نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

سوریه، حقیقت و ژورنالیسم

نوشتۀ: بهمن شفیق

تحولات دراماتیک دو هفته اخیر در سوریه، موضعگیری شدید اتحادیه عرب بر علیه دولت این کشور و لغو عضویت آن در این اتحادیه، همراه با افزایش فشار دول غربی بر سوریه از یک‌سو و جانبداری صریح روسیه از دولت بشار اسد و افزایش حیرت انگیز ابعاد خشونت آمیز درگیریها همراه با تشکیل شورای هماهنگی نیروهای آزادیبخش سوریه، همه و همه نشانگر اینند که آنچه در سوریه امروز در جریان است اساساً دیگر هیچ وجه مشترکی با جنبشی که در بهار امسال در کشورهای عربی آغاز شده است ندارد.

این جنگ قدرتی است بین صف بندیهای متخاصم بورژوازی در منطقه و صف آرائیهای متناسب جهانی آن. همه شواهد نشان می‌دهند که سوریه تنها یک گام با تبدیل شدن به لیبی فاصله دارد و طرفه این که دولت ناتوساخته لیبی به عنوان اولین «دولت» افتخار به رسمیت شناختن شورای نظامی «ارتش آزاد» سوریه را به خود اختصاص داده است. با این همه آنچه در مدیای جهانی انعکاس می‌یابد «تداوم خونریزی توسط رژیم اسد»، «وحشیگری رژیم اسد در مقابل تظاهر کنندگان» و اخبار و گزارشاتی از این‌گونه است. گزارشاتی دستکاری شده که تنها و تنها در خدمت القاء تصویری دروغین و غیر واقعی از تحولات سوریه و زمینه سازی برای دخالت آتی غرب در این کشور قرار دارند.

کارین لویکفلد، از معدود ژورنالیستهای حاضر در سوریه، وارونگی این گزارش‌ها را در هفته‌ای که طرح صلح اتحادیه عرب ارائه شد – هفته اول ماه نوامبر- به خوبی نشان داده است. واقعه نگاری لویکفلد نشان می‌دهد که در یک هفته منتهی به عید قربان چگونه اتحادیه عرب نخست طرح صلحی را ارائه می‌دهد تا سپس خود این اتحادیه همراه با پشتیبانان جهانی اش دولت اسد را به نقض مفاد آن متهم نموده و زمینه را برای تدارک دخالت نظامی غرب مهیا سازد.

روند تحولات این یک هفته در گزارش لویکفلد بسیار آموزنده است. موضوع یادداشت حاضر بررسی جزئیات این گزارش نیست، بررسی گزارشی متفاوت و منتشر شده در نشریه «وزین» دی تسایت آلمان است. با این حال نقل خلاصه‌ای از گزارش لویکفلد پیش از پرداختن به گزارش دی تسایت روشنگر خیلی چیزهاست.

لویکفلد روند تحولات را چنین تصویر می کند:

نخست اتحادیه عرب طرح خود را ارائه می کند. متعاقب آن و بر اساس آن، دولت سوریه چند روز بعد طرح عفو عمومی خود را اعلام می کند. بر اساس این طرح کلیه کسانی که در مبارزه با دولت سلاح به دست گرفته‌اند اما مرتکب قتل نشده اند، چنانچه ظرف یک هفته سلاح خود را تحویل دهند شامل عفو خواهند بود و مجازات نخواهند شد. روز بعد عفو عمومی برای کلیه نظامیانی اعلام شد که واحد های خود را بدون اجازه ترک کرده و به شورشیان پیوسته اند. چنانچه هر نظامی ترک خدمت کرده ظرف مهلتی دو ماهه خود را به واحد خویش معرفی کند، مورد مجازات قرار نخواهد گرفت. روز شنبه 6 نوامبر دولت 700 نفر از زندانیان اغتشاشات را آزاد کرده و اعلام می‌کند که عقب نشینی ارتش از مناطق مسکونی در روز اول عید آغاز خواهد شد. متعاقب آن ریاض اسعد، رئیس «ارتش آزاد سوریه» نیز اعلام می‌کند که مبارزان وی عملیات نظامی را متوقف خواهند کرد. در روز پنج شنبه یک مسافر در بلاگ «تفسیر سوریه» Syria Comment گزارش می‌دهد که در جریان سفر خود از حمس به آلپو حتی یک تانک نیز در مناطقی که از تابستان در آنجا مستقر بوده‌اند مشاهده نکرده است. نه در اذلیب، نه در رستان و نه در خان شیخون. خبرگزاری الجزیره اما از قول یک «شاهد عینی» گزارش می‌دهد که رژیم در حال استقرار تانکهای بیشتری در مناطق مسکونی است.

برهان غلیون رئیس« شورای ملی سوریه» مورد اعتماد غرب در روز جمعه از طریق همان الجزیره و در پیامی به مناسبت عید قربان اعلام می‌کند که روزهای رژیم اسد به پایان می‌رسند و قول می‌دهد که کار را تمام خواهند کرد و اعلام می‌کند که هر کاری که لازم است باید انجام شود تا جان مردم نجات یابد. متعاقب آن ویکتوریا نالند سنخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اعلام می‌کند که به همگان توصیه می‌کند که فریب عفو عمومی را نخورده و سلاحهای خود را تحویل ندهند. اسعد، رئیس شورای نظامی نیز در پی آن اعلام می‌کند که واحدهای وی البته جنگ را ادامه خواهند داد.

شبکه‌های خبری بین‌المللی الجزیره و بی بی سی نیز از روز جمعه مکرراً گزارشاتی مبنی بر کشته شدگان جدید و اوجگیری اعتراضات در سرتاسر کشور را مخابره می کنند. روز شنبه قطر فشار را افزایش می‌دهد و شیخ حمد بن جاسم آل ثانی وزیر امور خارجه قطر جلسه فوق‌العاده اتحادیه عرب برای آخر هفته بعد را اعلام می کند. دلیل اجلاس نیز «تداوم خشونت و همچنین عدم تلاش دولت سوریه برای انجام مفاد توافقنامه» اعلام می شود. او اظهار می‌دارد که اقدامات لازم را انجام خواهند داد. آلن ژوپه، وزیر امور خارجه فرانسه نیز اعلام می‌کند که ادامه کشتار نشان می‌دهد که دولت سوریه قصد ندارد به سرکوب خونین مخالفان خود خاتمه دهد. نبیل العربی دبیر کل اتحادیه عرب نیز اعلام می‌کند که اگر سوریه مفاد توافقنامه را اجرا نکند، این امر عواقب فاجعه باری برای سوریه خواهد داشت.

لویکفلد سپس از نامه رسمی ولید المعلم وزیر امور خارجه سوریه به مجموعه‌ای از کشورها از جمله چین، روسیه، هندوستان، آفریقای جنوبی و برزیل و همچنین به رئیس شورای امنیت خبر می‌دهد که طی آن وی ضمن اعلام آمادگی مجدد سوریه برای اجرای طرح اتحادیه عرب، اظهارات وزارت امور خارجه آمریکا را دخالت آشکار در درگیریهای درون سوریه قلمداد می کند. گزارش لویکفلد با این عبارات به پایان می‌رسد که «در حالی که در غرب در گزارشاتی که قابل تأیید نیستند از حداقل صد غیر نظامی کشته شده در 5 روز اخیر خبر داده می‌شود، در همین 5 روز حداقل 36 سرباز رسما به خاک سپرده شده اند».

آنچه بعد از آن به وقوع پیوسته است روشن است. عضویت سوریه در اتحادیه عرب لغو شده است، اتحادیه عرب مهلتی سه روزه برای تسلیم سوریه به خواسته‌های این اتحادیه اعلام کرده و سوریه نیز با رد التیماتوم این اتحادیه اعلام کرده است که به فشار خارجی تسلیم نخواهد شد. تا درخواست اتحادیه عرب از شورای امنیت سازمان ملل راه زیادی نمانده است. سناریوی لیبی در روایتی دیگر.

اما گزارش دیگری که انگیزه اصلی نوشتن یادداشت حاضر است در صراحتی حیرت انگیز به حقایقی اعتراف می‌کند که در تمام بمباران خبری مدیای مسلط غربی با مهارت پنهان می شوند. گزارشی که نه تنها بازیگران اصلی جنگ خونین سوریه را در معرض دید قرار می دهد، بلکه حاوی درسهایی تلخ برای همه کسانی است که با توهم تقویت «دمکراسی خواهی» و «مدنیت» و غیره خواستار دخالت غرب در امور این کشورها برای تقویت «اپوزیسیون دمکراسی طلب» هستند. عنوان این گزارش که در تاریخ 18 نوامبر در روزنامه دی تسایت آلمان درج گردیده است چنین است: تظاهرات کنندگان قادر به سرنگونی اسد نیستند. جهت اطلاع باید عنوان شود که روزنامه دی تسایت با جهتگیری باصطلاح لیبرال چپ، یکی از وزین ترین و معتبر ترین روزنامه های آلمان و اروپا به شمار می آید. درج این گزارش که منبع اصلی آن روزنامه تاگس اشپیگل است، نشان می‌دهد که حتی وزین ترین و معتبر ترین رسانه‌های لیبرالیسم غرب نه تنها ذره‌ای به حقیقت وفادار نیستند، بلکه در بهترین حالت نقش تئوریزه کننده را برای رسانه‌های پر تیراژی بر عهده می‌گیرند که همین دروغبافی ها را بدون هیچگونه شرمی به خورد میلیونها بیننده و شنونده و خواننده خود می دهند.

گزارش با تصویر همیشگی وقایع آغاز می شود: «هر روز کشته های جدید، هر روز انزجار جهانی از سرکوب وحشیانه. اما هشت ماه پس از آغاز خیزش سوریه رژیم بشار اسد هنوز در قدرت است». تا اینجا همان تصویر رایج است. از اینجا به بعد مهره چینی‌های ماهرانه آغاز می شود:

«اما در روزهای گذشته توازن قوا به شکل تعیین کننده ای دچار تغییر شده است. اتحادیه عرب دیگر روی خود را بر نمی گرداند، بلکه عضویت سوریه را تعلیق کرده است و تحریمهای اقتصادی را نیز اعلام کرده است. تأثیر سمبلیک این اقدام عظیم است. نهادی که باید وحدت عربی را تجسم ببخشد کشوری را اخراج می‌کند که بیش از همه کشورهای دیگر عربی تجسم ناسیونالیسم عرب است. در داخل نیز سربازان ترک خدمت کرده متشکل در ارتش آزاد حمله جنجالی ای را به مقر اصلی سازمان امنیت انجام داده‌اند و ساختارهای بیشتری را نیز سازمان داده اند: یک شورای نظامی، دادگاهها و همچنین یک پلیس نظامی.

به این ترتیب حالا دیگر روشن است که چگونه باید رژیم را سرنگون کرد: نه با تظاهرات توده‌ای، بلکه با مبارزه مسلحانه ای که از خارج نیز با اسلحه و آموزش نظامی تقویت می‌شود و همچنین با اعمال فشار اقتصادی ای که دیر یا زود باید به آنجائی بیانجامد که الیت اقتصادی و طبقه متوسط شهرهای بزرگ دمشق و آلپو نیز به حلقه رژیم حاکمی که تاکنون از آن نفع می برده اند پشت کنند. زیرا که بخش بزرگی از مردم هنوز این کار را نکرده است.

همزمان توازن قوا در منطقه نیز دگرگون می شود. اگر اتحادیه عرب امروز سوریه را منزوی می کند، این بیش از هر چیز خدمت مینی دولت حاشیه خلیج یعنی قطر است که وزیر امور خارجه آن از گردانندگان کمیته سوریه این اتحادیه است. قطر از ماهها قبل ماهرانه در حال پر کردن خلاء قدرتی است که در اثر سقوط رژیمها در منطقه ایجاد شده است. قطر اکنون نقشی را که در سقوط دولت لیبی ایفا کرده بود – این بار با همراهی ترکیه – در مبارزه بر علیه دمشق در قالبی نو دنبال می کند: قطر صاحب گاز و ثروتمند در لیبی صدها میلیون دلار به شورشیان پرداخته، اسلحه به داخل لیبی فرستاد و آموزش نظامی شورشیان را سازمان داد. در دوحه یک فرستنده تلویزیونی لیبیائی آلترناتیو نیز بر پا شد که همراه با فرستنده خود قطر، الجزیره، وارد میدان شد که خودش در منطقه از قبل نیز سیاست سازی می کرد. به این ترتیب قطر در جغرافیای سیاسی منطقه جایی برای خود ایجاد می کند.

برای غرب این سناریو می‌تواند فقط خوب باشد: غرب لازم نیست دخالت نظامی بکند، چیزی که نه می‌تواند و نه می خواهد. البته این سؤال هنگامی دوباره طرح خواهد شد که اتحادیه عرب سرانجام پرونده را به شورای امنیت احاله دهد. اعضای شورای امنیت می‌توانند این بار به جای منطقه پرواز ممنوع که در لیبی آن را پیش بردند، به حمایت نظامی شورشیان از طریق ماتریال و پرسنل آموزشی مبادرت کنند. چرا که حتی روسیه و چین نیز در ادامه حمایت از اسد در حال نفس نفس افتادن هستند.

این اپوزیسیون غیر مسلح است که در چنین سناریوئی سرش بی کلاه می ماند. آن‌ها به تنهائی نمی‌توانند رژیم را سرنگون کنند. مسأله اپوزیسیون غیر نظامی این است که در سازمانهای متعددی پخش و پلا است و دو سازمان مادر آن در داخل و خارج از سوریه با صدائی واحد حرف نمی زنند. و حالا این اپوزیسیون با شورای نظامی سربازان ترک خدمت کرده یک «رقیب» قدرتمند یافته است. این درگیری ممکن است مدت زیادی به درازا بکشد و لبنان را نیز با خود به قهقرا بکشاند. اما همین الآن نیز سنگ بنای آینده سوریه پس از اسد ریخته می شود: این نیروهای سلاح به دست هستند که دست بالا را خواهند داشت

تحلیلی صریح، بی پرده و با خونسردی کامل. طرحی از یک استراتژی کامل رژیم چنج. چیزی که در مدیا به ندرت چنین روشن و بدون پرده پوشی بیان می شود.

نخست این که در این تحلیل به روشنی اصل بر سقوط بشار اسد است و نه در برقراری «دمکراسی». سقوط رژیم اسد از هیچ ضرورتی نتیجه گرفته نمی شود، پیش‌فرض تحلیل است. نه درباره امکان و یا عدم امکان اصلاحات بدون سقوط رژیم چیزی گفته می‌شود و نه درباره طرحها و راه حل‌های اپوزیسیون غیر نظامی ای که به بیان خود نویسنده موجود است. هیچ صحبتی هم از طرح صلح اتحادیه عرب و واکنش رژیم اسد نسبت به آن در میان نیست. رژیم بشار اسد باید برود. تصویر نویسنده از اوضاع نیز دقیقاً منطبق با همین خواست است. آنجا که صحبت از درگیری هاست، «هر روز کشته و هر روز انزجار از رژیم» قرار است تصویر سلاخی مردمی بی‌دفاع را در ذهن تداعی کند و آنجا که صحبت از مخالفان نظامی است این «سازمان امنیت» است که مورد حمله قرار می گیرد. در یک طرف جلادانی بی رحم و در طرف دیگر مبارزانی از جان گذشته. رژیم این جلادان هم باید برود. این اولین پیام نوشته است.

دوم این که اصلاً مهم نیست که روابط داخل جامعه سوریه چگونه است و طبقات مختلف جامعه و شهروندان آن چگونه به بحران حاضر نگاه می‌کنند و واکنش شان در قبال بحران چیست. نویسنده تحلیل خود به این اعتراف می‌کند که هنوز «بخش بزرگی از مردم» به رژیم پشت نکرده اند و به بیان نویسنده این شامل طبقه متوسط شهرهای بزرگ نیز می‌شود. اوحتی زحمت این بررسی را به خود نمی‌دهد که آیا مردم خواهان سقوط رژیم اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند یا مردم مخالف سقوط. واکنش مردمی که به رژیم پشت نکرده اند صراحتاً به این تقلیل می‌یابد که از رژیم سود می برند. نویسنده به وجود گروهبندیهای مختلف مذهبی و قبیله‌ای و ملی در سوریه کاری ندارد. به این کاری ندارد که شورش دقیقاً در مناطق سنی نشین است که با بیشترین حدت در جریان است. به این کاری ندارد که حتی مناطق کرد نشین نیز به شورش نپیوسته اند. به ترکیب، جهتگیری ها و برنامه‌های نیروهای نظامی مخالف دولت کاری ندارد. برای اواین مخالفان منحصرا «سربازان ترک خدمت کرده» اند و لاغیر. برای اوانگیزه‌های این مخالفان نظامی همانقدر اصیل است که انگیزه‌های مدافعان رژیم – و لابد اپوزیسیون غیر نظامی - صرفاً مادی و سودجویانه و غیر اصیل است. پاسخ او هم روشن است: به یک طرف پول بدهید، طرف دیگر را محاصره اقتصادی کنید تا جای خود را عوض کند. تعیین سیاست از طریق مجازات اقتصادی.

سوم این که نویسنده اعتراف می‌کند که در لیبی فقط قطر به تنهائی صدها میلیون دلار پول در اختیار شورشیان قرار داده است. چیزی که در تمام مدت جنگ در لیبی کوچکترین اشاره‌ای به آن در مدیا به عمل نیامد. در آنجا نیز مبارزان فداکاری تصویر می‌شدند که با دست خالی در حال نبرد با «دیکتاتور مخوف» لیبی بودند. امروز نیز همین تصویر است که از سوریه ارائه می شود. گویا تازه از این به بعد است که قرار است از شورشیان نظامی حمایت مالی به عمل آید. آن هم به این خاطر که لابد دیگر راه چاره‌ای نیست.

چهارم و بالاخره – و شاید مهم‌تر از همه موارد بالا - این که تمام ادا و اطوارهای تاکنونی مبنی بر حمایت از اعتراض مدنی و اپوزیسیون دمکراسی خواه و غیره تعارفاتی بیش نبودند و نیستند. خیل عظیم سیاستمداران اپوزیسیون در خارج از کشور که تا به امروز در راهروهای پارلمان اروپا و کنگره آمریکا در صدد جلب حمایت دمکراسی های «جامعه جهانی» از مبارزه خویش بودند، یکباره خود را ته صف می بینند. سر صف را غلیونها و اسعد ها اشغال کرده اند. جائی برای آقای خدام نیست. Sorry

و این نکته آخر را باید بر سر همه دلقکهای دمکرات منش اپوزیسیون ایرانی کوبید که هنوز هم در کریدورهای وزارتخانه های این و آن دولت و راهروهای پارلمان اروپا و کنگره آمریکا برای جلب حمایت «جامعه جهانی» سگدوئی می کنند. لیبی دیروز بود، امروز سوریه است، فردا در ایران هم همین خواهد بود. فرمول جادوئی آن را یک مؤلف دیگر همان روزنامه وزین دی تسایت پیدا کرده است: «ملتهای خاورمیانه از نظر سیاسی دمکراسی را می خواهند، اما از نظر اجتماعی محافظه کار هستند». یعنی این که هیچ اشکالی ندارد که رژیم سکولار سوریه را ساقط کنیم و رژیمی را سر کار بیاوریم که قانون شریعت را رایج کند. مهم این است که رژیم جایگزین عضوی از «جامعه جهانی» باشد. همچنان که عربستان هست.



بعدالتحریر: امروز گزارش شد که اتحادیه عرب برای اجرای مصوبات آخرین اجلاس خویش مهلتی یک روزه به دولت سوریه داده است. آلن ژوپه، وزیر امور خارجه فرانسه نیز به عنوان اولین سیاستمدار غربی نخستین پیشنهاد دخالتگری مستقیم را مبنی بر ایجاد یک کریدور انساندوستانه در درون سوریه به عمل آورده است. عقربه ها به سرعت در حال گردش به سمت جنگند.

بهمن شفیق

3 آذر 1390

24 نوامبر 2011

http://omied.de

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر