جنگ در اوکراین، یک جمعبندی فشرده

نوشتۀ: گونزالو لیرا
Write a comment

جنگ در 30 روز اول سریع، حیله ورزانه و همراه با تصرف صوری پهنه های وسیعی از قلمرو اوکراین برای وارد آوردن فشار بر رژیم زلنسکی در جهت مذاکره بود. اما قطع ارتباط همه جانبه مالی و سیاسی غرب با روسیه به معنای آن است که آن‌ها دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. و البته چیزهای زیادی برای به دست آوردن

یادداشت سردبیر:

مطلب زیر رشته توئیتی است که گونزالو لیرا درباره وضعیت کنونی و چشم انداز محتمل جنگ در اوکراین به نگارش در آورده است. انتشار مطلب از دو جهت مفید است. نخست اینکه مطلب را گونزالو لیرا نوشته است. او که به تازگی برای مدتی در بازداشت نیروهای امنیتی اوکراین بود و پس از آزادی نیز اجازه خروج از خارکف را نداشت. بر من معلوم نیست که او اکنون در کجاست. اگر در خارکف است، روشن است که با فعالیتهائی اینگونه باز هم در معرض خطر حاد قرار دارد. در حساب توئیتری وی پست اول از تاریخ 22 آوریل است. او در آنجا می‌نویسد: «برای دریافت حقیقت رژیم زلنسکی اسامی زیر را در گوگل سرچ کنید» و آن اسامی نامهای افرادی اند که در همین مدت اخیر در اوکراین به قتل رسیده اند. سیاستمداران، کمونیستها و فعالان رسانه ای. لیرا در پایان توئیت می نویسد: „یک بار دیگر: اگر برای 12 ساعت از من چیزی نشنیدید، نام من را هم به این لیست اضافه کنید».

معنای توئیت مزبور چیزی نیست جز اینکه وی همچنان در خارکف و در دسترس آدمکشان رژیم لیبرال-فاشیست به سر می برد. می‌توان در این باره حرف زد که آیا اینگونه عمل کردن عاقلانه و دوراندیشانه هست یا نه. اما از یک چیز نمی‌توان خودداری کرد: برداشتن کلاه به احترام چنین کسان معدودی که تحقق موجودیت انسانی خویش را در دفاع از حقیقت می بینند، حتی اگر به بهای جانشان تمام شود. همین یک دلیل برای انتشار متن زیر کافی بود.

اما مطلب از جهت دیگری نیز کاملاً مفید است. لیرا ارزیابی فشرده ای از روال تاکنونی جنگ ارائه می‌کند که در تقابل تمام‌عیار با روایت پروپاگاند کر کننده غرب قرار دارد. ابعاد این پروپاگاند چنان وسیع و قدرت آن به حدی است که تأثیر آن حتی از خود کشورهای غربی فراتر رفته و بسیاری از ناظران و فعالان سیاسی -حتی مخالف غرب – را به این نتیجه گمراه‌کننده رسانده است که روسیه تا همین امروز شکست سختی را متحمل شده است و توان پیروز شدن بر ارتش اوکراین را ندارد. روشن است که چنین ارزیابی ای با چه نتایج سیاسی همراه می شود. لیرا نشان می‌دهد که چنین نیست. و در این زمینه نیز لیرا نخستین کسی نیست که به بررسی جدی روند جنگ در اوکراین می‌پردازد و به نتایجی کاملاً متفاوت میرسد. حقیقتاً هر کارشناس نظامی جدی و متکی به رأی خود نیز به همین نتایج می‌رسد و این را نه فقط اظهارات اشخاصی مانند آندره مارتیانوف روس تأئید می کنند، بلکه صاحبنظران دارای تجربه و آموزش نظامی در خود آمریکا از قبیل اسکات ریتر و سرهنگ مک گرگور نیز به طور مداوم بر آن تأکید می کنند. برخی از آنان از قبیل مک گرگور حتی تا آنجا پیش می‌روند که «روسیه جنگ را در همان روز اول برد». چیزی که ما نیز در آغاز نبرد اوکراین با اعلام اینکه «ناتو مرد» گفتیم. حقیقتاً نیز آنچه غرب و پیمان نظامی اش به نمایش گذاشته‌اند، البته در وخامت اوضاع و افزایش تلفات انسانی و ویرانی ها مؤثر واقع شده است، از نظر نظامی اما چیزی بیش از عملیات ایذائی یک لشگر شکست‌خورده نیست. اینکه روسیه در مقابل چشمان تمام جهانیان بخشهای از اوکراین را اشغال کرده است و ناتو با تمام دبدبه و کبکبه اش پشت صحنه قرار گرفته است، نه ناشی از صلحدوستی کشورهای ناتوئی و مسئولیت پذیری آنان در قبال خطر احتمالی یک جنگ سوم جهانی است و نه ناشی از آنکه اوکراین رسما عضو ناتو نیست. این کشورگشایان و متجاوزین بالفطره برای خیلی کمتر از این‌ها خاک این و آن کشور را به توبره کشیده اند. ناتوانی آنان در ورود به یک رویاروئی نظامی با روسیه است که آنان را به چنین روزی انداخته است.

در مورد ارزیابی های گونزالو لیرا از آینده اوکراین می‌توان اختلاف نظر داشت. حتی در مورد پایان احتمالی این جنگ نیز می‌توان حالتهای دیگری را نیز تصور نمود. از جمله کشانده شدن جنگ به مناطق دیگر که با نشست امروز مقامات 20 تا 40 کشور در پایگاه آمریکائی رامشتاین می‌توان آن را حقیقتاً محتمل دانست. با این حال، اساس ارزیابی میدانی گونزالو لیرا بیش از تمام تبلیغات سازمانهای امنیتی غربی و رسانه‌های آنان با واقعیت انطباق دارد.

*******************************

 

یک جمعبندی فشرده برای کسانی که روند وقایع را تعقیب نکرده اند اما مایل به فهمیدن آن هستند:

24 فوریه، روسها از جنوب، جنوب شرقی، شرق و شمال تهاجم خود را با یک کمپین سریع آغاز کردند. آن‌ها با 190 هزار نفر این تهاجم را آغاز کردند، در برابر 250 هزار نفر نیروی رزمی اوکراینو

روسیه 30 هزار نفر را پیرامون کی‌یف مستقر نمود. نیروئی که اصلاً برای فتح کی‌یف کافی نبود، اما به اندازه‌ای کفایت می‌کرد که حدود 100 هزار نفر از مدافعان ارتش اوکراین را میخکوب کند. روسیه همچنین در چند محور دست به حمله زد، همراه با نیروهای تقویتی در حال آماده باش (از جمله ستون 40 کیلومتری تانکها) برای بکار گیری در نقاط مورد نیاز.

حمله ضربتی روسیه به طور اساسی مانع جنگ ضربتی اوکراین شد. ارتش اوکراین در شرف تهاجم به دنباس بود. این انگیزه بلاواسطه تهاجم روسیه بود: برای پیشدستی کردن و خنثی کردن تهاجم در شرف وقوع. امری که در آن موفق شدند.

همچنین با حمله از شمال و جنوب، روسها زنجیره ارسال اسلحه از سوی ناتو را مختل نمودند. اگر روسیه فقط به شرق حمله می‌کرد تا مانع حمله ارتش اوکراین به دنباس شود، دالان بازی برای تأمین اسلحه از جانب غرب باقی می ماند. تهدید کی‌یف مانع از آن شد.

به این ترتیب پیکره اصلی ارتش اوکراین در شرق زمینگیر شد و بقیه ارتش اوکراین منزوی و میخکوب شدند و تأمین اسلحه از جانب غرب با دشواری مواجه شد. بعد از آن روسیه مشغول در هم کوبیدن ارتباطات فرماندهی و هدایت و تأمین سلاح شد که باز هم به انزوای بیشتر بخشهای ارتش اوکراین انجامید.

در مدت زمان کمی روسها قلمروئی معادل انگلستان را در اوکراین تحت کنترل خود در آوردند، اما این کنترلی سطحی بود. جنوب اوکراین به کلی در چنگال روسها بود. ارتش اوکراین در پیرامون خرسون به سادگی از هم پاشید. ماریوپل به یک میدان نبرد تبدیل شد، به همانگونه که دنباس شد.

آنچه روسها در ابتدا می‌خواستند این‌ها بود:

- از کار انداختن تهاجم قریب الوقوع به دنباس – که انجام دادند.

- مرعوب کردن رژیم زلنسکی و وادار کردن آن به مذاکره برای راه حل سیاسی – که موفق نشدند.

کی‌یف به علت دستورات دریافتی از واشنگتن هیچ قصدی برای مذاکره پیرامون یک آتش بس نداشت: “تا آخرین اوکراینی با روسها بجنگید!” همچنین اراذل نئونازی پیرامون زلنسکی به علت وحشتی که از روسها دارند او را در صورت مذاکره و تسلیم تهدید نمودند. زلنسکی کمپین سنگین پروپاگاندیستی ای را آغاز کرد که مقدمتا به نیروهای ارتش اوکراین انگیزه روحیه مبارزه تا مرگ را بدهد. افسانه‌ها ساخته شدند (مانند افسانه شبح کی یف)، حملات با پرچم دروغین صورت گرفتند (بوچا و کراماتورسک) و داستانهای بیشرمانه رسانه ای ساخته و پرداخته شدند.

روسها به مذاکرات ادامه دادند و تلاش نمودند که زیرساختهای اوکراین را تخریب نکنند. حقیقتاً آن‌ها در ابتدا حتی تلاش کردند که حداقل تلفات را بر ارتش اوکراین وارد کنند. مستندات بیش از اندازه ای برای این ادعا وجود دارد: روسیه زیرساختهای غیر نظامی را مورد حمله قرار نداد – آب، برق، تلفن، حمل و نقل. آن‌ها به خوابگاههای نظامی، مراکز فرماندهی، ساختمانهای دولتی و غیره حمله نکردند. ترجیح مقدماتی روسها دستیابی به «راه حلی در مذاکره» بود. اما در پایان مارس آن‌ها پی بردند که این امکانپذیر نیست.

این علت عقب نشینی روسیه از کی‌یف بود. نگه داشتن افراد در نزدیکی شهری که دیگر فایده‌ای برای منظور مورد نظر نداشت، امری بیهوده بود: تولید فشار سیاسی بر رژیم زلنسکی برای وادار کردن آن به مذاکره. این عقب نشینی از طرف مقابل به عنوان «پیروزی» در «نبرد کی‌یف» جار زده شد! اوه!

در پایان مارس روسها عقب نشینی کردند و کنترل خود را بر مناطق تحت تصرف خویش تحکیم نموده و مناطقی را که حفظشان برای آنان بیمورد و یا بالقوه همراه با هزینه‌های بالا بود، به ارتش اوکراین واگذار کردند. دستگاه پروپاگاند اوکراین تمام این عقب نشینی ها را «پیروزی» قلمداد کرد.

اما هنوز روزنه ای برای امکان آن بود که جنگ از طریق راه حلی در مذاکرات خاتمه یابد اما این نیز در اوایل آوریل از بین رفت. بعد از گفتگوهای استانبول در 30 مارس طرف اوکراینی محتاطانه با برخی سازشها موافقت نمود اما در عرض یک هفته به طور علنی مخالفت خود را با آن امتیازات اعلام کرد. این زمانی بود که روسها پی بردند که رژیم زلنسکی توافق ناپذیر است: اربابان واشنگتنی آن، بویژه ویکتوریا نولند و آنتونی بلینکن، اجازه صلح را نخواهند داد. آن‌ها این جنگ را برای خشکاندن روسیه می خواهند. این یک جنگ کلاسیک نیابتی است و اوکراین بهای آن را خواهد پرداخت.

چیز دیگری نیز بود که روسها با آن مواجه شدند: تحریم ها. تحریم ها به روسیه ضربه وارد کردند اما روسها با سرعت قابل توجهی واکنش نشان دادند. تحریم ها خیلی هم هم به سختی ضربه نزدند. اما دزدیدن ذخایر ارزی 300 میلیارد دلاری روسیه از سوی غرب ضربه سختی بود. روسها پی بردند که اکنون در یک جنگ همه جانبه با غرب قرار دارند و به همین دلیل ذخایر ارزی خارجی آنان برای همیشه از بین رفته‌اند (محتملا از سوی سیاستمداران فاسد غربی غارت می شوند). روسها اکنون دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. با دزدیدن ذخایر ارزی آنان، غرب تمام اهرم قدرت بر روسیه را از دست داد.

این سرنوشت اوکراین را رقم زد: روسها اکنون هیچ علاقه‌ای به از دست دادن چیزی که فتح کرده‌اند ندارند. این برای آنان هزینه زیادی از تلفات انسانی و مالی در بر داشت. و آن‌ها می‌دانند که قادر به مذاکره برای آتش بس نخواهند بود. رژیم زلنسکی خیلی ساده چنین قرار هائی را نقض خواهد کرد.

این‌ها به این معنا است که:

روسها اکنون قصد دارند که تمام جنوب و شرق اوکراین را تصرف و به روسیه ملحق کنند. این علت تغییر دراماتیک استراتژی آنان در میدان نبرد است: اکنون آن‌ها در حال انجام پودر کردن آرام و روش مند و از هم گسیختن تار و پود ارتش اوکراین هستند.

جنگ در 30 روز اول سریع، حیله ورزانه و همراه با تصرف صوری پهنه های وسیعی از قلمرو اوکراین برای وارد آوردن فشار بر رژیم زلنسکی در جهت مذاکره بود. اما قطع ارتباط همه جانبه مالی و سیاسی غرب با روسیه به معنای آن است که آن‌ها دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. و البته چیزهای زیادی برای به دست آوردن: دنباس سرشار از مواد معدنی است، زمینهای کشاورزی حقیقتاً حاصل‌خیز اوکراین در شرق و جنوب قرار دارند، خارکف یک شهر بزرگ صنعتی است و دریای آزوف دارای منابع گازی بیشماری است.

و در ضمن، مردم دوستشان دارند. چرا روسیه باید اکنون این جایزه به سختی کسب شده را رها کند؟

و اشتباه نکنید، آن‌ها تا همین حالا برنده شده اند. از هر فرد نظامی که جیره خوار سیستم نیست بپرسید، به شما خواهد گفت: نه راهی برای ارتش اوکراین هست و نه برای کشور اوکراین. آن‌ها نه نیروی زرهی دارند، نه دفاع ضد هوائی، نه سوخت، نه مهمات. ماجرا تمام شده است.

تراژدی بزرگ در این است که هزاران مرد جوان جان خود را از دست خواهند داد و آن هم بدون اینکه نیازی بدان بوده باشد!! برای به تعویق انداختن امری که اجتناب‌ناپذیر است، این پسران شجاع باید قهرمانانه بجنگند و اینچنین جوان و اینچنین زجرآور بمیرند. به خاطر رژیم شیطانی زلنسکی.

این حقیقت تلخ است.

و در پایان کار، این نقشه ای خواهد بود که بر جا می‌ماند. تصویر تلخی از آینده اوکراین. روسیه میلیاردها در مناطق تازه تصرف شده اش هزینه خواهد کرد که رونق خواهند داشت و شکوفا خواهند شد. اما آن تکه اوکراین باقیمانده فقیر، ویران و فراموش شده به جا خواهد ماند. یک تراژدی.

ukrfumap

گونزالو لیرا

26 آوریل 2022

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر