نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

خیزش آبان تنها لحظه ای بود از روندی پایدار تر. لحظه ای از جنبشی در حال عروج که از دی ماه 96 و حتی از ماههائی پیش از آن آغاز شده بود و اکنون برای دومین بار مغلوب جدال بزرگتری می شد که در عرصۀ ژئوپلیتیک در جریان بود و جنبش براندازی به عنوان بازوی یک سر این جدال در داخل عمل می کرد. خیزش مغلوب شد اما آن جنبش تازه در آغاز راه است.

 زمان آن فرا رسیده است که از خیزشهای موردی و کور فراتر رفته و جنبشهائی فراگیر بر مبنای امر طبقاتی را شکل دهیم. امروز دستیابی به چنین جنبشی امری است شدنی. امروز زنان و مردان فهیمی پیدا شده اند که به این مهم واقفند و در این مسیر تلاش می کنند. این تلاشها باید هماهنگ تر شوند. و بیش از همه، از لمپنیسم زائدۀ لیبرال-فاشیسم باید فاصله گرفت.

10 نوامبر- کودتا در بولیوی ... 13 نوامبر – انفجار بمب خبری در برلین!! " تسلا قصد خود را برای ساخت بزرگترین کارخانۀ اتوموبیل سازی جهان برای تولید اتوموبیلهای برقی در نزدیکی برلین اعلام میکند."

 اگر اقتصاد بورژوایی دست از شارلاتانیسمِ نسبی اش بردارد و اعداد را به صورت مطلق نشانمان دهد، این تنها درآمد 1% بالاست که افزایش چشمگیر داشته است، یعنی همان نفع برندگان اصلی گلوبالیزاسیون. بقیه، نقاط کوچکی اند که هرچند هم که دست و پا بزنند، همچنان به محور افقی چسبیده اند.

وقتی چامسکی آمریکایی گری را "مفهومی توخالی" و شعارهایی مانند «پشتیبانی از سربازان!» را بی اهمیت می داند، این بار برای تنوع هم که شده دارد دروغ میگوید: این "مفاهیم" و "شعارها" برای او مطلقا توخالی نیستند. او به وضوح از روی ناسیونالیسمی  که در این عبارت ها آمده اند میگذرد به این علت که او میهن پرستی از پائین را به عنوان یک امر بدیهی و یک فضیلت اخلاقی با ارزش می داند

آنان که پی در پی با اشاره به ثروت آذربایجان، سودای پیوستن به بورژوازیِ مشابه ِ بهره کش تری را دارند، به سیاق سالیان گذشته بی شک به اینها کینه خواهند ورزید. کینه توزی باید ما به ازای داخلی پیدا کند: چه تقابلی بهتر از جنگ "کرد و ترک" و "ترک و فارس" و فارس و کرد" می تواند جایگزین نبرد بین استثمار شدگان و استثمار شوندگان، بین کارگران و سرمایه داران شود؟

نەهامەتیەکەی کورداێتی لەوەدا بوو کە ئەم سەردەمە کۆتایی پێ هات.دیارە ئەو چاخە مێژووییەی کە لە سەرەتای دەیەی نەوەدی سەدەی ڕابردوو دا لە ژێر ناوی ″ کۆتایی مێژوو ″ دا بانگەوازی بۆ دەکرا،تەنها ئایتێمێکی کورت بەولاوە نەبوو.

این یک شرکت [کارخانه فولاد سازی] بدون رئیس است. جایی که همه چیز در یک مجمع  39 نفره از شاغلین با برابری کامل در تصمیم گیری ها پیش می رود. در ایندورکا  همه بدون در نظر گرفتن نوع کار و سابقه خدمتشان به یک اندازه حقوق می گیرند. مدیریت اقتصادی برای همه از طریق یک تخته سفید بزرگ در اتاق جلسات قابل مشاهده است و این امر شفافیت مطلق را تضمین می کند.

جایی که مقاومت و سازماندهی کارگری حتی برای کسب امتیازات کوتاه مدت با افق کمونیستی نیزغائب است، ما نیز نه نیروی پیشبرنده ی تاریخ، که به عناصری زیر میکروسکوپ اقتصادی بورژوازی بدل می شویم، همان مشارکت کنندگان در بازار. سرسپردگان سازمان های مردم نهاد برای اندکی صدقه و خیرات

بخت بد کردایتی در آن بود که این دوران به پایان رسید. معلوم شد که آن دور تاریخی که در آغاز دهه نود قرن گذشته آغاز شده و به عنوان "پایان تاریخ" اعلام شده بود، تنها میان پرده کوتاهی بیش نبود. آن نوزاد ناقص الخلقه همراه با این دوران به دنیا آمد و همراه با آن نیز از جهان رخت بر بست

گفتاری پیرامون مبارزات کارگران هپکو و هفت تپه، سردرگمی جنبش کارگری در قبال دوگانه مالکیت خصوصی و دولتی و ضرورت طرح خواست واگذاری کارخانه به کارگران

هپکو آن‌قدر قدمت دارد که رنگ شخصیت‌های داستانش از خاکستری دنیای واقعی ما به سیاه و سپید قصه‌ها پهلو بزند... داستانی که از احمدی‌نژاد و دولت خدمتگزارش تا بیژن زنگنه، وزیر اسبق و فعلی نفت در آن نقشی دارند و البته، نمونه‌ای مثال‌زدنی از خصوصی‌سازی در ایران است. نمونه‌ای که می‌توان آن را سیاه‌ترین خصوصی‌سازی تاریخ ایران دانست.

گفتاری در زمینه حملۀ وسیع حوثی ها به پالایشگاه و میدانهای نفتی آرامکو، علل تشدید جدال در منطقه خاورمیانه، تفاوت بین استراتژی های تقابل چین و روسیه با آمریکا و ایران با آمریکا و جابجائی های عمیق هژمونیک در توازن قوای طبقاتی

{KomentoLock}در مقطع اعتصاب اسماعیل بخشی خود سخنگو و رهبر این مشی در هفت تپه بود. او خود در راندن جنبش اعتصابی به سوی "جنبشهای مدنی" نقشی اساسی ایفا نمود. او خود جنبش را به مسیری سوق داد که شکاف در میان کارگران و شکست سرنوشت محتوم آن بود

از آنجایی که در جامعه ی امروزین حرّاف ترین، پرسروصداترین و "والاترین" طبقات هم درک مشابهی از این عبارت خواهند داشت، تنها به همین دلیل این مطالبه نه پرولتاریایی، بلکه بورژوایی خواهد بود.

نه از طریق "ریاضت کشی درون-جهانی"، نه از طریق اخلاقِ کالوینیستی، بلکه از طریق "قانون گذاریِ خونخوارانه علیه سلب مالکیت شدگان" "در انتهای قرن 15 و سراسر قرن 16 در تمام اروپای غربی" بود که پرولتاریای محروم از قانون که از خاک و زمین شان رانده و تبدیل به خانه به دوشان و گدایان شده بودند، در باره ی انضباط کار "آموزش دیدند". قانون با آنها مثل مجرمین "خودخواسته" رفتار می کرد و پیش فرضش این بود که ادامه دادن به کار تحت شرایط کهنی که دیگر وجود نداشت تماما در حیطه توان آنها [پرولتاریا] بود

ازدواج با همجنس اهمیت نمادین دارد؛ پیروزی اش در سپهر عمومی تصدیق کننده ی هر نوع رابطه ی جنسی دیگری ست که از بند های خانوادگی و فرزندپروری رها شده است. کنترل کردن قواعد نمادین زبان اجتماع ابزاری موثر برای رسیدن به تسلط است. زوج های همجنس گرا نوک نیزه ی کنونی هستند که برای تولید کردن ایده آل های جدید هنجاری به حرکت درآورده شده اند.

جهان در حال گذار از نفت به گاز است، همانطور که 70 سال پیش نیز از ذغال سنگ به نفت گذر کرده بود. ... این قیمت گذاریِ ذخیره ی عظیم گازیِ ایران است که تعیین خواهد کرد که مخرج مشترک ارز جهانی آینده برای این منبع انرژی چه خواهد بود. 

گفتاری در زمینه تشدید تضادهای طبقاتی، نقش چپ در منفعل نمودن جنبش کارگری در برابر تعمیق سرمایه داری عنان گسیخته بازار آزادی، فراهم آمدن زمینه های طرح مطالبات پایه ای طبقاتی و تلاش چپ در مسخ این مطالبات و تبدیل آن به زیر مجموعه ای از جنبش ضد رژیمی

گفتاری در زمینه تلاطم در خاورمیانه، جدال بین ایران و آمریکا، تغییر در توازن قوای طبقاتی، بحران لیبرالیسم، انحطاط جنبش سرنگونی و مبانی سیاست ورزی کمونیستی

در هولوکاست بنگالی جنگ جهانی دوم در سالهای 1942-1945 (هولوکاست هندوستان، قحطی بنگال در جنگ جهانی دوم) 6-7 میلیون هندی عمدا به دلایل استراتژیک بوسیله انگلیس با همدستی استرالیا با مرگ از طریق گرسنگی به قتل رسیدند. این جنایت در تاریخ با گذشت نسل ها بوسیله روزنامه نگاران غربی، سردبیران، سیاست مداران و مطبوعات از آگاهی عمومی پاک شد

 

از آنجا که مباحثه حاضر فراتر از جدال سیاسی لحظه ای کنونی از اهمیتی متفاوت در تبیین هویت کمونیستی و روشن شدن چشم اندازهای برنامه ای و مسائل مربوط به تاکتیک و استراتژی برخوردار است، به نظرمان مفید تر رسید که این مباحث را از مجادله آغازین منفک نموده و در روالی مجزا امکان تداوم آن را در اختیار بگذاریم

هنگام مبارزه برای مناطق نفوذ و همچنین در مورد جنگ، اغتشاش سنتی چپ در رابطه با دولت و سرمایه معکوس می شود: چپ همواره گمان می برد که نفت یا طلا یا چیزی از نوع ماده خام باید در زیر زمین مورد منازعه قرار داشته باشد تا امپریالیست ها ارزش جنگیدن برایش قائل باشند

همۀ آنانی که در این مباحثه و مجادله شرکت داشته و یا خواهند داشت، علیرغم هر درجه ای از دوری و نزدیکی مواضع و هر میزانی از تلخی در مجادلات، در روندی شرکت کرده اند که بی شک به تحکیم صفوف کمونیستی پرولتاریا یاری خواهد رساند.

برای مثال در مورد ایران، در این شکل حاد، آلمانی ها دارند چیزی جدید را تجربه می کنند. این بار، فی نفسه در سمت بچه های خوب نایستاده اند و دیگر نقش مولفِ همکار در نوشتن تحریم های گزاف علیه خرابکارانِ نظم و عرفهای خوب جهانی را بازی نمی کنند، بلکه خودشان هم تهدید شده اند که شرکت هایشان از بازار آمریکا، موسسات مالی شان از دلار آمریکا، و بانک هایشان از بازارهای مالی امریکا به بیرون رانده خواهند شد

اما برای ما روشن است که ما آن چیزی را که به عنوان کمونها انجام می دهیم با این دولت می توانیم انجام دهیم. با یک دولت دیگر ما چنین امکانی را نمی داشتیم تا چه رسد با یک دولت راست افراطی که گوایدو با کودتایش به دنبال آن است

همپوشی چپ و راست اما به معنای آن است که تضادهای طبقاتی به چنان سطحی از شدت و عمق رسیده است که نمی‌توانند توسط استراتژی های متفاوت یاران سرمایه در هر دو طرف مهار شوند. [در این لحظه] همه استراتژی های مهار تضادهای طبقاتی در نقطه‌ای با هم تلاقی می کنند.

فلسفه ی هگلی به علت هگلی های جوان نمُرد، بلکه برعکس، آنها در فلسفه ی هگلی مُردند. آنچه مارکس و انگلس را نجات داد گسست کامل آنها از آن بیوه ی سالخورده و فرتوتی بود که "پیکر تا تهوع انگیزترین حدِ انتزاع خشکیده خود را آرایش می نمود و دستی به سر و روی خود می کشید و در تمام آلمان دنبال یک قواد می گشت"

چامسکی همین که توجه خود را معطوف به سیاست جهانی می‌نماید، کل انتقاد خود از سرمایه‌داری، جامعه‌ی طبقاتی، بردگی مزدی و غیره را کنار می‌گذارد. هنگامی که نوبت به صحنه‌ی جهان می‌رسد، دولت‌ها به بازیگران تعیین سرنوشت مبدل می‌شوند و ترقی سرمایه‌دارانه «توسعه» نام می‌گیرد

با دستگیری جولین آسانژ، یک شهروند استرالیائی تحت تعقیب دولت عمیق آمریکا در لندن، رشته انبوه مرتبط کننده و مربوط به یک پیکر در حال مرگ به هم متصل شده اند. و اکنون ما می دانیم که دیگر رستاخیزی امکانپذیر نیست. امروز دیگر برای همیشه قطعی شد. آمریکا دیگر وجود ندارد. یا هر چه میخواهد بشود دیگر آن چیزی نیست که می گفتند برایش وجود دارد

اگر مارکس در آن زمان به پیروزی دست می یافت و با این پیشنهاد مواجه می شد که اکنون دیگر "دیکتاتوری پرولتاریا" را از طریق انتخابات نو و بر اساس حق رای همگانی ایجاد کنید، آنگاه مارکس چنین متفکر ژرف اندیشی را مطمئنا نه به زندان بلکه برای مراقبت به یک تیمارستان بسته حواله می داد.

در نظریه ی عمومی مارکس هیچ سیستم اقتصادی ای، فارغ از اینکه تا چه حد ضعیف شده باشد، خودبه خود فرو نمی پاشد؛ بلکه باید سرنگون شود. تحلیل تئوریک گرایشات عینی که منجر به فلج شدن سیستم می شود در خدمت کشف "حلقه های ضعیف" بکار می آید و در زمان مناسب به عنوان نوعی فشار سنج عمل می کند

در شهرکی به نام " پارادایس (بهشت)" بیش از 70 جسد جزغاله پیدا شدند و تعداد افرادی که بعنوان ناپدید تلقی میشوند خبر از چیزهای بدتری می دهند ...بهشتی که قرار بود برای افرادی که در پائیز عمرشان زندگی راحتی را داشته باشند، بطور کاملا غیر فنی، کارشناسی و خطرناک با مواد ساختمانی، که سریعا آتش میگیرند، ساخته شده بود.

ملاحظات انتقادی چامسکی پیرامون قهر دمکراتیک دولتی [در حقیقت] یک عقب نشینی دائم از رجزخوانیهای دهان پر کن اولیه در بارۀ محو آتی آن است که وی در گام اول با نگاه به ایده آلهای آزادیخواهانه اش پیامبرگونه وعده آن را داده است

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر