مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

دوگانۀ تحریم و مشارکت، دوگانه ای بر متن همین مناسبات مسلط و برای حفظ و جاودانه کردن همین آرایش طبقاتی کنونی است....امتناع یعنی متأثر نشدن از تلاطمات لحظه ای، یعنی در نغلطیدن به گرداب حوادث، یعنی ایجاد توانائی برای تعیین سطح، سرعت، نقطۀ آغاز و جهت حرکت از موقعیت امروز پرولتاریای سوسیالیست به سمت موقعیتی که برای انقلاب اجتماعی باید بدان رسید. فرا رفتن از سطح تحولات و حرکت به سمت دریافت عمق آن. دورخیزی برای آینده.

اگر در سال 76 راه کارگر پس از انتخاب خاتمی و استقبال رای دهندگان از او به این نتیجه رسید که جنبش دوم خرداد به سرنگونی ختم خواهد شد وبدین ترتیب به همراه حزب کمونیسم کارگری افق جنبش های بورژوایی را پذیرفت ... در یازدهمین دور انتخابات و با کاندیداتوری رفسنجانی،  پیش از رای گیری و حتی پیش از مشاهده اعتراضی در خیابان به تزلزل دچار شده بود. 

تمام جوامع خود را به دو بخش اقلیت و اکثریت تقسیم میکنند. گروه اول غنی و نجیب زاده هستند، و گروه دیگر توده های مردم هستند. گفته اند که صدای مردم صدای خداست؛ و اگرچه به طور کلی این قاعده را نقل می کنند و باور دارند، در واقع صحت ندارد. مردم گردنکش و سرگردان هستند؛ به ندرت چیزی را درست قضاوت یا تعیین میکنند. بنابراین به طبقه ی اول سهمی متمایز و دائم بدهید. آنها با بی ثباتی گروه دوم مقابله میکنند، و از آنجا که آنها از تغییر نفعی نمی برند، بنابراین حکومت خوبی را برقرار میدارند

تاریخ آرمانخواهان - بخش پایانی گفتگوهای امیر جواهری با وحید صمدی درباره تریبونال لندن و جایگاه تاریخی واقعی آن

تاریخ آرمانخواهان - بخش دوم گفتگوهای امیر جواهری با وحید صمدی درباره تریبونال لندن و جایگاه تاریخی واقعی آن

تاریخ آرمانخواهان - بخش دوم گفتگوهای امیر جواهری با وحید صمدی درباره تریبونال لندن و جایگاه تاریخی واقعی آن

 

بخش چهارم گفتگوی امیر جواهری با وحید صمدی پیرامون مقاومت در زندان درسالهای قبل و بعد از کشتار 67

 

بخش سوم گفتگوی امیر جواهری با وحید صمدی پیرامون مقاومت در زندان درسالهای قبل و بعد از کشتار 67

 

بخش دوم گفتگوی امیر جواهری با وحید صمدی پیرامون مقاومت در زندان درسالهای قبل و بعد از کشتار 67

گفتگوی امیر جواهری با وحید صمدی پیرامون مقاومت در زندان درسالهای قبل و بعد از کشتار 67

 

سمینار بررسی بحران جهانی - جلسه دوم: نظریه بحران مارکس - بخش تکمیلی (18 آوریل 2009)

 

سمینار بررسی بحران جهانی - جلسه اول: نظریه بحران مارکس (11 آوریل 2009)

 

سخنرانی، گفتگو و پرسش و پاسخ درباره نئو توده ایسم

 

مصاحبه رادیو برابری با جعفر عظیم زاده درزمینه انتشار منشور مطالبات حداقلی کارگران به مناسبت 31 مین سالگرد انقلاب بهمن

فایل صوتی 

استراتژی کمونیستی، جنبش کارگری و چپ جامعه   

بحثی درباره تقابل هژمونیک و چشم انداز مبارزه کمونیستی

این همان تاکتیک آشنای هخا و ربع پهلوی و چپ بورژوایی است، وقتی هخا به جماعت می گفت بروید در میدان آزادی نون پنیر سبزی بخورید، من با هواپیما می آیم،  وقتی رضا پهلوی فراخوان شمع روشن کردن برای آزادی زندانی های سیاسی می داد، وقتی بعضی ها فراخوان برداشتن روسری و آتش زدن صندوق های رای گیری را می دادند، مثل شما بالای گود نشسته بودند و تاس می ریختند.

جشن کریسمس 2011. اولف پوشاردت، نایب رئیس روزنامه دی ولت، به تمام آلمانی های شریف خبر مسرت بخش را می دهد: «در سال 2011 آلمان رهبری را در اروپا به دست خواهد گرفت و کمتر کسی است که از آن به وحشت بیفتد». چرا که: «روش مؤثر و غیر جنجالی ای که آنگلا مرکل از آن طریق رهبری اروپا را به دست می گیرد، جائی برای تکبرهای شوینیستی باقی نمی گذارد».

ما زندانی هستیم و تحویل قوه ی قضائیه ، آنها مسوول تامین ما، حفظ حرمت ما و حقوق ما هستند. ما می گوییم در زندان شماییم، اما محکوم نیستیم انواع محرومیت های بهداشتی، پزشکی، غذایی ، قضایی ، حقوق و انسانی را تحمل کنیم یا درد بکشیم. ما حتا اگر در بیرون پولی هم در بساط برای معالجه خود نداشتیم، اینجا باید با هزینه و مراقبت غیرتبعیض آمیز دستگاه قضایی از خدمات پزشکی در حدی که شما برخوردارید، برخوردار باشیم.

سرانجام رفیق علی اکبر شالگونی پس از مبارزه ای طولانی با مرگ، از میان ما رفت. از دست دادن رفیقی مثل اکبر راحت نیست. رفیقی که انبانی از خاطره های زیبا را برای ما که با او زیسته ایم بر جای گذاشت. ما نویسندگان یادداشت حاضر از تابستان 67 به بعد، در مقاطعی و یا تا روزهای آخر حیات وی در کنارش بودیم.

با فروپاشی بلوک شرق شکل تهاجمی سرمایه داری در سطح جهان به دکترین بدون آلترناتیو تبدیل شد. همزمان لشگری از سوارکاران شانس و اقبال و بورس بازان شکل گرفت که در کوتاهترین زمان باورنکردنی دارائی های انبوهی جمع آوری کردند. چه در روسیه و چه در چین، چه در اروپا و آمریکا. همه جا کاستی از سوپر ثروتمندان مشابه سالهای پایانی قرن نوزده شکل گرفت.

ما در این بند به خصوص خود را همراه و همگام با مردم فلسطین می‌دانیم و درخواست وحدت عملی و کنش سیاسی، کارگری و رادیکال در ایران را داریم. این ضرورت خود را در مبارزه‌ی بی‌امان کارگران و توده‌های محروم جهان و منطقه در قبال پیشروی سیاست‌های نوامپریالیستی در قالب جنگ، تحریم و محاصره‌ی اقتصادی نشان می‌دهد. وظیفه‌ی دفاع از ستمدیدگان منطقه وظیفه‌ی انسانی، کارگری و سوسیالیستی ماست.

فاشیسم آلمان به 6 سال زمان نیاز داشت تا 58 میلیون نفر را به قتل برساند، نئولیبرالیسم این را به سادگی در یک سال به انجام می رساند. مصاحبه‌ای با ژان سیگلر

پشت جذابیت‌های المپیک و جاذبه‌ی بازی‌ها، به زنان و مردانِ کارگری که لباس‌ها و کفش‌های ورزشی با مارک‌های مشهورفروشگاه‌های خیابان‌های بالای شهرهای جهان ... را برای عرضه و فروش در جریان برگزاری المپیک تولید می‌کنند، لباس‌های ورزشکاران شرکت‌کننده و لباس‌های رسمی‌ برگزارکنندگان و شگون‌نما‌های المپیک و سایر اقلام مورد نیاز برگزاری المپیک را فراهم می‌سازند؛ یا کارهای ساختمانی محل برگزاری مسابقات و تاسیسات مربوط را انجام می‌دهند حقوقی پائین تر از خط فقر تعیین شده به وسیله‌ی سازمان ملل و کمتر از حداقل مورد نیاز تامین مایحتاج اولیه‌ی زندگی آنها پرداخت می‌شود.

بر کناری لوگو مخصوصأ به این خاطرمورد توجه است که آخرین اقدام از سری اعمالی است که بر علیه دولت های مترقی پوپولیست منتخب مردم در آمریکای لاتین انجام شده است. در سال 2009 در یک کودتا بر علیه دولت دمکراتیک انتخابی رئیس جمهور مانوئل زلایا که سطح حد اقل دستمزد را در سراسر کشور بر خلاف مخالفت صاحبان سرمایه افزایش داده بود، وی را با تهدید اسلحه بر کنار کردند. در سال 2010 رئیس جمهور اکوادور رافائل کوریا در یک کودتای نافرجام افسران شورشی پلیس با گاز اشک آورمورد حمله قرار گرفته و گروگان گرفته شد. کودتائی که با تیراندازی و نبرد مسلحانه به پایان رسید.

به این ترتیب روشن میشود که چرا ارکستر هماهنگی از پاسدار ولترها که خود را اصلاح طلب مینامند، سازمان اکثریت، حزب توده و انواع سازمانهای «جمهوریخواه» و «دمکرات»، که ازاین سازمانهای مادر جدا شده اند و همگی در آن زمان در عشق به خمینی و جمهوری اسلامی ذوب شده بودند، سعی دارند با برجسته کردن روز 16 آذر، بحث و حرکت در بزرگداشت مقاومت دانشجویان را در اول اردیبهشت به فراموشی بسپارند.

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط  زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای چنین چیزی نیاز به اتوپی مشخصی است که مفهوم خود را از روابط مسلط نمی تواند اتخاذ کند.

اگر خلق یونان یکجا بپا نخیزد این تهدید جدی است. در همین دهسال آینده . آنچه از ما باقی خواهی ماند خاطره ای خواهد بود، خاطره ای از تمدن ما و نبرد ما برای آزادی .

از آنجا که “جدایی نادر از سیمین”، هم اولین و هم تنها فیلمی نیست، که اصغر فرهادی تهیه و کارگردانی کرده، گذر کوتاهی به حداقل دو فیلم دیگر از او احتمالا می­تواند، برای بررسی خود این فیلم کمک موثری باشد.

توضیح سایت امید:

نوشته حاضر از آقای فریبرز رئیس دانا بررسی قابل توجهی است از انحطاطی که گریبان جامعه ایران را گرفته است و بخش بزرگی از طبقه کارگر را به سمت انهدام می راند. با این همه نویسنده در بررسی عوامل انحطاط اساسا با نگرشی جامعه شناسانه وارد موضوع می شود و تنها در بخش پایانی مطلب به عامل مبارزه طبقاتی می پردازد و در آن به درستی به جستجوی راه های خروج از وضعیت کنونی بر میخیزد. اما بر همین اساس می توان خود اوجگیری این انحطاط را نیز در پرتو کش و قوس های مبارزه طبقاتی و ناتوانی چپ جامعه در ایفای نقش امید بخش به آینده جستجو کرد.

به نظر می آید این روزها معین کردن طول و عرض جنبش رادیکال کارگری و به تبع آن ارزیابی کارنامه ی فعالین کارگری کار آسانی نیست. از این رو آن معیارها و اصول رادیکالی که بناست جنبش برآنها پی ریزی و سازماندهی شود، عملا برای طبقه ی کارگر در هاله ای از ابهام باقی می مانند و گاها دور از دسترس. مسائل پیچیده و عدیده ای باعث شده که جنبش رادیکال ایران نتواند به صورت روشنی وضعیت خود را از درون، مورد مداقه قرار دهد. چراکه بدون شک هنوز تجزیه و تحلیلهایی (بگوئیم آگاهی طبقاتی) که از وضعیت جنبش کارگری ایران صورت می بندد غالبا و با درصد بسیار بالایی از اپزیسیون چپ ایران چه از کانال گرایشها و احزاب مختلف و چه از سوی فعالین چپ مستقل نشات می گیرد و پس از درج مواضع، مقالات و نوشته های آنهاست که رد و تاثیر آن ارزیابی ها، در پراتیک فعالین و به شکل بارزتری در نوشته های آنها - بسته به  به نوع گرایش و سطح آگاهی و عمل فعالین- قابل تشخیص است. خفقان دردآلود داخل و تبعید ناخواسته ی صدها انسان مبارزی که دغدغه ی طبقاتی دارند باعث می شود بگوئیم این مسئله ناگزیری طبقه ی کارگر امروز ایران است. این طبقه ناچار است تجزیه و تحلیلهای دست اول خود را از اپوزیسیون چپ بگیرد. با این وجود مشکل اصلی زمانی رخ می دهد که تحلیلهای درست و طبقاتی در لفافه ی سکتاریسم ناکارآمد می گردد. به عبارتی دقیق تر ممکن است آگاهی طبقاتی کارگران به دلایلی شخصی، فرقه گرایی و ...دچار تعارض شده و همین امر باعث شود که  کارگران و فعالین آن نتوانند به آن تشخیص درست، لازم و ضروری دست پیدا کنند. پر واضح است چنین مشکلاتی طبقه ی کارگر ایران را وادار به پرداخت هزینه های غیر لازم خواهد کرد.

آنچه غیر قابل انکار می باشد. جانفشانی فعالین داخل ایران است. صرف نظر از هرگرایشی که دارند و یا به صورت مستقل عمل می کنند. عملکرد این فعالین و ارتباط با بدنه، برآیند جنبش اعتراضی کارگران ایران است. حال اگر تحلیلهای درستی که از خارج و یا داخل ایران انجام می گیرد نتواند تاثیر روشنگرانه ی خود را بر فعالین و طبقه ی کارگر داشته باشد شاهد درجازدنهای بیهوده ای خواهیم بود که کاملا غیر جنبشی و غیر طبقاتی است. اصرار بر عدم پذیرش نقدهای درست و جدی، یاد آور معیارهای بورژوایانه است تا ارزشها و اصول بی چون و چرای کمونیستی. هر گونه عمل غیر طبقاتی از جانب گرایش و یا شخص خاصی نسبت به اتفاقات و افراد فعال داخل ایران باعث لطمه خوردن آگاهی کارگران خواهد شد. آگاهی طبقاتی، عنصری است که به قول مارکس بناست شالوده ی هر حرکت رادیکالی باشد. به اعتقاد من نمی توان فعالین کارگری داخل ایران را به اتهام ارتباط - من ارتباط  را در وسیعترین معنی اش به کار برده ام که حتی خوانش از روی وب سایتها هم مد نظرم بوده نه الزاما ارتباط ارگانیک -  با اپوزیسون مورد بازخواست قرار داد.  اما می توان هر گرایش یا شخصی را که باعث می شود عمل کارگری  و فرهنگ کار علنی، خصوصیت بی قید و شرط و دموکراتیک طبقه ی کارگر را مخدوش کند مورد نقد و بازخواست قرار داد و مسئولیت چنین انحرافاتی را به آنها یادآور شد. آنچه جالب توجه است این است که فرهنگ کار علنی به موازات انتظاری که از آن می رود رشد نکرده است. نمونه ی عینی این مسئله تشکلهایی است که با نامهای مختلف در داخل ایران به وجود آمده اند و هنوز هم کم و بیش فعال هستند. کارنامه ی تمامی این تشکلها در رابطه با تشکل یابی و سازماندهی طبقه ی کارگر آنچنان که باید پربار نیست و یا به راحتی می توان ادعا کرد که کارنامه ی بسیار سبکی است. من سعی ندارم سرکوب بی امانی را که فعالین با آن روبرو اند کم رنگ جلوه دهم و یا وضعیت اقتصادی فعالین کارگری و کارگران را در این وانفسای معیشتی نادیده بگیرم و یا دیگر المانها را لحاظ نکنم.... اما آنچه قبل از هرچیز طبقه ی کارگر باید از عهد ه ی آن بر بیاید پذیرش بی قید و شرط اصول و معیارهای طبقاتی کارگری است و متعاقب آن به کاربستن آنها. هنوز هم خود تشکلاتی که فعالین کارگری در آن سازمان یافته اند نسبت به اعضای خود با تبعیض رفتار می کنند. مسائلی مسکوت می ماند و گاها تصمیماتی تحت تاثیر مجادلات شخصی توان و نیروی تشکلها را پائین می آورد. کما اینکه در طول این چند سال کارنامه ی تمامی آنها خبر از سر درون می دهد. هیچ فعال  کارگری نمی تواند بدون درونی شدن معیارهای طبقاتی و بی قید و شرط و انسانی ، به آگاه گری و در انجام، به سازمان یابی دست بزند. بودند کسانی که در داخل این تشکلها تعدادی را متهم (به زعم آنها) به ارتباط با حزب مشخصی می کردند (با استناد به چه مدارکی سوالی است که هنوز هم مطرح است) و تنها به همین دلیل آنها را فاقد صلاحیت لازم (بازهم به زعم آنها)، برای فعالیت کارگری می دانستند. گویا اپوزیسون چپ ایران فقط و فقط همان حزب مورد نظر آنان بوده است. وهمین افراد این روزها در اروپا در هفته چند بار در تلویزون همان حزب ظاهر می شوند و..... اگر بعضی از فعالین بر این باورند که هر فعال کارگری داخل ایران نباید هیچگونه ارتباطی با اپوزیسیون و افراد مستقل چپ داشته باشند بحثی است دامنه دار و لازم. اما موضع گرفتن و اصرار ورزیدن بر حذف چنین فعالینی، خام دستانه ترین کار ممکن بود که کسانی سعی می کردند به آن جامه ی عمل بپوشانند. بدون شک یکی از معیارهای کارعلنی حفظ امنیت خود و دیگر فعالین است و نهادینه کردن حقانیت و مبارزات کارگری در تشکلها و حضور داشتن  و دامنه زدن به اعتراض علیه نابرابری و مناسبات غلط جامعه ی سرمایه داری به شکل سازمان یافته و با دوام. کنکاش در این امر که آیا فعالین با اپوزیسون در ارتباط هستند  یا نه، و این ارتباط چه اندازه و در چه سطحی است و راه را بر آنها بستن، دغدغه ی فعال کارگری نیست بلکه عملا دستور کار وزارتخانه ی مشخصی است که ابدا نیازی به مستندات ندارد هیچ، می تواند  و عملا توانسته است فقط با اتهام زدن، هر ناممکنی را ممکن کند.

تاکید میکنم طبقه ی کارگر ایران، فعالین کارگری، هر حزب و یا فرد مستقلی که دغدغه ی طبقاتی دارد باید قویا خود را از هرگونه ارزش گذاری و معیار بورژوایانه بپالاید. سهم خواهی از طبقه ی کارگر آب را به آسیاب که خواهد ریخت؟ واقعیات را بزرگ یا کوچک جلوه دادن، به نفع چه کسی خواهد بود؟ مگر نه اینکه تبعیض و نابرابری اساس سیستمی است که با آن به مقابله برخاسته ایم؟ آنچه بهمن شفیق در نقد ادبیات فراخوان و چگونگی کمک مالی به محمود صالحی نوشت، زیر سوال بردن  نفس کمک به محمود نبود بل تحلیل درستی بود که به زعم من خود محمود هم با آن موافق بود چرا که اعلام کرد که از فراخوان بی اطلاع بوده است. وضعیت جسمی محمود مطمئنا برای تمامی ما  نگران کننده بوده است و خواهد بود چرا که رنج او رنج طبقه ی کارگر است. اما در ادامه کسانی بدون فکر کردن به نوشته یا اصل موضوع در خارج از ایران با نامهای مستعار نوشته هایی را درج کردند که در نوشته ی فعال کارگری ایران بازتاب یافت و از بهمن شفیق با نام زوزه کش فرصت طلب نامبرده شد. این عبارات ضرورت یافتن مطالعات بیشتری را برای نقد عمیقتر فعالین داخل می طلبد. دست کم در این راستا و برای بهبود بخشیدن به یک ادبیات کارگری بد نیست مقاله ی بی فرهنگی تروتسکی بار دیگر از نظر آنها گذرانده شود. این جملات نیش و کنایه نیست ضرورتی است که اگر فعالین کارگری نتوانند بر آن غلبه کنند برای دیگران و خطاب به طبقه ی کارگر حرفی برای گفتن نخواهند داشت. و عملا بازی را به جذابیتهای کاذب و ادبیات رنگ و لعاب دار جریانات لیبرالیستی خواهند باخت. چنین خصوصیاتی است که راه را هم،  بر انسجام هر چه بیشتر و متحدانه ی دیگر جنبشهای اعتراضی با جنبش کارگری بسته است. انسجامی که از روی پلاکاردها پائین بیاید، در جامعه رسوخ کند، دارای ارتباطی زنده و پویا باشد و با دستاوردهایی، دست کم طی چند سال، قابل ارزیابی گردد و برای طبقه ی کارگر به بار بنشیند. اگر فعالین کارگری نتوانند عملا در درون خانواده ی خود نسبت به رفع  تبعیضهایی که بر زنان می رود تاثیر گذار باشند دیگر نمی توانند رهبری طبقه ی کارگر را به دست بگیرند و رسالت تاریخی را ادعا کنند. فعالینی که هنوز نمی توانند ریشه یابی کنند که چرا زن و یا دخترشان در جمعهای خصوصی با روسروی ظاهر می شوند و در صورت تذکر، با طیب خاطر از کنار عبارت "این گونه راحت هستیم" می گذرند، در کجای این نظام زن ستیز ایستاده اند؟  مرد سالاری آنقدر عمیق است که راحتی خود را به جای یک آسوده گی انسانی جا زده است. این وظیفه ی یک فعال کارگری است که حتی در کلام و ادبیات به ریشه یابی چنین نابرابریهایی بپردازد و آبشخور طبقاتی چنین عبارتهای عوامفریبانه را مورد نقد قرار دهد. گذشتن از کنار واقعیتهای عینی جامعه و تبعیضات، سکوت در مقابل چنین پدیده ها و روابطی، مشخصا رسمیت دادن به خشونتهای پنهان (خشونت های آشکار دست کم آشکارند و راه را بر انکار می بندند) است و همین و نابرابریهاست که موجب می شود خیزعظیم سازمان یافته ی طبقه ی کارگر ایران  بازهم به تعویق بیفتد.  این افراد شاید در مصاحبه های جسته و گریخته شان و یا بر روی وب سایتها چیزی از مردسالاری بنویسند، به آن بتازند و آن را به باد سرزنش بگیرند اما درعمل میان فعالین چپ زن ومردی که پراتیک طبقاتی بری از هرگونه تبعیضی، ملاک تشخیص و داوری آنهاست جایی نخواهند داشت. جنبش رادیکال کارگری ایران و فعالین آن باید معیارها، ارزش ها  و ملاک های بی قید و شرط انسانی خود را متبلور کند تا بتواند به رسالت تاریخی خویش جامه ی عمل بپوشاند.

 

آذرماه هشتاد و نه

برخی از خبرگزاریهای ایران؟ برخی یا خبرگزاری فارس؟ تفاوتی ماهوی بین این دو گزاره وجود دارد. وقتی برخی از خبرگزاری ها متنی را منتشر می کنند، این تصویر به خواننده القا می شود که نویسنده متنی را تهیه و در اختیار برخی خبرگزاریها قرار داده است. اما وقتی خبرگزاری معینی متنی را منتشر می کند، خواننده بلافاصله به منبع خبر نیز می اندیشد و اعتبار خبر را با منبع آن نیز می سنجد.

پرسش اساسی در مقابل رهبر جمهوری اسلامی اکنون این است: آیا به پرنسیپهای خود وفادار می ماند و ریسک شکست در میدان تقابل رویارو را می پذیرد و یا این که به این پرنسیپها پشت نموده و عطای تقابل رویارو را به ردای قدرت مطمئن می بخشد.

حوادث ماههای منتهی به انتخابات با آغاز تحریمهای مالی غرب و انسداد شریانهای مالی جمهوری اسلامی و متعاقب آن کاهش سرسام آور قیمت ریال در قبال ارزهای خارجی و نوسانات شدید و پردامنه در بازارهای مالی ایران، آخرین ضربات را باید بر کارآئی دولت احمدی نژاد وارد می کردند. نظام مسلط که به دلایل سیاسی از عدم کفایت احمدی نژاد صرفنظر کرده بود، اکنون باید او را تا نهایت ممکن تحقیر می کرد و دولت وی را از کار می انداخت.

در جامعه ای که امکان ایجاد گسست در نظم مسلط هنوز امکانی قابل تحقق است، در جامعه ای که ریشه هایش هنوز قابل تغییرند، چپ سوسیالیست به تغییر در سطح دل بسته است. انتخابات ریاست جمهوری دقیقا یکی از گره گاههای بروز همین تضادها و یکی از لحظات پیشروی به سمت تحقق همین امکان تاریخی است. همانطور که دوره های مختلف این انتخابات تا کنون به معنای پیمودن گام به گام مسیر تکوین دولت مدرن نیز بوده است.

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر