۱- جنگ نبود همین مصادره هم صورت نمیگرفت
دیروز خبر توقیف اموال مدیر شبکه صهیونیستی اینترنشنال را خواندم. لیست بزرگی از مایملک این فرد در ایران را نام برده بودند. امروز هم در مکشوفات خواندم که برادر محمود عنایت، از اواخر دهه ۸۰ تا پایان دهه ۹۰ مدیرعامل کارگزاری پارسیان، مدیر شرکت سرمایه گذاری سپه، و مدیر عامل کارگزاری بانک سپه و عضو هیأت مدیره فرابورس و نایب رئیس سپردهگذاری مرکزی اوراق بهادار بوده است.
راستش اصلا تعجب نکردم:
چون ما از سالها پیش در بررسی روند توسعهی سرمایهداری در ایران، پیوند شبکههای گسترده صاحبان سرمایه و تأثیر آن بر تکامل دولت مدرن در ایران، بر شکلگیری و گسترش طبقه متوسط جدید، و بر منازعات درون طبقه حاکم و حتی با اپوزیسیون را توضیح داده، و در همان حال رشتههایی را که این اجزای گوناگون طبقه حاکم را به هم پیوند میزنند مورد واکاوی قرار داده بودیم و حتی تا آنجا که در دسترس بود رد این اجزا را با آن شبکههای صاحبان سرمایه در هلدینگها و تراستها و کسب و کارها پیگیری کرده، و ارتباط بین این توسعهی هار سرمایه با فقر و تباهی طبقه کارگر ایران از یکسو، و ابتذال طبقات حاکم شامل اپوزیسیون نظام را برملا کرده بودیم.
حتی اینکه تاکنون اموال ستون پنجم اسرائیل را در ایران توقیف نکردهاند، در حالی که در شرایط جنگی این بدیهیترین اقدامی است که باید صورت بگیرد، هم مایه تعجب من نشد. کافی است به اظهارات موسی غنینژاد در همین دو سه هفته پیش، در مورد حرمت نقض مالکیت افراد دقت کنید. این مطمئنا نظر فقط موسی غنینژاد نیست. طیف وسیعی، از آخوندی و جهانگیری و نیلی تا مالجو همگی بر این نظرند.
در واقع آنچه مایه تعجب من شد، تعجب کانال مکشوفات است، که چرا علیرغم اینکه اطلاعاتش نسبت به شبکههای قدرت و سرمایه در ایران بیشتر از ماست، و آنها را گاه از نزدیک مشاهده میکند، اینچنین تعجب زده میشود؟!
ولی اینهم تعجب ندارد. درک روابط طبقات، در حالی که عینک طبقه حاکم و مالکیت خصوصی را بر چشم داری، آسان نیست.
۲- لبنان غرق در خون است و ایران همچنان وفادار به آتشبس
برای ما روشن نیست که ایران از نظر میزان مهمات و آمادگی برای استفاده از آنها در چه موقعیتی است. ولی این روشن است که در روزهای آخر قبل از آتشبس، دفاع ضدهوایی اسرائیل تقریبا از کار افتاده بود. و آمریکا هم ضربات سنگینی خورده بود و شکست عملیات اصفهان هم روحیه آمریکا را بشدت تضعیف کرده بود و در مجموع دشمن را در وضعیت کاملا عصبی قرار داده بود. این هم معلوم بود که ترامپ با تهدیداتش دنبال راه برون رفتی میگشت. میشد فهمید که طرح ایران برای آتشبس که شامل کل جبهه مقاومت هم میشد، فراهم کردن بهانهای بوده باشد برای ترامپ برای فرار و رها کردن تهدیدات دیوانهوارش. که اینهم ظرف چند ساعت حاصل شد و آن تهدیدات به کناری گذاشته شد.
اما بمحض حمله اسرائیل به لبنان، ایران باید جواب میداد. در اینصورت آمریکا به احتمال زیاد وادار میشد که روی اسرائیل فشار بیاورد که حملات را به لبنان متوقف کند. چون در آن لحظه، اسرائیل و آمریکا هر دو در موقعیتی ضعیف قرار داشتند، و وضع آنها در آن لحظه اصلا خوب نبود. اما ایران اینکار را نکرد چون در سیاست مشکل دارد نه در آمادگی برای جنگ:
ایران فعلا صبر میکند تا هر وقت آنها صلاح دانستند دوباره به او حمله کنند. بعد جواب میدهد و منتظر میماند که طرف هر وقت صلاح دانست برای آتشبس فشار بیاورد جمهوری اسلامی نمیخواهد بجنگد، و این دشمن است که با آگاهی از این ضعف، او با سیاست شل کن، سفت کن، به جنگ و آتشبس میکشاند. به همین دلیل هم بود که بعد از حمله اسرائیل به لبنان، ایران جوابی نداد. چون از دید سیاستمداران ایران، بعد از اعلام آتشبس، هنوز از سوی آمریکا و اسرائیل به ایران حمله نشده بود.
در مورد نظام، این یک روش است. نه یک تاکتیک جنگی برای بازسازی نیروها. طرف مقابل دنبال جنگ است و به محض آمادگی با هر بهانهای جنگ را شروع میکند، ولی ایران میخواهد از طریق مذاکره مشکلات را حل کند. سیاستمداران ایران نمیخواهند از این روش دست بردارند. و این در جنگ یک ضعف است. در حالی که طرف مقابل میخواهد با جنگ مشکلش را حل کند، ایران دائما در انتظار حرکت بعدی طرف مقابل است! و این به فرسوده شدن نیروهای نظامی و جامعه ایران میانجامد.
وحید صمدی
۲۴ فروردین ۱۴۰۵
۱۳ آوریل ۲۰۲۶


ادامه مطلب ..و