یادداشتها

نظر خوانندگان

خیلی عالی بود من از صراحت رفیق بهمن خیلی خوشم میاد نه به کسی باج میده نه امید واهی میده ...
@ریحانهریحانه عزیز سلام. موضوعات متنوعی را طرح کردید. حتما تصدیق می کنید که پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب کامنت ...
سلام.خسته نباشید.در ابتدا میخواستم تشکر کنم. از پایداری شما در برگزاری میتینگ های هفته ای و مرتب. امیداوارم این روند ...
بهمن شفیق رویۀ تاریک چین
@امیررفیق عزیز، اگر درست به خاطر داشته باشم این سومین باری است که شما در همین چند ماه اخیر با ...
هم نویسنده آمریکایی و هم مترجم بیش از اندازه به کاربرد عبارت «دارک ساید» وزن دادند. این عبارت بیشتر به ...
@فاطمهسلام متقابل رفیق عزیز،ممنون از توضیحات. قطعا مباحثات در فرصتهای دیگر هم ادامه خواهد داشت. در مورد ادبیاتی که معرفی ...
سلامی مجدد خدمت شما.متاسفانه دسترسی برای بنده سخت هست و با تاخیر مباحث رو دنبال میکنم.در مورد بخش اول پاسخ ...
@امیررفیق عزیز امیر، نخست با پوزش از تأخیر در پاسخ. عنوان کرده اید که قصد تهمت نداشته اید و شاید ...
@بهمن شفیقبا سلام دوباره. خوب گفتگوی نوشته از برخی جوانب مثبت است اما تشخیص لحن را کمی دشوار میکند. من فقط ...
@امیررفیق عزیز امیر، با سلام متقابل. در کامنت خود نکات ارزنده ای را هم طرح کرده اید که حتما لازمند ...

مقالات

سیاست

از جنبش کارگری

با حیثیت رفقای جانباخته بازی نکنید- در حاشیه برخی اظهارات در دادگاه حمید نوری

نوشتۀ: وحید صمدی
Write a comment

اکبر شالگونی رفیقی بود قابل اعتماد و پیش از هر چیز مسئول. مطمئنا او نیز همچون هر زندانی مسؤلی زندانیان دیگر را در شرایط سخت به دلیل پذیرش مصاحبه یا خواندن نماز مورد سرزنش قرار نمی داد و یا آنها را وادار به ایستادن بر سر موضعی نمی کرد که شاید خارج از توانشان بود، اما اینکه اکبر از یک زندانی بخواهد که دست از مقاومت بردارد و مصاحبه را بپذیرد با منش و روش شناخته شده اکبر در زندان سازگار نیست.

دادگاه حمید عباسی (نوری) در سوئد از داغ ترین موضوعاتی است که از مدتی قبل بخشهای وسیعی از اپوزیسیون و همچنین زندانیان سیاسی سابق را به خود مشغول کرده است. واقعه ای که از جنبه های مختلفی برخوردار است و در فرصت دیگری باید بدان پرداخت. با این همه، بر متن این واقعه اتفاقات دیگری نیز واقع می شوند که مستقل از چرائی و چگونگی برگزاری آن دادگاه و نتایج آن، حائز اهمیتند. تخریب وجهه جانباختگانی که در آن سال سیاه کشتار در شمار زندانیان سیاسی در معرض اعدام بودند از جمله چنین وقایعی اند که نمی توان در برابرشان سکوت کرد.

در جلسه اخیر این دادگاه در استکهلم یکی از شاهدین چپ به نام مهرداد نشاطی در قسمتی از شهادتش به روزهایی اشاره کرد که در سلول با علی اکبر شالگونی زندانی دیگر زندان گوهردشت درباره موضعگیری در حین و پس از برخورد هیات مرگ به گفتگو پرداخته است.

نشاطی ادعا می کند که در بازگشت از دادیاری، اکبر او را به خاطر عدم پذیرش مصاحبه مورد انتقاد قرار داده و با ذکر خطر اعدام ها و شرایط موجود او را به کوتاه آمدن و تخفیف موضعش فراخوانده است. این به معنای آن است که اکبر خود مصاحبه را پذیرفته و از مواضعش کوتاه آمده بود.

من در اینجا به مسئله شهادت مهرداد نشاطی در دادگاه حمید عباسی وارد نمی شوم و قضاوتی هم درباره آن نمی کنم. اما از آنجا که بعدها توسط اکبر در جریان گفتگوی او با مهرداد در زندان قرار گرفتم لازم دیدم بدون آنکه وارد جزییات شوم در ادعاهای مهرداد درگفتگویش با اکبر تشکیک کنم، به ویژه از آن جهت که نشاطی در این "شهادت" به تخفیف مواضع کسی می پردازد  که امروز در میان ما نیست و خود قادر به رد ادعاهای وی نمی باشد.

جالب است که نشاطی این ادعا را نه به صورت مستقل، نه در یک نوشته یا مصاحبه و به عنوان یادآوری بخشی از خاطرات زندان، بلکه در دادگاهی طرح می کند که اصولا موضوع کار آن نه رسیدگی به میزان مقاومت و یا کوتاه آمدن زندانیان است و نه گفتگوهای بین آنان.

او بنا به گفته خودش، در آن ایام و به خصوص در هنگام فشار بر زندانیان برای نماز خواندن، با اکبر شالگونی در یک سلول بسر برده است. اما او مسلما در تمام این مدت با اکبر تنها نبوده است و مطمئنا اکبر شالگونی نمی توانسته تنها کسی بوده باشد که مهرداد در اوج اعدام ها در نیمه اول شهریور با او درباره موضعگیری درباره اعدام و نماز به گفتگو و بحث پرداخته است. پس چرا او در این میان تنها به اکبر شالگونی و موضع او، آن هم با ادعای فوق می پردازد؟ به راستی چرا امروز مهرداد نشاطی در میان این همه زندانی با مواضع گوناگون تنها به موضعگیری اکبر شالگونی اشاره می کند و آن هم با این تاکید که ظاهرا خود در برابر هیات مرگ و زندانبانان با موضع بالاتری نسبت به اکبر برخورد کرده است؟! روشن است که این اظهارات به روال آن دادگاه هیچ کمکی نمی کند، اما برعکس، از خود نشاطی به بهای حیثیت یک رفیق درگذشته، چهره ای مقاوم تصویر می کند. و این چهره سازی از خود نیز فقط و فقط این ظن قوی را بر جا می گذارد که او در حال نوعی تسویه حساب فردی با کسی است که متاسفانه امکان پاسخگویی به ادعاهای وی را ندارد. اما از آن هم نارواتر آنکه مهرداد نشاطی تا زمانی که اکبر زنده بود از این ادعاها نمی کرد.

من خود در مقطع تابستان 67 در جمع و بند زندانیان چپ زندان گوهردشت حضور نداشته ام. اما به دلیل آنکه پس از اعدام ها و در اواخر پاییز همان سال به همراه تعداد معدودی از زندانیان چپ (16 زندانی چپ و 2 زندانی دیگر) به سالن 10 زندان گوهردشت منتقل شدم و از آنجا که با اکبر شالگونی روابط صمیمانه ای داشتم به خوبی از مواضع او و برخوردش با مسئله مصاحبه در شرایط سخت زندان آشنایی دارم. قابل ذکر است که سالن 10 زندان گوهردشت اساسا از ابتدا از زندانیانی تشکیل شده بود که پس از اعدام ها حاضر به پذیرش مصاحبه نشده بودند.

در همین بند بود که من در جریان جزییات و چگونگی اعدام رفقای چپ در زندان گوهردشت  قرار گرفتم. و بعدها توسط اکبر از روایت او از جریان برخورد او و مهرداد نشاطی درباره مسئله نماز مطلع شدم. روایتی که هرچند متفاوت از روایت امروز نشاطی بود اما اکبر با خویشتنداری اش هیچگاه به طرح علنی آن نپرداخت، همچنان که برخی زندانیان دیگر جان به در برده از آن کشتار ترجیح داده اند اسرار ضعفها و در هم شکستن های رفقای دیگرشان را تا ابد در سینه خود حبس کنند و رو به بیرون سخنی در این باره بر زبان نیاورند.

به هرحال بدون آنکه بخواهم وارد جزییات شوم در پاسخ به این ادعای مهرداد نشاطی که اکبر او را به دلیل عدم پذیرش مصاحبه مورد انتقاد قرار داده و خواهان کوتاه آمدن در برابر زندانبانان شده، باید بگویم که موضع اکبر شالگونی در طول زندان و از جمله در شرایط دشوار، عدم پذیرش مصاحبه بود و او این را در پاسخ به فرم های متعدد بعد از اعدام ها، در انتقال به سالن  10 در پاییز 67، در جریان زمستان 67 و آزادی تعدادی از زندانیان چپ، در انتخابش برای ایستادن بر بشکه باروت به جای آزادی از زندان (آنطور که ناصریان هشدار می داد) و در جریان 11 زندانی چپ باقی مانده در اوین نشان داد.

اکبر شالگونی رفیقی بود قابل اعتماد و پیش از هر چیز مسئول. مطمئنا او نیز همچون هر زندانی مسؤلی زندانیان دیگر را در شرایط سخت به دلیل پذیرش مصاحبه یا خواندن نماز مورد سرزنش قرار نمی داد و یا آنها را وادار به ایستادن بر سر موضعی نمی کرد که شاید خارج از توانشان بود، اما اینکه اکبر از یک زندانی بخواهد که دست از مقاومت بردارد و مصاحبه را بپذیرد با منش و روش شناخته شده اکبر در زندان سازگار نیست.

و نهایتا اینکه یک زندانی در فقدان زندانی دیگر به ناحق به تخفیف موضع او و تسویه حساب با او دست بزند ناپسند و از مروت به دور است.

وحید صمدی

8 دی 1400

29 دسامبر 2021

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر