۱: حقیقتاً پزشکیان ورژنِ زن،زندگی،آزادی شدهٔ ابراهیم رئیسی است. اضافه شدن مخلفاتی که باب طبع طبقه متوسط است و به مذاق آنان خوش میآید اما اساس آن را بیتغییر رها میکند و چهبسا بدتر هم میسازد. ضدیت با دین و آخوند، تأکیدشان بر «سواد» و «نخبگی» و «تخصص»، علاقهشان به «تکثر» و «برای»های مختلف، «انگلیسی بلد بودن»، «تعلق به اقوام مختلف» و «تکلم به فارسی و ترکی و کوردی» و ... باعث شد «آخوند بیسواد غیرکارشناس ارزشی و ...» برود و به جایش یک «پزشک چندکاره و چندزبانه و کارشناس و تخصصپسند» بیاید.
۲: پزشک همانقدر به سیاست مرتبط است که آخوند. این البته بدان معنی نیست که به هیچکدام مرتبط نیست، به همه مرتبط است و بنابراین یک کارگر هم باید اندازهٔ آخوند و پزشک بتواند و باید در سیاست دخالت کند.
۳: یکی دیگر از ابعادی که نشان میدهد ج.ا پیش از هرچیز دیکتاتوری بورژوایی است همین قانون، قواعد، عرف و فرهنگی است که با فتیش سواد و مدرک طبقهٔ کارگر را از مداخله در سیاست و تعیین سرنوشتش حذف میکند. زبان به کام سیاست و ایدئولوژی طبقاتی این بخش از مردم را «جواد مواد»، «گداگشنه»، «بیفرهنگ» و ...میخواند و قوانین کمتر از فوق لیسانس را شایستهٔ ورود به سیاست و نمایندگی نمیداند. و هیچکس نمیداند که چرا یک پزشک، آخوند، مهندس، دکتر رشتهٔ تربیتبدنی، حسابداری و یا هر رشتهٔ دیگری باید «سیاسیتر» و «فرهیختهتر» از کارگرانی باشند که بدون کار آنها فرهنگ و هنر و علم و دانشگاه و سواد همه متوقف و متلاشی میشوند.
۴: بیش از اختلاف جامعهٔ مدنی با دولت باید به اشتراکات آنها دقت کرد و یکی از همین اشتراکات طرد و تحقیر طبقهٔ کارگر است، چه با قوانین و قواعد و چه با عرف و دگماتیسم «باور رایج».
۵: سرمایهداری با تقسیم کار بورژوایی افراد را به تخصصها، مشاغل و صنوفی جدا افتاده از جامعه فرو میکاهد که منافعشان در بسیاری مواقع علیه جامعه قرار میگیرد. این فقط طبقه کارگر است که پیگیری منافع طبقاتیاش میتواند به واژگونی نظم واژگونهٔ جامعه منجر شود و با رهایی خود رهایی جامعه را نیز ممکن کند.
۶: یکی دیگر از کلیشههای رایج در جوامع بورژوایی خنثیانگاری مفاهیمی چون سواد، علم، تکنولوژی، تخصص و ... است. نکتهای که نه تنها سادهلوحی پزشکیان را نشان میدهد بلکه او را همانطور که باید هم باشد خادم اجرایی امور مشترک طبقه بورژوا میکند. او مدام از تخصص و کارشناس صحبت میکند. اما ما میدانیم که این تخصص و سواد آنها چگونه چیزیست. مارکس هنگامی که اقتصاددانان کلاسیک را نقد میکرد، مسألهاش این نبود که آنها بیسواد و غیرکارشناس و غیر متخصصاند، بلکه آنان را «اقتصاددانان بورژوایی» خطاب میکرد. به این معنی که نظریات و تخصص آنان مناسبات سرمایهداری را بازتولید میکند و سواد آنها در خدمت منافع طبقهٔ بورژواست.
۷: برخلاف باور رایج که توسط دم و دستگاه ایدئولوژیک بورژوازی ترویج میشود، ناکارآمدی و کار را به کاردان سپردن، مسأله نیست. بلکه به کلام لنین: مادام که افراد فرا نگیرند که در پس هر یک از جملات، اظهارات (کارشناسان، متخصصان، متفکران، اقتصاددانان) و وعده وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی و اجتماعی، منافع طبقات مختلف را جستجو کنند، در سیاست همواره قربانی سفیهانه فریب و خودفریبی بوده و خواهند بود. سواد آنها برای ما چیزی جز خرافههای بورژوایی نیست و کارآمدی آنها یعنی استثمار بیشتر ما. طبقاتی نگریستن پیشفرض رهایی ماست.
۸: شاید پزشکیان به سادهلوحی پینوکیو باشد اما مادامی که چنین نگاهی به تخصص و کارشناس داشته باشد همواره گربهنرهها (امثال ظریف) و روباههای مکار (موسی غنینژاد و محمد فاضلی) در مقام مباشر و مبتنی بر قوانین سرد اقتصاد او را مجاب به اطاعت از دستورات بازار آزاد و صندوق بینالمللی پول میکنند تا دماغش روز به روز درازتر شود.
۹: در جدیدترین اظهارات «کارشناسی» غنینژاد در میان جمعی از «فعالین اقتصادی» ایشان با لیست کردن «تفکرات چپی» «گرایشهای جهان سومی» «اقتصاد دستوری» و ... به عنوان بیماریهای اقتصاد ایران و مانعهایی بر سر برجام از آمدن آقای پزشکیان ابراز خوشحالی میکند که ویژگی خوب ایشان این است که منم منم نمیکند و نمیگوید من این کار را میکنم و آن کار را میکنم و مثل پوپولیستها شعار نمیدهد. (به واقع منظورش این است که دست پنهان بازار را آزاد میگذارد) و قائل به عقلانیت و علم و تخصص است و میگوید هیچ عقل سلیمی این قیمتهای پایین بنزین را قبول نمیکند! غنینژاد با اظهار نگرانی از افزایش فاجعهبار مصرف و قاچاق حاملهای انرژی، ابراز امیدواری میکند که پزشکیان به وعدههایش عمل کند و کار را به کاردان بسپارد! در قیمتگذاری دخالت نکند و یارانهها را از حاملهای انرژی بردارد و قاعدتن برای برجام تلاش کند.
غنینژاد لابهلای سخنانش به دولت رئیسی طعنه میزند که خالصسازی میکرد و کار را نه به کاردان بلکه به ارزشیها سپرده بود.
۱۰: به تأسی از مارکس میتوان گفت اگر که اقتصاد سیاسی سرمایهداری چونان دینی جهان شمول به همه جای دنیا گسترش مییابد و پول چنان خدای حسود یهودیان« یهوه» هیچ خدای دیگری را برنمیتابد، مگر آنکه آن را به خدمت خود درآورد. آزادی، برابری و بنتهام بر همه جا سایه میافکند و تثلیث مقدس مالکیت خصوص، کار مزدی و سرمایه بر جهان گسترده میشود. از این حیث و به قول خود غنینژاد «حتی پیامبر خدا هم حق دخالت در بازار و قیمتها را ندارد» چرا که خود بازار به خدایی ناپیدا بدل شده که مطابق با آن باید «خالصسازی» شود و دستورات معبد بینالمللی پول را چنان ارزشهایی الهیاتی باید پذیرفت و به پایش خون قربانیانی را ریخت تا خدای بازار ناخشنود نشود.
۱۱: غنینژاد و پزشکیان و شرکا در شرایطی زمزمهها و زمینههای گرانی بنزین را به گوش میرسانند که مجددا در آبان ماه قرار داریم و از یاد نبردهایم که در آبان ۹۸ بر سر اجرای دستورات صندوق بینالمللی پول مبنی بر آزادسازی قیمتها، کارگزاران داخلی آن یعنی دولت روحانی چگونه با تمام «ایمان» دست به کشتار زد. ما چندان قربانی خدا و ادیان ابراهیمی نیستم، دستکم نه آنقدر که خدای پول حکم میکند و گلولهها و قیمتها بدن خرواری را تکهپاره میکنند. اگر که به رئیسی جلاد ۶۷ میگفتند باید این راهم بپذیرند که امثال غنینژاد، ظریف، روحانی و اینک پزشکیان نیز جلادانی هستند که با دستپنهان بازار! و قوانین سرد اقتصاد ما را به دار میآویزند.
زینب منصوری یحیی ناصری
۸ آبان ۱۴۰۳
۲۹ اکتبر ۲۰۲۳


ادامه مطلب ..و