نظرات خوانندگان

پیشگامان واقعی سرقت کیانند؟

نوشتۀ: حمید سلطانزاده

آنچه از دید این فکل کراواتی پرورش یافته جمهوری اسلامی در مورد دزدی اهمیت بیشتری دارد آن است که چه کسانی آن را انجام می دهند، برای که و اصلا برای چه؟ وقتی هدف وسیله را توجیه کند و اینجا هدف کوبیدن کمونیسم باشد و جرم کمونیستها مبارزه با کلیت مالکیت خصوصی باشد آن وقت است که دزدی دیگر قبیح است و افراد درگیر در آن راهزن محسوب می شوند، در غیر این مصادره اموال اشراف فراری و خانواده سلطنتی در ضمن انقلاب فرانسه نیز نبردی برای آزادی است که توسط انقلابیون صورت گرفته است.

آقایی که در کلیپ می بینید مهدی الیاسی نام دارد. او عضو هیأت علملی دانشگاه علامه طباطبائی و معاون سیاستگذاری معاونت علملی و فناوری ریاست جمهوری است. اظهارات ایشان در رابطه با رابطه مارکسیستها با سرقت از بانکها را مرور می کنیم:

1. مهدی الیاسی ادعا دارد که پیشگامان سرقت مسلحانه از بانکها توسط مارکسیستها و گروههای مارکسیستی صورت گرفت و سازمانهای مسلح {چپ} اولین گنگ های تبهکاری بودند که راهزنی را آغاز کردند. و با سعی در پیوند زدن ریشه های تاریخی سرقتهای مسلحانه توسط چریکهای فدائی خلق در ایران به سرقت از بانک دولتی گرجستان به رهبری "سرکرده راهزنها" ژوزف استالین، امر دزدی و سرقت را تقبیح و آن را بعنوان سنتی در بین کمونیستها و گروههای مارکسیست جا می زند.

2. اولین سرقت مسلحانه ی ثبت شده در تاریخ از یک بانک -در معنای امروزی اش- در 19 مارس 1831 در ایالات متحده که امروزه به "سیتی بانک" معروف است رخ داد. سارقان از طریق تونلی از یک ساختمان مجاور به بانک نفوذ کردند و در پی آن میلیونها دلار به جیب زدند.

"جسی جیمز" نیز یکی از سارقین معروفی بود که به همراه دار و دسته اش به نمادی از سرقت از بانکها و قطارها تبدیل شدند و در دهه های 1870 و 1880 یورشهای موفقی را به بانکها داشتند.

وقتی به دهه 1920 تا 1930 هم برمی گردیم، یعنی عصر موسوم به عصر دزدان افسانه ای! اتفاقا این نام "جان دیلینجر" است که بعنوان یاغی شماره یک آمریکا بابت دزدی از 24 بانک و چند ایستگاه پلیس و کشتن چند مامور پلیس سر زبانها می افتد و نه نام بلشویکها یا شخص استالین!

3. نوع اتهامات وارده به بلشویکها از طرف مهدی الیاسی تنها مربوط به اکنون و حتی محدود به جغرافیای ایران هم نیست. همان زمان در روسیه نیز تلقی محافظه کاران و ضد انقلابیون منشویک از چنین عملیاتهای شجاعانه ای، "یاغی گری"، "بلانکیسم" و "راهزنی" بود. این در حالی است که سرقتهائی که توسط بلشویکها انجام گرفت من جمله سرقت تفلیس در ۱۹۰۷ که مهمترین آن بود و مبلغ ۳۴۱ هزار روبل، کمک مالی حیاتی برای حزب در بحبوحه سرکوب شدید پس از انقلاب ۱۹۰۵ را فراهم نمود، یک عملیات جنگی دقیق و جسورانه علیه خزانه‌داری تزاریسم بود که تحت نظارت و برای اهداف "کمیته مرکزی حزب بلشویک" و توسط تشکیلات ویژه‌ای به رهبری افرادی مانند لئونید کراسین و ژوزف استالین سازماندهی ‌گردید و نه توسط گروه‌های خودسر. رژیم تزاری از طریق مالیات‌های سنگین، استثمار کارگران و دهقانان و فروش منابع ملی، خزانه را پر می کرد و برای سرکوب انقلابیون مورد استفاده قرار می داد. بدیهی است که در شرایط خفقان و وضعیت جنگی آن دوره که جزای انقلابیون زندان، تبعید و اعدام بود، ضربه زدن به منابع مالی دشمن، دولت تزاری و سرمایه‌داران بزرگ وابسته به آن، نه تنها یک تاکتیک جنگی اضطراری محسوب می شود بلکه بازپس گیری بخشی از پول مردم از دشمن طبقاتی برای مبارزه با همان دشمن، عملی کاملا مشروع و عادلانه است. این پول تحت عنوان وجوه حزب، برای خرید سلاح، چاپ مطبوعات زیرزمینی مانند روزنامه "ایسکرا" و "پراودا"، کمک به خانواده‌های زندانیان سیاسی و سازماندهی اعتصابات هزینه می‌گردید و نه صرف خوشگذرانی و مصارف شخصی لنین یا استالین.

البته مصادره‌های انجام گرفته توسط چریکهای سازمان فداییان خلق در ایران دهه ۱۳۵۰ در مقیاسی بسیار کوچک‌تر از عملیات بلشویک‌ها (مانند سرقت تفلیس) و درون یک استراتژی مشخص چریکی از بانکها و صرافی ها صورت گرفت. در حالی که مصادره‌های بلشویک‌ها منبع مالی مهمی برای حزب محسوب می شد، برای فداییان پولهای به دست آمده بیشتر "ضرورت بقا" در شرایط بسیار سخت امنیتی و محدودیت منابع تلقی می گردید. مهمتر آنکه برخلاف بلشویک‌ها که در یک جنبش توده‌ای وسیع‌تر فعالیت می‌کردند، سازمان فداییان خلق یک سازمان پیشتاز چریکی بود که قصد داشت از طریق اقدام مسلحانه، چون جرقه‌ای برای بسیج توده‌های انقلابی عمل کنند. اما نفوذ کم این سازمان در میان توده زحمتکشان و حاشیه نشینان و فقرا مانع از آن بود که به مانند حزب سوسیال دمکرات از واکنش اجتماعی مثبت و پایگاه مردمی نیرومند برخوردار باشد. همین بود که شخص شاه را قادر می ساخت با سوء استفاده از احساسات مذهبی توده های مردم به تقبیح دزدی بپردازد و از این نقطه ضعف جهت سرکوب خود این نیروهای انقلابی استفاده کند. از این حیث و بسیاری جهات دیگر قیاس این دو نوع از مصادره توسط دو نیروی انقلابی در دو شرایط و دو کشور کاملا متمایز مع الفارق است همانگونه که نتایج حاصل از این دو این را نشان می دهد.

با تمام اینها مصادره‌هایی که چریکهای فدائی انجام می دادند نیز با تصمیم تشکیلات مرکزی انجام می‌گرفت. و پول به دست آمده به صندوق مشترک سازمان واریز می‌شد و صرف امور مبارزاتی می‌گردید. برای تأمین هزینه‌های خرید سلاح و مهمات، تهیه ملزومات خانه‌های تیمی و تأمین هزینه‌های زندگی مبارزان مخفی، چاپ و تکثیر نشریات و کمک به خانواده‌های زندانیان سیاسی بکار می رفت و نه برای منافع شخصی رهبران سازمان. جالب است که مشابه همان اتهاماتی که منشویکها به بلشویکها می زدند، اقدامات چریکهای فدائی نیز در همان زمان توسط گروه‌های نزدیک به حزب توده یا روشنفکران محافظه کار "بلانکیسم" و "ماجراجویانه" نام می گرفت.

4. ماموریت تاریخی جمهوری اسلامی از همان روزهای آغازین نشستن بر مسند قدرت، پاسداری از مالکیت خصوصی و نه لغو آن بود. و برای تثبیت آن و عدم دست درازی به این مقدس، خشن ترین ابزارها را بکار بست و قرون وسطی ترین قوانین جزائی را تدوین نمود. این حاکمیت لاجرم دستگاه جدید ارزشی را باید بجای ارزشهای انقلابی ابداع می نمود. دستگاهی که در آن واژه های قسط و عدالت و مستضعفین و حقوق مردم فلسطین و دشمنی با استکبار را روز به روز بیشتر به ضد ارزش تبدیل کند و خلا ناشی از آنها را با فردگرائی و حس رقابت و جاه طلبی و تجمل گرائی و ثروت اندوزی و مصرف گرائی پر نماید. از دل این جمهوری طبیعی است که امثال این جوجه پژوهشگرهای تاریخ اقتصاد سر بر خواهند آورد که براحتی سرقت جسی جیمزها و جان دیلینجرها و بانی و کلایدها را فاکتور بگیرند اما آنجا که هدف از سرقت، مبارزه با بنیانی است که موجبات خود دزدی را فراهم می نماید این چنین به تمسخر آن بپردازد.

جسی جیمز پس از مرگش به یکی از اسطوره های غرب وحشی و چهره ای ملی بدل شد و اسلحه هائی که از او به جا ماندند با پولهای هنگفتی مبادله شدند. در ترانه ها بازگو شد، قهرمان رمانها گشت و شخصیت وی بر پرده سینماها درخشید. جان دیلینجر هم که تا مدتها مورد تعقیب آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا قرار داشت، بعدها به یک چهره رسانه ای محبوب تبدیل شد. زوج "بانی و کلاید" که نامشان به عنوان دزد بانکها و فروشگاههای کوچک روستاها به تاریخ گره خورده است نیز سر از درامهای عاشقانه در آورند. مهدی الیاسی با اینها کوچکترین مشکلی ندارد اما انقلابیونی که در شرایط نیمه مخفی و نیمه علنی و تحت تعقیب پلیس تزاری به مصادره ی کاروانهای بانکی تزاری آنهم با هماهنگی برخی از کمیته های محلی بپردازند تا بخشی از ثروتی که قبلا خود تولید کرده اند و از خودشان دزدیده شده است را پس بگیرند و از آن برای پیشبرد امر انقلاب اجتماعی بکار ببرند بعنوان اولین راهزنان و شارلاتانهای تاریخ تقبیح می کند.

خیر. آنچه از دید این فکل کراواتی پرورش یافته جمهوری اسلامی در مورد دزدی اهمیت بیشتری دارد آن است که چه کسانی آن را انجام می دهند، برای که و اصلا برای چه؟ وقتی هدف وسیله را توجیه کند و اینجا هدف کوبیدن کمونیسم باشد و جرم کمونیستها مبارزه با کلیت مالکیت خصوصی باشد آن وقت است که دزدی دیگر قبیح است و افراد درگیر در آن راهزن محسوب می شوند، در غیر این مصادره اموال اشراف فراری و خانواده سلطنتی در ضمن انقلاب فرانسه نیز نبردی برای آزادی است که توسط انقلابیون صورت گرفته است.

5. مطابق آنچه کارل مارکس در کاپیتال بیان می کند، بانکها نه یک اختراع، بلکه یک ضرورت برای شکلگیری و گردش سرمایه ها می باشند. سرمایه بعنوان پول در گردشی که از تصاحب ارزش اضافی حاصل از نیروی کار کارگران انباشته شده است، جهت بقا  ناچار به حرکت و حجیم نمودن خویش است. سرمایه دار صنعتی در عرصه رقابت همواره ناگزیر از بالا بردن سطح بارآوری نیروی کار است، لذا جهت افزایش سطح تکنولوژی و خرید ماشین آلات جدید نیازمند سرمایه ثابت بیشتری خواهد شد. اما سرمایه­ی در گردش، توان جذب آنی تمام ارزشهای اضافی که بصورت خرد توسط سرمایه داران دیگر تصاحب شده است را ندارد و لذا نیاز به یک واسطه بین سرمایه دار رباخوار و سرمایه دار صنعتی جهت تمرکز سرمایه های خرد به وجود خواهد آمد و اینگونه وجود بانکها در سیستم مبتنی بر کار و سرمایه به مانند اهرمی واسطه جهت پیشبرد شیوه تولید سرمایه داری ضرورت می یابد. و حتی بیشتر از این، چون در مراحل بالاتری از شیوه تولید کالائی، تقاضا برای سرمایه از حجم پول نقد محدود موجود در بازار و بانکها پیشی می گیرد، بانکها ناگزیر به خلق اعتبارات خواهد شدد. و اینگونه است که با میانجیگری بانکها حتی آن ارزش اضافی که در آینده قرار است توسط نیروی کار کارگران محقق شود، در زمان حال توسط سرمایه داران چپاول می شود!

البته. اتهام سرقتهای سازمان یافته در معنای واقعی کلمه، تنها متوجه کلیت سیستم سرمایه داری است و به بیان مارکس از قبل همین سرقت سازمان یافته «زمان کار دیگران» است که «ثروت کنونی بر آن بنا شده است» (گروندریسه). محصول همین سرقت سازمان یافته است که بین انواع طبقات بالادستی جامعه توزیع می شود. از  سرمایه داران صنعتی در دل کارخانه ها و بانکهای دولتی و خصوصی و نیمه خصوصی تا سهامداران مدرن بورس ها و نزول خوارهای سنتی حجره ها. سرقتی که تنها به این دلیل به شکلی طبیعی جلوه می کند که فراگیر است و لحظه به لحظه هم زندگی کارگران را تشکیل می دهد و هم کارفرمایان و بانکها و صاحب خانه ها و تجار و دولتمردان و دلالان و البته بوقچی های آنان ازقبیل همین آقای الیاسی را که از قبل آنان زندگی می کنند.

حمید سلطانزاده

۲۱ آذر ۱۴۰۴

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر