مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

رضا جان، بی تعارف بگویم، گند زدی. نه یک بار و نه فقط با نامه‌ای که به سندیکاهای فرانسه نوشته ای. الآن دوسال است که مرتب داری گند می زنی. حرفهایی می‌زنی که از سرت زیادی است. احکامی می دی که صدورش کار امثال ماهاست. در این دنیای وانفسایی که از هر طرف بر کارگران و مزدبگیران تیغ بلا می بارد، می خوای که فعال ساده دل کارگری باقی بمانی و می‌بینی که دوستان چه به سرت می آرند.

سی سال است که ایران کشوری اسلامی است، نظامش جمهوری اسلامی کوخ نشینان و مستضعفان است، مرامش عدالت اسلامی است، مرادش حکومت عدل علی، رهبرش نظریه پرداز عدالت است و رئیس جمهورش عدالتخواه مهرورز. مجلسش، قوه قضائیه اش، شورای نگهبانش، بسیجش، پاسدارش همه و همه رهروان راه عدالتی اند که رهبرش ترسیم نموده است. اقتصادش اقتصاد اسلامی است که نه سرمایه داری است و نه سوسیالیستی، حتی اتاق بازرگانی اش و کارآفرینانش هم عدالتخواهند.

هجمه کنندگان بر علیه رضا رخشان خبط بزرگی مرتکب شدند. آن‌ها مبارز افشاگری را به میدان فرستاده اند به نام مظفر که دست همه افشاکنندگان تاکنونی رضا رخشان را از پشت بسته است. این مبارز شجاع و بی باک، در سودای وارد کردن ضربه‌ای کاری بر پیکر رضا رخشان، تمام نیرو و انرژی خود را به بازوان خود منتقل کرد. ایشان فقط فراموش کرد که قدری از این انرژی را هم برای مغز خود نگه دارد.

به رفقا فعالین جنبش کارگری،

 

موضوع جنبشی که در اعتراض به قبوض برق و گاز شکل گرفته است فراتر از آنی است که به نظر می رسد. این البته خصلت همه پدیده هاست که در نگاه اول چیزی به نظر می‌آیند و در نگاه دقیق‌تر معلوم می‌شود که موضوع چیز دیگری است. این قضیه اعتراض به قبوض بالای آب و برق هم از همین دست موضوعات است.

 برای قضاوت قطعی درباره تحولات پرشتاب و حیرت انگیز تونس اطلاعات و داده‌هایی بیش از آنچه که امروز در دسترس است، مورد نیاز است. با این همه مشاهدات اولیه از خیزش توده های زحمتکش در تونس تحولی نو در ژئو پلیتیک جهان امروز را نشان می دهند. برای نزدیک شدن به شناخت این مؤلفه های نو، لازم است به برخی از جوانب این تحول پرداخت.

دومین سالگرد تشکیل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را به این سندیکا و به همه کارگران نیشکر هفت تپه تبریک می گویم. این تبریکی است دیرهنگام ولی لازم. قصد ارسال چنین پیام تبریکی را نداشتم. برای مائی که با تأسف در خارج از کشور به سر می‌بریم و در کنار این دوستان نیستیم، مائی که تنها می‌توانیم در شادیهای این‌ دوستان شریک باشیم و نه در تلخی های آنان، حق این بود که منتظر می ماندیم و پیامهای تبریک دیگرانی را می‌خواندیم که داعیه سازماندهی تشکلهای کارگری در ایران را دارند.

پیش‌بینی این که پیرو جنبش دست راستی سبز فضای سیاست و ایدئولوژی در جامعه ایران به راست خواهد چرخید، چندان دشوار نبود. این را ما از همان روزهایی که سبز خیابانها را به اشغال خود درآورده بود گفتیم. این چرخش به راست را امروز در همه جنبشهای اجتماعی می‌توان مشاهده کرد. از شاخه‌های مختلف سبزمذهبی و سکولار گرفته تا روشن‌فکر لائیک و دمکرات و از جنبش های زنان گرفته تا جنبشهای دانشجوئی، از راست گرفته تا چپ. مؤلفه های مبارزه طبقاتی در ایران یک خیز بزرگ به سمت راست برداشته است.

 

... عزیز،

قبل از هر چیز دوست دارم رویت را ببوسم و بگویم که بعد از این همه سال دوری حقیقتاً دلم برای تو و بقیه تنگ شده است. چقدر دوست داشتم به جای این چند خط جایی نشسته بودیم و توی سر و کله هم می زدیم. موضوع هم که معلوم است: باز هم مثل همان سی سال قبل. این دعوا گویی تمامی ندارد و به هر رو زندگی ما را رقم زده است.

 

دوران هرج و مرج، دوران هرج و مرج در تفکرات و ایده ها نیز هست. بیهوده نیست که فلاسفه بزرگ در چنین دوره هایی ظهور می کنند. در چنین دوره هایی، آنچه که راست می نماید، چه بسا نادرست است و آنچه که نادرست، چه بسا درست.

 

آقای غنی نژاد پروفسور است. پروفسور اقتصاد. آقای نیلی هم پروفسور است. پروفسور اقتصاد. آقای جنان صفت و آقای طبیبیان و آقای فرجادی هم همینطور. همه آقایان کرسی دانشگاه دارند و اقتصاد درس می دهند. آن هم از نوع ناب بازار آزادی. این آقایان تریبونی را شکل داده اند به نام "رستاک". فرهنگ عمید "رستاک" را شاخه ای تعریف می کند که از زیر درآمده باشد.

 

در یک نکته دیگر تردیدی نباید باشد: چنین نبوده است و چنین نیز نخواهد ماند. تمام کره خاکی در کوتاهترین مدت دستخوش تحول شده است. همه چیزهایی که تا همین چند هفته قبل استحکامی غریب از خود نشان میدادند اکنون در حال لرزش اند و همه چیزهایی که لرزان می نمودند، اکنون رو به استحکام دارند.

 

می گویند تاریخ را برندگان می نویسند. از هنگام فروپاشی دیوار برلین و چیرگی مطلق اقتصاد بازار، متفکران بورژوازی بیش از دو دهه تمام فرصت یافتند تا تاریخ قرن بیستم را به نحوی که خود می خواستند تبیین کنند. قرن انقلابات پیروز و شکست خورده به یکباره به قرن توتالیتاریسم و فاشیسم تبدیل شد تا کیش بازار آزاد بتواند به آسودگی دیکتاتوری هولناک ایدئولوژیک خود را برقرار کند.

 

درباره ابعاد بحران مالی لازم نیست چیزی گفته شود. شاید در هیچ دوره ای اخبار اقتصادی اینچنین در مرکز تحولات جهانی قرار نداشتند. آنچه در بازارهای مالی سرتاسر جهان در حال وقوع است، نفس گیر است. شتاب و قدرت تحولات به حدی است که هیچ قدرتی را در جهان یارای مقابله با آن نیست.

 

کارگران آماده باشید. بورژوازی برای گدایی به در خانه شما می آید.

بحران مالی آمریکا تا همین امروز نه تنها بنیانهای ایدئولوژیک سرمایه داری را به لرزه انداخته است، بلکه همچنین به تغییراتی عمیق در ساختار سرمایه داری نیز منجر شده است.

 

اختصاص بیش از 700 میلیارد دلار از طرف دولت آمریکا برای تحت پوشش گرفتن وامهای بدون پشتوانه بانکها و شرکتهای بیمه آمریکایی، متعاقب بودجه های کلان دیگری که در هفته ها و ماههای اخیر برای نجات مؤسسات در حال ورشکستگی از طرف بانکهای مرکزی کشورهای بزرگ صنعتی به بازار پمپ شد، پوچی همه تبلیغات کر کننده بازار آزادی دو دهه اخیر را یکباره برملا کرد.

 

"وقتي در پارك مي خوابي بعد از چند وقت وحشتت از خوابيدن در كنار بي خانمان ها و موش و گربه و سوسك به الفت با آن ها مي رسد. در شب هاي گرم تابستان، مي تواني به آسمان خيره شوي و براي هزارمين بار دنبال ستاره بختت بگردي و بازهم پيدايش نكني. اما صبح كه بيدار مي شوي و مي خواهي به دستشويي بروي، دردسرهايت تازه شروع مي شود.

1

"برای این که انقلاب ملتی و رهائی طبقه ای از جامعه بورژوایی بر هم منطبق شوند، برای این که رسته ای به مثابه رسته تمام جامعه تلقی گردد، می بایست برعکس تمام نارسائی های جامعه در طبقه دیگری متمرکز و رسته معین دیگری به مثابه رستۀ عمومی انزجار و تجسم محدودیت همگانی باشد، می بایست عرصۀ ویژه ای از جامعه به مثابه عرصۀ آشکار جنایت تلقی شود به گونه ای که رهائی از این عرصه به مثابه رهائی همگانی نمودار گردد. برای این که رسته ای به بهترین وجهی رسته رهائی باشد، باید رستۀ دیگری برعکس رستۀ آشکار ستمگری باشد."

مارکس، نقد فلسفه حق هگل

اینجا تایلند است. کشور کودتاهای نظامی، کشور نمونه مکتب شیکاگو، کشور لبخندها، کشور سواحل ارغوانی زیبا، بهشت توریستهای اروپائی و آمریکائی، کشور سکس ارزان. اینجا همانجائی است که در اوج دوران «نیو اکونومی» کلینتونی، درست زمانی که نئولیبرالها سرود جاودانگی سرمایه داری سر می‌دادند و نظریه پردازان بورسها وعده پایان دوران بحرانهای اقتصادی را، طعمه لاشخورهای صندوقهای سرمایه‌گذاری بین‌المللی شد و بار نخستین بحران دوران جدید را بر دوش کشید تا اقتصاد «غرب دمکراتیک» لطمه نبیند.

جنگ و گریز شروع شده است. در یادداشت قبلی نوشتیم که " پیروزی کارگران هفت تپه به هیچ وجه پایان مشکلاتشان نیست. بزرگترین مشکلات در راهند. کسی که امروز ناچار به خفت عقب نشینی در مقابل کارگران شده است بیکار نخواهد نشست. حیله ها، توطئه ها، آزارها و خرابکاری ها هنوز در راهند. کارگران نیشکر هفت تپه خواهند دید که دشمن طبقاتی به سادگی تن به توازن قوایی جدید نخواهد داد. یورش خواهد آورد، مکر به کار خواهد گرفت، رشوه خواهد داد، سرکوب خواهد کرد و خلاصه هر آنچه بتواند خواهد کرد تا مانع ایجاد دومین تشکل توده ای مستقل کارگران ایران شود".

همه راهها به رم ختم می شود. کارگران هفت تپه نیز اعلام کردند که می خواهند سندیکای خود را تشکیل دهند و به عضویت اتحادیه های بین المللی درآیند. استدلالشان نیز بسیار ساده و نیرومند است: میخواهیم قویتر باشیم.

هنوز تا سندیکای نیشکرکاران هفت تپه راهی دراز در پیش است. با این همه این اتفاقی است مهم در جنبش کارگری ایران و می تواند به اتفاقی تعیین کننده نیز بدل شود. تعمقی بیشتر بر این زمینه لازم است.

اعتصاب کارگران نیشکرهفت تپه فعلا موفق شد به خواست فوری پرداخت حقوق معوقه دست یابد. مهم نیست که پول پرداخت حقوق معوقه از کجا آمده است. مهم این است که این پول فعلا پرداخت شده تا غائله را کمی بخوابانند. معلوم شد که همانهایی که از کمبود پول و بودجه چس ناله می کنند، وقتش که شد پول به اندازه کافی دارند. مهم?تر از آن این است که چرا این اعتصاب تا به امروز به همین حد از موفقیت دست یافته است؟ قطعا دلایل بسیاری در کسب این موفقیت نقش داشته اند.

 

هنگامی که کارگران شرکت واحد در شبانگاه هشت بهمن 84 در دپوهای دهگانه تهران اعتصاب فردای خود را سازماندهی میکردند، هیچ تصوری از یورش بربرانه ای نداشتند که ساعاتی بعد بر آنها رفت. رادیوها و رسانه های دولتی البته در تمام روز هفت بهمن مشغول آماده سازی زمینه های این یورش بودند. اما مگر نه این که قالیباف، با حکم رهبر درجیب، وعده داده بود که همه مشکلات را حل می کند؟ مگر نه این که "مسئولان" و "نمایندگان محترم مجلس" بیش از یک بار تفاهم خود را با کارگران اعتصابی شرکت واحد اعلام کرده بودند؟

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر