یادداشت سردبیر:
اعلام پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم در جریان دیدار سران کشورهای آسیای میانه با دونالد ترامپ یکی از شگفتی های هفتههای متلاطم اخیر در عرصه ژئوپلیتیک جهانی بود. یادداشت بوریس جرلیوسکی در نشریه روسی وزگلاد در توضیح موضوع از چند جهت حائز اهمیت است. وزگلاد نشریه ای است که به دیدگاههای حزب حاکم روسیه بسیار نزدیک است و از این جهت در کنار رسانههایی مانند ایزوستیا و ریا نووستی، محتویات آن را میتوان لااقل به عنوان مواضع بخشی از هیآت حاکمه روسیه تلقی کرد.
در تحلیل واقعه نخست این که نویسنده به صراحت اسرائیل و دوستان او را در شمار بلوک روبروی روسیه قرار میدهد. چنین صراحتی در روسیه چندان بدیهی نیست. دوم این که او ترکیه را نیز در شمار بازندگان تحول به حساب میآورد. تحولی که به زعم او آذربایجان سوگلی ترکیه در آن نقش مهمی – اگر نگوییم کلیدی – ایفا کرده است. این همانطور که نویسنده توضیح میدهد برای پان ترکیسم عواقب درازمدتی به ارمغان خواهد آورد. و سرانجام این که علیرغم زبان دیپلماتیک نویسنده و اظهارات پایانی وی مبنی بر ابتکار رئیس جمهور روسیه در گسترش همکاریهای استراتژیک با قزاقستان در دیدار بلاواسطه با توکایف پس از بازگشت وی از سفر آمریکا و اظهار رضایت از این امر، لازم میداند قید کند که «و به احتمال زیاد، کار تنها به «هویج» محدود نخواهد شد». آیندهای متلاطم در پیش است.
نتیجه غیرمنتظره اجلاس بحثبرانگیز رهبران جمهوریهای آسیای میانه و رئیس جمهور آمریکا، اعلامیه الحاق قزاقستان به «معاهدات پیمان ابراهیم» بود.
ترامپ در دوران اول ریاستجمهوریاش این ابتکار دیپلماتیک را مطرح کرد و قرار بود به عادیسازی روابط اسرائیل و کشورهای عربی بینجامد. نام ابراهیم جد اعلی، که توسط مسیحیان، یهودیان و مسلمانان گرامی داشته میشود، به عنوان اشارهای به وحدت ادعایی زمانی موجود، اما بعدها از دست رفته «سه شاخه یک ریشه» به کار برده شد. در سالهای ۲۰۲۰-۲۰۲۱ واشنگتن با صرف کردن هزینه و تلاشهای فوقالعاده، موفق به امضای پیمانهایی بین اسرائیل و سه کشور بحرین، امارات متحده عربی و مراکش شد. سودان نیز تمایل خود را برای پیوستن به توافقها اعلام کرد، اما فرآیند را تا انتها به انجام نرساند.
واشنگتن با کمک این پروژه نه تنها میخواست برای متحد خود در خاورمیانه حداکثر ثبات و محیطی دوستانه با کنار گذاشتن و حلوفصل مسئله فلسطین را فراهم کند، بلکه کشورهای عربی را در مقابل رقیب اصلی منطقهای خود — ایران — متحد کند. علاوه بر این، به عقیده ترامپ، «معاهدات پیمان ابراهیم» در صورت گسترش به اکثر کشورهای مغرب، اردوغان را مجبور میکند تا سیاست ضد اسرائیلی خود را بازبینی کند تا در انزوا قرار نگیرد.
با به قدرت رسیدن بایدن، تلاشهای وزارت خارجه آمریکا برای پیشبرد این پروژه عملاً متوقف شد، و به نظر میرسید که جنگ اسرائیل با نوار غزه و لبنان دورنمای توسعه معاهدات را کاملاً به خاک سپرده است.
حالا موافقت آستانه برای پیوستن به این پیمان، نه تنها از بهروز شدن آن، بلکه از خروج آن از محدوده مغرب حکایت دارد. در خود قزاقستان سعی میکنند این را تقریباً یک امر تشریفاتی بی اهمیت، که تنها به نشانه احترام نسبت به ترامپ امضا شده، جلوه دهند، زیرا بنا به گفتۀ مقامات، پیوستن به این پروژه «هنوز به معنای یک تغییر کلی در مسیر نیست، بلکه تنها ادامه روابط دوجانبۀ موجود است، که هنوز در سال ۱۹۹۲ برقرار شده است.».
اندیشکدۀ آمریکائی شورای آتلانتیک (که در روسیه به عنوان یک سازمان نامطلوب تلقی میشود) تاکید میکند،هرچند که به نظر میرسد آنچه که رخ داده «تلاش قزاقستان برای خودشیرینی نزد رئیس جمهور آمریکا» است، اما این «تازه آغاز کار است.».
هم اجلاس ۵+۱ (آسیای میانه و آمریکا) و هم الحاق قزاقستان به معاهدات، نتیجه یک کار اولیۀ بسیار طولانیمدتی است که در مدتهای اخیر توسط فرستاده ویژه آمریکا در خاورمیانه ویتکوف انجام میشد. علاوه بر این، تلاشهائی نیز برای کشاندن جمهوریهای آسیای میانه به این پروژه، آنهم در دوران اول ریاستجمهوری ترامپ انجام میشد. به عنوان مثال، در ژانویه سال ۲۰۲۱ ازبکستان ۵۰ میلیون دلار به صندوق ابراهیم، که توسط آمریکا، اسرائیل و امارات متحده عربی به عنوان بخشی از پروژه «پیمان ابراهیم» ایجاد شده بود، کمک کرد.
جالب است که پرتال قزاقی اردا «Orda» گزارش داد که «آذربایجان نقش کاربردی در فرآیند الحاق قزاقستان به «پیمان ابراهیم» را ایفا کرد، و به عنوان کانال ارتباطی بین آغازکنندگان توافق و کشورهای آسیای میانه عمل نمود». ارتباطات نزدیک باکو با آمریکا و به ویژه با اسرائیل به آن اجازه داد تا کار مقدماتی محرمانهای برای ورود قزاقستان به چارچوب این توافقات انجام دهد. «در واقع قزاقستان زمان کافی برای فکر کردن داشت، این ثابت میکند که این تصمیمی خود جوش و یا تحت فشار وارده از سوی طرف آمریکائی در جریان در طول اجلاس ۵+۱ گرفته نشده است»، — این آن چیزی است که این پرتال در گزارش خود از آن خبر میدهد. .
کارهای مقدماتی جدی برای آنرا نیز به نوبه خود، توسط نماینده ویژه ویتکوف در آذربایجان انجام شد، که در مارس ۲۰۲۵ در باکو بود و آنجا - تقریباً بطور ناشناس - یک سری ملاقاتها در مورد الحاق کشورهای آسیای میانه و خود آذربایجان به پیمان ابراهیم را برگزار کرد.
همچنین این نظر نیز رایج است که بخش محرمانه توافق صلح ارمنستان و آذربایجان که در آگوست ۲۰۲۵ امضا شد ، شامل بندهائی در مورد الحاق این دو کشور به «پیمان ابراهیم» است.
محرمانگی همراه با کارهای مقدماتی روی این پروژه، بعید است تأییدی بر «صوری بودن» الحاق قزاقستان به آن باشد.
دلایل این پنهانکاری آشکار است. پیشبرد «پیمان ابراهیم» در آسیای میانه و قفقاز جنوبی علیه منافع چندین کشور هدفگیری شده است. اول از همه روسیه، که واشنگتن میکوشد آن را از این مناطق بیرون براند، و نفوذ تاریخی ما را تا حد امکان تضعیف کند. علاوه بر این، این فعالیت علیه ایران هدفگیری شده است. نشریه آدربایجانی کالیبر Сaliber.az صراحتاً مینویسد که «اگر آذربایجان و قزاقستان «معاهدۀ پیمان ابراهیم» را امضا کنند و همکاری با آمریکا را تعمیق بخشند، آنگاه میتوانند مزیت قابل توجهی در مقابل دیگر کشورها به دست آورند، و مواضع خود را در رابطه با روسیه و ایران تقویت کنند». و اینکه «قزاقستان میتواند از مجرای همکاری با آمریکا منابع طبیعی خود را از طریق «کریدور میانی» — مسیر تجاری که برای دور زدن روسیه و ایران طراحی شده و شامل آذربایجان است — به غرب صادر کند.»
نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در مورد اقدام آستانه این است که «ایجاد کریدور ناتو از طریق خزر، امنیت روسیه و ایران را تضعیف میکند و امکان دور زدن نفوذ اقتصادی و ژئوپلیتیکی مسکو و تهران را فراهم میکند. تمام جاروجنجال حول ورود قزاقستان به «پیمان ابراهیم» ربطی به صلح ندارد — هدف واقعی تضمین دسترسی اسرائیل، آمریکا و ناتو به خزر و منابع عظیم گازی آن است».
اما، علاوه بر روسیه و ایران، پیوستن آسیای میانه و قفقاز جنوبی به پیمان ضربهای به منافع و برنامههای ترکیه نیز هست. آنکارا از همان ابتدا به شدت علیه این پروژۀ آمریکا موضع گرفت وهنوز موضع خود را نیز تغییر نده است. علاوه بر این، گسترش پروژه با مشارکت اسرائیل و آمریکا به آذربایجان و آسیای میانه، ایده ترکی م ادغام ملل ترک (پروزۀ توران) را بزیر سؤال میبرد، و ۵+۱ جایگزین مستقیمی برای سازمان کشورهای ترک است. به عبارت دیگر، با تهدید طرح «ترکستان بزرگ» شانس آنرا به سوی صفر شدن میکشاند. و به این خاطر است که باکو «محرمانه» قزاقستان را برای پیوستن به این پیمان را را متقاعد کرده و این را نیز علنی نمیکند.
«باکو به طرف آمریکایی این را انتقال داده، که مشارکت در این پروژه مشکلات معینی را برای آن بهمراه دارد. ترکیه مهمترین متحد آذربایجان است، و در همسایگی آن آذربایجان ایران با جمعیتی چند میلیونی قرار دارد، و چنین گامی ممکن است توسط آن به درستی درک نشود»، — نشریه آذربایجانی Haqqin.az در مورد دلایل باکو گزارش میدهد، هم آذربایجانیهای ایران و هم اردوغان، بازی علیاف در سمت تل آویو و واشنگتن را خیانت میدانند. با این حال، بعید است این پنهانکاری های آدربایجان آنکارا را فریب داده باشد. میتوان بدون تردید گفت که ترکیه وارد این بازی آمریکائی-اسرائیلی شده و اقداماتی برای خنثی کردن آن را انجام میدهد.
و در نهایت، چهارمین کشوری که منافع آن در این رابطه تحت تأثیر قرار گرفته، چین است، چرا که با این اقدام آمریکاییها قصد دارند مسیرهای ترانزیت چین در آسیای میانه را تحت کنترل خود قرار دهند. هدف دیگر واشنگتن، دستیابی به حضور نظامی مجدد خود در منطقه و بازگشت نظامیان آمریکایی به آسیای میانه است، امری که شاید واقعیتر از بازگشت نظامیان آمریکائی به پایگاه بگرام در افغانستان به نظر میرسد. علاقۀ آمریکا به نزدیکی پایگاه نظامی در منطقه به نزدیکی آن به سیلوهای موشکهای بالیستیک قارهپیمای چین در سینکیانگ - محل استقرار نیروهای موشکی استراتژیک چین توضیح داده میشود.
بازی بزرگی با بازیکنان زیادی در مرزهای جنوبی میهن ما در آسیای میانه و قفقاز جنوبی در حال شکل گرفتن است. و مسکو اولین پاسخ متقابل را انجام داده است. رؤسای جمهور روسیه و قزاقستان اعلامیه همکاری استراتژیک و اتحاد دو کشور و ۱۳ سند بینالدولتی دیگر توافقنامههایی در مورد همکاری در زمینه اقتصاد، حملونقل، آموزش، ارتباطات پستی، محیط زیست، و همچنین نظارت فناوری، اتمی و بهداشتی-اپیدمیولوژیکی را امضا کردند.
و به احتمال زیاد، کار تنها به «هویج» محدود نخواهد شد، زیرا تمایل متحدان ما برای نشستن بر روی دو صندلی بسیار آشکار است و بعید است که بتوان آنها را براحتی برای یک انتخاب معین تشویق کرد.
بوریس جرلیوسکی
۱۹ نوامبر ۲۰۲۵
ترجمه تحریریه سایت


ادامه مطلب ..و