مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر درآمد باشد

نوشتۀ: نوید پایور

شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای تعین حد اقل دستمزد تعیین کرد انقلابی تر است" را از دست چپ خواهد گرفت بلکه ابزار سیاست گذاری بانک مرکزی را هم در دست بورژوازی بشدت کند و بی اثر خواهد کرد

 قانون کار فعلی جمهوری اسلامی سرانجام بعد از سرکوب جنبش کارگری  و کشتار وبه بند کشیدن فعالین کارگری و کمونیستها، یک سال بعد از قتل عام 67 در سال 68 به تصویب مجلس رسید و یک سال بعد در سال 69 با اصلاحات شورای نگهبان بصورت  قانون در آمد.

این قانون حتی در جزیی ترین تبصره هایش بر مبنای استثمار مضاعف از طبقه کارگری که از دل یک انقلاب شکست خورده بیرون آمده بود نوشته شده است.

برای کمونیست ها موضوع " دستمزد" امری است کاملا سیاسی و مربوط به انقلاب و خلع ید از بورژوازی و نه صرفا اقتصادی و بهبود معیشتی طبقه کارگر،هر چند که کارگران تاریخا برای دفاع از سطح معیشت شان برای دستمزد بهتر به ساختن سندیکا و اتحادیه روی آورده اند  ولی مکانیسم تعین دستمزد بر اساس قوانین کار مورد قبول سرمایه داران و دولت شان تعین می شود.

 بعلت این که دستمزد کارگر سرمایه متغیر بحساب می آید هرگونه تغییر در آن باعث تغییر سود سرمایه دار خواهد شد بنا براین با افزایش دستمزد کارگر و در صورت ثابت ماندن سایر فاکتورهای مؤثر، ناچار سود سرمایه هم کم خواهد شد و این بر خلاف کل فلسفه و کارکرد جوامع سرمایه داری است. مکانیسمی که تقریبا در تمام کشورها برای جلو گیری از کم شدن سود و خنثی کرده اضافه دستمزد کارگران بکارگرفته می شود به انواع مختلف اعمال می شود. در کنار سرکوب مبارزات روزمره کارگران در واحدهای تولیدی و خدماتی، در سطح کشوری در بسیاری از کشورها و در ایران این کنترل از دو طریق صورت می گیرد:

-          تعین دستمزد به وسیله قانون کار.

اساس این روش بر مبنای در نظر گرفتن " تورم" Inflation) ) و" سبد کالاهای ضروری" ( Cost of Leving ) که توسط دو نماینده از طرف سرمایه دار ( کارفرما و دولت) ویک نماینده از طرف کارگر که دولت آنرا به رسمت بشناسد ( نماینده گان خانه کارگر) تعیین می شود که در کشور های " آزاد" بجای خانه کارگر دولت اتحادیه های زرد را به رسمیت میشناسد.

-          بازی با نرخ تورم وسیاست های مالی توسط بانک مرکزی.   

دولت با در دست داشتن این ابزاردر صورت لزوم به راحتی توافقات برسر حداقل دستمزد را بنفع سرمایه دار با سیاست های مالی تغییر خواهد داد. یعنی با دست پیش می کشد تا با پا پس بزند.

با اجرای این سیاست و روش در هیچ جای دنیا سطح زندگی کارگران بهبود نیافته است همین طور هر سال بر سر تعیین حد اقل دستمزد و حقارت تعیین سبد کالاهای ضروری این بورژوازی بوده که از میدان پیروز بیرون آمده است. علت اساسی این موضوع هم روشن است. همانطور که مارکس به خوبی نشان داده است در جنگ بین سرمایه و کار منافع انباشت تعیین کننده است و دستمزد تابعی از آن است. تا زمانی که منطق حاکم بر این روابط به چالش کشیده نشود نیز همین خواهد بود.

را چاره کدام است؟

ما در سند مربوط به "کمونیستها، کارگران و جنبشهای مطالباتی" رئوس سیاست طبقاتی در این زمینه را هم بیان کرده ایم. موضوع این است که در مبارزاتی که به طور سرتاسری و در بعد سیاسی پیش می آیند تنها راه پیشروی کنار گذاشتن منطق حاکم سرمایه داری و حرکت کردن بر اساس منافع درازمدت طبقاتی است.

در رابطه با تعیین حداقل دستمزد مسابقه گذاشتن در زمینه طرح مبالغ بزرگتر به عنوان راه حل موضوع جواب مسأله نیست. حتی اگر حداقل دستمزد به جای 4 میلیون تومان 40 میلیون تومان نیز تعیین شود، در کوتاه ترین مدت بورژوازی با همان مکانیسمهای شناخته شده اش از کاهش ارزش پول تا افزایش قیمت کالاهای اساسی و سیاستهای پولی و مالی و حمایتی دولت به سرعت همین رابطه امروز را برقرار خواهد کرد و سطح زندگی کارگران را در همین حد امروز نگه خواهد داشت. حداقل دستمزد را باید در تناسب با حداکثر درآمد به میان کشید. مبارزه برای حداقل دستمزد مبارزه ای کارخانه ای نیست. این مبارزه ای سیاسی است که در سطح جامعه در جریان است و در این مبارزه سیاسی نباید از همان منطقی پیروی کرد که کارگران در مبارزه کارخانه ای شان ناچار از به کار گرفتن آن هستند. این مبارزه باید فرصتی باشد برای بالابردن ادعانامۀ طبقۀ کارگر بر علیه سرمایه داری.

شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای تعین حد اقل دستمزد تعیین کرد انقلابی تر است" را از دست چپ خواهد گرفت بلکه ابزار سیاست گذاری بانک مرکزی را هم در دست بورژوازی بشدت کند و بی اثر خواهد کرد. این شعار مبارزه طبقاتی را بشدت قطبی و رادیکال می کند در کشوری که دولت کارفرمای عمده ایست در دادن حقوق های " نجومی" زیر ذره بین خواهد رفت، کارگران بجای حساب کردن قیمت نان و یا میوه و گوشت در سبد کالا به دنبال مقدار حقوق های کارگزاران دولتی و مدیران ارشد شرکت ها ودرآمد صاحبان سهام و بورس بازان خواهند رفت. باز بودن حساب و کتاب دولت " منتخب" مردم به جلوی صحنه مبارزه طبقاتی رانده خواهد شد. این شعار دو منظور مهم، سیاسی شدن و خواست اقتصادی کارگران را هم زمان پی گیری خواهد کرد.

ما معتقدیم که این شعار مبارزه طبقاتی را بشدت قطبی و رادیکال می کند قشر عظیم کارمندان دولت اعم از فرهنگیان، پرستاران، کارمندان جزء و میانه کل کارکنان دولت نفع خود را در این شعار دیده و به صف کارگران خواهند پیوست و سرانجام این بساط همه باهم به نفع بورژوازی که بر جنبش چپ حاکم است جمع خواهد شد آن موقع خواهیم دید که رسانه هایی مانند رادیو زمانه ارگان بورژوازی هلند که تا کنون حد اقل 20 مقاله به نفع کارزار حد اقل دستمزد منتشر کرده است در مورد این شعار چند مقاله منتشر خواهد کرد. و سرانجام صف موافقان و مخالفان واقعی تغییر موازنه قوا بنفع کارگران روشن خواهد شد.

 

نوید پایور

8 اسفند 95

 

26 فوریه 2017

دیدگاه‌ها   

0 # وحید صمدی 1395-12-23 09:43
رفیق داریوش حضور و شرکت مستمر در مبارزات روزمره کارگری امری بدیهی برای یک کمونیست است. امری که به بهبود شرایط زندگی و مبارزه خود او نیز یاری می رساند. کسی که در برج عاجی بر مبارزات روزمره کارگران نظارت می کند و در آن حضور ندارد -هر سیاستی هم که در پیش داشته باشد- اساسا نمی تواند کمونیست باشد. مگر ممکن است که جوانی خود زیر فشار ساعات کار و دستمزد ناچیز و نامطمئن و بیکاری و شرایط کار وحشتناک و حقوق های معوقه قرار داشته باشد و به مبارزات روزمره ی کارگران بی تفاوت باشد و سیاستی مجرد را جایگزین آن کند؟! تفاوت کارگران کمونیست این است که تلاش می کنند تا مهر فراتر رفتن از این مناسبات و مطالبات روزمره را بر هر لحظه از این مبارزات حک کنند. شما می گویید اگر نشد چه؟ جواب این است که در مقاطع بسیاری این امر ممکن نبوده اما این به معنای عدم طرح مطالبات کمونیستی و سکوت در برابر جریاناتی که می خواهند مهر بورژوایی را بر مبارزات کارگران بزنند نیست. سند مطالبات کمونیستی همچون قطب نمایی است که می تواند جهت مبارزات طبقاتی و ایضا مبارزات روزمره را تخمین بزند. اگر کمونیست ها موفق نشوند که این محک را به دست کارگران بدهند و اگر موفق نشوند ماهیت سیاسی و رفرمیستی مطالباتی را افشا کنند که از قضا با اهداف سیاسی و برای بسیج سیاسی طبقه کارگر از سوی بورژوازی طرح می شوند، مسلما شکست خواهند خورد. موفقیت در این امر هم میسر نیست مگر با حضور و شرکت کمونیست ها در مبارزات روزمره کارگران.
اما بدیهی است که برای احتراز از شکست و انزوا در درون طبقه کارگر نمی توان با فعالین هرانا و یا سیاست های اتحادیه آزاد و ملی مذهبیون و چپ های دموکراسی خواه همراه شد. تعجب من این است که شما چرا طرح سند مطالباتی را که مثلا نسبت بین حداکثر و حداقل دستمزد -آن هم درست در زمانی که بحث آن حتی در بین بخش هایی از کارگران داغ است- و یا مطالبه ی بهداشت و آموزش رایگان و برابر را با مبارزات روزانه کارگران بیگانه می دانید؟ طرح چنین مطالباتی در دوران مارکس و لنین به اندازه ضرورت شرکت در مبارزات روزمره کارگری بدیهی بود. آیا این به معنای مرعوب شدنو تسلیم نسبت به جریانات غالب نیست؟
مسلما با انتشار این سند تازه باب طرح مطالبات کمونیستی باز شده و ضروری است تا این مطالبات تدقیق شود و مطالبات دیگری بدان اضافه گردد. اما برای یک کمونیست از طرح چنین مطالباتی گریزی نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # داریوش کائدپور (مستعار) 1395-12-23 07:35
رفیق بهمن
سعی کردم توضیح دهم و اشاره کنم دلیل اولویت پرسش طرح‌شده چیست: همانطور که خودتان در مقاله «حزب، طبقه و انقلاب اجتماعی» به روشنی شرح داده‌اید، آن دسته از الگوهای سازمان‌یابی که در پی آن‌اند که آگاهی را از بیرون طبقه به کارگران تزریق کنند، لاجرم اشتباهات بین‌الملل دوم را به شکلی دیگر تکرار می‌کنند. نتیجه‌ی این حکم چنین چیزی خواهد بود: منشور مطالبات جاری باید از خود هستی اجتماعی طبقه کارگر، یعنی از جنبش‌های آن استنتاج شود.
بنابراین لازم است پیش از بحث بر سر مفاد منشور، در مورد مناسبات ضروری و لازم میان اقلیت کمونیست (که مجهز به علم مبارزه طبقاتی‌اند) و اکثریت کارگران (که فعلا درگیر اعتراضات خودبخودی اقتصادی‌اند) بحث کنیم. همانطور که اشاره کردم، با توجه به وجود امپریالیسم، این مناسبات باید به نحو دقیق مفهوم‌پردازی شود؛ به گونه‌ای که نه به خودبه‌خودیسم بیانجامد و نه به بیگانگی از طبقه. مخصوصاً اینکه به قول فلان سیاستمدار «امپریالیسم مسأله‌ی شکم است. اگر می‌خواهید شورش گرسنگان و جنگ داخلی نداشته باشید، باید امپریالیست شوید.»
اگر اجازه دهید ادامه این بحث را از طریق دیگر و با شکل مناسب‌تری پیش ببرم.
ارادتمند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهمن شفیق 1395-12-22 22:06
رفیق داریوش، خوب شد که نظرتان را بیشتر توضیح دادید. این ادامه مباحثه را راحت تر می کند. می توان متمرکز تر بحث کرد. این را البته مفصل تر خواهم نوشت. اما پیش از آن چند سؤال کوچک:
در مورد اسناد مصوب ما نوشته اید که " می‌توان در مورد تک‌تک این مطالبات به بحث نشست. ولی پیش از در گرفتن چنین بحثی، پرسشی اساسی‌تر پیش روی ماست...". پرسش متقابل من این است که اولا چرا پرسشهای دیگر اساسی ترند و ثانیا چرا لازم است که "پیش از در گرفتن" بحث حول مطالبات مطروحه از جانب ما به آنها پاسخ داد؟ سند مطالباتی ما در انتقاد به فعالان کارگری نوشته نشده است. حاوی یک بازبینی عمومی تر و اساسی تری هم هست که تا جنبش چارتیستها هم می رسد. چرا پیش از ورود به این بحث باید به بحثهای اساسی مورد نظر شما پرداخت؟ چرا نمی توان همزمان هر دو کار را کرد؟
بعد از آن این پرسش را طرح کرده اید که "... در صورتی که هیچ یک از این مطالبات در دستور کار مبارزات اقتصادی فی‌الحال موجود کارگران قرار نگیرند، تکلیف چیست؟". سپس دو شق را روبروی ما گذاشته اید. "شق اول این است که باید از مبارزات اقتصادی کناره گیریم و صرفاً به حیطه‌ی سیاست بپردازیم؟... شق دوم این است که برای وفاداری به حکم مزبور، از مطالبات طرح‌شده چشم‌پوشی کنیم و با مبارزات اقتصادی همراه شویم". اجازه بدهید این پرسش متقابل را طرح کنم که مگر قرار است که مطالبات کمونیستی همواره "در دستور کار مبارزات اقتصادی فی الحال موجود کارگران" قرار بگیرد؟ مگر نه این که تنها در لحظات معینی از مبارزه طبقاتی امکان وقوع چنین وضعیتی هست؟ بعلاوه، مگر این که امروز اکثریت بزرگ کارگران کمونیسم را نمی پذیرند دلیلی برای این است که از کمونیسم چشم پوشی کنیم تا بتوانیم در مبارزات اقتصادی شرکت کنیم؟
ارادتمند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # داریوش کائدپور 1395-12-22 13:09
سلام دوباره
رفیق گرامی. سعی می‌کنم تا جایی که در یک کامنت می‌گنجد، توضیحات بیشتری در مورد این بحث ارائه دهم. اما پیشاپیش یادآوری می‌کنم هدف از این توضیحات یادآوری خط فکری (در بسیاری جهات) درستی است که در مقالات «نظریه مارکس راجع به دستمزدها» و همچنین «حزب، طبقه و انقلاب اجتماعی» نمود یافته بود. امیدوارم نوشتن این کامنت به معنای تقابل برداشت نشود.
شما در منشور مطالبات جاری، برای مقابله با انحرافات فعالان کارگری، مجموعه مطالباتی را طرح کرده‌اید که در صورت هژمونیک شدن در مبارزات اقتصادی می‌تواند این مبارزات را در راستای تحقق سوسیالیسم ارتقا دهد. می‌توان در مورد تک‌تک این مطالبات به بحث نشست. ولی پیش از در گرفتن چنین بحثی، پرسشی اساسی‌تر پیش روی ماست: در صورتی که هیچ یک از این مطالبات در دستور کار مبارزات اقتصادی فی‌الحال موجود کارگران قرار نگیرند، تکلیف چیست؟ شق اول این است که باید از مبارزات اقتصادی کناره گیریم و صرفاً به حیطه‌ی سیاست بپردازیم؟ در این صورت تکلیف‌مان با این حکم مارکسی چه خواهد بود که مبارزه‌ی طبقاتی را ضرورتاً دارای سه سطح اقتصادی، سیاسی و نظری معرفی می‌کند؟ شق دوم این است که برای وفاداری به حکم مزبور، از مطالبات طرح‌شده چشم‌پوشی کنیم و با مبارزات اقتصادی همراه شویم. در این صورت اصلاً چه ضرورتی برای تدوین مطالبات جاری وجود داشت؟
لطفاً دقت داشته باشید با توجه به توازن قوای فعلی، لاجرم با تناقض فوق روبرو خواهیم شد.
به نظر می‌رسد این تناقض تا حد زیادی محصول نوع مواجهه‌ی نویسندگان با صف‌آرایی فعالان کارگری است. علی‌رغم تمامی موضع‌گیری‌ها علیه امپریالیسم از یک سو و علیه «فعالان کارگری» از سوی دیگر، نویسندگان تقریباً هیچ تلاشی نکرده‌اند تا ربط سیاست‌های امپریالیستی با مبارزات اقتصادی را به لحاظ مفهومی روشن سازند. البته این وظیفه پیش از این توسط لنین در مقاله «امپریالیسم و انشعاب در جنبش کارگری» انجام شده است. لنین با بازخوانی مکاتبات مارکس-انگلس، انعکاس امپریالیسم را در مبارزات اقتصادی مفهوم‌پردازی نموده است. خلاصه استدلالت لنین را به صورت تیتروار می‌نویسم:
الف) امپریالیسم و شکل‌گیری فوق سودها ب) استفاده از بخش کوچکی از فوق سودها در جهت منافع برخی اقشار کارگری ج) همراستایی اقشار مزبور با منافع امپریالیسم د) شکل‌گیری اشرافیت کارگری بر متن مبارزات اقتصادی‌یی که بیانگر منافع این اقشار خاص‌اند ه) شکل‌گیری ایدئولوژی‌های فرصت‌طلبانه و تجدیدنظرطلبانه با تئوریزه کردن این قبیل مبارزات اقتصادی
لنین پس از پروراندن این استدلال‌ها، بر درستی حکم انگلس صحه می‌نهد که بر خلاف مبارزات اقتصادی این اقشار خاص، «مبارزات اقتصادی و خودبخودی فرودست‌ترین اقشار پرولتاریا» لاجرم واجد ضدامپریالیستی است و جزء جدایی‌ناپذیری از سیاست سوسیالیستی به شمار می‌رود.
متأسفانه جای چنین مفهوم‌پردازی‌یی در کار شما خالی است. چیزی که شاید برای شخص شما (با توجه به تجارب فراوان‌تان) مشکلی ایجاد نکند؛ ولی با توجه به مسکوت گذاشتن اعتراضات خودبخودی اقتصادی، می‌تواند در میان جوانان منجر به شکل‌گیری گرایشات نادرست و اصلاح‌نشدنی شود. همان‌طور که اعتراف کردم این طرز برخوردتان در متن تکامل خود شما قابل درک و دفاع است، اما باید توجه داشته باشید در بسیاری از کسانی که شما تأثیر می‌پذیرند، منجر به بی‌توجهی به مبارزات اقتصادی شده است، تا جایی که علی‌رغم مفهوم‌پردازی‌های لنین در مورد سیاست کارگری ضدامپریالیستی، برخی رفقا باور پیدا کرده‌اند تکیه بر اعتراضات خودبخودی فقیرترین اقشار پرولتاریا، یک رویکرد آنارشیستی است که لاجرم ره به فاشیسم می‌برد.
می‌توان منشوری از مطالبات درست‌آیین را تدوین کرد، بدون آنکه با اعتراضات اقتصادی کارگران بیگانه شد.
با درودهای کمونیستی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهمن شفیق 1395-12-18 15:26
رفیق عزیز با سلام مجدد. موضوعاتی که طرح کرده اید نیازمند توضیح بیشتری است این که شما به عنوان یک "کامنت گذار ناشناس" وارد مباحثه شده اید تغییری در مسئولیت پاسخگوئی ما ایجاد نمی کند. به هر رو مباحثات و اسنادی را منتشر کرده ایم و البته باید پاسخگو هم باشیم. نه فقط پاسخگوی یک سند معین، بلکه همچنین پاسخگوی دلایل تغییرات احتمالی و واقعی در ارزیابی های خودمان. بنا بر این اجازه دهید که پاسخ نسبتا مبسوط تری را در یادداشتی جداگانه در میان بگذارم.
یک بار دیگر از احساس مسئولیت شما تشکر میکنم و امیدوارم که این احساس مسئولیت بر خویشتنداری ای که باعث شده است در حد "کامنت گذار ناشناس" وارد مباحثه شوید غلبه کند. زمان زمان خویشتنداری نیست.
متقابلا ارادتمند شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # داریوش کائدپور (مستعار) 1395-12-17 23:32
رفیق گرامی
این موضوع کاملاً قابل درک است که با توجه به کژروی‌های «فعالان کارگری» تصمیم بگیرید بیش از مبارزات اقتصادی بر مبارزات سیاسی تمرکز کنید. می‌دانم به عنوان یک کامنت‌گذار ناشناس نباید در این مورد بیش از این زیاده‌گویی کنم.
اما تا جایی که به مبارزه طبقاتی خود کارگران مربوط می‌شود، حفظ خط سیاسی درست از یک سو و روشن ساختن مناسبات اقتصادی از سوی دیگر، هر یک ضرورت خاص خود را دارند. تأیید ضرورت یکی هرگز نباید به معنای نفی ضرورت آن دیگری باشد. یا همانطور که لنین در شرح مواضع انگلس گفته است: «اگر قادر نباشیم خود را با غریزه‌ی طبقاتی ناآگاه اما قدرتمند اتحادیه‌های کارگری پیوند زنیم، مارکسیسم را به دگم تبدیل خواهیم کرد؛ در حالی که مارکسیسم باید راهنمای کنش باشد. وقتی شرایط عینی‌یی وجود دارد که رشد آگاهی سیاسی و استقلال طبقاتی توده‌های کار را کند می‌سازد، شخص باید قادر باشد که با صبر و ثبات قدم، دست در دست آنها کار کند: در اصول هیچگونه امتیازی ندهد، اما از فعالیت درست در میان توده‌های کارگر خودداری نورزد.»
نوشتن متنی درباره‌ی جنبشهای مطالباتی جاری یک طرف قضیه است (حفظ اصول) و ارائه‌ی تببین درست درباره حرکت دستمزدها و رساندن آن به دست کارگران، طرف دیگر (حرکت دست در دست).
امیدوارم سرتان را درد نیاورده باشم
ارادتمند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهمن شفیق 1395-12-14 22:37
رفیق عزیز، با تشکر از اظهار نظر شما درباره مقاله "مارکسیسم و مبارزه برای افزایش دستمزد". انتشار مجدد مقاله کمی کار می خواهد که شاید فرصت آن را پیدا نکنم. آن مقاله در شرایط متفاوتی نوشته شده است که از نظر ما با شرایط امروز از برخی جهات اساسی متفاوت است. مباحث پایه ای آن مقاله البته از نظر من کماکان معتبرند. چه آن زمان و چه امروز درکی که بر چپ حاکم بود و هست کمتر قرابتی با درک مارکسیستی دارد و مقاله هم سعی داشت همین درک را به میان بکشد. اما نه آن زمان و نه امروز، مشکل چپ یا "فعالین کارگری" در این زمینه مشکلی معرفتی نبوده که با انتشار مجدد مقاله هم تصحیح شود. آن مقاله را هم چند هزار نفری خوانده اند که در میان آنها احتمالا بخش زیادی را همان "فعالین کارگری" تشکیل می داده اند.
از این که بگذریم مسألۀ تفاوت شرایط زمان انتشار مقاله با امروز به میان کشیده می شود. مقالۀ مزبور پیش از بحران جهانی سالهای 2009-2008 و پیش از جنبش سبز نوشته شده است. اگر مباحث ما را دنبال کرده باشید حتما به این واقفید که برخی از مؤلفه های تعیین کنندۀ سیاست در تحلیلهای ما پس از این تحولات از نقش و جایگاهی متفاوت برخوردار شده اند. این چیزی است که ممکن است به نظر شما "کم بها دادن به مبارزه اقتصادی" به نظر برسد. تفاوت ماجرا در این است که امروز دیگر از نظر ما نمی توان وارد مبارزه اقتصادی شد و چشم اندازهای سیاسی نادیده گرفت. به عبارتی دیگر، امروز بلند کردن پرچم مبارزه اقتصادی بدون طرح چشم انداز سیاسی روشن، می تواند مستقیما و بلاواسطه ابزاری در خدمت جدالهای درونی بورژوازی باشد. بسته به این که میدان فعالیت در کجاست. به طور مشخص در ایران اتفاقا سیاسی کار ترین جریانات امروز در رأس "مبارزۀ اقتصادی" قرار می گیرند. به این دلیل ساده که آنها خود میدانند که این "مبارزۀ اقتصادی" در حقیقت مبارزه ای است کاملا سیاسی و در خدمت جنبش دمکراسی خواهی. به نظر ما لازم است که خود همین "مبارزۀ اقتصادی" را در شرایط تاریخی - جهانی کنونی بازتعریف نمود. کاری که ما سعی کردیم با بیانیۀ "کارگران، کمونیستها و جنبشهای مطالباتی جاری" وارد آن شویم و امیدوارم که بتوانیم از وجوه متفاوتی آن را جلوتر ببریم.
یک بار دیگر از توجه و دقت شما تشکر میکنم.
بهمن شفیق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # داریوش کائدپور (مستعار) 1395-12-14 01:24
با سلام و ممنون از شما
انتشار مجدد مقاله آقای شفیق درباره نظریه مارکسیستی دستمزد (مقاله ای از سال 1390) از چند نظر ضروری است:
الف) در برخی نوشتجات اخیر منتسب به سایت امید، شاهد کم بها دادن به مبارزات اقتصادی (با محوریت دستمزد) بودیم. برای مثال کتابچه «دولت و بحران سرمایه‌داری در ایران» مبارزات حول افزایش دستمزد را به گونه‌ای انتزاعی و غیرکمونیستی نفی کرده بود؛ یعنی با این توجیه که دولتها در برخورد با بحران به سادگی تن به افزایش دستمزدها می‌دهند. ناگفته پیداست این گونه نفی هرگز در راستای فراروی از مبارزات اقتصادی قرار نمی‌گیرد. مقاله آقای شفیق می‌تواند در تصحیح این قبیل خطاها کارگشا باشد
ب) این باور که افزایش دستمزد صرفاً تابعی از درجه‌ی سازمان‌یابی و توان چانه‌زنی است، در سالهای اخیر به شدت رواج پیدا کرده است. گسترش چنین باوری در کنار وضعیت دستمزدها در ایران عملاً منجر شده است به هژمونیک شدن هر شکلی از تشکلّ که توان چانه‌زنی بر سر دستمزدها را داشته باشد. ولو اگر سر طناب تشکل مزبور در نهایت به اتاقهای بازرگانی ختم شود. نقد این باور غلط نخستین گام برای مواجهه با این تشکلهاست.
ج) به نظر میرسد سایتی که عنوان «تدارک حزب کمونیستی» را بر تارکش دارد، می‌باید مشخص‌تر از این‌ها در مسائل اقتصادی مداخله کند تا بتواند به ادعای سیاست‌ورزی پرولتری جامه عمل بپوشاند. به همین خاطر تکمیل بخش دوم نوشته مورد اشاره دارای اهمیت اساسی است. امیدوارم نه فقط بخش نخست آن مقاله را مجدداً منتشر کنید، بلکه بخش دوم را نیز تکمیل کرده و در اختیار خوانندگان قرار دهید

با تشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر