یادداشتها

نظر خوانندگان

خیلی عالی بود من از صراحت رفیق بهمن خیلی خوشم میاد نه به کسی باج میده نه امید واهی میده ...
@ریحانهریحانه عزیز سلام. موضوعات متنوعی را طرح کردید. حتما تصدیق می کنید که پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب کامنت ...
سلام.خسته نباشید.در ابتدا میخواستم تشکر کنم. از پایداری شما در برگزاری میتینگ های هفته ای و مرتب. امیداوارم این روند ...
بهمن شفیق رویۀ تاریک چین
@امیررفیق عزیز، اگر درست به خاطر داشته باشم این سومین باری است که شما در همین چند ماه اخیر با ...
هم نویسنده آمریکایی و هم مترجم بیش از اندازه به کاربرد عبارت «دارک ساید» وزن دادند. این عبارت بیشتر به ...
@فاطمهسلام متقابل رفیق عزیز،ممنون از توضیحات. قطعا مباحثات در فرصتهای دیگر هم ادامه خواهد داشت. در مورد ادبیاتی که معرفی ...
سلامی مجدد خدمت شما.متاسفانه دسترسی برای بنده سخت هست و با تاخیر مباحث رو دنبال میکنم.در مورد بخش اول پاسخ ...
@امیررفیق عزیز امیر، نخست با پوزش از تأخیر در پاسخ. عنوان کرده اید که قصد تهمت نداشته اید و شاید ...
@بهمن شفیقبا سلام دوباره. خوب گفتگوی نوشته از برخی جوانب مثبت است اما تشخیص لحن را کمی دشوار میکند. من فقط ...
@امیررفیق عزیز امیر، با سلام متقابل. در کامنت خود نکات ارزنده ای را هم طرح کرده اید که حتما لازمند ...

مقالات

سیاست

از جنبش کارگری

زنگها برای اروپا به صدا درآمده اند

نوشتۀ: سعید عطاپور
Write a comment

حرف درست را از زبان" اروپای عصبانی" بشنوید، شاه کلیدی که حذف شد: "اینکار را فقط پیروزمندان انجام میدهند" جوزف بورل

پس از سقوط بلوک شرق و از بین رفتن آخرین بارقه های اجتماعی و سیاسی دوران ظفرمند انقلاب اکتبر، بشریت وارد یکی از سیاه ترین دوران تاریخ گردید. دورانی که بیش از هر چیز مهر انباشت نجومی سرمایه و استثمار لجام گسیخته انسان از انسان و طبیعت را بر خود داشته، و برای تحقق این هدف از نابودی تمامی مظاهر آزادی واقعی فرد نیز ابائی نبود. دورانی که کرامت انسانی از میان رفته و انسان موفق انسانی بود که تبدیل به حیوانی با ولع سیری ناپذیر شده باشد.

اما برآمد و نتیجۀ منطقی و جبری گسترش سرمایه داری بر پهنه جهان رشد عظیم فنی در مناطق دیگر و برآمدن بلوکهای قدرتمند نظامی و اقتصادی و سیاسی رقیب را نیز با خود به همراه آورد و اینان نیز به نوبۀ خود همانند قوۀ ممیزه ای برای تعریف مجدد روابط بین المللی پا به میدان گذاشتند. بورژوازی (غرب) سرمست از پیروزی بر آرمانهای سوسالیستی در جهان و "پایان تاریخ"، خود نه تنها میلیون ها نیروی کار جدید را آزاد کرد، بلکه رقبائی را نیز برای خود بوجود آورده بود که پیش از این به مدت صدها سال تحقیر و تحمیق شده بودند. اکنون این رقبا خواستار احقاق سهمی مناسب در دست اوردهای اقتصاد جهانی میباشند و برای دستیابی به آن از ابزارهای لازم نیز برخوردارند. نه تنها در زمینه های نظامی، بلکه همچنین در عرصه های اقتصادی، نظامی و ایدئولوژیک.

اما اربابان نظم قدیم، نظامهای سرمایه داری غرب که در تمام طول تاریخشان از همان زمان شکل گیری و ابتدای تکوین خود بر نظامیگری عریان و تهاجم هار و غارتگرانه استوار بودند، علیرغم تغییر شرایط توازن قوای بین المللی کماکان از پذیرش واقعیتهای تغییر یافته سر باز زده و بر در ادامۀ همان سیاستهای پیشین خود پافشاری میکنند. با دستجات مختلفی از بازیگران، هر چند با توانهای متفاوت اقتصاد، نظامی و سیاسی. نقطۀ اتصال همۀ آنها اما تصویری است که این سروران تاکنونی جهان از نقش خود و رسالت خود برای به انقیاد کشیدن ملتهای دیگر دارند. درکی مبتنی بر رابطه بین "انسان برتر" در مقابل "موجودات" پست" دیگر و "وظیفۀ تاریخی" هدایت آنان.

یکی از بارزترین نمود های این وضعیت گسترش مداوم و تهاجمی ناتو علیه روسیه در منطقۀ اوکرائین و دریای سیاه ( به منظور تصرف هیبریدی قهر آمیز-اقتصادی-سیاسی این فضا) است که در آن دمکراسی غربی همان «انسان خوب» با "ماموریت تاریخی" است و در مقابل روسهای اسلاو تجسم "انسان بد". "با فرهنگ" در مقابل "بی فرهنگ"و "دمکراسی" در مقابل با "اقتدارگرائی".

اما آنچه در این میان تغییر کرده است توازنی است که در آن یک بخش اصلی این تمدن والاتر غربی عملاً به موقعیتی درجه دو تنزل یافته است. یک جنبۀ بسیار مهم این وقایع و نتایج آن، یعنی دخالت مستقیم آمریکا در مواجهه با روسیه و اقتصاد در حال برآمد اروسیا بر متن خصومت با ابرقدرت اقتصادی دیگر یعنی چین، حذف عملی اروپا به عنوان یک قطب واقعی تصمیم گیری از معادلات دیپلماتیک با روسیه است.

نتایج اولتیماتوم روسیه به آمریکا و ناتو تا همین الآن نیز درماندگی بازیگران غربی را آشکار کرده است.اروپا بعنوان یک بازیگر بین المللی از صحنۀ تصمیم گیریهای آیندۀ بین المللی در جهان در حال حذف شدن است.

اظهارات اخیر جوزف بورل سخنگوی سیاسی اروپا این وضعیت اسفبار را به بهترین وجهی منعکس نمود.

توهینی با سرعتی معادل 27 ماخ [1]

جوزف بورل نمایندۀ روابط خارجی اروپا که به بیانی سخنگوی سیاسی این اتحادیه نیز بشمار میرود، اخیرا در مصاحبه ای با روزنامۀ آلمانی دی ولت و به تشریح موضع اروپا در روال مذاکرات آتی روسیه و آمریکا و نقش اروپا در بحران اوکرائین پرداخت، که عمق ناتوانی اروپا را نشان می دهد.

وی در این مصاحبه با عصبانیت در مورد پیشنهاد مکتوب همه جانبۀ روسیه در مورد تعهد غرب به عدم گسترش ناتو، پایان بخشی به مسابقۀ تسلیحاتی، حضور نظامی در کشورهای دیگر، عدم تعرض به حریم ساحلی و آبی و حریم هوائی سایر کشورها و چشم پوشی از تهاجم دائمی به سایر کشورها، تحریمهای اقتصادی، عدم صدور انقلابات رنگی ... [2][3] میگوید:

"اینها (روسیه) نمیتوانند بدون حضور اروپا مذاکرات را به پیش ببرند، و حتی از آن بالاتر برای این مذاکرات پیش شرط هم بگذارند، "این کار را فقط فاتحین انجام میدهند:" اینکه بگویند، اینها پیش شرطها و قیود ما هستند و خواهان تضمینی شوند برای اینکه ناتو بیشتر از این به سمت شرق گسترش نیابد، کاملا غیر قابل قبول است“.

این اظهارات فقط محدود به بورل نبود. رسانه‌های ارکستر ترانس آتلانتیکی هم طبق معمول وارد میدان شده و در زمینۀ مذمومیت اقدام روسیه به قلمقرسائی دست زدند. بطور نمونه روزنامۀ زود دویچه تسایتونگ (ارگان قلم به دستهای چپ عضو باشگاه ترانس آتلانتیک در آلمان) در حالی که نمیتواند عصبی بودن خود را پنهان نگه دارد مینویسد: [4]

"پوتین دیکته میکند، بایدن واکنش نشان میدهد. با این کار این سیگنال ارسال میشود که روسیه بار دیگر به عنوان یک ابر قدرت برسمیت شناخته شده و به همین عنوان مورد ارزیابی قرار گرفته و مسکو صاحب خط تماس مستقیم با واشنگتن میشود. با اینکار حاکم کرملین به آنچه که میخواست رسید: جلب توجه." و در ادامه به شکوه و کلایه از آمریکا می‌پردازد که: "اینکه آمریکا حتی نیازی در آن نمیبیند، که نمایندگی سیاسی اتحادیۀ اروپا را در جریان امور قرار دهد، تحقیر متحدین بشمار میرود."

هر چند مهمترین اعتراف بورل ""اینکار را فقط پیروزمندان انجام میدهند" پس از مدتی کوتاه از مصاحبۀوی در سایت وی ولت حذف گردید، اما چاشنی انفجاری این سخنان در حقیقت در اذعان بورل بعنوان بالاترین مقام سیاسی اروپا آنرا بر زبان می آورد، در کلمۀ"پیروزمند" آن خوابیده است.

اینکه یک مقام عالیرتبه اروپا در مصاحبه‌ای گاف بزرگ می‌دهد و طرف مقابل را ناخواسته به عنوان پیروزمند اعلام می‌کند ریشه در واقعیتهای میدانی ای دارد که بخصوص در عرصه نظامی اتفاق افتاده اند و از سالها پیش برای استراتژیستهای غربی روشن می شد. به طور مثال کمیسیون ملی دفاع استراتژیک آمریکا در سال 2018 در گزارشی که پیرامون نتایج درگیری نظامی با روسیه و یا چین در سایت اتاق فکر راند به چاپ رسیده، این نتیجه گیری میرسد که: [4]

"در صورتی که ایالات متحدۀ آمریکا در ادامۀ یک بحران پیرامون کشورهای بالتیک مجبور به جنگ علیه روسیه شوند، یا در مورد تایوان علیه چین مجبور به جنگ شوند، آنموقع نیروای آمریکائی محتملا دچار شکستی سرنوشت ساز خواهند شد،....اگر رک باشیم ، باید بگوئیم آمریکا در نبردی آتی کشوری علیه کشور دیگر میتواند بازنده بیرون آید."

"We have no idea how they did this,"

از زمان این نتیجه گیری مولفه های بسیار قدرتمند دیگری نیز به آنها اضافه شده اند. حتی اگر ما از ورود نسل جدید تجهیزات نظامی روسی صرفنظر کنیم و بر انواع مختلف سلاحهای پیشرفته مانند پوسایدون و زیرکون و کینژالها و قدرت نابودی اهداف دریائی و هوائی این سلاحها چشم پوشی کنیم، پیشرفتهای خیره کننده چین نیز به تنهائی برای نشان دادن این تغییر کفایت می کنند. در تازه ترین مورد چین اخیرا با آزمایش یک راکت بین قاره ای هایپر سونیک موجبات برآمدن عرق سرد بر پیشانی ژنرالهای غرب شد. [6]

شوک وارده بر غرب بحدی بزرگ بود که فاینانشال تایمز به نقل از یک مقام آمریکائی درزوریخ در سردرگمی کامل اعلام میکند: ما هیچ ایده ای نداریم که آنها چگونه موفق به این کار شدند." [7] [8] و چین کشوری است با سهم 30 در صدی درنرخ رشد اقتصادی جهان که نمیتوان به سادگی به تحقیر آن پرداخت.

اجزای دیگر این پازل وحشت برای غرب را میتوان درزمینه های دیگری نیز مشاهده کرد؛ همکاری چین و روسیه در ارتقای الکترونیکی-دیجیتال راکتهای قدرتمند روسی در شکار چشم های غرب (ماهواره ها) در فضا، آزمایش راکتهای هایپر سونیک از جانب چین و کرۀ شمالی در روزهای گذشته، که به احتمال بسیار زیاد تکنولوژی آن از جانب روسیه در اختیار قرار گرفته است.

به همه این‌ها باید اضافه کرد که تاریخ سرتاسر خونین دمکراسی های غربی در اقصی نقاط جهان نیز حال به نقطۀ قوت دیگر چین و روسیه تبدیل شده است. سابقه ای بغایت سیاه از اروپا بخصوص در قارۀ آفریقا و کولونیالیسم آن که حتی تا به امروز نیز در برخی نقاط و عرصه ها ادامه دارد (به عنوان نمونه ادامۀ تسلط اجباری فرانک و بانک مرکزی فرانسه بر اقتصاد بسیاری از کشورهای آفریقائی نام برد، که علت اصلی اجماع تهاجم امپریالیستی فرانسوی-غربی برای حمله و نابودی لیبی معمر قذاقی، بخاطر تصمیم وی برای راه اندازی بانک و واحد پول آفریقائی بود).

ما وارد جهان سه قطبی میشویم ( اروپا و سندروم اشرف غنی) [9] [10]

هر چند نخوت حاکم بر "فرهنگ برتر" سرمایه داری غرب و متفکران و طرفدارانش مانع دیدن شروع اضمحلال و افول امپراطوری سرمایه داری غرب (امپریالیسم) شده است، با این حال صداهائی در غرب در حال بلند شدن هستند که نشان می‌دهند چاره‌ای جز تن دادن به واقعیت در مقابلشان نیست. مارک میلی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در مصاحبه ای با سی بی اس بتاریخ 7 نوامبر 2021 اعلام میکند: ما وارد وارد جهانی سه قطبی میشویم که آمریکا، روسیه و چین بازگران اصلی آن خواهند بود. صرف نظر از اینکه نقش آمریکا در این چهان سه قطبی چه خواهد بود، تا چه حد تاثیر گذار خواهد بود یا نه، میتوان گمانه زنی کرد. اما آن چیزی که مسلم است، در این میان اسمی از اروپا در میان نیست.

دیدن این کابوس وحشتناک این برای اروپا بر دیوار واقعیت بسیار ناخوشایند است. آینده اروپائی که در 70 سال گدشته در تمام جنایتها و سیاستهای آمریکا و در چتر قدرت آن شریک و از این طریق در کشور گشائی های آن شریک بود، سرنوشت وحشتناک "ارتش ظفر مند دمکراسی لیبرال" در کابل که هنوز از تیتر اخبار پاک نشده است، خود را بعنوان آینده ای بسیار سخت مطرح میکند:" سندروم دولت غنی" و "حمایت همه جانبۀ" آمریکا. هیستری روس ستیزی این روزهای مدیا و محافل دیپلماتیک اروپائی و سرپل های فکری ایرانی آن یا گروه هائی که منافع طبقاتی مشترکی با آن دارند، از سرداران از دور خارج شده سپاه از قبیل علائی گرفته تا احمدی نژاد و "روزنامه چی "های اصلاح طلب طبقه متوسط غربگرا تا انواع براندازان هم تنها و تنها بخاطر کابوس تصور این " آیندۀ سیاه" و نابودی بنیادهای مادی وجودی آنها در آینده است. نظمی که آمریکا محور آن بود دارد به پایان میرسد و اکنون روسیه و چین با صراحت عدم پذیرش آن را اعلام می کنندو به طور مثال بیانیه ای رسمی که توسط این دو کشور در تاریخ 17 دسامبر 2021 منتشر شده است و در آن این دو خواستار بازگشت جهان غرب (آمریکا و اروپا) به منشور سازمان ملل و تعهدالتزام آور آنها برای احترام گذاری برمفاد این منشور برای جلوگیری از جنگ و در راستای پیشبرد و تثبیت روابط بین المللی بر اساس احترام متقابل و نه اعمال زور وپایان تحمیل تصمیمات یک جانبۀ از سوی این کشورها شدند. [12] دقت در تاریخ این بیانیه نیز گویا است. بیانیه ای که درست در روز علنی شدن اولتیماتوم روسیه به غرب منتشر شد.

بازندگان اصلی این بازگشت به منشور سازمان ملل کشورهائی اروپائی با دولتهای بشدت توسعه طلب و نئولیبرال مثل اوکرائین، آلمان، لهستان، لیتوانی و.... میباشند که زیر چتر حمایتی ناتو از یک سو تهاجمی ترین سیاستها را در قبال سایر کشورهای جهان اتخاذ کرده و از سوی دیگر بخاطر ضعف نظامی خود براحتی در لاک قربانی از موضع مظلوم نمائی فرو میروند، چرا که موجودیت آنها در پیمان ناتو تضمینی معادل چک سفید برای پرووکاسییون را در اختیار آنان قرار میدهد. در صورت تعهد آمریکا به این منشور، شرایط بازی دیپلماتیک بین المللی دچار تغییرات جدی خواهد شد.

این تحولی است که خواسته یا ناخواسته بر شرایط مبارزه طبقاتی در سرتاسر جهان تأثیرگذار خواهد بود.

با در هم شکستن هیمنۀ سرمایه داری غرب، ضربه های اساسی نیز بر سلطۀ تاکنونی و شکست ناپذیر ابزارهای ایدئولوژیک آن و تسلط ایدئولوژی بورژوائی بر افکار عمومی، علم، دانش و باورهای بظاهر "جاودانی شدۀ آن" پیرامون تقدس بازار آزادی که غرب شرایط بازی در آن را دیکته میکند و دمکراسی طلبی بورژوائی وارد خواهد شد. بورژوازی لیبرال دیگر قادرنخاهد بود به تنهائی نقش "نویسندگی تاریخ" از موضع پیروزمند را به خود اختیار دهد. باورهای تا کنونی تسلط سیاسی و ایدئولوژیک آن، دمکراسی پارلمانی بورژوائی، تقدس مالکیت خصوصی و اشکال حاکمیت سیاسی و اقتصادی آن نیزمتعاقبا بعنوان "یگانه" راه چاره های اصلی ادارۀ جامعه از اعتبار می افتند، و در این شرایط بورژوازی لیبرال در مهد تولد خود، غرب وبخصوص اروپا گسترش رو افزون اضمحلال درونی خود را تجربه میکند. این دولتها برای ادامۀ حفظ سیادت سرمایه داری لیبرالی خود نیز بطور روز افزونی به سویه های فاشیستی حکومتی به جای "اشکال دمکراتیک" اعمال قدرت روی می آورند و با هر کدام از این گامها، خود یک به یک ستونهای پروپاگاند مشروعیت خود، مثل "آزادی بیان بی قید و شرط"، حکومت پارلمان بر ارکانهای اجرائی و مهمتر از همه "اصل جدائی قوای مقننه، مجریه، قضائیه“ را روبروز بیشتر تحدید کرده و یا در زمینه هائی کلا برچینند! این روندی است که بابحرانهای عمیق اقتصادی و سونامی در حال شکل گیری ترکش حباب مالی و بروز موجهای بیکاری عظیم در آیندۀ نزدیک و تلاطمات اجتماعی در مسیری پرشتاب قرار گرفته و تحولاتی پایه ای را در سپهر سیاسی رقم خواهد زد.

اولتیماتوم روسیه در صورت موفقیت، زنگ وارد شدن به گود دیگری از تاریخ را، که در آن دیگرهیچ نینائی، پینتائی و سنتا ماریا ئی [13] از غرب و بخصوص اروپا امکان لنگر برچیدن به راحتی برای فتح خاورمیانه یا دورترین نقاط ازقارۀ جدید تا سواحل چین و جزایر دورافتادۀ اقیانوسیه را از دست می دهد. دریانوردان مدرن آن در قالب بورس باز و نیروی واکنش سریع و هر شکل و شمایلی دیگر قادر نخواهند بود تا جهان را در هم نوردیده و آنرا به تسلط خود درآورند.

شکست این نظم قدر قدرت میتواند روزنه ای برای آیندۀ بشریت باز کند و شرایط رشد جنبشهای آزادیبخش واقعی و سوسیالیستی را فراهم کند. نباید فراموش کرد که دمکراسی های غرب حاملان و حافظان اصلی نظم سرمایه داری بودند و هستند. با زوال آنان بختک ایدئولوژیک لیبرالیسم نیز در هم خواهد شکست که به "باور الهی" اکثریت قریب به اتفاق مردم جهان و کارگران تبدیل شده بود و با این در هم شکستن امکانات به مراتب بهتری برای رشد ایده های کمونیستی فراهم می شود.

سعید عطاپور

21 دی 1400

11 ژانویه 2022

 

منابع:

[1] روسیه موشک جدید آوانگارد با سرعتی معادل 27 ماخ را با موفقیت آزمایش میکند

https://www.newsweek.com/russian-new-weapon-mach-27-avangard-hypersonic-glide-vehicle-intercontinental-1273729

[2] متن کامل قرارداد پیشنهادی روسیه ترجمۀ آلمانی

https://develop.ostinstitut.de/files/de/2021/Ostinstitut_Vertrag_zwischen_der_RF_und_den_USA_%C3%BCber_Sicherheitsgarantien_OL_2_2021.pdf

[3]

https://www.welt.de/politik/ausland/plus235918076/Josep-Borrell-Nichts-wird-ueber-uns-entschieden-ohne-dass-wir-dabei-sind.html

[4]

https://www.sueddeutsche.de/meinung/russland-usa-eu-1.5498956

[5]

https://www.rand.org/blog/2021/06/defeat-is-possible.html

[6]

https://de.rt.com/international/125825-medienberichte-china-testet-nuklearwaffenfahige-hyperschallrakete/

[7]

https://www.ft.com/content/ba0a3cde-719b-4040-93cb-a486e1f843fb?emailId=616b1e5d6873e300048f2b4b&segmentId=ce31c7f5-c2de-09db-abdc-f2fd624da608

[8]

https://www.zerohedge.com/geopolitical/china-tested-hypersonic-weapon-flew-around-world

 

[9]

https://www.defense.gov/News/News-Stories/Article/Article/2832397/milley-addresses-aspen-security-forum-on-todays-military-challenges/

[10]

https://marketresearchtelecast.com/pentagon-general-we-are-entering-a-tripolar-world-in-which-the-united-states-russia-and-china-are-great-powers/193808/

 

[12] قرارداد 17 دسمامبر بین چین و روسیه بازگشت به منشور سازمان ملل

https://www.voltairenet.org/article215162.html

 

[13] کشتی های ناوگان کریستوف کلمب که با آنها قارۀ آمریکا رابه تصرف درآورده و متعاقب آن تاریخ و الزامات گسترش سریع سرمایه داری مدرن لیبرالی توام با برده داری و کولونیالیسم ... رقم خورد.

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر