پس از شگفتزدگی و شوک ناشی از تظاهرات گسترده مردمی در حمایت از غزه طی هفتههای اخیر، نیروهای حامی اسرائیل و "عادیسازها" در ایتالیا تلاش میکنند که میدان را دوباره به دست گیرند و درک عمومی را به همان وضعیت پیشین بازگردانند؛ وضعیتی که در آن روایت اسرائیلی از واقعیت و نگرشهای ارتجاعی و فردگرایانه بر جامعه مسلط بودند.
بیایید چند نکته کلیدی را مشخص کنیم و آنها را به هم وصل کرده تا تصویری از وضعیت بسازیم که به ما در مواجهه با مرحلهی آینده کمک کند:
۱) روایت "صلح نزدیک" و واقعیت جنگی
در سطح میدانی، به "طرح ترامپ" متوسل شدهاند که بهطور مصنوعی بهعنوان "طرح صلح" معرفی میشود. با این حال، اسرائیل همچنان به سیاست "جنگیدن انگار که مذاکرهای در کار نیست، و مذاکره کردن انگار که جنگی در جریان نیست" ادامه میدهد. نتانیاهو به صراحت اعلام کرده که هدفش "پیروزی نهایی" است، نه آزادی گروگانها. از سوی دیگر، تلاش برای ترور مذاکرهکنندگان حماس در دوحه چند هفته پیش، بهوضوح نشان میدهد که اسرائیل تا چه حد آمادگی گفتگو دارد!
نتیجه این است که در حالی که در شرمالشیخ مذاکره در جریان است، در غزه همچنان بمباران و کشتار ادامه دارد. بخشهای غیرقابل پذیرش طرح ترامپ برای فلسطینیها بسیار زیاد است، اما در روایت رسانههای جریان اصلی، این تصور القا میشود که "فقط یک گام تا صلح مانده" و اگر مذاکرات شکست بخورد، "تنها حماس مقصر است" – نه بمبارانهایی که همچنان ادامه دارد.
۲) تولید سکوت و انفعال
ترویج ایدهی "نزدیکی صلح" در واقع برای خنثیسازی جنبش اخلاقی و سیاسی در حمایت از غزه است؛ هدف، ایجاد نوعی انتظار فلجکننده است تا به جای مشاهدهی واقعیت و واکنش فعال، مردم منفعل شوند. این امر در برابر تظاهرات گسترده و دو اعتصاب سراسری که صدها هزار نفر را به خیابان کشاند، بسیار ضروریتر شده است. مونی اووادیا (نویسنده و روشنفکر یهودی ایتالیایی) هشدار داده بود که:
"از لحظهای که سلاحها در غزه خاموش شوند، همهی نیروهای سیاسی و ایدئولوژیکی که در تلاش برای بازگرداندن روایت پیشین هستند، دوباره سر بلند خواهند کرد."
۳) حمله به منتقدان اسرائیل
کمپین تخریب علیه کسانی که از جنایات اسرائیل پرده برداشتهاند، شدت گرفته است. یکی از هدفهای اصلی این حملات، فرانچسکا آلبانیزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل است که حتی در درون حزب دموکراتیک (PD) هم با فشارهایی روبرو شده است (همانطور که رسانهی Open وابسته به انریکو منتانا بازتاب داده است).
همچنین حمله به فعالان شرکتکننده در کارزار Global Sumud Flotilla (ناوگان همبستگی با فلسطین) در جریان است؛ کارزاری که دولتهای اسرائیل و ایتالیا را بهطور جدی به چالش کشیده است.
در شبکههای اجتماعی نیز، حملات به فعالان ضد اسرائیل و تظاهرات در حال گسترش است؛ این حملات توسط لشکری از باتها و ترولهای پولی صورت میگیرد که هدفشان ایجاد نفرت و شبهه است.
در این فضای خاکستری، باید از "عوامل نفوذی" نیز بر حذر بود؛ کسانی که با ایجاد تفرقه، شایعهسازی، پچپچ، و تحریف، بحثهای داخلی جنبشها را از درون متلاشی میکنند.
رسانهها و نیروهای حامی اسرائیل، تظاهرات مردمی را با تمرکز بر درگیریهای جزئی (که اغلب توسط پلیس تحریک میشود) بهعنوان تهدیدی برای نظم عمومی جلوه میدهند.
نکته مهم اینجاست که این پروپاگاندا تنها متعلق به راستگرایان نیست؛ بلکه حتی "مفسران لیبرال" نیز به آن پیوستهاند. چرا که از بازگشت جنبشهای مردمی و پایان "خواب اجتماعی" — که خود با ابزارهای مختلف به آن دامن زدهاند — نگران شدهاند.
۴) یک بیداری سیاسی جدید
و نکته آخر اما نه کم اهمیت این که شرکت گستردهی مردم – بهویژه جوانان – در اعتصابها و تظاهرات اخیر نشان داده که میل به کنشگری و مقاومت، دیگر بهسادگی خاموش نخواهد شد. پس از ماهها خشم و یأس فردی، اکنون بسیاری دریافتهاند که این حس نارضایتی، جمعی است. این خشم نسبت به نسلکشی، اکنون به ابزاری برای فشار سیاسی علیه دولت و "اپوزیسیون ساختگی" تبدیل شده است. این امر بدان منجر شده است که یک «شورش اخلاقی» عرصه های اجتماعی، سیاسی و معنوی کشور ما را در بر گرفته است.
از اینجا، یک واقعیت سیاسی جدید پدیدار میشود:
بخشی از جامعه که این روزها به خیابان آمده – کارگران، دانشجویان، معلمان، والدین و غیره – کاملاً خارج از چارچوبهای سیاسی سنتی و باصطلاح «سیاست رسمی» و قواعد و مرزهای سازمانی و ایدئولوژیک آن عمل کرده است. ادامهی این جنبشها (نه فقط برای فلسطین بلکه علیه همهی بیعدالتیها) در درون پارامترهای سیاسی موجود ممکن نیست. و خودِ مردم نیز این را بهخوبی میدانند؛ به همین دلیل، این تودهها نه رأی خواهند داد و نه تمایلی به حمایت از سیاستمدارانی دارند که آنها را بخشی از حاکمیت میدانند.
نرخ بالای تاکنونی امتناع از رأی دادن خود نشانهی روشنی است، اما وقتی این عدم مشارکت با تظاهرات گسترده همراه شود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً با شعار "خیابانها پر، صندوقها خالی" تحلیل کرد.
مطالبات سیاسی مردم در خیابان، کاملاً متفاوت با آن چیزی است که در نهادهای رسمی یا برنامههای گفتوگومحور تلویزیونی ارائه میشود؛ برنامههایی که هر کسی را دعوت میکنند، جز نمایندگان واقعی خیابان.
مهمترین مطالبهی خیابان، صداقت میان گفتار و عمل است. از همین رو، پیام باراندازان بندر جنوا که خواستار توقف کامل همکاریها شدند، و اعتصاب سراسری اتحادیه USB، سیگنالهایی قوی و روشن ارسال کردهاند.
در نهایت، باید دید که آیا این مطالبهی نوظهور به سمت یک خواست "استقلال سیاسی" رادیکال پیش میرود یا خیر — دستکم در میانمدت.
سرجیو کارارو
۷ اکتبر ۲۰۲۵
ترجمه تدارک کمونیستی
منبع: ژورنال کمونیستی آنلاین - ایتالیا
https://contropiano.org/editoriale/2025/10/07/limpossibile-ritorno-alla-normalita-0187419


ادامه مطلب ..و