آلمان و بی ثباتی متحد اصلی اش

نوشتۀ: جرمن فارین پالیسی
Write a comment

کارشناسان [آلمانی] نسبت به "بی ثباتی های سیاسی" در ایالات متحده و تنش های جدید در مناسبات ترانس آتلانتیکی هشدار می دهند. در جنگ قدرت علیه مسکو، برلین بیش از هر زمان دیگری به واشنگتن وابسته است.

کارشناسان سیاست خارجی آلمان نسبت به تنش های جدید در ائتلاف ترانس آتلانتیک هشدار می دهند و در این رابطه به نشانه های ضعف که خود را در ایالات متحده نشان میدهند، اشاره می کنند. طبق ارزیابی آخرین شمارۀ با اهمیت ترین مجله در مورد سیاست خارجی آلمان ("Internationale Politik") شکاف در جامعۀ ایالات متحده آمریکا در حال توسعه و تعمیق است. در حالی که جمهوری خواهان، با کمک دیوان عالی، به طور فزاینده ای در تحقق "برنامه محافظه کار و دست راستی" خود موفق هستند، دموکرات ها "با وجود در اختیار داشتن اکثریت در کنگره" تاکنون به سختی توانسته اند برنامه های خود را محقق سازند. مطابق ارزیابی ("Internationale Politik") اگر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای در نوامبر آینده و انتخابات ریاست‌جمهوری در دو سال دیگر پیروز شوند، «بی‌ثباتی سیاسی» یا حتی «بحران [مشروعیت] قانون اساسی» «سناریوهای واقع بینانه» ای اند که در انتظار آمریکا هستند. این تحولات می توانند در سیاست خارجی نیز بازتاب یابند. این بدان معناست که مهم‌ترین متحد جهانی آلمان از سوی ناآرامی‌های داخلی تهدید می‌شود – آنهم در زمانی که تشدید جنگ قدرت علیه مسکو، برلین را از نظر سیاسی و اقتصادی بیش از همیشه به سوی وابستگی بیشتر از واشنگتن می راند.

اوضاع به طور فزاینده ای قطبی شده است

نگرانی تعداد زیادی از نویسندگان مجله Internationale Politik (IP) که توسط شورای روابط خارجی آلمان (DGAP) منتشر می شود، به ویژه متوجۀ تحولات داخلی ایالات متحده است، که در حال شکل گیری است. آنها به عنوان مثال میگویند، با نگاه به [وضعیت] رئیس جمهور سابق آمریکا دونالد ترامپ، و همچنین مواضع سناتورهایی مانند تد کروز، مارکو روبیو، و جاش هاولی، جمهوری خواهان "بیشتر و بیشتر در حال توسعه به سمت یک حزب ضد دمکراتیک هستند. ".[1] "برنامه محافظه کارانه و دست راستی" آنها، از برخورد با سقط جنین گرفته تا کنترل اسلحه، به طور فزاینده ای توسط دیوان عالی اجرائی می شود، در حالی که دموکرات ها "با وجود اکثریت در کنگره" تاکنون "به سختی توانسته اند برنامه خود را پیش ببرند.

دومینیک تولکسدورف کارشناس متخصص امور آمریکا در DGAP.[2] مینویسد، بایستی اذعان کرد، که دیسکورس (گفتمان) اجتماعی دائما رادیکال تر و بیشتر پر از نفرت می شود، شکاف و قطب بندی سیاسی در جامعه در حال افزایش است، و حمل اسلحه در جامعه ای که نظامی گری در آن نهادینه شده است، در حال افزایش است، و یک سوم آمریکایی ها معتقدند که استفاده از ابزار خشونت علیه دولت می تواند ابزاری مشروع تلقی گردد"، و «بی ثباتی سیاسی» یا احتمالاً حتی «بحران قانون اساسی» قطعاً «سناریوهای واقع بینانه» ای برای آینده هستند.

متعهد به منافع منحصر بفرد ایالات متحده

پیتر اسپاردینگ از صندوق مارشال ایالات متحدۀ آمریکا در آلمان (GMF) با توجه به قطبی شدن درونی و خطر بی‌ثباتی سیاسی قریب‌الوقوع در ایالات متحده، معتقد است که اینها هر کدام به نوبۀ خود به تضعیف موقعیت جهانی ایالات متحده منجر میشوند: اینها «قابل اطمینان بودن» آمریکا و «نقش سرمشق بودن ایالات متحده آمریکا در جهان» را کاهش میدهند.[3] این وضعیت می‌تواند در صورت برد جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آینده در نوامبر و کسب اکثریت در هر دو مجلس کنگره یا پیروزی در انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری حتی بیش از هم بدتر شود.

مواضع ترامپ هم بغایت غیر قابل هضم هستند- برای مثال "دیدگاه های انزوا گرایانه و سنتگرایانۀ" او یا همچنین "سیاست های ناسیونالیستی [.....] سختگیرانۀ او " – که اکنون در میان آنها [جمهوری خواهان] غالب گردیده است؛ و جمهوری خواهان «برخلاف بت‌های محافظه‌کار قبلی اشان مثل رونالد ریگان»، امروز «دیگر حتی به صورت لفظی هم که شده امر دفاع از حقوق و آزادی‌ها و دموکراسی جهان شمول را در دسنور کار قرار نداده»، بلکه دفاع از «یک سیاست خارجی و امنیتی سخت‌گیرانه که کاملا به منافع منحصر بفرد آمریکا در زمینه های فوق متعهد است، را تعقیب میکنند». بروز درگیری و تشنج در روابط با متحدان اروپائی، - همانند دورۀ ترامپ، یعنی زمانی که واشنگتن حتی به جنگ اقتصادی علیه بروکسل [4] متوسل شد – در واقع اجتناب ناپذیر است.

مناقشه بر سر موضع گیری در مقابل چین

امکان شعله ور شدن مناقشات دورنی در جبهۀ ترانس آتلانتیک بطور مشخص پس از انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده در ماه نوامبر وجود دارد، برای مثال در جنگ قدرت علیه چین. همانطور که اسپاردینگ به آن اشاره می کند "رأی دهندگان جمهوریخواه نگرش بسیار انتقادی تری" نسبت به جمهوری خلق چین از خود نشان می دهند و خواهان "رویارویی شدیدتری با پکن، به ویژه در مورد مسائل اقتصادی" هستند.[5] بر این اساس، «می‌توان انتظار آنرا داشت که در صورت کسب اکثریت آرا از سوی جمهوری‌خواهان در کنگره یا در هر دو مجلس، «خواهان تشدید رفتار» خواهند شد.

بخش‌های قدرتمندی از اقتصاد آلمان با چنین سخت‌گیری هائی مخالف هستند. آنها بطور روز افزونی و تا حد زیاد به بازار چین و کشور چین به عنوان یک مرکز تولید و توسعه وابسته هستند و احتمالاً در صورت آسیب جدی به روابط با جمهوری خلق چین، متحمل ضررهای دردناک و چشمگیری خواهند شد (ر.ک به گزارش -foreign-policy.com [6]). ). هر چند دولت آلمان نیز در حال برنامه ریزی برای کاهش تجارت صنعت آلمان با چین است [7]؛ اما تا کنون همچنان سعی کرده است، از جداسازی همه جانبه با جمهوری خلق چین اجتناب کند. اخیرا، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه نیز به صراحت نسبت به "کشیده شدن [اروپا] به رقابت بین ایالات متحده و چین" اعتراض کرد.[8]

وابسته تر از همیشه

علاوه بر این، خطر بی ثباتی سیاسی در ایالات متحده برای آلمان بمراتب بیشتر سنگینی می کند – بویژه این که تشدید جنگ قدرت علیه روسیه و جنگ قدرت احتمالی علیه چین، وابستگی آلمان به یک ائتلاف با ایالات متحده را افزایش می دهد. در آینده قابل پیش بینی نیز برلین از نظر نظامی به واشنگتن وابسته خواهد بود تا بتواند با جمع آوری نیروها در جبهۀ شرقی ناتو قادر به تحت فشار قرار دادن مسکو باشد. همزمان نیز اقتصاد آلمان بیش از هر زمان دیگری به ایالات متحده وابسته است. آلمان نه تنها به بازارهای آمریکا برای جایگزینی امکانات از دست رفته در روسیه، بلکه بسته به تحولات محتمل آتی در روابط با چین، هم بطور روزافزونی نیاز دارد؛ از آن گذشته آلمان نیاز به دسترسی منابع جدیدی برای جایگزینی گاز طبیعی روسیه دارد.

بر اساس پیش‌بینی‌های فعلی کارشناسان، واردات گاز مایع کشورهای عضو اتحادیه اروپا از ایالات متحده به حدی افزایش می‌یابد که حداکثر تا سال 2030، اتحادیه اروپا گاز بیشتری از ایالات متحده دریافت خواهد کرد از آنچه اکنون از روسیه دریافت می کند. در این صورت وابستگی اروپا به گاز واشنگتن بمراتب بیشتر از وابستگی فعلی آن به مسکو خواهد بود.[9] از اینرو بی‌ثباتی سیاسی و احتمالاً حتی بروز ناآرامی ها در ایالات متحده پیامدهای بالقوه چشمگیری را برای آلمان و اتحادیه اروپا با خود بهمراه خواهند داشت.

"یک متحد قابل اعتماد"

صرف نظر از افزایش قطبی شدن فضای سیاسی در ایالات متحده، که کارشناسان آن را به راحتی بعنوان وضعیتی بحرانی طبقه بندی می کنند، طبق یک نظرسنجی اخیر، بیش از نیمی از جمعیت آلمان (58 درصد) متعقد است که ایالات متحده آمریکا کماکان "یک متحد قابل اعتماد برای آلمان" باقی خواهد ماند. در حال حاضر تنها کمی بیش از یک سوم شرکت کنندگان در نظرخواهی (34 درصد) به خلاف آن باور دارند. [10] این باور که ایالات متحده در بلندمدت قابل اعتماد خواهد ماند. رای دهندگان حزب لیبرال FDP که به ویژه به نزدیکی به بازار و تجارت مشهور است، به میزان اندکی بالاتر از میانگین (60 درصد) به نقش آمریکا به عنوان متحد قابل اطمینان باور دارند. این نسبت در میان رای دهندگان حزب سوسیال دمکرات SPD کمی قوی تر است (64 درصد). در میان رای دهندگان احزاب محافظه کار مسیحی CDU/CSU (71 درصد) بر این باورند و لی بیشترین امید و بالاترین سطح اعتماد به قابل اطمینان بودن به اتحاد ترانس آتلانتیکی در میان هواداران حزب سبز، اتحاد 90/ سبزها (73 درصد) به چشم میخورد. حزب آنالنا بربوک، وزیر امور خارجه، بار دیگر ثابت می کند که قابل اعتمادترین متحد ایالات متحده ای است که در داخل خود به طور فزاینده ای تجزیه شده و هر چه بیشتر در حال حرکت به سمت منتهی الیه راست است.[11]

 

جرمن فارین پالیسی

8 سپتامبر 2022

ترجمه تحریریه سایت

https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/9017

 

[1], [2] Dominik Tolksdorf: Supermacht im Sinkflug? In: Internationale Politik September/Oktober 2022. S.46-51.

[3] Peter Sparding: Zwischen Chaos und Konsens. In: Internationale Politik September/Oktober 2022. S.18-23.

[4] S. dazu Die nächste Strafzollrunde und Die nächste Strafzollrunde (II).

[5] Peter Sparding: Zwischen Chaos und Konsens. In: Internationale Politik September/Oktober 2022. S.18-23.

[6] S. dazu Schäden im Wirtschaftskrieg.

[7] S. dazu Einstieg in den Abstieg.

[8] Michaela Wiegel: Ein großes Lob für den Kanzler. Frankfurter Allgemeine Zeitung 02.09.2022.

[9] S. dazu Die Flüssiggas-NATO.

[10] Bleiben die USA ein verlässlicher Partner für Deutschland? In: Internationale Politik September/Oktober 2022. S. 5.

[11] S. auch Das Ende der Kriegsmüdigkeit.

 

 

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر