نظرات خوانندگان

درسی از یک اتفاق فراموش شده در شرایط جنگی

نوشتۀ: بهروز مزدیر

صد در صد سهام متروی تهران متعلق به شهرداری تهران میباشد، دولت نیز مواظف است ۵۰ درصد از هزینه‌های مترو تهران را در قالب سوبسید تقبل کند. در کنار این درآمد ها، می‌توان درآمد های جانبی از جمله تبلیغات درون واگن ها، سالن ایستگاه‌ها و گیت، حتی دیوار ورودی ریل قطار ها را هم باید در نظر گرفت، به اینان اجاره دادن سالن های اصلی مترو را هم اضافه کنید. درآمدهای سرسام آوری که شاید کمتر کسی به آن توجه کرده (آمار و ارقام دقیقی از میزان درآمد مترو از این کانالها درآمدی تاکنون ارائه نگردیده) حال با مقایسه رقم هزینه بلیط مترو با دیگر ارقام در حال جابجایی در ایران ابعادی از چکونگی توزیع ثروت اجتماعی روشن می‌شود که تنها می‌توان عنوان فاجعه را برای آن برگزید.

بیش از دو ماه از تجاوز امپریالیستی غرب در قالب بازوی نظامی فاشیستی-صهیونیستی اسرائیل به ایران می‌گذرد. از همان روز ابتدای تجاوز تا به امروز انواع صداها، تحلیلها و تصمیمها از گروهها و جریان‌های سیاسی به سطح جامعه روانه گردیده. از سخنان پرطمطراقی همچون حفظ اتحاد ملی، تا دمیدن بر شیپور مذاکرات و تسلیم و تا رجزخوانی برای بمب اتم، که تمامیشان در راستای پر شدن جیبهای بی انتهای الیگارشی ایران بوده و هست فضای سیاست در ایران را در این دو ماه و اندی رقم زده اند. در این گیر و دار و بلبشو به همه چیز و همه کس پرداخته شد، جز یک اتفاق. واقعه و تصمیمی که حتی جریانهای مدعی چپ هم کوچکترین توجهی به آن نداشتند. اتفاقی گم‌گشته آنهم به مدت یک هفته: رایگان شدن مترو و بی‌آرتی. اتفاقی که ارزش آن را دارد بر آن مکث شود.

این اتفاقی بود نادر آنهم در جمهوری عاشق خصوصی سازی اسلامی، بهشت سرمایه‌داران وطنی که دولت و مقامات قضائی و قانونگذارش هر لحظه دم از خصوصی سازی و چپاول بیشتر میزنند و در همان بزنگاه تجاوز به ایران هم با آوردن مدنی زاده به عنوان وزیر اقتصاد و گرانی روز افزون معاش تهیدستان برای کارگران خط‌ و نشان می‌کشد. در چنین فضایی در نتیجه آن حمله لحظه‌ای استثنایی شکل گرفت و اقدامی صورت گرفت که برخلاف تمام منطق سود و سودآوری و غارت و چپاول بود. شاید در ظاهر امر رایگان شدن یک هفته‌ای حمل و نقل عمومی امری پیش و پا افتاده در نظر آید ولی نگاهی دقیق تر در عین حال عمق فاجعه ای را که به طور روزمره در حال وقوع است نشان می‌دهد. کافی است به هزینه بلیط مسافران نگاه کرده و آنرا با ثروتهای در حال چپاول از کارگران مقایسه کنیم تا عمق فاجعه‌ آشکار شود.

هزینه یک بلیط الکترونیک یک طرفه ۴۱۲۵ تومان است طبق آماری رسمی که خبرگزاری‌های دولتی ارائه داده‌اند روزانه نزدیک به دو و نیم تا سه میلیون نفر بسته به شرایط از طریق مترو جابجا میشوند. با یک حساب سر انگشتی و ساده و حداکثری گرفتن تعداد مسافران در تمام طول سال،۱,۰۹۵,۰۰۰,۰۰۰ سفر با متروی تهران انجام می‌گیرد که اگر تمامشان صرفا مبلغ بلیط الکترونیک را پرداخت کنند هزینه‌اش برای شهروندان به دلار ۹۰۰۰۰ تومانی، حدود ۵۰ میلیون دلار در سال میگردد. هزینه ای که برای شهرداری درآمد است.

صد در صد سهام متروی تهران متعلق به شهرداری تهران میباشد، دولت نیز مواظف است ۵۰ درصد از هزینه‌های مترو تهران را در قالب سوبسید تقبل کند. در کنار این درآمد ها، می‌توان درآمد های جانبی از جمله تبلیغات درون واگن ها، سالن ایستگاه‌ها و گیت، حتی دیوار ورودی ریل قطار ها را هم باید در نظر گرفت، به اینان اجاره دادن سالن های اصلی مترو را هم اضافه کنید. درآمدهای سرسام آوری که شاید کمتر کسی به آن توجه کرده (آمار و ارقام دقیقی از میزان درآمد مترو از این کانالها درآمدی تاکنون ارائه نگردیده) حال با مقایسه رقم هزینه بلیط مترو با دیگر ارقام در حال جابجایی در ایران ابعادی از چکونگی توزیع ثروت اجتماعی روشن می‌شود که تنها می‌توان عنوان فاجعه را برای آن برگزید..

به گفته محمدرضا کشوری فرد دبیر سازمان لیگ فوتبال ایران فقط چند تیم پر طرفدار تراکتور ۷۲۰ میلیارد تومان، سپاهان ۶۲۰ میلیارد تومان، استقلال ۶۱۰ میلیارد تومان، گل گهر ۵۸۰، فولاد ۵۱۵ و در آخر پرسپولیس ۵۱۰ میلیارد تومان هزینه امسالشان میباشد. این البته به طور رسمی است و کیست که نداند میزان هزینه این تیمها به مراتب بیشتر از این ارقام است. مجموع همین هزینه های رسمی اعلام شده هم ۳/۵۵۵/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰  تومان میشود که باز با احتساب دلار ۹۰۰۰۰ تومانی در حدود ۳۹ میلیون دلار میگردد، یعنی به مراتب بیش از نیمی از کل هزینه بلیط مسافران تهران در طی سال. این ارقام فقط برای شش تیم از شانزده تیم لیگ فوتبال ایران است. در کنار اینان ارقامی که در سایت شرط بندی و بریز و بپاش هایی که دور از چشم جامعه و در بطن دل" خوبان عالم" اتفاق می‌افتد که فقط بخشی از پول هنگفتی در فوتبالی است که تنها آوردش برای جامعه فقط فحش و ناسزاست، فوتبالی که حتی از انسانیت تهی شده و برای رضای خدا هم شده یک بار نشد بمانند دیگر هواداران فوتبال در سطح جهان برای ابراز همدردی با کشتار فلسطینیان صرفا پرچم فلسطین به اهتزاز درآوردند.

کمی ادامه دهیم و جستجوی کوتاهی هم در اینترنت گوشی خود کرده و بدنبال قیمت مسکن‌های لاکچری برویم. آنجا دیگر دنیا بر سرمان خراب میشود. پنت هاوسهای ۱۰ میلیون دلاری، آپارتمان های لاکچری ۱۲، ۱۳ میلیون دلاری بلکه بیشتر در تهران. این ارقام را بگذارید در کنار هزینه میلیون میلیون مسافر مترو در طی یک سال.

به این ارقام میشود ده ها ارقام دیگر اضافه کرد، مانند ارز خارج شده از کشور که با یک تحقیق و تفحص ساده با اعداد چند میلیارد دلاری مواجه می‌شویم و یا ارزهای خارج شده برای تفریح و خرید ملک در ترکیه یا سفر حج، یا پولهای میلیارد دلاری که به اسم فلسطین، لبنان، یمن فاکتور میگردد ولی در اصل در بورسهای اروپای و امریکا جا خوش میکنند و یا در غرب خرج ملک خریدن سرمایه‌داران ایران و نوچه هایشان ، با هر ظاهر، مرام ومسلکی می‌گردد ولی فحشش را زحمتکشان آزاده و مظلوم فلسطین و خاورمیانه میخوردند.

بخواهیم ادامه دهیم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. اینها فقط بخش کوچکی از میلیارد میلیارد ثروتی است که به دست کارگران(چه تولیدی،صنعتی و چه خدماتی) تولید می‌گردد ولی بخش زیادش نصیب طبقه سرمایه‌دار و پادوها و ریزه خواران و شکم سیر های فاشیست فلسطین ستیز طبقه متوسطی می‌گردد. با بیان همین بخش کوچک از این ثروتهای در حال چپاول هم میشود فهمید حاکمیت تمام سرمایه‌داری ایران با وجود ثروت انبوهی که توسط کارگران تولید می‌گردد ،حتی حاضر به دادن کوچکترین بخشی از آن به کارگران برای زندگی برده‌وار و بخور و نمیر حال حاضر نیست. بورژوازی ایران چه در قالب اصلاح‌طلب و وفاقیونش و چه در قالب انقلابی و پایداریش و چه در قالب اپوزیسیون براندازش در یک چیز همصدا هستن، مالکیت خصوصی بر همه چیز و به بردگی کشیدن کارگران و تهیدستان.

دولتش وسط تجاوز امپریالیستی ، با آوردن مدنی زاده (وزیری که تنها دغدغه‌اش خصوصی سازی بیشتر و بیشتر اموال دولتی و تقدیمش به طبقه سرمایه‌دار است) نشان می‌دهد که حتی در شرایط جنگی نیز حاضر به دادن ذره ای امتیاز به اکثریت جامعه نیست و قوّه قضائیه اش با مضحکه دردناک اعلام محکومیت فرمایشی قاتلان معدن طبس نه فقط پیام می‌دهد که نظام تحت هیچ شرایطی دست از چپاول و استثمار کارگران برنخواهد داشت بلکه آشکارا درد و رنج کارگران را به ریشخند می گیرد و آن مزدور حقوق بشری اپوزیسیونی اش هم با کشته شدن مردم به دست موشکهای اسرائیلی و غربی خوشنود شده و آن را به عنوان هزینه رسیدن خود بر مسند قدرت ایران تکه پاره می‌داند.

سپردن سرنوشت جامعه به دست این جریان ها حاصلی جز فلاکت روزافزون برای کارگران و توده زحمتکشان جامعه ندارد. ما راهی جز انسجام و سازمان‌دهی در کنار هم و برای هم نداشته و نداریم.. غیر از این باشد بالائی ها - از هر قماشی - حتی از مرده کارگران و استخوان در زیر خاک پوسیده کارگران نیز به برای خود دنبال سود خواهند بود و این یعنی فلاکت ابدی برای طبقه کارگران ایران و البته کل زحمتکشان خاورمیانه.

آن یک هفته متروی رایگان در تهران نشان داد که می‌توان جامعه را به شکل دیگری هم سازمان داد. نشان داد که رقابت و دریدن همدیگر نیست که بنیان جامعه را حفظ می‌کند بلکه همبستگی است. ارزش دارد برای رسیدن به آن جامعه متحد شویم و مبارزه کنیم.

 

بهروز مزدیر

۶ شهریور ۱۴۰۴

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر