حزب چپ آلمان صفوف خویش را در برابر مسکو میبندد

نوشتۀ: سعید عطاپور
Write a comment

نمایندگان بنیاد رزا لوکزمبوگ وابسته به حزب چپ نیز دراین هیئت شرکت دارند. همانطور که در متن خبر سفر هیأت حزب جپ به کی‌یف آمده است، یکی از اهداف این سفر ملاقات با نمایندۀ بنیاد "رزا لوکزامبورگ" در کی‌یف است. امری که شاید برای خواننده سوالی ایجاد کند، بخصوص برای آن دسته از دانشجویان ایرانی در آلمان که از حیز بورسیه های بزرگوارانۀ این بنیاد برخوردارند. یا شاید هم نه؟!

خبر سفر هیئت نمایندگی حزب چپ آلمان به اوکراین و همزمانی آن با توبیخ و تهدید دو تن از سرشناس ترین چهره های سیاسی این حزب توسط رهبری کنونی آن را شاید بتوان بعنوان آخرین شاخص های آرایش جنگی احزاب سیاسی در آلمان بشمار آورد. نقطه ای که در اصطلاح سیاسی از آن بعنوان "نقطۀ برگشت ناپذیر" نام میبرند.

با آنکه حزب چپ آلمان در حال حاضر از کمترین نفوذ اجتماعی در میان کارگران و اتحادیه و در جامعه برخودار است ، اهمیت توجه به این آخرین تحول آن بعنوان شاخص و اندیکاتور برای درک تحولی سیاسی که در آلمان در جریان است، بسیار مهم است. نه قدرت ناچیز این حزب و نه تعداد آرای قلیل آن و نه طرح مباحث "مهم و مطرح" این حزب آنرا شایستۀ این اهمیت میکند، بلکه مشاهدۀ پدیدۀ اورستد (کاشف دانمارکی قوانین حزکت براده ها در میدان مغناطیسی) در این حزب بی مایۀ طبقاتی است که معجونی از انواع و اقسام چپهای سرگردان را در خود جمع میکرد، که در سطح دخالتگری اجتماعی معمولا بالاترین بازدهی سیاسی آنها خنثی کردن یکدیگر بود. به عبارتی در دورانی که قدرتهای واقعی و موثر اجتماعی در حال شکل دادن به آرایش سازمان دخالت گری در تحولات عظیم بین المللی هستند، شاید با مشاهدۀ این حزب براده های بیربط است که به بهترین نحوی میتوان خطوط میدان مغناطیسی عظیمی را که در بطن بحرانها در حال شکل گیری است، مشاهده کرد. مشاهده ای که میتواند ارزیابی بهتری از روند تحولات را بدست داده و خطوط ناورشن بسیاری از پرسشهای مطرح، بخصوص در زمینۀ حرکت بسوی جنگ را، پررنگ تر به نمایش بگذارد.

1- در ابتدا باید توجه را به نقطۀ شروع این "جمع کردن صفوف" معطوف کرد. تهدید و ارعاب دو تن از سرشناسترین چهره های مطرح در میان کارگران و مردم ناراضی ، در شرایطی که خیل عظیمی از روشنفکران چپ ولیبرال مدافع "آزادیهای لیبرالی موجود" که در مقابل "شکل گیری اقتدار دولتی" و گفتمان سیاسی "حقیقت محور" جورج اورولی، و تحکیم هرچه بیشتر "یکپارچگی سیاسی" بعنوان عامل مزاحمت عمل مکردند، در طول کمپینهای پروپاگاندیستی سالهای اخیر با محوریت "مبارزه با کرونا"، "دفاع از جندریسم" ، "مبارزه با آنتی سمیتیسم" با موفقیت به پیش رفت، زمان پرداختن به اصلی ترین دشمن خفته یعنی کارگران و رشد ایدۀ نقد کمونیستی فرا رسیده بود. این مهم نه از سوی حزب اصلی حکومت یعنی سوسیال دمکرات، که صدراعظمش با پروندۀ فساد مالی چند صد میلیاردی کلاهبرداری های مالیاتی معروف به کوم-اِکس که در زمان وزارت اقتصاد او صورت گرفت، قابل تحقق بود و نه از جانب حزب سبز امکان پذیر بود که به همان اندازه که مورد تنفر کارگران و کشاورزان قرار دارد، از موهبت عشق کارمندان دولتی غیر قابل تعدیل، بوروکراسی بالای اداری و مهندسان و روشنفکران خوش درآمد، به عبارتی الیت جامعۀ مدنی برخوردار است. حمله به اعتبار سارا واگن کنشت که با سابقۀ "رهبر فراکسیون کمونیستی" در حزب چپ شناخته میشد، سیاستمداری که بر خلاف تقرییا تمامی دیگر کارگزاران سیاسی از همۀ احزاب بلا استثنا نه در هیئت مدیره ای عضو شد و نه دست بسوی مزایا و حق العملهای "کارشناسی" دراز کرد، در تمامی فعالیت سیاسی خود تبلیغ دفاع از منافع طبقات پائین جامعه را (هر چند در بستر سوسیال دمکراسی چپ و نه کمونیستی) را لحظه ای تعطیل نکرد، به او موقعیت یک رهبر خطرناک سیاسی با قدرت بسیج در طبقات پائین، شرق آلمان و نیروهای رادیکال در جامعه را میداد. کاندید بعدی کلاوس ارنست از رهبران سرشناس پیشین جنبش کارگری در ایالت بایرن با گرایشات سوسیالیستی از غرب آلمان بود، که در جریان اتحاد دو آلمان با جذب هزاران فعال کارگری، چپ و کمونیست در غرب آلمان که همگی به نوعی شدیدا تحت تاثیر پروپاگاند ضدیت با تحزب رایج در غرب قرار داشتد، مقدرات اتحاد آنان و اتحاد با حزب قدرتمند سوسیالیست در شرق آلمان که بعد از شکست دیوار برلین از درون حزب کمونیست آلمان شرقی بیرون آمده بود، و تشکیل حزب چپ آلمان را میسر ساخت.

هردوی این سیاستمداران بارها از سوی چپ ترانس آتلانتیکی و درباری، منجمله بخاطر مخالفت با تهاجم به حقوق کارگران تحت ادعاهای مربوز به کمک به پناهندگان و مواضع انتقادی در مورد مسالۀ فلسطین بعنوان آنتی سمیت و طرفدران راست گرائی موردحمله قرار گرفتند. با موضع گیری های انتقادی خود در رابطه با نقش موثر آلمان و ناتو در شروع جنگ اوکراین و رد تحریمهای علیه روسیه، بخصوص در زمینۀ حاملهای انرژی و طرفداری از سیاست راه حل دیپلماتیک و عدم ارسال اسلحه به اوکراین، پتانسیل بسیار خطرناکی را در بسیج کارگران و مردم عادی در صورت درهم شکستن اوضاع تامین انرژی در زمستان امسال را دارا بودند. ارعاب و بی اعتبار ساختن آنها به عنوان عامل خطر سازماندهی نارضایتی های مردمی و کارگری میبایستی گروهی به عهده میگرفت، که خود از "مشروعیت" چپ بودن همین افراد سرشناس تغذیه میکرد.

این حمله برای حذف خطر "چپ غیر ترانس آتلانتیکی" دقیقا بعد از شروع کمپین همه جانبه ای که ازمدتی قبل از سوی ارکستر یکسان مدیا و سیاستمدران در مورد "خیز آنتی سمیت ها و راستها" برای بدست گرفتن رهبری اعتراضات محتمل آتی صورت گرفت.

2- البته در مورد "توانائی" حزب چپ و یا حداقل نقش موثر آن هم نباید بی انصافی بخرج داد. این حزب دقیقا بخاطر ترکیب بسیار نامتجانسش و عدم حرکت سیال بعنوان یک حزب اجتماعی در لبۀ مرز تحولات طبقاتی همانند گودال آب ایستا بوده و ظرفی بسیار مناسب برای رشد و عملکرد "نیروهای" موثر با ارتباطات "ویژه" مخصوص در زمینۀ سیاست خارجی را در اختیار میگذارد، بخصوص در مواردی که "احزاب در قدرت" دچار مشکل "اعتماد" شوند؛ نمونه سوریه:

جنگ داخلی سوریه و حزب چپ!

هر چند در ظاهر تبلیغات رسمی این حزب سیاست عدم پذیرش نظامی گری را تبلیغ میکر، و حتی در برخی مواقع مخالف حملات نظامی خارجی به سوریه بود، اما دلیل واقعی این نوع مخالفتها بر دو اصل اپورتونیستی استوار بودند، که ربطی به صلح طلبی این حزب نداشتند. این حزب از یک سو برای توجیه لزوم حملات نظامی تنها خواهان شفافیت در زمینۀ عملیات پنهانی-جاسوسی برای آماده سازی جنگ (اطلاعات بدست آمده از حضور کشتی های دیده بانی آلمان در مدیترانه) و لزوم کسب مصوبۀ "دمکراتیک پارلمانی" برای انجام این عملیات بود، نه کمتر نه بیشتر.

اصل دیگری که این حزب شدیدا به آن پای بند بود، صدور ارزشهای برتر دمکراتیک جهان غرب به سوریه و سایر کشورها است. همکاری فعالین این حزب با نیروهای آمریکائی، فرانسوی، اسرائیلی و کرد بعنوان تطهیر دهندۀ چپ نئو کولونیالیسم در روشنترین شکل آن در پروژۀ چندملیتی روژاوا خود را نشان داد.

در سال 2013 خانم یوهانا بوسِمر سخنگوی امور خارجی فراکسیون این حزب در پارلمان آلمان در مقاله ای در مورد سوریه با عنوان "مصمم در صف دوم" رئوس انتقاد حزب چپ آلمان به سیاست دولت آلمان در سوریه را به این شکل فرموله میکند: در مورد سیاست آلمان در قبال سوریه "مشخصا دو مشکل " خود را نشان میدهند، «در وهلۀ اول این دخالت در فاز دوم خود فعالیت اش را بر روی یک گروه معین از اپوزیسیون منحصر میکند.» «در قدم دوم مشارکتهای آلمان برای رژیم چنج تنها بصورت بسیار پراکنده و آن هم کاملا غیر شفاف به افکار عمومی آلمان عرضه میشوند

خانم بوسِمِر همچنین دولت آلمان را " به عدم تعقیب سیاستی محکم واستوار در سوریه" متهم کرده اضافه میکند، هرچند دولت آلمان "فعال بوده و خواهان ایفای نقش محوری در منطقه است." (*)

البته بنظر میرسد، با مساعی و رهنمودهای دلسوزانۀ حزب چپ آلمان دولت معظمۀ آلمان این کمبودها را در پروژه های رژواوا، التنف و شرق سوریه و ... بخوبی برطرف کرده است.

اگر هنوز کسی در مورد حزب چپ آلمان متوهم است و برایش تصور سیاست نئو کولونیالیستی امپریالیستی از سوی "حزب چپ آلمان" غیر ممکن باشد، شاید ضربۀ شوک حمایت این حزب از کودتای نظامی مصر به فهم موضوع کمک کند.

موسسۀ سیاسی حزب چپ آلمان، رزا لوکزمبورگ نیز به نوبۀ خود در مقاله ای که در ژوئیه 2013 در ارگان این حزب منتشر شد فراخوان به "همکاری" با دولت نظامی مصر را میدهد. از آن گذشته به دفاع و حمایت از جنبش بورژوائی-ارتجاعی "تمرد" نیز فراخوان داده میشود. تمرد جنبشی است که بنا بر اعترافات بلومبرگ و نیویورک تایمز از جانب سران ارشد سابق ارتش حسنی مبارک تشکیل و حمایت مالی میشد. (**)

حزب چپ و اتحاد نیروهای دمکراتیک اپوزیسیون سوریه!

اما قضیه حزب چپ به اینجا خلاصه نمیشود. شاید کمتر کسی به این حقیقت واقف باشد، که اتحاد احزاب اپوزیسیون سوریه از قبایل مختلف آن گرفته تا گروه های وابسته به القاعده، همدلی دول کاملا متخاصم مثل قطر، عربستان و امارات در شروع کار را "سازمانهای موثر" بین المللی مثل سیا و... مدیون یکی از مهره های اصلی حزب هستند. این فعال حزب چپ بود که نه تنها موجبات اتحاد عملی فعالیت مشترک بین عربستان، امارات و قطر را فراهم کرد، بلکه بخاطر ریشۀ "مسیحی" و "کمونیست" بودن خود، النصره، احرار الشام و ... را متقاعد کرد، که اوبه هیچ وجه بدنبال امتیازات عقیدتی و ایدئولوژیک نبوده، بلکه تنها هدفش کمک برای سرنگونی اسد و آزادی سوریه است، تا سوری ها خود برای سرنوشتشان تصمیم بگیرند.

میشل کیلو، چپی که اتحاد سراسری سوری را ممکن ساخت و بانی اصلی اولین کنفرانس سراسری سوری در آلمان.

کیلو، عضو موثر حزب چپ آلمان در سال 2013 در مصاحبه ای با روزنامۀ نویس دویچلند ارگان رسمی حزب چپ بخوبی بر این نکته تاکید میگذارد که "جبهۀ متحدی" که او در برپائی آن نقش کلیدی را بازی کرده است، اپوزیسیون بقول معروف سکولار تا جبهۀ النصره که با القاعده رابطه دارد را در برمیگیرد.

در مصاحبۀ دیگری با فرانس 24 در فوریۀ 2013 کیلو میگوید: باید به این بازیها خاتمه بدهید، "که مردم (غرب) را به وحشت می اندازید و آنها را از افراطیون میترساند." وی ادامه میدهد: " من در سوریه بودم و با اعضای جبهۀ النصره و لشکر الحرار سوریه رفت و آمد داشتم. آنها گردانهائی از مردان آزاد سوری هستند که از جانب شما به عنوان فاندامنتالیست نامیده میشوند. من مسیحی هستم و آنها با آغوش باز از من استقبال کردند، من را در آغوش گرفته و به من مدالهای زیادی را اعطا کردند."

در پاسخ به ضروروت حملات نظامی آمریکا میگوید: " من فکر میکنم، لازم است که آمریکا و جامعۀ بین المللی برای آزادی سوری ها اقدام کنند. ..." کیلو تاکید میکند: "اکنون آمریکا موظف است حملۀ نظامی بکند، اگر پرذیدنت اوباما علیه عملیات نظامی تصمیم بگیرد و عقب نشینی کند، این یک اشتباه عظیم است. .... بعد از اینهمه بیانیه در مورد سلاح های شیمایئی، مجازات نکردن اسد قابل بخشش نیست..." (**)

از کارنامه این بنیاد بیش از این می‌توان گفت. از جمله حمایت آن از «اپوزیسیون دمکراتیک» به رهبری خوان گوایدو در ونزوئلا. اما تا همین جا نیز باید برای شناخت پیشینه این حزب کافی باشد. سفر به اوکراین اوج تعالی آن سیاستها است.

3- تقسیم کار:عرصۀ ایدئولوژیک بین حزب و بنیاد [مسئول بورسیه های دانشجوئی]

نمایندگان بنیاد رزا لوکزمبوگ وابسته به حزب چپ نیز دراین هیئت شرکت دارند. همانطور که در متن خبر سفر هیأت حزب جپ به کی‌یف آمده است، یکی از اهداف این سفر ملاقات با نمایندۀ بنیاد "رزا لوکزمبورگ" در کی‌یف است. امری که شاید برای خواننده سوالی ایجاد کند، بخصوص برای آن دسته از دانشجویان ایرانی در آلمان که از حیز بورسیه های بزرگوارانۀ این بنیاد برخوردارند. یا شاید هم نه؟!

دو موضوع در رابطه با این بنیاد و نقش آن در این سفر دین لازم مطلب را ادا میکند.

اول: شاخه اوکراین بنیاد روزا لوکزمبورگ در سال 2016 یعنی دو سال بعد از کودتای فاشیستی و کشتارهای دسته جمعی از سوی نازیها در اوکراین تاسیس گردید، آنهم در شرایطی که هر سازمان چپ و یا سازمانی که نام کمونیستی را با خود حمل میکرد، تحت تعقیب و ترور قرار میگرفت. بسیار خوب ممکن است شخصی از روی خوش باوری مدعی شود، شاید نازیهای اوکراینی اسم رزا لوکزمبورگ به گوششان نخورده!! مراجعه به سایت این بنیاد، گویای کلی حدیث است. در این سایت آمده:

دوم: "مرکز کشوری رزا لوکزامبورگ در اوکراین در سال 2016 در کی‌یف افتتاح گردید، از سال 2019 ایوو گیورگیف نمایندۀ اعزامی برای هدایت دفتر رزا لوکزمبورگ در کی‌یف است. این دفتر از سوی مرکز بین المللی برای گفتمان و همکاری (تسِد آی دی) از طریق بنیاد مستفر در برلین هدایت میشود. تامین مالی (فعالیت) از سوی وزارت خانۀ همکاریهای اقتصادی و وزارت امور خارجۀ آلمان فدرال صورت میگیرد و بعنوان سازمان غیر انتفاعی (سمد) در اوکراین فعالیت میکند. بنیاد رزا لوکزمبورگ اوکراین در سه عرصۀ موضوع محور فعالیت میکند. (1) بنیاد کارگران زن و مرد، زنان، اقلیت روما، گروه های ال جی بی تی را که برای کسب حقوق اجتماعی و سازمانیابی خود و تشکیل شبکه های مرتبط فعالیت میکنند، مورد حمایت قرار میدهد. (2) بنیاد به توسعۀ مدلهای سیاسی آلترناتیو که بر اساس عدالت اجتماعی و دمکراتیزه شدن استوارند و علیه هژمونی های حاکم نئو لیبرال جهت گیری میکنند، مورد حمایت قرار میدهد. (3) بنیاد شکل گیری گفتمانی انتقادی و تمایز قائل گر پیرامون تاریخ منطقه را مورد حمایت قرار میدهد. **

بجز تصاویر رنگارنگ تسخیر خیابانهای اروپا با رنگهای زیبای ال جی بی تی بعنوان شاهد موفقیت بنیاد رزا لوکزمبورگ [نامی که به بدترین شکلی مسخ شده و باید اعادۀ حیثیت شود] قلم نویسندۀ این سطور از پرداختن به بقیۀ اهداف عالیه و بررسی نتایج مشعشعانۀ این فعالیتهای وزین عاجز است، شاید اشاره ای تنها به چند نمونۀ عریان کمکی کوچک باشد برای فهم فعالیت این بنیاد.

 

پیرامون (1) کارگران : اتحادیه های کارگری در اوکراین ممنوعند، هر گونه فعالیت اتحادیه ای با جرم جاسوسی برای روسیه تحت تعقیب قرار میگرد.

حقوق کارگران اوکراینی قبل از تصویب قانون جدید مبنی بر آماده باش بدون حقوق 24 ساعته برای کار معادل 1،92 یورو بود.

پیرامون حمایت بنیاد از اقلیت روما (کولی ها) و زندگی روزمرۀ این اقلیت در اوکراین (مشت نمونۀ خروار)

ukraine human right 2

(3) شکل گیری گفتمان انتقادی و تمایز قائل گر

روسها از نژاد پست هستند و باندرا قهرمان ملی

 

باید کافی باشد. اینطور نیست؟ و اکنون هیأت نمایندگی حزب چپ به کی‌یف سفر می‌کند تا علاوه بر تعمیق دستاوردهای تاکنونی در این عرصه ها، همبستگی بین‌المللی خویش با رژیم لیبرال-فاشیست دست نشانده و گردانهای رزمنده آزوف در مبارزه علیه پوتین دیکتاتور را تحکیم کند.

 

سعید عطاپور

25 مرداد 1401

16 اوت 2022

(*) https://www.wsws.org/de/articles/2013/08/23/link-a23.html

(**) https://www.wsws.org/de/articles/2013/09/18/link-s18.html

(***) https://rosalux.org.ua/de/ueber-uns

 

ضمیمه:

حزب چپ قصد اعزام یک هیئت دیپلماتیک به اوکراین را دارد و همزمان علیه سارا واگن کنشت و کلاوس ارنست دست به هجمه میزند.

نیک براون

 

سیاستمداران حزب چپ سارا واگن کنشت و کلاوس ارنست علیه تحریمهای روسیه!

wagenknecht ernst

سارا واگن کنشت و کلاوس ارنست نماینده گان عضو حزب چپ در پارلمان آلمان بایستی در مورد موضوعات مربوط به روسیه سکوت اختیار کنند.

با این بیان دبیر اجرائی کشوری حزب چپ آلمان، توبیاس بانک، خواستار سکوت این دو نماینده در موضع گیزی پیرامون روسیه گردید. این شخص که تا کنون در انظار عمومی چهرۀ شناخته شده ای نیست، گفت: «من انتظار دارم که این دو نماینده مصوبات کنگرۀ کشوری حزب را محترم شمرده و از اظهار نظراتی که مخالف این مصوبات است، خودداری کنندبانک که بتازگی در ماه ژوئیه در کنگرۀ حزب برگزار شده در شهرارفورت، به این سمت انتخاب شده است، این گفته ها را در مصاحبه ای که یکشنبۀ گذشته با نشریۀ اشپیگل [نشریۀ پرتیراژ و بانفود اشپیگل یکی از مهمترین نشریات متعلق به جناح ترانس آتلانتتیکی آلمان است-م] در رابطه با دو تن از سرشناسترین چهره های حزب چپ آلمان بیان کرد. واگن کنشت و ارنست بارها در رابطه با جنگ اوکراین و تحریمهای اعمال شده از سوی غرب برعلیه روسیه، که عواقب آنها بر دوش مردم آلمان آوار خواهد شد، به موضع گیری در مخالفت با این سیاستها پرداخته و از آنها انتقاد کرده اند. کلاوس ارنست دبیر کمیسیون انرژی و محیط زیست پارلمان آلمان با توجه به بحران گازی که در راه است، چندی بار خواستار براه اندازی خط لولۀ گازی نرد استریم 2 برای دفع این خطر شده بود.

هفته گذشته نیز Wagenknecht در توییتر با حمله به حزب موئتلفۀ دولتی Bündnis 90/Die سبز Grünen که سابقا بعنوان حزب دفاع از محیط زیست فعالیت میکرد، این حزب را متهم کرد، بجای مبارزه علیه تغییرات اقلیمی پیشبرد «جنگی جنون‌آمیز علیه روسیه» را- منظور جنگ همه جانبۀ اقتصادی غرب علیه روسیه است – بعنوان «بالاترین» هدف تعقیب میکند، و برای رسیدن به این هدف نیروگاه‌های زغال‌سنگی را دوباره مورد بهره‌برداری قرار میدهد، و دست رد به تعقیب «راه‌حل‌های منطقی برای خواباندن جنگ» از کانال دیپلماسی و مذاکره میزند. بانک در مصاحبه با اشپیگل اظهارات واگن کنشت در مورد "جنگ علیه روسیه" را بعنوان نظرات یک عضو منفرد حزب بی ارزش قلمداد کرده و وی برائت خود را از این اظهارات اعلام میدارد. او اضافه کرد، به عنوان دبیر اجرائی سراسری حزب او در "اغلب مواقع" و "با کمال میل" مصوبات حزب را به همه اعضای حزب "به صورتی تند و تهاجمی" یادآوری می کند، اما او براین عقیده است که هر دوی آنها، واگن کنشت و ارنست، برای "استدلالهای منطقی گوش شنوا دارند."

در حالی که دبیراجرائی حزب در تلاش است، صفوف حزب در مقابله با مسکو را ببندد، گروهی دیگر از نمایندگان حزب چپ و کارگزارنی از بنیاد رزا لوکزامبورگ، مطابق اطلاعتی که یونکه ولت دراختیار دارد، در چهارچوب یک هیئت نمایندگی قصد دیدار از اوکراین را دارد. جزو برنامۀ این تور سیاسی که از 18 تا 22 آگوست جریان خواهد داشت، دیدار با دفتر نمایندگی بنیاد روزا لوکزمبورگ در کی‌یف، بازدید از شهر های لوو و کی‌یف و بازدید از شهر چرنیهیف در شمال کی‌یف نیز جزو این برنامه میباشد، شهری که به عنوان مرکز فرماندهی نیروهای شمال ارتش اوکراین شاهد نبردهای سنگینی با ارتش روسیه بود. بازدید از اردوگاه هولوکاوست بابین نیز در دستور کار قرار دارد. برخی شرکت کنندگان این هیئت عبارتند از دبیر کل حزب خانم جانین ویسلر، خانم مارتینا رِنِر عضو پارلمان آلمان، و خانم کاتینا شوبرت عضو پارلمان استانی برلین. علاوه بر آن خانم مسئول استادان موسسه برای مسائل اروپائی و و دو تن از استادان این موسسه بهمراه مسئول مسائل داخلۀ آلمان از روزنامۀ تاتس چاپ برلین خانم آنا لِهمان نیز این هیئت را همراهی میکنند.

https://www.jungewelt.de/artikel/432054.partei-die-linke-die-reihen-schlie%C3%9Fen-gegen-moskau.html

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر