نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

 

 

[1]حتماً اگر در خیابان انقلاب راه رفته باشید، تبلیغات رنگ و وارنگی را که به دیوار با مضامینی مثل «تایپ ارزان»، «تایپ صفحه‌ای 180 تومان»، «تایپ صفحه‌ای 120 تومان»، «تایپ فوری صفحه‌ای 100 تومان» را دیده‌اید.

و اگر احیاناً به این مراکز سری زده باشید، بسته به متراژ ساختمانی که در آن واقع شده است تعدادی تایپیست عموماً زن را دیده‌اید که تق و تق و تق و تق و... تایپ می‌کنند و متصدی مرکز، تایپ شما را هر چه که باشد و هر وقت که بخواهید بی مشورتی با تایپیست‌ها قبول می‌کند.

تا همین‌جا هم جنبش پساانتخاباتی در عرصه‌ی ادبیات سیاسی چپ چه شگفتی‌ها که نیافریده است. این جنبش در سطح چپ، گاهی با انقلاب 1905 و 1917 در روسیه مقایسه شده و گاهی هم لباس خود را به‌تن انقلاب 1848 فرانسه کرده است. بخش وسیعی از چپ برای توجیه تعلق خاطر حود به جنبش پسا انتخاباتی از هیچ کوششی دریغ نکرد و مایه گذاشتن از انقلابات دوران آغازین سرمایه داری هم یک پای این کوششها بود.

"شعار ما خطاب به دشمن اين است: شست ها در تخم چشم ها و زانوها بر سينه."

فقدان تئوري و نداشتن پلتفرم سياسي، شفاف نبودن استراتژي كلان و مبهم بودن تحليل از شرايط روز مي تواند هر جريان انقلابي را با خطر نابودي همراه سازد.

یاد فرزاد کمانگر، این قلب طپنده زحمتکشان، آموزگار شریف و دوست داشتنی کودکان، فرزند طبقه کارگر ایران را گرامی می داریم.

سایت امید

 

با توجه به بحث‌هايى كه در خصوص ويژگي‌هاى حقوق كار‌ وجود دارد، در تعريف حقوق كار حقوقدانان كشورهاى صنعتى اين رشته از حقوق را آشكارا عرصه‌ى دخالت و تأثير عوامل مختلف اقتصادي، سياسي، دينى ،‌ايدئولوژيك و اجتماعى می دانند.

یاداشت: کار نوشتن مقاله حاضر حدود ده روز قبل از اول ماه مه به پایان رسیده بود. تنظیم نهائی متن برای انتشار اما چند روزی به درازا کشید. چند روز بسیار مهم و پر ماجرا. خواننده هشیار متوجه خواهد شد که استدلالات نوشته حاضر بر مبنای داده های موجود در آن تاریخ است و موضعگیریهای منتشر شده از جانب احزاب و دستجات مختلف در چند روز منتهی به اول ماه مه در نوشته حاضر منعکس نشده اند. با این حال احکام و ارزیابی های نوشته حاضر به نظر من بر سر جای خود باقی هستند و تحولات چند روز اخیر تنها در تأئید این احکام و ارزیابی ها بوده اند.

عباس عبدی مصاحبه‌ای انجام داده است با رادیو دویچه وله. عبدی یک نظریه پرداز نسبتاً معتدل اصلاح طلبان است. کسی است که وی را به مراتب بیشتر می‌توان لیبرال نامید تا گنجی که مانیفست «لیبرالیسم» خود را بر بستر روزه شهادت نوشت و کارل پوپر و فریدریش فن هایک را معلمان خود به حساب می‌آورد و نه جان لاک و راولز را.

در قسمت اول مقاله حاضر به مباحث عمومی پیرامون منشورمطالبات حداقلی کارگران ایران وارتباط آن با تحولات جاری در ایران و ضرورت هایی که بخشی از تشکل های کارگری را به انتشار آن در مقطع 22 بهمن واداشت پرداختیم و تاثیر آن را بر جنبش کارگری بررسی کردیم. در این قسمت به مصاحبه رضا رخشان با سایت جنبش کارگری می پردازم و برای پرهیز از تکرار، همزمان به برخی از انتقاداتی که از نظرات او صورت گرفته اشاره می کنم.

نتشار منشور مطالبات حداقلی کارگران ایران تاکنون با تفاسیر متفاوتی روبرو شده است. اهمیت این منشور و زمان انتشار آن بررسی برخی از این تفاسیر را لازم می نماید. نوشته حاضر در دو بخش به این موضوع می پردازد. در بخش اول مسائل عمومی‌تر مورد بحث قرار می‌گیرند و در بخش دوم به برخی از تفسیرها در رابطه با منشور و به‌خصوص به برخی انتقادات در رابطه با مصاحبه رضا رخشان با سایت جنبش کارگری می پردازیم. پیش از ورود به این بررسی لازم است نگاهی به روند تحولات ماههای اخیر در ایران داشته باشیم.

سایت جنبش کارگری: با سلام آقای رضا رخشان و تشکر از شما که دعوت سایت جنبش‌ کارگری را برای انجام این مصاحبه پذیرفته‌اید. ما چند روز پیش و در واقع یک روز قبل از 22 بهمن شاهد این بودیم که اطلاعیه‌ای از جانب چهار تشکل کارگری (سندیکای واحد، سندیکای هفت‌تپه، اتحادیه آزاد کارگران و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه) به‌عنوان «مطالبات حداقلی کارگران در ایران» منتشر شد؛ می‌خواهیم بدانیم که هدف شما از دادن این بیانیه که هم مطالبات صنفی کارگران را مورد اشاره قرار داده و هم برخی از مطالبات اجتماعی (مثل لغو مجازات اعدام) را مورد تأیید قرار داده، چیست؟

اگر تو خود و دشمنت را می شناسی، آنگاه از صد نبرد نیز نباید هراسی به خود راه دهی. اگر تو خود را می شناسی، اما دشمن را نه، برای هر پیروزی که به دست می آوری، شکستی را نیز متحمل خواهی شد. اگر تو نه خود و نه دشمنت را می شناسی، آنگاه در هر نبردی شکست خواهی خورد.

سون تسه – هنر جنگ

عنوان نوشته حاضر با الهام از نامه دوست برایم ناشناخته‌ای از تهران برگرفته شده است که در آن ضمن امیدواری به اینکه شاید «سبز» هنوز هم بتواند سرمنشأ تحولاتی مثبت شود، روزهای حاضر را روزهای حزن انگیز تهران توصیف کرده است. حقیقتاً نیز این روزهایی حزن انگیزند. به شور و شعف ساختگی و ابراز امیدواری های کاذب مشتی بی‌ریشه در خارج از کشور نباید کاری داشت.

می‌گویند تاریخ دو بار تکرار می شود: بار اول به صورت تراژیک، بار دوم به شکل کمدی. تاریخ ایران در حال تکرار شدن است. اما این بار به گونه‌ای دیگر: این تکراری تراژیک تر است. جامعه ایران نشان می‌دهد که در هیچ چیز با کلیشه های آشنا پیش نمی رود. سی سال قبل درست در زمانی که در نیکاراگوئه یک انقلاب چپگرا در حال وقوع بود و مدت کوتاهی پس از به قدرت رسیدن نظامیان چپگرا در افغانستان، در ایران انقلابی به وقوع پیوست که مرتجع ترین جریان اجتماعی موجود را به رأس قدرت پرتاب کرد.

با تشکر از اینکه این مصاحبه را پذیرفتید

با توجه به  بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .

«از زمان جنبش مشروطه به این سو، این اولین بار است که حیات سیاسی ایران دستخوش جنبشهایی عظیم می‌شود و جامعه وارد دوره ای از تصمیم گیری تاریخی می‌شود و چپ در آن هیچگونه حضور قابل لمسی ندارد. نه در دوران انقلاب مشروطه و نه در دوران ملی شدن صنعت نفت و نه در دوران انقلاب 57 چپ چنین مهجور و برکنار از تحولات نبوده است.  موقعیت جهانی نیز در هیچ یک از این دوره ها به اندازه امروز به زیان چپ نبوده است.

 

حوادث سه ماه گذشته صحنه سیاست ایران را نه می توان و نه باید فراموش کرد. درسهای این بحران سیاسی بزرگ به همان اندازه بزرگند که خود حوادث بودند. زمین سیاست در ایران در اثر زلزله عظیم خرداد 88 شخم خورد و با شخم خوردنش بسیاری از لایه های صحنه حیات اجتماعی زیر و رو شدند. شدت و حدت تحولات جایی برای ظاهرسازی باقی نگذاشت. ظاهرسازیهای مصلحتی بسیاری کنار رفت و حرفهای واقعی افراد، احزاب، گروهبندی ها و جریانات سیاسی زده شد.

 

سه ماه پس از جنجال بزرگ، اینک شمارش معکوس آغاز شده است. همه چیز برای برخوردی بزرگ بین دو نیروی تعیین کننده جدالهای اجتماعی در حال آماده شدن است. صحنه بازی به طرز غریبی برای این برخورد چیده می شود. از پس کلاف سر در گمی که نبرد «که بر که» در ماههای اخیر برجا گذاشت، خطوط طرفین اصلی نبرد به مرور آشکار تر می شود. پیشقراولان سه ماه قبل، امروز پیاده نظامهایی ناچیز به نظر می آیند که در پسشان سواره نظامی سنگین و استتار شده از مخفیگاهها بیرون می خزد و صحنه نبرد را با مهابتی عظیم از نو آرایش می دهد.

 

در جریان تحولات اخیر مباحثاتی چند پیرامون مقوله ی اعتصاب عمومی صورت گرفته است. اخیراً رفیق پوریا راجی مجدداً این بحث را پیش کشیده است، و این بهانه ای شد تا چند کلمه ای پیرامون این مقوله بنویسم. رفیق پوریا راجی در نوشته ای با عنوان " اعتصاب عمومی سرخ و دوراهی جنبش سبز" به موضوع رویدادهای اخیر می پردازد و پس از تحلیل پاره ای از اجزای جنبش سبز، سعی در ارائه ی راهکاری رادیکال در قبال این جنبش دارد.

 

(توضیح: بخش عمده ی نوشته ی حاضر حدود یک ماه پیش به رشته ی تحریر درآمده است، اما بنا به پاره ای ملاحضات و محذورات اکنون انتشار می یابد. از همه ی خوانندگان بابت این تأخیر عذرخواهی می کنم.)

اسلاوی ژیژک چندی پیش در نوشته ای با عنوان "آیا گربه به دره سقوط خواهد کرد؟"، که در نخستین نگاه یادآور موضع فوکو در قبال انقلاب 57 و تعبیر "ایران، روح جهان بی روح" اوست، به تحلیل رویدادهای اخیر ایران پرداخته است.

تحولات چند ماهه اخیر درون جنبش کارگری ایران بدون تردید نشانه های امید بخشی از آغاز دورانی جدید در جنبش کارگری را به نمایش می گذارند. اعلام متحدانه کمپین برای آزادی دستگیر شدگان روز جهانی کارگر نقطه اوج تاکنونی این تحولات را به نمایش می گذارند. آرایش جنبش کارگری ایران به طور کلی و چپ ایران به طور مشخص در پایان این دوره قطعا آرایش تاکنونی آن نخواهد بود.

 

 

"کاملترین مثال دولت مدرن٬ آمریکاست"

کارل مارکس، ایدئولوژی آلمانی 

توضیح: مطلب حاضر در اواخر ماه نوامبر نوشته شده و برای درج در نشریه آرش در نظر گرفته شده بود. به علت اهمیت سیاسی روز موضوع و با اجازه سردبیر محترم آرش و وعده ارسال مطلبی دیگر برای این نشریه٬ نوشته انتشار علنی می یابد.

آلن بادیو، لوموند، 17 اکتبر 2008

یادداشت:

آلن بادیو بدون تردید از مطرح ترین فلاسفه معاصر در فرانسه است که در سالهای اخیر به طور روزافزونی در حوزه تفکر آلمانی زبان و آنگلوآمریکایی نیز مورد بحث و مجادله قرار می گیرد.

یادداشت:

پس از انتشار بخش سوم نوشته حاضر اطلاعیه ای از جانب کمیته اجرائی اتحاد سوسیالیستی کارگری بر علیه این نوشته و من انتشار یافته است. اطلاعیه ای است سراسر دشنام که پاسخی مناسب میطلبد. با این حال اهمیت ادامه بحثی که با این نوشته شروع شد و نشان دادن نتایج عملی تاکنونی و ابعاد مخرب سیاست "فساد" رضا مقدم به مراتب بیش از پاسخگوئی به آن اطلاعیه است.

در دو بخش نخست نوشته دیدیم که رضا مقدم با تقلیل دادن سیاست به پول بر متن سه ضلعی آمریکا-رژیم-اپوزیسیون به سادگی به امکان "فساد در جنبش کارگری" و ایجاد یک "جنبش کارگری طرفدار آمریکا" میرسد. همچنین در مناسبتهای مختلف نشان دادیم که استدلالات او بر مبنای بررسی واقعیات طرح نمیشوند، بلکه به عنوان تمهیداتی در خدمت اثبات تزی قرار گرفته اند که او به هر جهت در صدد اثباتش است.

در قسمت اول نوشته دیدیم که رضا مقدم با کنار گذاشتن مولفه های سیاسی و طبقاتی از تحلیل به سادگی به "فساد" در جنبش کارگری می رسد و "جنبش کارگری طرفدار آمریکا" را یک احتمال واقعی ارزیابی کرده و سپس به زعم خود به معرفی حاملین این سیاست در جنبش کارگری میپردازد. همچنین دیدیم که این یک عقبگرد از عرصه سیاست به اخلاق است. بر این موضوع باید بیشتر مکث کرد تا عمق کجراهه ای که رضا مقدم پیش پای فعالین جنبش کارگری میگذارد بیشتر روشن شود.

 

انتشار مطلبی سخیف تحت عنوان "هشیاری بیشتر در مورد ایادی و محللین ایرانی سالیداریتی سنتر آمریکا" (از این پس: "ایادی و محللین") با امضاء مستعار "کارگر فقیر" در سایتی نه چندان خوشنام نقطه حضیض موقت سیر قهقرائی بخشی از فعالین چپ ایران در خارج کشور را به نمایش گذاشت. افترا نامه مزبور با حمله به نوشته ای شروع می کند که یک فعال جنبش کارگری از داخل کشور منتشر نموده و در آن نسبت به رواج روشهای تهمت و افترا هشدار داده است.

 

برمبنای گزارش سایت دسترنج (سایت منعکس‌کننده نظرات خانه‌کارگر و شوراهای اسلامی‌کار)، سازمان جهانی‌کار در روزهای 15 و 16 و هم‌چنین 19 و 20 اسفندماه به‌ترتیب در تهران و یزد یک کارگاه آموزشی برگزار خواهد کرد.

طبق این گزارش سازمان جهانی‌کار از خانه‌کارگر، سندیکای کارگران شرکت واحد و انجمن صنفی روزنامه‌ نگاران و رانندگان بیابانی (وابسته به‌جبهه مشارکت) دعوت کرده تا در این کارگاه آموزشی شرکت کنند.

 

 توضیحی بر انتشار دوباره نوشته حاضر:

از مدتی قبل در نظر داشتم به مناسبت دومین سال اعتصابات شکوهمند دی و بهمن 84 کارگران شرکت واحد در مطلبی هم به بزرگداشت مجدد این اعتصابات و ارزیابی از تأثیر آنان در تکوین جنبش کارگری ایران بپردازم و هم در حد توان خود به طرح معضلاتی که سندیکای واحد امروز با آن روبروست و به موضوع حیاتی موقعیت کنونی جنبش کارگری در مسیر ایجاد تشکلهای توده ای محیط کار. کمبود فرصت اما اجازه این کار را به من نداد.

 نوشته "شبح لیبرالیسم و دام ارتجاع" حداقل به یک هدف کوتاه مدت خود رسیده است. لولایی که قرار بود ارتجاع اسلامی را به چپ پیوند زند به خش خش افتاده است. "فرهنگ توسعه" نقاب از چهره برداشته و در هر پاسخ دست اندرکارانش به آن نوشته نشان می دهد که حمایت بیدریغ آن از جمهوری اسلامی – آنهم از نوع اصولگرای امام زمانی اش – نه لغزشی بینشی که سیاستی است حساب شده.

هنگامی که در ابتدای آبان ماه در سایت دولتی "الف" مطلب "بیم پست مارکسیسم و دام نئولیبرالیسم"[1] را دیدیم و با رفقا مشورت کردیم، برایمان روشن بود که به این نوشته و به نویسنده اش باید پرداخت. می دانستیم که مباحث مندرج در آن انگشت بر نقطه حساسی از بخشهایی از چپ ایران میگذارد و در عین حال بیان تئوریک سیاستی است که در ماههای اخیر با گسترش روابط بین ایران و کشورهای چپگرای آمریکای لاتین و سرانجام با برگزاری سمینار "چه مثل چمران" به اوج خود رسید. با این همه ما قادر به تشخیص درست ابعاد این ماجرا و تأثیری که در کوتاه مدت بر جا خواهد گذاشت نبودیم.

 

 

مقدمه بر انتشار علنی:

نوشته ای که در دست دارید بیش از سه سال و نیم قبل به رشته تحریر در آمده و اکنون برای نخستین بار انتشار علنی می یابد. انگیزه نگارش نوشته در آن زمان انتشار متنی بود تحت عنوان "پیش نویس منشور تشکل کارگری ضد سرمایه داری" که در میان بخشی از فعالین چپ دست به دست می گشت. با دریافت این سند ما نیز لازم دانستیم به بررسی آن نشسته و نظرات خود در این باره را با نویسندگان سند مزبور در میان بگذاریم. قصد ما از این اقدام باز کردن باب مباحثه ای اصولی و متین پیرامون مسائل گرهی جنبش کارگری بود و گمان ما نیز بر آن بود که تدوین کنندگان سند به انجام چنین مباحثه ای علاقمند خواهند بود.

اسانلو آزاد شد. کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با پایداری و استقامت ستایش برانگیز، با تحمل ناملایمات و سختی ها، سرکوب خونین، زندان و اخراج، فشار بر خانواده ها و فشارها ی مالی کمرشکن، با قدی بر افراشته دوره ای سخت از مبارزه و آزمایش اولیه و هولناکی را پشت سر گذاشتند. و با جلب حمایت های داخلی و بین المللی و با فعالیت وکلای ارزشمند، موقتآ منصور اسانلو را از بند رها کردند.

عتصاب لوکوموتیورانان آلمان در هفته های گذشته توجه گسترده افکار عمومی در آلمان، اروپا و حتی در سطح جهان را به خود جلب نمود. این اعتصاب در چپ ایران نیز انعکاس نسبتا قابل توجهی یافت و روشن است که این توجه نیز اساسا از زاویه حمایت از این اعتصاب و تبیین آن به مثابه عملی رادیکال در مقابل بوروکراسی حاکم بر اتحادیه های بزرگ صورت گرفت. اما به ویژه درج مطالبی در رابطه با این اعتصاب در سایت اینترنتی رفقای سندیکای کارگران نقاش ساختمانی تاملاتی بیشتر را بر این اعتصاب ضروری میکند.

"فلزکار"ی گمنام در سایتی "خوشنام" به دفاع از "رهبری نکونام" برخاسته و پاسخی دندان شکن به "خارج نشینانی خوشکام" داده است که گویی به زعم وی "مدتی است ...  با مقالات خود عزم به تخریب یکی از مبارزان جنبش کارگری و ایجاد درگیری در صفوف کارگران و تشکل های کارگری، از طریق تهمت و توهین به فعالین کارگری کرده اند". ماجرا بر سر آقای اکبری است و نویسنده مطلب نیز عنوان "کارگری از صنف فلزکار و مکانیک" را برای خود و تریبون "اخبار روز" را برای انتشار نظر خود برگزیده است[1].

رفقای عزیز، تشکیل کمیته هماهنگی را به شما تبریک میگویم. امیدوارم اقدام شما نیز به گام موثری در خروج طبقه کارگر ایران از فلاکت کنونی و دستیابی به یک زندگی سعادتمند تبدیل شود.

اجازه میخواهم به طرح یک سوال بپردازم که در رابطه با اطلاعیه شما اهمیت اساسی دارد. آن تمایز پایه ای که شما را به اقدامی مستقل از "کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری" متقاعد کرده است چیست و آیا این اقدام شما را باید به منزله آرایشی درازمدت در جنبش کارگری ایران به حساب آورد؟ هدف من از طرح این سوال به هیچ وجه اظهار تردید نسبت به حق شما در اعلام این ابتکار نیست. همچنین بر این نظر نیستم که همه فعالین راستین جنبش کارگری برای همه زمانها باید در ظرفی واحد متحد شوند.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر