نظرات خوانندگان

شکاف در نظم جهانی

نوشتۀ: جرمن فارین پالیسی

در واقع، اکنون در دیگر کشورهای غربی نیز گام‌هایی مشابه آنچه کانادا برداشته است، قابل مشاهده است. برای نمونه، بنا بر گزارش‌ها، نخست‌وزیر بریتانیا، کی‌یر استارمر، قصد دارد هفته آینده به پکن سفر کند؛ سفری که به گفته چندین منبع آگاه، هدف آن احیای «عصر طلایی» روابط اقتصادی بریتانیا و چین است؛ عصری که حدود یک دهه پیش جشن گرفته می‌شد. روز سه‌شنبه، لندن طرح‌هایی را که سال‌ها مسدود شده بودند، تصویب کرد تا در محوطه تاریخی «رویال مینت کورت» – در مجاورت مستقیم برج لندن – بزرگ‌ترین سفارت چین در اروپا ساخته شود

یادداشت سردبیر:

انتشار مطلب حاضر به معنای توافق با ارزیابی نویسنده از موضوع مورد بحث نیست. هم در ارزیابی از دستاوردهای سفر نخست وزیر کانادا به چین و هم در قطعی تلقی کردن چرخش اروپا به سوی چین. به طور مثال به سختی می‌توان رقم ۴۹.۰۰۰ اتومبیل وارداتی از چین را به بازاری که در سال گذشته ۱.۹ میلیون اتومبیل تازه در آن به ثبت رسید، یک دستاورد جدی به حساب آورد. همچنین در بحران مسئله گرینلند نیز علیرغم سیاست آشکارا تهاجمی و توسعه طلبانه ایالات متحده همراهی اروپا با تبیین آمریکا از عنوان کردن چین و روسیه به عنوان تهدیدهای امنیتی گرینلند نیز نشانه روشنی از عدم قطعیت این جهتگیری ضد آمریکایی در اروپا است.

علاوه بر همه اینها به‌کارگیری عنوان «شکاف در نظم جهانی» از سوی جرمن فارین پالیسی بدون هیچ اشاره انتقادی به آن نیز خود حاکی از تلقی تمایل سیاسی خود به عنوان تحلیل است. شکاف در نظم جهانی سالهاست واقع شده است و جنگ اوکراین و پیمان شانگهای و بریکس به روشنی عرصه های مختلف آن را به نمایش گذاشته‌اند. آنچه در وقایع اخیر اتفاق افتاده است را بیشتر باید شکاف در غرب دانست تا در نظم جهانی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چندین کشور غربی برای رهایی از تن دادن به سلطه ایالات متحده، با احتیاط به سوی چین گرایش پیدا می‌کنند؛ از جمله کانادا و بریتانیا. آلمان و اتحادیه اروپا موضعی دوگانه دارند، اما در عین حال شاخک‌های خود را به سوی شرق دراز کرده‌اند.

دولت‌های برخی از کشورهای غربی آغاز به بازسازی روابط نزدیک‌تر با چین کرده‌اند و از این طریق در پی یافتن جایگزین‌های سیاسی و اقتصادی بجای تبعیت از دولت ترامپ هستند. دلیل این امر تلاش‌های ایالات متحده برای به زانو درآوردن متحدان خود در آمریکای شمالی و اروپا و غارت هرچه بیشتر آن‌هاست. کانادا، که از سوی واشنگتن حتی با الحاق تهدید شده است، هفته گذشته به‌عنوان نخستین کشور یک «شراکت راهبردی» با چین منعقد کرد. نخست‌وزیر مارک کارنی این اقدام را در سخنرانی‌ای که بازتاب گسترده‌ای در مجمع جهانی اقتصاد در داووس داشت، با این استدلال توجیه کرد که جهان در حال تجربه «شکافی در نظم جهانی» است که ناشی از آن است که قدرت‌های بزرگ «دیگر هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستند». به گفته او، تنها از طریق همکاری با سایر کشورها می‌توان از تن دادن به سلطه گریخت. بریتانیا نیز در پی گسترش دوباره روابط خود با جمهوری خلق چین است. از برلین و بروکسل اما سیگنال‌هایی متناقض به گوش می‌رسد. در شورای اروپایی روابط خارجی (ECFR) درباره پیامدهای سیاست خشونت‌بار ایالات متحده گفته می‌شود: «ترامپ چین را دوباره بزرگ می‌کند

«هندسه متغیر»

نخست‌وزیر کانادا، مارک کارنی، پیش‌تر در روز سه‌شنبه در سخنرانی خود در داووس از «شکاف در نظم جهانی» و «آغاز یک واقعیت خشن» سخن گفته بود؛ واقعیتی که در آن «ژئوپلیتیک میان قدرت‌های بزرگ دیگر تابع هیچ محدودیتی نیست». کارنی اذعان کرد که به‌اصطلاح نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد، که کشورهای غربی در سال‌ها و دهه‌های گذشته همواره به آن استناد می‌کردند، بر استانداردهای دوگانه استوار بوده است؛ قواعد تجاری به‌صورت «نامتقارن» اجرا شده‌اند و قانون «بسته به هویت متهم یا قربانی» با درجات متفاوتی از سخت‌گیری اعمال شده است.

این وضعیت برای غرب برای مدت طولانی سودآور بوده است. اما امروز شرایط برای کشورهایی مانند کانادا متفاوت شده است. قدرت‌های بزرگ – کارنی نامی از ایالات متحده نبرد – تلاش می‌کنند با جنگ‌های اقتصادی سایر کشورها را به اطاعت وادارند. به گفته او، پرسشی که پیش روی قدرت‌های متوسط قرار دارد این نیست که آیا باید «خود را با واقعیت جدید تطبیق دهند» یا نه؛ بلکه «ما مجبوریم این کار را انجام دهیم». بسیاری اکنون به نتایج مشابهی رسیده‌اند و در پی دستیابی به «خودمختاری راهبردی بیشتر» هستند. کارنی اما در برابر انزواگرایی هشدار داد؛ او توضیح داد که «هندسه‌ای متغیر» را ترجیح می‌دهد – ائتلاف‌های متفاوت برای منافع متفاوت؛ یک سیاست خارجی غیرمتعهد.

شراکت راهبردی با چین

کانادا در این میان اجرای چنین سیاستی را در عمل آغاز کرده است. این کشور در اواسط ماه ژانویه، هم‌زمان با سفر نخست‌وزیر کارنی به پکن – نخستین سفر یک رئیس دولت کانادا از سال ۲۰۱۷ – یک «شراکت راهبردی» جدید با چین منعقد کرد. این شراکت از جمله شامل همکاری گسترده در بخش انرژی است؛ کارنی در جمهوری خلق چین برای جذب سرمایه‌گذاری‌های انرژی چین در کشورش تبلیغ کرد. به‌ویژه، کانادا تعرفه‌های خود بر واردات خودروهای برقی چینی را تا سقف ۴۹.۰۰۰ دستگاه، از ۱۰۰ درصد به ۶٫۱ درصد کاهش می‌دهد. افزون بر این، قرار است شرکت‌های چینی در کانادا به ایجاد زنجیره‌های تأمین خودروهای برقی کمک کنند. چین نیز متقابلاً متعهد شده است که تعرفه‌های بالای واردات محصولات کشاورزی کانادا را که پیش‌تر در تلافی تعرفه‌های ۱۰۰درصدی کانادا بر خودروهای برقی چینی وضع کرده بود، دوباره کاهش دهد.

کانادا قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ صادرات خود به چین را ۵۰ درصد افزایش دهد. همچنین برنامه‌ریزی برای همکاری سیاسی نزدیک‌تر نیز انجام شده است؛ کارنی قصد دارد در نشست سران اَپِک (APEC) در ماه نوامبر در شنژن [چین] بار دیگر به جمهوری خلق چین سفر کند. بدین ترتیب، اتاوا به‌طور کامل خود را از فشار واشنگتن برای قطع هرچه بیشتر روابط با پکن رها می‌سازد و هم‌زمان جایگزین‌هایی در برابر قدرت اقتصادی بیش‌از حد ایالات متحده ایجاد می‌کند.

«چین را دوباره بزرگ کنیم»

اینکه دولت ترامپ با تلاش برای وادار کردن خشن کانادا به اطاعت، به نتیجه‌ای معکوس دست یافته و این کشور را به سوی همکاری فشرده‌تر با چین سوق داده است، احتمالاً یک مورد استثنایی نخواهد بود. نتایج یک نظرسنجی که شورای اروپایی روابط خارجی (ECFR) اخیراً منتشر کرده است، به این موضوع اشاره دارد. این نظرسنجی در نوامبر ۲۰۲۵ در ۲۱ کشور جهان انجام شده است. نتایج آن نشان می‌دهد که در بیشتر کشورها، سهم افرادی که ایالات متحده را متحدی با ارزش‌ها و منافع مشترک می‌دانند، به‌طور آشکار کاهش یافته است؛ برای نمونه در برزیل از ۲۹ به ۲۶ درصد و در بریتانیا از ۳۷ به ۲۵ درصد. در مقابل، سهم کسانی که چین را چنین متحدی تلقی می‌کنند، افزایش یافته است – در برزیل از ۲۴ به ۲۷ درصد و در هند، جایی که مخالفت با چین به‌طور سنتی گسترده است، از ۱۱ به ۲۲ درصد. در تقریباً همه کشورها، افراد بیشتری جمهوری خلق چین را به‌عنوان متحد یا شریک می‌دیدند تا به‌عنوان رقیب یا حتی دشمن. در حالی که متحدان واشنگتن بارها نگران بودند که «قربانی ایالات متحده غارتگر» شوند، به نظر می‌رسد «جهان نسبت به چین گشوده‌تر می‌شود. ECFR این ارزیابی از نتایج نظرسنجی خود را با عنوان «چگونه ترامپ چین را دوباره بزرگ می‌کند» منتشر کرد.

بازگشت به «عصر طلایی»

در واقع، اکنون در دیگر کشورهای غربی نیز گام‌هایی مشابه آنچه کانادا برداشته است، قابل مشاهده است. برای نمونه، بنا بر گزارش‌ها، نخست‌وزیر بریتانیا، کی‌یر استارمر، قصد دارد هفته آینده به پکن سفر کند؛ سفری که به گفته چندین منبع آگاه، هدف آن احیای «عصر طلایی» روابط اقتصادی بریتانیا و چین است؛ عصری که حدود یک دهه پیش جشن گرفته می‌شد. روز سه‌شنبه، لندن طرح‌هایی را که سال‌ها مسدود شده بودند، تصویب کرد تا در محوطه تاریخی «رویال مینت کورت» – در مجاورت مستقیم برج لندن – بزرگ‌ترین سفارت چین در اروپا ساخته شود. از دیدگاه طرف چینی، این اقدام به‌عنوان یک ژست ضروری حسن نیت تلقی می‌شد تا به رونق‌بخشی به روابط دوجانبه کمک کند[4] .

در حاشیه سفر برنامه‌ریزی‌شده استارمر به پکن، قرار است از جمله «شورای مدیران عامل بریتانیا–چین (UK-China CEO Council) » دوباره راه‌اندازی شود؛ یک مجمع اقتصادی با ترکیبی برجسته که در اصل در سال ۲۰۱۸ تأسیس شده بود، اما سپس به حالت تعلیق درآمد. بنا بر گزارش‌ها، از طرف بریتانیا شرکت‌هایی مانند بانک بزرگ HSBC، شرکت نفتی BP، رولزرویس و شرکت داروسازی آسترازنکا به مشارکت علاقه‌مند هستند و از طرف چین، از جمله بانک چین، چاینا موبایل و تولیدکننده خودروهای برقی BYD. با این حال، ناظران یادآور می‌شوند که اختلال‌ها و مداخلات قدرت‌های خارجی همچنان کاملاً محتمل است. [5]

«سازش با روسیه»

هنوز روشن نیست که آلمان و اتحادیه اروپا چه مسیری را در پیش خواهند گرفت. از یک سو، بروکسل در حوزه خودروهای برقی به پکن نزدیک می‌شود. اگرچه کمیسیون اروپا در نوامبر ۲۰۲۴ تعرفه‌هایی بر واردات خودروهای برقی چینی وضع کرده بود – «هم‌گام با ایالات متحده»، چنان‌که ناظران اشاره می‌کنند [6] – اما این نهاد هفته گذشته مسیر خود را تغییر داد، تعرفه‌ها را کنار گذاشت و قواعدی را معرفی کرد که بر حداقل قیمت برای خودروهای برقی وارداتی از چین متکی است؛ اقدامی که از آن به‌عنوان «یک نزدیکی غیرمنتظره» یاد می‌شود.

از سوی دیگر، کمیسیون اروپا در حال کار بر روی یک مقررات جدید امنیت سایبری است که هدف آن ممنوعیت کامل تمامی اجزای شرکت‌های چینی هواوی و ZTE است؛ اقدامی که بار دیگر مناقشه با چین را تشدید می‌کند [7]. بنا بر گزارش‌ها، صدراعظم آلمان، فریدریش مرتس، قرار است در پایان ماه فوریه به چین سفر کند و یک هیئت اقتصادی عالی‌رتبه او را همراهی خواهدکرد. [8]

مرتس هفته گذشته ابراز امیدواری کرده بود که «در چشم‌انداز بلندمدت، سرانجام بتوانیم بار دیگر با بزرگ‌ترین همسایه اروپایی خود، یعنی روسیه، به نوعی سازش برسیم»؛ چرا که روسیه در نهایت «یک کشور اروپایی» است [9]. چنین اظهارنظری سال‌ها غیرقابل تصور تلقی می‌شد. این سخن، بار دیگر گزینه‌ای را که به‌طور منظم در تاریخ آلمان تکرار شده است، برجسته می‌کند: جست‌وجوی سازش در شرق، در صورت بروز مناقشه در غرب.

قدرت نظامی اروپا

مرتس در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، روز پنج‌شنبه، به این اظهارنظر بسنده کرد که «ما از آستانه ورود به جهانی جدید از قدرت‌های بزرگ عبور کرده‌ایم»؛ جهانی که «سختی‌ها و خطرهایی را بر ما تحمیل خواهد کرد» [10]. از این‌رو، لازم است «اروپا» تقویت شود. رئیس کمیسیون اروپا، اورزولا فون در لاین، روز سه‌شنبه اعلام کرده بود که «شوک‌های ژئوپلیتیکی» مانند وضعیت کنونی، «ضرورت ایجاد شکل جدیدی از استقلال اروپایی» را تأیید می‌کنند [11]. این امر باید «در گفت‌وگو با دوستان و شرکای ما» انجام شود – اما «در صورت لزوم، حتی با دشمنان ما». در عین حال، نه مرتس و نه فون در لاین هیچ تردیدی باقی نگذاشتند که «اروپا» قرار نیست، آن‌گونه که پیش‌تر اغلب گفته می‌شد، به‌عنوان یک «قدرت مدنی» نیرومند شود، بلکه به‌عنوان یک بلوک نظامی به‌شدت مسلح؛ بلوکی که باید قادر باشد به دلخواه جنگ به راه اندازد – حتی علیه قدرت‌های بزرگ.

 

جرمن فارین پالیسی

برگردان: کیوان آزاد

https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/10273

منابع:

[1] “Principled and pragmatic: Canada’s path”. Prime Minister Carney addresses the World Economic Forum Annual Meeting. pm.gc.ca 20.01.2026.

[2] Prime Minister Carney forges new strategic partnership with the People’s Republic of China focused on energy, agri-food, and trade. pm.gc.ca 16.01.2026.

[3] Timothy Garton Ash, Ivan Krastev, Mark Leonard: How Trump is making China great again – and what it means for Europe. ecfr.eu 15.01.2026.

[4] Decision to give China its ‘super embassy’ in London was unavoidable. thetimes.com 20.01.2026.

[5] Joe Cash: Britain and China to revive ‘Golden Era’ business dialogue during Starmer visit. reuters.com 21.01.2026.

[6] Georg Blume: Darum verzichtet Brüssel bei chinesischen E-Autos auf Zölle. faz.net 22.01.2026.

[7] Olga Scheer, Dietmar Neuerer, Christof Kerkmann: EU will Huawei endgültig aus 5G-Netzen verbannen. handelsblatt.com 20.01.2026.

[8] Kanzler Merz reist Ende Februar zu erstem Besuch nach China. augsburger-allgemeine.de 17.01.2026.

[9] Mehr Leistung, weniger Bürokratie in Wirtschaft und Mittelstand. Rede des Bundeskanzlers beim Neujahrsempfang der IHK Halle-Dessau und der Handwerkskammer Halle. bundesregierung.de 14.01.2026.

[10] Rede von Bundeskanzler Merz beim World Economic Forum am 22. Januar 2026 in Davos. bundesregierung.de 22.01.2026.

[11] Sonderansprache von Präsidentin von der Leyen auf dem Weltwirtschaftsforum. ec.europa.eu 20.01.2026.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر