توضیح سایت: گزارش زیر توسط یک رفیق ارسال شده است و مانند گزارشهای قبلی یدون هیچگونه تغییری انتشار مییابد. باز هم از رفقای دیگر نیز می خواهیم که با ارسال گزارشات خود به ارائه تصویری واقع بینانه تر از وقایع خونین دی ماه یاری رسانده و در برابر روایت این وقایع از زبان مسببین فاجعه سکوت نکرده و این میدان را برای آنان خالی نگذارند. روایت این وقایع نیز ادامه همان جنگ خونین خیابانی است به شکلی دیگر. اگر کمونیستها در آن وقایع خونین مجاز نبودند و نمیتوانستند مردم را به سلاخی شدن دعوت کنند، در روایت این سلاخی و نقش مسببین آن اما مجاز نیستند و نمی توانند سکوت کنند. با فروکش کردن جنگ ارتجاعی خیابانی آنان، نبرد انقلابی کمونیستها باید با حدّت و شدت به مراتب بیشتری دنبال شود.
اما علاوه بر نکات فوق لازم میدانیم به نکات دیگری در گزارش حاضر نیز اشاره کنیم.
نخست این که رفیق ارسال کننده گزارش در جستجوی راهکاری برای برون رفت از این وضعیت فاجعه بار به لزوم بیرون آوردن خیایان از کنترل ارتجاع اپوزیسیونی توسط چپ انقلابی متعهد به مارکسیسم اشاره میکند. وقایع خونین دی ماه اما یک وجه دیگر تحولات در ایران را به دست فراموشی میسپارند و آن هم این بود که تنها چند هفته پیش از جولان اراذل موساد و چاقوکشان شاهاللهی، نیروی دیگری در خیابان حضور داشت و خوب هم حضور داشت. تظاهرات دوگانه و پر قدرت کارگران ارکان ثالث و پارس جنوبی نشانههای روشنی از آغاز دوران جدیدی در مبارزه طبقاتی در ایران را به نمایش میگذاشتند. از «چپ انقلابی» مورد اشاره رفیق در آن وقایع اثر مشهودی دیده نمیشد. اگر بنا بر سازمانیابی رزمنده باشد، این بر دوش کمونیستها است نه بر دوش «چپ انقلابی» که علیرغم تغییرات معینی در سالهای اخیر همچنان چشم امید خود را به این یا آن نیروی درون طبقه حاکمه دوخته است. پیشروی در ایران امروز در گرو ایجاد یک سازمان کمونیستی رزمنده است. بدون این سازمان کمونیستی رزمنده حتی نمیتوان به جذب آن «چپ انقلابی» نیز امیدی داشت. با یک سازمان کمونیستی رزمنده، حتی میتوان امیدوار بود که بخشهای وسیعتری از چپ افقهای بورژوایی را رها کرده و در صف رزم برای انقلاب اجتماعی جای بگیرند.
نکته دوم این که پاسخگویی به این نیاز عاجل از مدتی قبل مورد توجه ما نیز بود و در بیانیهای که به مناسبت وقایع ونزوئلا و آغاز اعتراضات ایران منتشر کردیم به این نیز اشاره داشتیم که زمان زیادی در اختیار نداریم. برنامه ما برای ورود عملی به این مباحث و تجدید سازمان تدارک کمونیستی به یک سازمان رزمنده به برگزاری کنفرانس چهارم تدارک کمونیستی منوط شده بود. سیر وقایع اما سریعتر از آنچه تصور میکردیم ضعف پایهای ما را در مقابل چشمان ما قرار داد. موکول نمودن این تجدید سازمان به فرصتی در آینده – حتی نزدیک – میتواند خطایی مرگبار باشد. از همین اکنون باید شروع کرد و ما در اطلاعیه های بعدی در روزهای آینده به این مهم خواهیم پرداخت.
تحریریه سایت تدارک
پنجشنبه ۱۸ دی بود، عصر با رفیقم رفته بودیم بیرون که یه دوری بزنیم و سیگاری بکشیم. صحبت از فراخوان پهلوی شد. رفیقم میگفت مردم این شهر هیچ وقت نمیریزن بیرون، چون کاشان و آران بیدگل توی همه اعتراضات گذشته از ۹۶ و ۹۸ بگیر تا ۸۸ و ۴۰۱ نریخته بیرون. میگفت بابام میگه هر موقع این شهر بریزه بیرون انقلاب میشه و معلوم میشه کار از کار گذشته که این شهر حاضر شده بریزه بیرون. اما من شک داشتم. یک اینکه شرایط اقتصادی اونقدر وخیم شده که توی خانواده ما که طبق تقسیم بندی دولت دهک ده حساب میشیم مصرف گوشت و مرغ و آجیل پایین اومده چه برسه به دهک های بعدی. دو اینکه این دفعه پهلوی مطرح تر از همیشه است. خیلی از همکلاسی هام که تو یکی از دانشگاه های مطرح تهران درس میخونن و فاز انتلکتی و نخبه بودن دارن فراخوان پهلوی رو استوری کرده بودن. انگار اون نقاب روشنفکری و انتلکتی از چهرهشون افتاده بود و به صورت غریزی به فاشیسم عریان تمایل پیدا کرده بودن.
خلاصه که فراخوان ساعت هشت شب بود و پنج شش ما از خارج شهر اومدیم داخل کاشان. دسته دسته از مردم رو میدیدیم که ماسک و لباس سیاه پوشیده بودن. به رفیقم میگفتم فکر کنم این دفعه جمع بشنا. رسیدیم یه داروخونه تا ماسک بگیریم که توی تجمع که شرکت میکنیم خطر کمتری داشته باشه. نمیدونم کار درستی بود یا نه ولی رفتم داروخونه و بهش گفتم دو تا ماسک بده. داروخونه بهم داد و پول ازم نگرفت. یه خانوم جوون اونجا بود و گفت میشه منم ببری، ولی من اونقدر استرس داشتم که جوابشو ندادم و از داروخونه رفتم. کم کم رسیدیم به میدون جهاد. توی یکی از کوچه پس کوچه ها ماشین رو پارک کردیم و گوشی ها رو هم خاموش کردیم و توی ماشین گذاشتیم. ماسک رو زدیم و راه افتادیم به سمت میدون. جمعیت باور نکردنی بود چند هزار نفری داشتن دور میدون میچرخیدن و شعار میدادن. ترکیب جمعیت منو متعجب کرده بود. از زن چادری تا یکی که با زن و بچش اومده بود.
به رفیقم میگفتم اینا عقل ندارن با این وضعیت و در پاسخ به فراخوان اینجوری میان بیرون. رفیقم میگفت اینا اولین بارشونه اعتراض میکنن هنوز بلد نیستن. خیلیا بدون ماسک اومده بودن و حس میکردن اومدن حقشونو داد بزنن بدون هیچ خشونتی. شعار ها اول فاز اقتصادی داشت. از ایرانی داد بزن حقتو فریاد بزن تا گرونی تورم اینه شعار مردم. اون شب فراخوان کذایی اولین شبی بود که کاشان میریخت بیرون و واسه همین که شبای قبل نبودن نیرو های سرکوب از کاشان رفته بودن قم و تهران و اصفهان. جمعیت چند هزار نفری به پیش میرفت و انگار چیزی جلو دارش نبود. از طرف میدون جهاد به سمت چهار راه داشتیم حرکت میکردیم. کم کم شعارا رفت تو فاز پهلوی. این آخرین نبرده و جاوید شاه و ....
اونجا بی اختیار گریهام گرفت. حس میکردم به عنوان یه کمونیست چقدر بدرد نخورم که این مردم مظلوم با ظاهری که معلومه از طبقات فرودستن راه نجاتشون رو توی اسپرم تشخص یافته پهلوی جستجو میکنن. همینطور داشتیم به پیش میرفتیم که یهو نیرو های سرکوب جلومون ظاهر شدن. ما عقب جمعیت بودیم و نمیدیدیمشون ولی میدیدم که گاز اشک آور میزدن. نفس همه بریده بود، زدیم تو کوچه چند نفر سیگار روشن کردن و فوت میکردن تو صورت مردم. رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به چهارراه آیت الله کاشانی. چهار راهی که قلب شهره جمعیت پر بود و نیروی سرکوب ناتوان. فقط ساچمه میزدن و اشک آور اما جمعیت دیگه متفرق نمیشد. بنر ها رو آتیش میزدن. شعار های پهلوی میدادن و ادامه داشت. من و رفیقم دیگه حول و حوش ساعت یازده برگشتیم به همون میدون جهاد که سوار ماشین بشیم و برگردیم که دیدیم دوباره یه سیل جمعیت داره از جهاد حرکت میکنه به سمت همون مرکز شهر. سوار ماشین شدیم و برگشتیم. اون شب اون سیل جمعیت رو که دیدم و همینطور ناتوانی نیروی سرکوب که جا های دیگه اعزام شده بودن، با خام خیالی بچگانهای تصور کردم که نیروی سرکوب جمهوری اسلامی فشل شده و داشتم به این فکر میکردم که ارتجاع تمامیت خواه سلطنت طلب ما که سهله نیروهای انتلکت مآب خود بورژوازی و لیبرال ها رو هم سلاخی میکنه. اما فردا شد و خامنهای توی تلویزیون گفت ما با تروریست سازش نمیکنیم و شب بعدش که من نرفتم تقریبا توی کاشان فقط بازداشت اتفاق افتاد. کسی هم کشته نشد اینجا.
رفقا من جوونم. دانشجوی کارشناسیام. دانش تئوریک قویای ندارم همینطور تجربه عملی خاصی. ولی این رو خوب میدونم که چپ انقلابی ای که واقعا متعهد به اصول مارکسیسمه و در دامن ارتجاع ناتو یا محور مقاومت نیافتاده اگه دست نجنبونه و کاری نکنه سیل وضعیت ما و طبقه کارگر و همه زحمتکشان رو به قهقهرایی میبره که امکان عروج هر مبارزه طبقاتی و انقلاب کارگری به کلی زایل میشه. رفقا دلار الان که این متن رو مینویسم ۱۶۴ هزار تومنه زمانی که اعتراضات بالا گرفت تو کانال ۱۴۰ تومن بود. جمهوری اسلامی به انسداد ساختاری رسیده و موضع سلب خیابان از طرف ما مضحکه.
خیابان رو سازمان بدید تا از تل جنازه هایی که دو ور ارتجاع ساختن پرچم سرخ ما مقتدرانه بتونه دو ور ارتجاع رو نفی کنه. بزرگتر ها به ما کوچکتر هایی که کم تجربه و کم دانشیم تو این مسیر کمک کنند.
۱۰ بهمن ۱۴۰۴


ادامه مطلب ..و