقابل چین ایفا کند.

E7  بجای G7

بر اساس نتیجه گیری این بررسی تحلیلی ECFR تغییرات در ساختارهای قدرت جهانی که از مدت‌ها قبل آغاز شده و محتملا در سال‌های آینده نیز روندی مشابه خواهند داشت، خود را در ابتدا بیش از هر چیز و به وضوح در زمینۀ شاخص‌های اقتصادی نشان خواهند داد. [1]  وزنۀ قابل ملاحظۀ کشورهای موسوم به جی 7  در جهان که زمانی بزرگترین اقتصادهای صنعتی جهان غرب را نمایندگی میکرد، پیوسته در حال کاهش یافتن است. در حالی که این کشورها در سال 1990 هنوز50 درصد از تولید اقتصاد جهانی (محاسبه بر اساس توانائی قدرت خرید) در اختیار این کشورها قرار داشت، امرزه سهم آنان به حدود 30 درصد تنزل پیدا کرده است و مطابق پیش بینی ها در سال 2050 حتی به سطح 20 درصد سقوط خواهد کرد. 

همزمان وزنۀ کشورهای گروهی که بخشا به آنها عنوان “E7" نیز اطلاق میگردد، در حال افزایش است. گروه اِ7 یا ("7 نوظهور"، "7 مشتاق") E7 ("emerging 7", "aufstrebende 7") متشکل از کشورهای برزیل، چین، هند، اندونزی، مکزیک، روسیه و ترکیه میباشد. در حالی که سهم این کشورها در اقتصاد جهانی در سال 1990 "تنها" 37 معادل 37 درصد از تولید کشورهای جی 7 بود، امروز همتراز با تولید این کشورها قرار گرفته و در سل 2050 نیمی از تولید اقتصاد جهان را تشکیل خواهند داد. [2]   

در حالی که کشورهای G7  میتوانستند در گذشته موقعیت مسلط خود در سیاست جهانی را مبتنی بر قدرت اقتصادی خود تعریف و تثبیت کنند، در آینده دیگر ادامۀ آن امکان پذیر نخواهد بود. مشاهدۀ تحلیلی نشان می دهد که کشورهای G7 نیز هر یک به صورت جداگانه در حال سقوط از موقعیت فعلی خود هستند، در سال 2050 ایالات متحده در رتبه سوم در بین کشورهای دارای بالاترین تولید اقتصادی در جهان (از نظر توانائی و برابری قدرت خرید) و آلمان تنها در رتبه هفتم قرار خواهند داشت. در این بین تنها بریتانیای کبیر - از رتبه 10 به مقام 9 - صعود خواهد کرد.

میدان اصلی نبرد

بر اساس تحلیل  ECFR صحنۀ اصلی نبرد قدرتهای بزرگ که در حال حاضر در جریان است «نه در عرصه نظامی، بلکه اقتصادی» است. از اینرو "سلاح های" اقتصادی که قدرتها برای دست یابی به مزیتهای بیشت و کسب موقعیت برتر خود بکار میبرند، شامل قراردادهای تجارت آزاد، تعرفه های تنبیهی، مجازاتهای مالی و تحریمهای اقتصادی میشوند.  

در این بین شرکت‌های بزرگ که در رقابت با یکد یگرند و برای تثبیت بازارها و گسترش مناطق تحت نفود خود تلاش میکنند، نقش مهمی را بازی میکنند. گزارش نشان میدهد که چین با 124 شرکت در جمع 500 بزرگترین شرکتهای جهانی بزرگترین سهم را دارد. در سال 2000 چین تنها با رقم 10 شرکت در این رتبه بندی جای داشت.  همزمان سهم ایالات متحده از 179 شرکت بزرگ (در سال 2000) به 121 (در سال 2020) و ژاپن از 107 به 53، فرانسه از 37 به 31، آلمان از 37 به 27 کاهش یافت.

اما در وضع تحریمها بر علیه رقبا و مخالفان خود- به ویژه در زمینه اقتصادی - غرب بسیار جلوتر است: ایالات متحده تا کنون علیه 29116 شخص حقیقی، حقوقی، شرکت و سازمان تحریم وضع نموده و اتحادیه اروپا نیز با وضع تحریم در 15618 مورد به اعمال مجازات اقدام نموده است. آنطور که ECFR بیان میکند، فی الواقع استفاده از نیروی قهر مستقیم اقتصادی از طریق تحریم‌ها دیگر تنها در انحصار قدرت‌های غربی نیست: همانطور که گزارش اظهار می‌کند، سایر کشورها به نیز طور فزاینده‌ای به تحریم‌ها علیه اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن متوسل می‌شوند - در کنار روسیه و چین که اقدامات متقابلی را اعمال کرده‌اند، ترکیه نیز در مقاطع زمانی معینی کالاهای فرانسوی را تحریم کرد.  

"اتحادیۀ اروپا دیگرتوان همگامی را ندارد"

آنطور که بررسی تحلیلی  "اطلس قدرت"  نشان می دهد، دولت های اروپا هم در بخش مالی و هم در زمینه های مهم زیرساختهای حیاتی و نیز در فناوری های مبادلۀ اطلاعاتی و ارتباطات موقعیت نسبتاً ضعیفی دارند. بازارهای مالی کماکان تحت تسلط ایالات متحده است و بلند مدت محتملا یوان دیجیتال چین است که می تواند خود را بعنوان جایگزینی برای تسلط دلار آمریکا تثبیت کند.

در عرصۀ کابل‌های ارتباطات مخابراتی زیردریایی با اهمیت استراتژیک، تا جائی که به حوزۀ کابل‌های تحت کنترل شرکتهای فناوری خصوصی برمیگردد،  ایالات متحده در موقعیت پیشتازی قرار دارد در حالی که حضور چین در حوزۀ  کابل‌های تحت کنترل دولتی بیش از دیگران است. علاوه بر آن ایالات متحده و جمهوری خلق چین صنایع پیشرفته را نیز تحت تسلط خود دارند. برای مثال، در سال 2019، 75 درصد از رایانش کلاود Cloud-Computings  و 75 درصد از کل ثبت پروانه های فناوری‌های مرتبط  با بلاک چین و 90 درصد از بازار جذب سرمایه برای بزرگ‌ترین پلتفرم‌های دیجیتال را این دو کشور (ایالات متحده: 68 درصد؛ چین: 22 درصد) به خود اختصاص داده بودند. اروپا از تحولات بسیار به عقب افتاده است.

در زمینۀ توسعه و استفاده از هوش مصنوعی (AI) طبق گزارش ECFR اروپا وضعیت مشابه ای دارد و چین اکنون پیشتاز و مسلط بر این عرصه است. بنا بر گزارش «اطلس قدرت»، «ژئوپلیتیک جهانی در آینده تحت سلطه کشورها و شرکت‌هایی قرار خواهد گرفت» که قابلیتهای چشمگیری در زمینۀ هوش مصنوعی، روباتیک، رانندگی خودکار، نانوتکنیک و بیوتکنولوژی، محاسبات کوانتومی و صنایعی با فناوری های پیشرفته مشابه را دارا باشند. ایالات متحده و چین بر این عرصه ها مسلط هستند و اتحادیه اروپا "دیگر توان ادامۀ همگامی را ندارد".

برتری نظامی غرب

قدرت‌های غربی کماکان در زمینۀ نظامی از موقعیت برتری برخوردارند. طبق اطلاعات  ECFR ایالات متحده به تنهایی 40 درصد از بودجۀ 1.83 تریلیون دلاری کل هزینه های نظامی جهان را به خود اختصاص می دهد. طبق گزارش موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک لندن (IISS) 17.5 درصد از کل هزینه های نظامی در سراسر جهان نیز مربوط به هزینه های نظامی اروپا (به استثنای روسیه) است.

 اگر کشورعضو ناتوی کانادا و یا کشورهایی مثل استرالیا، ژاپن و کره جنوبی را هم به آن اضافه کنیم، سهم بودجۀ نیروهای مسلح کشورهای غربی و متحدان آنها در جهان به دو سوم کل مخارج جهانی می رسند. [3] سهم چین تنها 10.6 درصد و روسیه 3.3 درصد است. وضعیت در مورد 100 شرکت بزرگ تسلیحاتی در سطح جهان نیز مشابه است: در حالی که شرکت های آمریکایی 54 درصد از کل فروش تسلیحات در جهان را به خود اختصاص داده اند، شرکت های اروپایی (به استثنای روسیه) 21 درصد، شرکت های چینی 13 درصد و شرکت های روسی 5 درصد از بازار تسلیحات را در اختیار دارند. [4] تفاوت های موجود در زمینۀ گسترش و تعداد پایگاه های نظامی خارجی نیز بسیار عظیم میباشند.

هرچند  ECFR  جزئیاتی بیشتر از حضور نظامی این کشورها را ارائه نمی دهد، با وجود این ایالات متحده با ایجاد بیش از نیمی از پایگاه های نظامی خارجی در کشورهای دیگر در سراسر جهان بسیار جلوتر از سایرین قرار دارد. در جایگاه های بعدی پس از آمریکا کشورهای بریتانیای کبیر و فرانسه قرار دارند، که کماکان پایگاه های خود را عمدتاً در مستعمرات یا مستعمرات سابق خود حفظ می کنند. روسیه چندین پایگاه و چین یک پایگاه نظامی خارجی دارد. در این میان، تعدادی از کشورهای نوظهور - مانند ترکیه و امارات متحده عربی – نیز به این جمع اضافه شده اند.

قابلیتهای جنگ سایبری

بنا بر گزارش ECFR کشورهای اروپایی از نقطه نظر توانایی راه اندازی جنگ های سایبری تنها تا حد معینی قادر به همگامی هستند. برای نشان دادن این موضوع اتاق فکر مزبور مستقر در برلین به رتبه بندی تازه ای استناد می کند که مرکز علوم و امور بین‌الملل بلفر در مدرسه کندی هاروارد (کمبریج / ماساچوست) در زمینۀ توانائی های جنگ سایبری ارائه داده است. این مرکز [بلفر] در حال حاضر توسط اشتون کارتر وزیر دفاع اسبق ایالات متحده اداره می شود.

مرکز بلفر در ارزیابی مهارت و توانائی پیبشرد جنگهای سایبری بین آنهائی که عملکرد دفاعی و یا تهاجمی دارند، تفاوت قائل می شود. بر اساس گزارش این مرکز، چین بالاتر از فرانسه، هلند و ایالات متحده مقام اول در قابلیت‌ عملیاتی جنگهای سایبری دفاعی را دارد.

از سوی دیگر هنگامی که صحبت از قابلیت‌های تهاجمی جنگ های سایبری می‌شود، عملیاتی که با آن می‌توان توانایی‌های نظامی یا زیرساخت‌های یک کشور دشمن را از بین برد، جمهوری خلق تنها در رتبه چهارم قرار دارد. مقام سوم در اختیار روسیه و مقام دوم در اختیار بریتانیای کبیر قرار دارد و آمریکا در صف اول جای میگیرد.

جرمن فارین پالیسی

16 دسامبر 2021

ترجمه تحریریه سایت

 https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/8795/

[1] Mark Leonard (Hg.): The Power Atlas. Seven battlegrounds of a networked world. ecfr.eu, December 2021.

[2] The World in 2050. pwc.com.

[3] S. dazu Die Militarisierung der Welt.

[4] S. dazu War Sells Europas Macht erodiert

 

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر