مطالب تازه

نظر خوانندگان

سلام، آقای آرمین اسدی عزیز یک مقاله در ارتباط با دموکراسی و جامعه مدنی به زبان انگلیسی وجود دارد که...
مچکرم از توضیحتون آقای صمدی شما متنی در نقد آقای فکوهیم نوشته بودین و اونجام ذکر کردین که جامعه‌ی مد...
آقای آرمین اسدی سلام، رفیق عزیز من آنچه تحت نام جامعه مدنی یا جامعه مدنی اسلامی یا توسعه سیاسی در ا...
سلام به رفقای تدارک کمونیستی خواستم ببینم امکانش هست پی دی اف مقالاتی مثل این مقاله رو هم آپلود کنید...
بهمن شفیق یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
احسان، اتفاقا خوب است که به تاریخ گذشته رجوع کنید. مسأله این نیست که چه کسانی به طور فیزیکی از چه جر...
احسان یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
رفیق عزیز قصد ندارم به بحث های تاریخ گذشته بپردازم.قصد من از طرح همچین سوالی برخواسته از اون انتظاری...
با سلام آقای صمدی شما در رابطه با جامعه مدنی عنوان کردید که تفاوت ماهوی بین جامعه مدنی در ایران و غر...
بهمن شفیق یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
احسان، آخرین فعالیتهای سیاسی پیشین نظریه پرداز اصلی جریانی که به نام چپ محور مقاومتی شناخته شده است ...
احسان یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
لطفا در مورد اینکه میگید چپ محور مقاومتی انشعابی از خانواده ی مقدس بود بیشتر توضیح بدید.
حامد، با درود متقابل نه، به این معنا نیست و محدود به اعتصاب کنونی هم نیست. کاری است که فراتر از اعتص...
درود در جای از نامه گفتید « این یعنی این که مبارزه برای لغو خصوصی سازی بدون مشارکت دادن اهالی منطقه ...
امین خ یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
با سلام و سپاس در کامنت دوست گرامی 《 شاهین》 به اخراج منصور اسانلو از سندیکای واحد اشاره شده. آیا چنی...
شروین یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
این مقاله‌ای که می‌گویید در "آنجا" منتشر شده درست است که در کانال آلترناتیو منتشر شده، اما اگر به پس...
علی یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
با درود یارو کچل بود اما اسمش را زلف علی گذاشته بود حالا حکایت ما حکایت آدم هایی مانند اسانلو است که...
شاهین یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
این لینکی که گذاشتید ادعا می کرد بیش از یک دهه قبل شهابی با هرانا کار می‌کرده، ولی لحن نوشته قبلی شم...
بهمن شفیق یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
حسین، پاسخ شما را هم همراه با موضوعات دیگر مربوط به این ماجرا در یادداشت جداگانه ای خواهیم نوشت...
حسین یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
شما اسناد این سه ادعایتان را رو کنید و من را هم رسوا کنید. از این بهتر برای شما؟ منتظرم.
حسین یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
چطور می گویید «ارعاب»؟ تهدیدتان کرده ام؟ یا اینکه معنای کلمات را نمی دانید؟ اگر در گوگل سرچ کنید «رض...
نوید پایور یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
جناب حسین ارعاب و فحاشی مشکل شما را حل نمی کند و بنظر نمی رسد شهامت عذر خواهی هم داشته باشید این را ...

مقالات

کتاب

ملاحظاتی درباره کار کمونیستی، پاسخ به یک رفیق

نوشتۀ: وحید صمدی

کمونیست ها در جهت سازماندهی طبقاتی و کمونیستی کارگران فعالند. جای سازماندهی یک فعال کمونیست در خانه و ‏پای مدیای دیجیتال نیست. محیط فعالیت او در دهله اول و حتی الامکان در میدان اصلی مبارزه طبقاتی، در عرصه تقابل کار و سرمایه است

رفیق عزیز علی سلام، از این که دیر پاسخ دادیم عذر می خواهم.

پرسیده اید: "من خودم را یک کمونیست می دانم ولی نمی دانم چه کار کنم از کجا شروع کنم چطور با سایر کمونیست ها ارتباط برقرار کنم می دانم که حرف خوب زدن کافی نیست همه چیز را عمل تعیین می کند و اگر قوی نباشیم حتما شکست می خوریم حالا شما بگید من چه کار کنم."

قبل از هر چیز در رابطه با سؤال شما باید گفت فعالیت کمونیستی خیلی ساده است. در وهله اول هیچ وظیفه مرموز و پیچیده ای نباید ‏ذهن یک کمونیست را به خود مشغول کند. شکاف طبقاتی موجود است. اعتراضات و مبارزات کارگری از معدن ‏گرفته تا کارخانه و مزرعه و غیره موجود است، مصیبت های اجتماعی و سیاسی و طبیعی و انواع امتحانات الهی هم ‏که ماشاءالله کم نیستند. و همه این ها دنیایی از فعالیت طبقاتی و وظیفه را بر سر هر کمونیستی می ریزد که با ‏کارگران شاغل و بیکار و مشکلات آنان دم خور است، با آنان کار و زندگی می کند، به محیط کار وزندگی آنان رفت و آمد ‏دارد و به آنان احساس تعلق می کند. این ها زندگی یک کمونیست است. در حقیقت قبل از اینکه یک کمونیست بخواهد دنبال وظیفه بخصوصی بگردد به ‏سادگی وارد عمل شده و در حال برقراری ارتباط و سازمان است.

آنجا که وضعیتی ویژه در نتیجه حوادث غیر قابل پیش بینی واقع می شود، از مشارکت در لایروبی خانه یک سیل زده تا ‏رساندن کمک به خانواده زحمتکشی که در جریان کرونا صدایش به جایی نمی رسد می توانند در شمار چنین فعالیتهائی باشند و غیر از آن و در هر شرایطی از صحبت کردن درباره درد و ‏نداری و دستمزد و اجاره خانه کارگران و مدرسه و تحصیل کودکانشان، تا دوا و درمان همسران و مادرانشان و تا ‏صحبت درباره مطالباتی که می تواند کمی زندگی آنان را بهبود بخشد، تا طرح و تبلیغ و ترویج مطالباتی که از چارچوبه مناسبات ‏سرمایه داری فراتر می روند، تا سازمان دادن تشکیلات صنفی یا برقرار کردن ارتباط با تشکل های موجود، تا ‏برقراری ارتباط با کارگران فعال در محیط های کار، تا ایجاد هسته های کمونیستی و تا مشارکت مخفی در یک ‏آرایش حزبی و تا سخن گفتن از انقلاب اجتماعی، همگی فعالیت هایی هستند که نه در رادیوها و سایت های اینترنتی ‏بلکه در زندگی واقعی و روزمره زحمتکشان باید دنبال کرد و به دنبالشان گشت.

فعالیت و و ظیفه ای که امروز برای ‏شما چنین غامض به نظر می رسد، سال ها پیش برای کمونیست ها امری بدیهی همچون زندگی کردن بود. در آن سال ‏ها اگر در محیط کار، زندگی یا تحصیل، کمونیستی پیدا نمی کردید، به تولید آن دست می زدید. شاید امروز به دلیل جو ‏سنگین ایدئولوژی و گفتمان های طبقه حاکم این کار به نظر سخت تر برسد ولی اگر در جای مناسب و در محیط کار ‏و زندگی زحمتکشان انجام شود میسر است.‏

اما گذشته از این دریای بیکران زندگی و وظایف، نوع فعالیت و ارتباطات فرد می تواند بسته به محل زندگی، شرایط و ‏موقعیت او متفاوت باشد. من در اینجا به پاره ای از آن ها اشاره می کنم. در آینده مطمئنا بیشتر در این زمینه سخن ‏خواهیم گفت.‏

اول اینکه فرد باید به خطراتی که فعالین کمونیست، مبارزه طبقاتی و تشکل های آنان را تهدید می کند آگاه باشد. یک ‏کمونیست متناسب با کشوری که در آن زندگی می کند باید مسائل امنیتی را رعایت کند. و اشکال فعالیت علنی و مخفی ‏را از هم تمیز دهد. یعنی هر جا که رفت جار نزند و از ارتباطات خود سخن نگوید. باید بتواند بین زندگی علنی خویش و زندگی مخفی اش رابطه درست را برقرار کند تا ادامه کاری اش آسیب نبیند. باید ابزارهای فعالیت و برقراری ‏ارتباط مخفی را نیز بشناسد، از آن ها استفاده کند و ابتکارات لازم را به خرج دهد.‏

دوم اینکه کمونیست ها در جهت سازماندهی طبقاتی و کمونیستی کارگران فعالند. جای سازماندهی یک فعال کمونیست در خانه و ‏پای مدیای دیجیتال نیست. محیط فعالیت او در وهله اول و حتی الامکان در میدان اصلی مبارزه طبقاتی، در عرصه تقابل کار و سرمایه است و اخبار خود را در وهله اول از محیط زندگی و کار آنان دریافت می کند و حتی به تدوین و انتشار آن دست می زند. جهان مجازی و اینترنت البته به عنوان یک کتابخانه بزرگ و منبع اطلاعات در جهان امروز غیر قابل صرفنظر کردن است اما برای یک کمونیست نمی تواند و نباید به هیچ وجه جای سازماندهی میدانی در کارخانه و محل زندگی را بگیرد.

سوم اینکه یک کمونیست قادر به زندگی در انفراد نیست. اولین گام هایی که او بر می دارد باید او را به گونه ای از ‏تشکل طبقاتی و آرایش کمونیستی نزدیک کند. یکی از اشکال مهم آرایش کمونیستی، آرایش حزبی است.‏ این آرایش حزبی ممکن است همین امروز در قالب یک حزب سازمان یافته نباشد، اما همان ضوابط کار متعهدانه و منضبطی که در چهار چوب یک حزب انقلابی کمونیستی لازم است در کوچکترین سطح فعالیت نیز باید تخطی ناپذیر باشند.

چهارم اینکه افزایش سطح آگاهی طبقاتی خود و محیط اطراف از اولویت های هر کمونیستی است. کسب شناخت ‏علمی و مارکسیستی از مناسبات حاکم در جهان و جامعه ای که در آن زندگی می کنید از وظایف روتین شما به ‏عنوان یک کمونیست است. مطالعه کاپیتال مارکس به ویژه، مبانی درک ماهیت مناسبات مسلط را در اختیار کمونیست ‏ها و کارگران کمونیست می گذارد.‏

پنجم- یک کمونیست امروز باید قادر باشد مرز روشنی بین فعالیت کمونیستی و فعالیت جریانات چپ ترسیم کند و فرق ‏بین مطالبات طبقاتی کارگران با مطالبات اقشار و طبقات متوسط را تشخیص دهد. در این باره مطالب زیادی در سایت ‏تدارک قابل دسترس است.‏

ششم- شما می توانید از طریق ای میل و یا از طریق تلگرام تدارک با ما تماس بگیرید. در این جا می توانید رفقای کمونیستی را بیابید که دست شما را به گرمی می فشارند. در این رابطه باید حتما به ‏رعایت مسائلی که ذکر شد توجه نمایید. برای شروع می توانید از خط های اینترنتی مطمئن تر و حتی یکبار مصرف ‏و بدون رد استفاده کنید.‏

با بهترین آرزوها برای شما،

وحید صمدی

5 خرداد 99

25 مه 2020

نظرات (5)

0 از 5 براساس 0 رای
این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

به علی و شاهین
ایران پر است از کارخانه هایی که چند صد کارگر و چند هزار کارگر در آن دارند کار میکنند.
من خیلی این حرفهای شما را نمیفهمم. خیلی مایل به تبدیل شدن به پراتیسین کارگری هستید باید به این مراکز نزدیک شوید. کار سختی است احتمالا.
در ضمن سرمایه داری ماهیتا به دلیل توسعه ناموزون و رشد مرکبش باعث چگالش جغرافیایی سرمایه و صنعت میشود. لذا توزیع یکنواختی نمیتوان یافت.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

من هم یک جور هایی با شاهین موافقم در شهری که ما زندگی می کنیم کا رخانه درست و حسابی وجود ندارد اکثر کارگران روزمزدند و روز ها در چهارراه ها می ایستند تا کسی بیاید و آنها را سر کار ببرد البته اگر کاری باشد من وقتی با کارگر ها صحبت می کنم می گویند کار باشد استثمار پیشکش مشکل من هم همین است واقعا چطوری می توان کارگران پراکنده را دور هم گرد آورد آیا زمان مارکس کارگرها چند درصد شان دریک کار خانه در کنار هم زندگی می کردند بیکاران دراین میان چه کاره اند آنهایی که خویش فرما هستند مثلا رانندگان تاکسی وغیره که زیر بار گرانی کمر شان خم شده . اگر یک کارخانه وجود داشت و هزار کارگر کار خیلی آسان بود

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

قبول که کارگران خدماتی و ... زیادتر شده اند ولی به همین نسبت و مطلق هم تعداد کارگران شاغل در کارخانه های بزرگ بیشتر شده اند. در تمامی شهرها به نسبت قبل ده ها و صدها و هزاران کارخانه بزرگ و معدن و کشت و صنعت و ... دایر شده است.
دهاقین و روستاییان از درصدشان کاسته شده و به کارگران مولد و نامولد اضافه شده اند. من هم در همین بازار کار نیروی کار خود را میفروشم. اتفاقا کارفرمایان تا جایی که امکان دارد اصرار بر حضور در محل کار دارند، به دلیل نظارت و بهره وری بیشتر.
یک سری کارهای جزیی وجود دارد که چنین دورکاری ای را اعمال میشود کرد.
به نظرم حرفهای شاهین شبیه بهانه گیری است.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

به نظر می‌رسد که تاکید شما بر فعالیت کمونیستی در محیط کار است. یعنی سازماندهی در محیط کار و به قول شما در عرصه تقابل کار و سرمایه؛ ولی این عرصه تا حد زیادی دیگرگون شده است. جای کارخانه جات بزرگ را کارگاه ها و دفاتر گرفته اند. امروز درصد عظیمی از نیروی کار ایران در واحدهای کوچک مشغول به کارند که امکان سازماندهی، تشکل یابی و اتحاد از آن ها سلب شده. شرکت های پیمانکاری، استارتاپ ها، شرکت ها و مراکز خدماتی خصوصی و ...ساختاری دارند که امکان سازماندهی را به حداقل برسانند. در همین قضیه کرونا دیدیم که بخش بزرگی از نیروی کار دورکاری کردند و بسیاری از شرکت ها تمایل دارند که به جهت کاهش هزینه ها این دورکاری را ادامه دهند. با این شیوه کارگرتوان کمتری برای چانه زنی، اتحاد و تعاملات اجتماعی خواهد داشت. در واقع نیروی کار را تا جای ممکن اتمیزه کرده اند و از طرفی سطح نظارت بر او را با ابزارهای متعدد تکنولوژیک افزایش داده اند. شما مقایسه کنید با چند دهه قبل که هم کارگران در واحدهای بزرگ تر به کار مشغول بودند و هم ابزارهای نظارتی پیشرفته نبود و مبازرات کارگری هم اینقدر گسسته نبود و سنت سندیکا و شوراهای صنفی وجود داشت. با موقتی سازی نیروی کار، دورکارساختن نیروی کار، تقسیم به واحدهای خرد از هم گسسته، لشکر عظیم بیکاران، اقتصاد ورشکسته زیر سایه شدیدترین تحریم های امریکا، سازماندهی در محیط کار برای بخش عظیمی از کارگران اگر نگوییم بلاموضوع شده باید بگوییم که بسیار دشوار شده است.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

با تشکر از رفیق وحید صمدی
من در داخل ایران زندگی می کنم و در یک روستا من دوست دارم یک کمونیست را که هم فکر من است این جا ببینم و در خانه حقیرم ازش پذیرایی کنم و امیدوارم شما را از نزدیک ببینم
بلایی که این سرمایه داری سر من آورده واقعا مثنوی صد من کاغذ است از همان بچگی آرزوی من این بود حداقل یک تخم مرغ داشتیم که نان خالی را حداقل یک بار با تخم مرغ سر کنیم روزگار بچگی این طوری گذشت تا رسیدم به دوران هجده سالگی با خود گفتم تا کی این طور زندگی کنم با یکی از دوستانم به تهران رفتم و در میدان میوه و تره بار تهران شروع به کار کردم ازهشت شب تا یک بعد از ظهر فردا کار بسیار سنگینی بود بار 70 کیلویی را حمل می کردم و روزی30 تن بار خالی می کردم تازه کارفرما به ما مزد نمی داد و ما دستمزدمان را به عنوان زیر چوبی از مشتری می گرفتیم ولی یک چیز فکرم را مشغول کرد که چرا آنهایی که کار نمی کنند چرا وضع شان از ما بهتر است زمینی که قبل از انسان وجود داشته چرا عده ای صاحبش هستند و عده ای نیستند مگر میشود زمین را با کار کردن بدست آورد مگر همه مردم دنیا این قدر نا آگاه هستند که موضوع به این سادگی را درک نمی کنند من این مو ضوع رابه هر کسی می گفتم یک جوری جواب می داد ولی من قانع نمی شدم تا با سا یت شما آشنا شدم تازه فهمیدم چه کلاه گشادی سر ما رفته بعد از چهل سال زندگی نکبت بار مشکل اصلی مالکیت خصوصی است بقیه مسایل فرعی اند مشکل بزرگ بعدی مذهب است شما از اول مذهبی نباشیدو به عنوان یک غیر مذهبی به مقوله مذهب نگاه کنید ولی من برای 30سال مذهبی بوده ام و می دانم که مذهب چه بلایی سر انسان میاورد مذهب انسان را ترسو بی فکر و از انسانیت تهی می کند با تشکر

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
Rate this post:
0 کاراکتر
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
کد تصویری را وارد کنید

کنفرانس دوم

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر