نظر خوانندگان

با تشکر از رفیق وحید صمدی من در داخل ایران زندگی می کنم و در یک روستا من دوست دارم یک کمونیست را که ...
وحید صمدی یک نظر در بحران کرونا و وظایف کمونیستها ارسال کرده است
رفیق عزیز علی سلام، از این که دیر پاسخ دادیم عذر می خواهم. این یادداشت را فقط برای اطلاعت می‌نویسم. ...
علی یک نظر در بحران کرونا و وظایف کمونیستها ارسال کرده است
من خودم را یک کمونیست می دانم ولی نمی دانم چه کار کار کنم از کجا شروع کنم چطور با سایر کمونیست ها ار...
عارف یک نظر در ژئوپلیتیک کرونا: 5- مصالحه با آمریکا بی معناست ارسال کرده است
دقیقا درست است و این چرخش لیلازی خود را در طیف چپ در امثال علیزاده سابقا 88 ی پروغرب و گرایلوی سابقا...
بهمن شفیق یک نظر در وقتی که تاریخ چپ توسط مخالفان آن نوشته می شود ارسال کرده است
رفیق عزیز نگار، کاربرد عبارت پوپولیسم در مورد دولتهای چپگرای آمریکای لاتین کاملا آگاهانه بود. اگر دق...
نگار یک نظر در وقتی که تاریخ چپ توسط مخالفان آن نوشته می شود ارسال کرده است
با عرض سلام به رفقای تدارک کمونیستی، تشکر می کنم از مطالب مفیدی که منتشر می کنید، همین طور مقاله ی...
علی یک نظر در مشرق نیوز راه را نشان می دهد ارسال کرده است
استادی در دانشگاه داشتیم که سرمایه داری را به ساده ترین شکل ممکن به ما توضیح داد او گفت دو نفر که ظا...
علی یک نظر در زیبا ترین مخلوق خدا! ارسال کرده است
سایت تان خیلی عالی است ولی خیلی کم مقاله می گذارید ممنون میشوم حداقل روزی یک مقاله جدید بگذارید ما ...
علی یک نظر در زیبا ترین مخلوق خدا! ارسال کرده است
عالی بود واقعا عجب خدایی است مالکیت خصوصی که کسی جرات به چالش کشیدن آن در مخیله خود نیز ندارد
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
رفقای تدارک با سلام مجدد 1- سویه ی اصلی تاکید من بر مرگ 57 این است که دیگر مولفه های اصلی برسازنده...
گیسو رستمی یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام مجدد به عارف و ممنون از توضیحات رفیق بهمن، راجع به کلیپ: قطعا راجع به عواطف شخصی حرف نمی ز...
بهمن شفیق یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
عارف عزیز تا جائی که به نظم اجتماعی پیشین، یعنی مناسبات مسلط سرمایه داری باز می گردد، اصلا گسستی صور...
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام به و تشکر از گیسو رستمی: این جمله تان: و در نهایت، اگر انقلاب مرده بود، کار بورژوازی برای ب...
گیسو رستمی یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام و در پاسخ به عارف، نقطه ی شروع بحث شما کمی آنسو تر از بطن جامعه کوبیده شده: در مرکز قدرت. زن...
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام با تشکر "همین ظرفیت است که امروز توسط بورژوازی اپوزیسیون به بدترین نحوی مورد سوء استفاده قر...
بهمن شفیق یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
عارف عزیز، با سلام متقابل. اشتباه میکنید. آنچه از انقلاب 57 به جا مانده است جامعه ای است که انقلاب ...
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام و تشکر بابت زحمات فراوان و پیشروی که میکشین. این جمله: انقلاب اجتماعی آتی، کار ناتمام تعمیق ...
نیما یک نظر در اخبار و گزارشات کارگری اسفند ماه 98 ارسال کرده است
عالی بود.... ممنونم و امیدوارم هرماه دقیق و جامع‌تر ادامه داشته باشه....
قاسم یک نظر در شیخ عیسی یا فیدل؟ ارسال کرده است
سلام رفقا، درود یک ملاحضه شاید بنی اسرائیلی: با توجه به اینکه «شیخ عیسی قاسم»، رهبر معترضان به پاد...
گیسو رستمی یک نظر در بحران کرونا و وظایف کمونیستها ارسال کرده است
دوست عزیز سؤال کننده، تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش...

مقالات

کتاب

ملاحظاتی عمومی درباره قانون کار در سرمایه داری

نوشتۀ: دیدگاه مخالف

کلیه اقدامات قوه مقننه در قانون کار به سازمان دادن تضاد بین منافع کارمندان و کارفرمایان مربوط می شود. منفعت کارفرما در سودی است که وی می تواند با تجارت خود بدست آورد. منفعت کارکنان – شرایط کار دلپذیر و دستمزدی که نیازهای آنها برآورده کند –برای کارفرما کسر سود محسوب میشود

یادداشت سردبیر:

مقاله کوتاه زیر سالها قبل و در زمانی نوشته شد که هنوز می شد از وجود چیزی به نام دولت رفاه در اروپا سخن گفت. زمانی که هنوز اتحادیه های کارگری به نقش فرمایشی کنونی تقلیل نیافته بودند. شاید بتوان گفت که جامعه سرمایه داری مورد نقد نوشته عالی ترین شکل این جامعه است. سرمایه داری ای که در آلمان به نام سرمایه داری راین معروف بود و به این افتخار می کرد که در عین سرمایه داری بودن بهترین نظام برای کارگران نیز هست.

آن نقد امروز و در دوران سرمایه داری لجام گسیخته شاید سوررئالیستی به نظر برسد. امروز نه تنها در بسیاری از کشورها اتحادیه ها اصولا هیچ نقشی بازی نمی کنند، در کشورهای صاحب سنتهای نیرومند اتحادیه ای نیز از نقش پانویسی برای قراردادهای دستجمعی فراتر نمی روند. از این نقطه نظر شاید نقد مزبور چندان متناسب با اوضاع کنونی به نظر نیاید. به ویژه برای ایران امروز و سرمایه داری هار آن که در همین روزها با اعلام حداقل دستمزد چندین برابر زیر خط فقر یکی از لحظه های افتخار آمیز حیات زالووار خویش را در تاریخ ثبت کرد. امروز موضوع نقد این نوشته بیشتر به خود نقدی مربوط می شود که از درون سرمایه داری و برای اصلاح آن در جریان است. توهم بازگشت به دوران دولت رفاه که اکنون این نیز در بسیاری از کشورها با انواع سوسیالیسم دمکراتیک و کینزیانیسم مدرن تبلیغ می شود، دقیقا بر همین مبانی استوار است. از تدوین قانون کاری مناسب به نفع کارگران تا تعیین حداقل دستمزدی "عادلانه" و خلاصه تا وضع قوانینی که ضامن منافع اکثریت کارکنان مزدبگیر باشد. و این البته محدود به شرایط کنونی نیست. چهل سال پیش نیز در بحبوحه روزهای انقلابی سالهای 57 و اوایل 58، رادیکالترین سازمانهای انقلابی چپ آن دوران نیز در نوشتن طرحهای آلترناتیوی برای یک "قانون کار انقلابی" در رقابت با یکدیگر بودند. مسأله اما این است که به قول نوشته حاضر "قانون وسیله ای برای پیگیری منافع مردم نیست، بلکه ابزاری است برای بی خطر کردن آنها".

**************************

کلیه اقدامات قوه مقننه در قانون کار به سازمان دادن تضاد بین منافع کارمندان و کارفرمایان مربوط می شود. منفعت کارفرما در سودی است که وی می تواند با تجارت خود بدست آورد. منفعت کارکنان – شرایط کار دلپذیر و دستمزدی که نیازهای آنها برآورده کند –برای کارفرما کسر سود محسوب میشود. در محاسبات تجاری، دستمزد و کاهش مضرات کار فقط هزینه است.

این تضاد لزوم دخالت دولت را ضروری میکند.

حق اعتصاب

کارکنان برای بدست آوردن خواسته هایشان در مقابل آن کارفرمایان در اتحادیه ها متشکل میشوند. این باعث میشود تا وابستگی کارفرما نسبت بخود را برعلیه او بکار گیرند. این وابستگی تا آنجاست که بتواند از سرمایه پیش ریخته اش سرمایه بیشتری به دست آورد: این هدف استفاده از نیروی کار دیگران است. با توقف کار، تولید سود متوقف میشود، و در موارد حاد از ارزش سرمایه پیش ریخته میکاهد. بنابراین اعتصاب ابزاری است که به موجب آن کارکنان منافع خود را عملی می کنند. با این حال، اعتصابها عملکرد بلامانع اقتصاد ملی را مختل می کند و بنابراین قدرت رقابتی آن را به خطر می اندازد. در دوران ابتدایی حاکمیت بورژوازی در قرن 19، وقتی دولت هنوز حق رأی  اقشار پایین جامعه را نپذیرفته بود، اعتصاب ها معمولاً هرج و مرج محسوب می شدند و ممنوع بودند و با خشونت دولت درهم شکسته میشدند. اما اکنون فرق می کند، اعتصا بها مجازند. با این حال آنها تحت شرایطی مجازند. این مهمترین محتوای حق اعتصاب است.

مقررات قانونی تعیین می کنند چه اقداماتی قبل از اعتصاب لازم است انجام شود (مذاکرات، وساطت، وغیره)، چه موقع اعتصاب میتواند شروع شود، چه کسی میتواند آنرا درخواست، و خواسته های آنرا تنظیم کند ("مسُولیت اجتماعی "، [یعنی این که] قصد تخریب شریک اجتماعی اش - برای مثال دارایی اش - را نداشته باشد) و تحت چه شرایطی و چطور خاتمه یابد.

مشکل نه ممنوعیت اعتصابات بلکه اجازه آنها است. مجوز، معادل کنترل است زیرا امکان منع را از پیش تعیین می کند. مجوزی که مبارزه اتحادیه را تنظیم می کند در خدمت آن است که آن را برای اقتصاد ملی بی ضرر کند.

ایمنی صنعتی

جراحات وارده به کارمندان که به عنوان بخشی از روند کار عادی اتفاق می افتد (توسط حوادث یا شرایط غیر بهداشتی کار) استمرار کلی اقتصاد را به خطر می اندازد. قوانین گسترده ای که برای جلوگیری از این امروضع شده است ، روز کار عادی و هفته کار عادی (و شرایطی که ممکن است آنها را نادیده گرفت)، قوانین پیشگیری از حوادث، و حد مجاز برای مواد مضر مختلف در محیط کار را تعیین می کند.

این مقررات برای جلوگیری از خطرات در نظر گرفته نشده است – تضاد منافعی که در بالا توضیح داده شد، هیچ تاثیری در دلیل آنها ندارند. آنها خسارت ها را تا حدی کاهش می دهند که ادامه سودمندی کارمندان را ممکن می کند تا اجازه تداوم کسب و کار سودآور بیشتر از طریق آنها را بدهد. (برای مثال، این در مورد محتوای تعیین حد مجاز برای مواد خطرناک در محل کار [صدق میکند]. آنها به هیچ وجه از مسمومیت آرام و خزنده جلوگیری نمی کنند بلکه فقط میزان آن را تعریف می کنند.) اما علیرغم پیامدهای مثبت این قانون برای کارفرما، این با منافع فوری آنها مغایرت دارد. بنابراین واضح است که بارها و بارها موارد شناخته شده ای وجود داشته باشد که  این آیین نامه ها رعایت نشده باشند. مقررات ایمنی صنعتی گواه آشتی بین منافع متضاد نیست، برعکس: "چه چیزی می توانست خصلت شیوه تولید سرمایه داری را بهتر از این ضرورت به نمایش بگذارد حتی رعایت ساده ترین موازین نظافت و سلامتی را نیز باید از طریق قوانین اجباری پارلمان بدان تحمیل نمود؟" ( نقل قول از مارکس : کاپیتال جلد 1 بخش 15 )

تفکیک منافع کمپانی از منافع کارفرما

تصمیم به این که آیا یک شرکت که به تجارت مشغول می شود  منوط به این است که آیا مالک سرمایه در آن نوید افزایش پولش را می بیند یا نه. این که شغلی هم ایجاد شود به همین محاسبه بستگی دارد. نمایندگان کارگران در اتحادیه های کارگری دید انتقادی به این امر ندارند و آن را به عنوان یک امر بدیهی تلقی می کنند. آنها حقیقت بیکار سازی ها (با عقلانی کردن) را درموفقیت این محاسبه می بینند واین که این محاسبه زمانی که بشود کارگران ارزان تری را به کارگرفت حتی سود مند تر میشود را نتیجه رقابت شدیدی می دانند که [باعث می شود] کمپانی آزادانه هرکاری را که بخواهد میکند. در اینجا یک اتحادیه دوست دارد منطقی را دنبال کند که حتی اگر بسیاری از مشاغل از بین بروند، دیگران (حداقل تا دور بعدی عقلانی سازی) از این طریق "امن" هستند. اما اگر کسی  با اصل روش محاسبه سرمایه دارانه موافق باشد، آنگاه باید خیلی چشمهای تیزبینی داشته باشد تا بتواند حد و مرزی هم برای سود عادلانه ببیند. سوال این است که چه مقدار ازعقلانی کردن برای رقابتی تر بودن لازم است، چه مقدار قربانی کردن دست مزد ها لازم است تا قادربود با قیمت تمام شده کالای رقبا رقابت کرد، و در دراز مدت، سود تا چه مقدار باید بالا رود تا موفقیت حاصل شود؟

در اینجا یک گسست اخلاقی کاملاً ماهرانه و فوق العاده بین منفعت کارفرما و شرکت صورت گرفته است. با این حال ، این گسستی کاملا مزخرف است دقیقا به این دلیل که یک شرکت فقط و تا آنجا به وجود می آید که کارفرما سرمایه خود را افزایش دهد. تعیین مقدار سود عادلانه غیرممکن است، زیرا هر یک از شرکت کنندگان در رقابت سرمایه داری، از جمله قربانیان آن، این رقابت را پیش می برند و دیگران را مجبور می کند که آنها نیز هزینه ها را کاهش دهند.

بنابراین همه به طرف سود حد اکثر هدایت میشوند تا بتوانند دور بعدی ( عقلانیت ) را مقابل رقبا به چالش بکشند و حتی برنده مسابقه باشند و نه  بازنده.

چه باید کرد؟

این توصیف از عواقب ناخوشایندی که قانون کار برای بخش مزدبگیر مردم دارد، فراخوانی برای استفاده نکردن از آن مواردی نیست که به آنها امکان می دهد منافع خود را دنبال کنند. این فراخوانی است برای فهم این که قوانین هیچ ربطی به منافعی که از آنها حاصل می شوند ندارند. قانون وسیله ای برای پیگیری منافع مردم نیست، بلکه ابزاری است برای بی خطر کردن آنها.

دیدگاه مخالف

عنوان اصلی مقاله: قانون کار

ترجمه نوید پایور

فروردین 99- آوریل 2020

http://ruthlesscriticism.com/laborlaw.htm

نظرات (0)

0 از 5 براساس 0 رای
هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
Rate this post:
0 کاراکتر
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
کد تصویری را وارد کنید

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر