مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

اگر بخواهیم با اغماض در حق عدالت طلبان از آنچه مارکس درباره پرودون می گوید اقتباس کنیم باید بگوییم که: از نظر عدالت طلب "انحصار خوب است، زیرا یک مقوله سیاسی است. یعنی یکی از تجلیات الهی است. رقابت خوب است، زیرا آن نیز یک مقوله اقتصادی است. ولی آنچه خوب نیست، واقعیت انحصار و رقابت است و از آن بدتر اینکه رقابت و انحصار متقابلا یکدیگر را فرو می بلعند.

گروسمن با این موافق بود که انحصار یک مشخصه مهم امپریالیسم بود. اما در حالی که لنین گستره و وسعت آن را توضیح داده بود، گروسمن به گونه ای سیستماتیک مکانیسم های اقتصادی ای را توضیح داد که از آن طریق انحصار به ویژه در شکل کنترل بر مناطق استعماری نرخ سود را بهبود می داد و بدین ترتیب گرایش کاپیتالیسم به فروپاشی را خنثی می کرد.

آسمان و ریسمان بافتن درباره خصوصی سازی "درست" یا "نادرست" و خصوصی سازی "اصولی" و مورد نظر رهبری و خصوصی سازی مورد نظر تکنوکرات ها و دولتمردان، گرهی از تناقضات نظری عدالت طلبی باز نمی کند. حتی این ایده جدیدتر را که عدالت طلبانی مثل میلاد گودرزی و وحید اشتری مطرح می کنند که اصلاحیه ی رهبری در مورد تبدیل اصل 44 به ضد اصل 44 زودهنگام بود و باید به زمانی واگذار می شد که ابتدا دولت و بخش خصوصی کارآمد می شدند... توهمات خرده بورژواهایی است که می خواهند جامعه و تاریخ را در ذهن خود دگرگون کنند.

مضمون طبقاتی این جنبش در اقلیم کردستان در گفته‌ی آن پیشمرگ تهیدستی متبلور می‌شود که زمانی گفته بود: "من از داعش نمی‌ترسم، ترس من از بدهی ام به صاحبخانه‌ است".

درک این امر دشوار نیست که اگر بجای چند دوجین شرکت کننده، چند صد و یا چند هزار نفر برای حمایت از خواستۀ کارگران جمع می شدند، این اتفاق میتوانست بر توازن قوای داخل جلسه هیأت داوری و به نفع خواست کارگران به مراتب بیشتر تاثیر گذار باشد. آن عضو پادوی سرمایه در هیأت داوری دیگر نمی توانست در مقابل این پرسش که "آیا صدای تظاهر کنندگان را شنیدید یا نه" بیشرمانه پاسخ دهد که "ما تنها صدای خدا را می شنویم".

هیچ چیز بدیهی تر از این نیست که هر رسانه بورژوائی که به طبقه کارگر روی می آورد دنبال تحقق برخی امیال مشخص است. هیچ و هیچ رسانه بورژوائی بدون نفع معینی برای طبقه و یا گروهبندی طبقاتی خویش به طبقه کارگر روی نمی آورد. نه فقط رسانه ها، بلکه حتی فعالین جنبشهای رنگارنگ بورژوائی نیز به همین سیاق عمل می کنند. چه خود متعلق به چپ رادیکال و با موهای رنگین کمانی باشند و چه متعلق به عدالتخواهان اسلامی با ریش و تسبیح. 

حقیقتا این فعالان "کارگری" و دانشجوئی از کجا چنین اطمینانی را کسب کرده اند که استفاده از واکسنهای فایزر و کرونا یعنی سلامت عمومی جامعه؟

امروز جداره های ایدئولوژیک نظم حاکم ترک برداشته و موهوماتی همچون دموکراسی، فمنیسم، حقوق بشر و مدیای آزاد ... در حال فروریختن اند و لحظه ای فرا می رسد که جنبش انقلابی طبقه کارگر دوباره جان می گیرد و شبح کمونیسم در افق پدیدار می شود. و درست در همین لحظه سندیکای واحد و سندیکای هفت تپه به جای انعکاس اخبار این جنبش ... در فکر تحکیم پیوندهای خود با طبقه متوسط و تبلیغ مفاهیم ایدئولوژیک آنانند

مجلس انقلابی چنان طرح بلند پروازانه ای را به میان کشیده است که تلافی یک ترور در مقابل آن کمرنگ ترین اقدام به نظر میرسد. حقیقتا چه نیازی به ترقه بازی امروز است وقتی که می شود در آینده آتشهائی بس بزرگ بر پا کرد. و باز هم البته آینده آینده است و هیچ کس نمی تواند زمان آن را پیش بینی کند. آدمها هم حافظه ای کوتاه مدت دارند. زمان خیلی از زخم ها را التیام می بخشد.

سالها پیش از به دست گرفتن زمام امور توسط دولت شیادان بنفش، از همان دوران دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد معلوم شده بود که نظام دیگر قادر به ورود به چالشی سنگین با رقبا و دشمنان منطقه ای و جهانی خود نخواهد بود. در داخل قلمرو حکومتی اش، نظام به ارتشی در حال محاصره تبدیل شده بود که در دل آن ستون پنجم نیرومندی شکل گرفته بود که بی محابا به طرف مقابل گرا می داد.

حقیقت این است که ترور فخری زاده برای کشاندن ایران به جنگی با آمریکا صورت نگرفت. طراحان ترور می دانستند که از سوی جمهوری اسلامی واکنشی در خور دریافت نخواهند کرد. محاسبه واقعی طراحان ترور این بود و هست که همانطور که واقعه انفجار نظنز بی پاسخ ماند، ترور فخری زاده نیز پاسخی درخور به دنبال نخواهد داشت.

گفتاری در باب زمینه ها و نتایج نبرد تاریخی در حال وقوع در آمریکا در جستجوی یافتن پاسخ به برخی مسائل کلیدی. دمکراسی کامل یا کاملترین دولت بورژائی؟ ترامپ "فاشیست" و دمکراتهای آنتی فاشیست؟ کدام نتایج جهانی و داخلی به پایان جنگ قدرت گره خورده اند؟

برای اولین بار دیدم که مبارزه برای رهایی زنان یک تجربه واقعی و زنده بوده است. مباحث مربوط به حقوق زنان در جمهوری شوروی، برخلاف مباحث آپوزیسیون کارگری و چپ، به سختی در خارج از محافل آکادمیک شناخته شده است. این شکاف در دانش ما به این معنی است که ما درک کاملی از انقلاب و جامعه پس از آن نداریم. این بی اطلاعی تجربه خارق العاده اوج مبارزه برای حقوق زنان در تاریخ انقلابی را به دانشگاهیان فمینیست می سپارد و این باید اصلاح شود

گفتاری در باب زمینه ها و دلایل وقوع جنگ دوم قره باغ و آرایش نیروهای درگیر، قبل و بعد از جنگ

مایکل کوهن، یک دمکرات، در توئیتی نوشت: "من بسیاری از دمکراتها را می شناسم که حال شروع به سرزنش حزب برای آنچه امشب اتفاق افتاد خواهند پرداخت... اما اینطور نیست که آمریکائی ها ندانند که ترامپ کیست. شاید مشکل دمکراتها نیستند. مشکل رأی دهندگان اند"

خودویژگی پایه اجتماعی ترامپ اساسا در حضور بورژوازی روستائی و زمینداران بزرگ و مسیحیان صهیونیست و نژادپرستها قابل تبیین نیست. همه اینها البته بخشهائی از پایه اجتماعی ترامپ را تشکیل می دهند. اما همه اینها در جمع نه قادر به جابجائی قدرت در سطح ریاست جمهوری اند و نه اصولا جمعیتی 70 میلیونی و بیشتر را شکل می دهند...خود ویژگی  ترامپیسم در این بود و هست که او توانست به این مجموعه ارتجاعی بخش عظیمی از نیروهائی را نیز اضافه کند که در دوران گلوبالیسم خانه خراب شده اند.

تربیت من طوری بود که یک بانو باشم و بانو ها هم فحش نمی دهند. اما fuck these motherfuckers to hell برای کاری که با من و امثال من و کشور کرده اند. تمام آن چیزی که ما آمریکائی های ساده می خواستیم تکه ای از زمین برای تشکیل یک خانواده بود و شغلی برای پرداختن صورتحسابها و حداقل کمی هم توهم داشتن آزادی و حتی همین هم برای این انگلهای انسانی زیادی بود. آنها همه چیز را می خواهند، فکر، بدن و روح را. لعنت بر آنها. لعنت بر همه آنها"

این که چه مقدار از این میزانِ کمِ فاکتورِ هزینه ی کار باید به نیاز پایه ای مسکن اختصاص یابد، با توجه به امکانات مالی مزدبگیران تعیین نمی شود. این بخش که همیشه بزرگترین رقم پرداختی خانواده را تشکیل می دهد، در واقع به مطالبۀ استثمارگرانۀ یک طبقۀ انگل از سرمایه دارانِ مالیِ صاحب زمین وابسته است. مزدبگیران با کارشان نه تنها باید برای سرمایه ی کارفرمایشان ارزش اضافه تولید کنند، و به سرمایه تضمین دهند که با پرداخت مزد و هزینه های دیگر همچنان سودآور خواهد بود، بلکه با همین درآمدِ کارشان باید سودآوری مالکیت زمین به منزله سرمایه موهومی را نیز تضمین نمایند.

ولادیمیر لنین، سوسیال دموکرات روسی معتقد بود که این نشانه ای از فرصت طلبی فزاینده در درون سوسیال دموکراسی است. موضوعی که باید با هوشیاری با آن مبارزه شود. کنفرانس اشتوتگارت "به طرز شگفت انگیزی اپورتونیسم سوسیالیستی را نشان داد که تسلیم سرزنش های بورژوازی می شود" و "یک ویژگی منفی در جنبش کارگری اروپا را نشان داد. ویژگی ای که می تواند آسیب نه چندان کمی به هدف پرولتری برساند و به همین دلیل باید مورد توجه جدی قرار گیرد"

در یک نگاه کلی و با کنار گذاشتن "فمینیسم سفید پوستان" و هرآنچه خود را با مرد-ستیزی معرفی می کند، می توان گفت که طیف چپ و به اصطلاح رادیکال تر فمینیست ها حاصل لشگرکشی دوگروه عمده هستند. از یک سو، نظریه پردازان تقاطع/درهم تنیدگی/اینترسکشنالیتی ... از دیگر سو، نظریه ی دیدگاه/منظرِ فمینیستی، که بنا بوده پاسخی باشد مارکسیستی

در اواخر سالهای دهه 1850 دیدگاههای مارکس در مورد استعمار به طرز چشمگیری در جهت خلاف نظرات قبلی وی گسترش می یابند. در سری مقالات 59-1857 خود در مورد چین و جنگ دوم تریاک، هیچ گونه تحسینی از اثرات مترقی استعمار در چین وجود ندارد. در عوض ماركس بر محكوم كردن شدید استعمار فرانسه و انگلیس متمركز بود، تا آنجا كه به طرز شادمانه ای گزارش كرد كه انگلیس و فرانسه 500 تلفات دادند و سرمقاله نویسان انگلیسی را مسخره می کند كه برتری خود را نسبت به چینی ها اعلام می کردند.

بدن های ما تبدیل به کالا شده است. لیبرال ها دروغ می گویند که تن فروشی و استفاده از زن به عنوان رحم اجاره ای، انتخابِ خود زنان است. ما جهانی را نمی خواهیم که در آن کالاشدگی به عنوان یک فضیلت، ارج و قرب داشته باشد، و فروشِ کودکان نه تنها غیرعادی نباشد، بلکه برای زنان سودمند نیز معرفی شود.

هر اعتصاب یک سفر است، کارگری که اعتصاب کرده است یک مسافر است، از یک مسافر نباید پرسید کجا هستی، از یک مسافر باید پرسید به کجا می روی؟

به طور مشخص، کمپینی که علیه اعدام نوید افکاری سازماندهی شد و پس از اعدام وی نیز با قدرت تمام ادامه یافت، کمپینی سازماندهی شده در مراکز امنیتی و سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه بود که با براندازان و سرنگونی طلبان سر سپرده آنان به پیش برده شد. خاستگاه کارگری نوید افکاری ذره ای در ماهیت ارتجاعی این کمپین تغییر ایجاد نمی کند.

انگلس در نامه ای به آگوست ببل در مارس 1875 نوشت: "حالا که دولت فقط پدیده ای موقتی است که در خدمت مبارزه و انقلاب برای سرکوب دشمن با قهر است، بنابر این سخن گفتن از دولت آزاد مردمی حماقت محض است: تا زمانی که پرولتاریا هنوز از دولت استفاده می کند، آن را نه به خاطر [برقراری] آزادی، بلکه برای سرکوب مخالفینش مورد استفاده قرار می دهد.

شعر مبارزه است - علت شعر مبارزه است - و علتِ شعرِ مبارزه نیاز است - و منطق شعرِ مبارزه نیاز به ارضای نیاز است.

پایه ای ترین تفاوت تدارک کمونیستی با دو قطب چپ در همین نقطه است. برخلاف دو قطب چپ، تدارک کمونیستی در تمام سالهای اخیر بر این تأکید داشته است که امر طبقاتی تعیین کننده سیاست ورزی کمونیستی است و سیاست رادیکال در هر گام سیاستی است که به تقویت صف طبقاتی کارگران و انکشاف مبارزه طبقاتی یاری رساند.

بنابر این مارکس و انگلس مفهوم دیکتاتوری پرولتاریا را – همچون مفهوم دیکتاتوری بورژوازی پیش از آن- دیگر در معنای یک "موقعیت گذرای دولت" بلافاصله پس از انقلاب مورد استفاده قرار نمی دهند، بلکه آن را اکنون دیگر به منزله نوع دولتی به کار می برند که سلطه سیاسی برای کل دوران گذار از کاپیتالیسم به کمونیسم را خصلت نمایی می کند

آنچه این رفقا، از آن به نام تناقض یاد می کنند ناشی از این است که برای آن ها بیش از دو امکان قابل تصور نیست. یا باید به صف محور ‏مقاومت بپیوندید و یا در کنار اپوزیسیون ارتجاعی جمهوری اسلامی قرار بگیرید. این رفقا توجه نمی کنند که ‏ناسیونالیسم ایرانی امروز دیگر خود را نه پیرامون اپوزیسیون سنتی ملی و حتی چپ، بلکه حول محور مقاومتی تعین ‏بخشیده که بورژوازی در قدرت و جمهوری اسلامی آن را نمایندگی می کند. و این چیزی است که این رفقا به آن سمپاتی ‏دارند

این کوتوله سیاسی اکنون در رابطه با اعتصاب کارگران هفت تپه به ما پارس می کند. این البته خشمی ناشی از عجز است. شاید ما را مسبب این میداند که در اعتصاب هفت تپه سال 1399 دیگر جائی برای عزیزدردانه اش، خانم قلیان، نیست. همان خانم قلیانی که همین مردک زمانی در موردش نوشته بود که "اما اسماعیل بخشی و مبارزات کارگران هفت‌تپه بدون نام سپیده قلیان چیزی کم دارد".

این بار کارگران صدای اعتراض خود را رساتر و گسترده‌تر از همیشه به گوش صاحبان سرمایه و حکومت رسانده‌اند. آنان در اعتصابی نسبتا هماهنگ و همسو خواهان افزایش دستمزد، پرداخت حقوق معوقه، تأمین امنیت شغلی، برچیده شدن بساط شرکت‌های پیمانی، لغو قراردادهای موقت و سفید امضاء، بهبود شرایط و امکانات خوابگاهی و بهداشتی، و نیز لغو خصوصی‌سازی شده‌اند

گفتار حاضر بخشهائی از یک نشست تدارک کمونیستی است که به بررسی تحولات مربوط به اعتصاب هفت تپه و کارگران شرکتهای پیمانکاری پالایشگاههای مختلف در ایران اختصاص داشت و به پیشنهاد رفقای حاضر در نشست به همان ترتیبی که طرح شده بود، با جرح و تعدیلهائی جزئی، منتشر می شود.

کسی که با تأکید بر ارزشهای والای ملت در حال "غلبه" بر ترس از جنگ است، می خواهد که مردم برای جنگ آماده باشند. او در حال برنامه ریزی در استفاده از مردم برای چیزهائی بیشتر از استثمار و انتخابات است. او می خواهد که آنها "به نام مردم" به خط شوند تا از منافع ملت دفاع کنند. همان منافعی که به نام آزادی، دموکراسی، عدالت و اقتصاد بازار شناخته شده اند.

سیاست ورزی کمونیستی نمی تواند بر مبنای دفاع از افزایش مالیات بر ثروتمندان در شرایط کنونی شکل بگیرد. این سیاست شناخته شده سوسیال دمکراسی است. تمرکز سیاست ورزی کمونیستی باید بر شناخت دلایل مادی این جهتگیری دولت و طبقه حاکم و تأثیرات آن بر روندهای مبارزه طبقاتی باشد.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر