نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

همچنین- ما توان اثر گذاریمان را در این زمان امتحان می کنیم و این فقط در مورد منطقه دونتسک و لوگانسک نیست. این مسئله مربوط به حد اقل یک پنجم اوکراین، و شاید تمام آن باشد.

مافکر نمی کنیم اوکراین، حتی قسمت شمال غربی، باید در زیر قدرت الیگارشها، ناسیونالیستها و فاشیستها باشد. مردم نباید مجبور باشند با این رژیم زندگی کنند، حتی اگر اکنون تا درجه ای از حمایت توده ای هم برخوردار باشد. این برای تمام اوکراین بسیار بد است. آنها وضعیت اقتصادی و رفاه مردم را درغرب و هم چنین در کی یف به نابودی می کشند.

"یک جامعۀ آزاد به قواعدی اخلاقی نیاز دارد که در تحلیل نهائی در این خلاصه می شوند که زندگی را حفظ می کنند: [اما] نه حفظ تمام زندگی، برای این که زمانی می تواند قربانی کردن زندگی افرادی برای حفظ زندگی های بیشتری ضروری باشد. به همین دلیل تنها قواعد واقعی اخلاقی آنهائی هستند که نوعی «حسابگری زندگی» را در خود دارند: مالکیت خصوصی و میثاق".

فریدریش فن هایک، 1981

کاربران سیاستِ سیاسی، در مورد مسئله‌ی کوبانی عمدتاً جریان‌های راست‌گرا هستند. عده‌ای با بازتعریفی که لیبرالیسم از سیاست برای سیاسی‌کارها و سیاست‌مدارانِ خود، بر اساس وجود جامعه‌ی مدنی –و نه در دل آن- ارائه می‌دهد، سعی در اتخاذ موضعی در راستای بسط بیش از پیش لیبرالیسم اقتصادی-سیاسی توسط کارگزارِ اصلی آن یعنی امپریالیسم ایالات متحده و ناتو می‌کنند. در مورد این مسئله این امر خود را به صورت اعتبار بخشیدن به و توجیه آوردن برای دخالتِ ولو بشردوستانه‌ی دول غربی در منطقه تجلی می‌بخشد.

صادرات آلمان به آمریکا از 65.6 میلیارد یورو در 2010 به 73.7 میلیارد در 2011 وبیشتر به 88.4 میلیارد یورو در2013 رشد کرده است – یا بیشتر از یک سوم در مدت سه سال و انتظار می رود که این رشد بیشتر نیز شود. این در زمانی اتفاق می افتد که، در نتیجه بحران در فرانسه، صادرات آلمان به این کشور– سنتآ مهم ترین شریک صادراتی همسایه قدرت مند اقتصادی اش – کاهش یافته همین طور هم صادرات به بقیه کشور های اصلی در اتحادیه اروپا، مثل ایتالیا و بلژیک.

پ ک ک، روژآوا و کنفدرالیسم دمکراتیک، خودگردانی و جامعه مدنی و دمکراسی، انتقاد کمونیستی

"پید و آمریکا از دو سال پیش گفتگوهایشان را آغاز کرده اند. اما برای نرنجاندن ترکیه، واشنگتن ترجیح داد که گفتگوها زیر رادار [یعنی پنهانی] بمانند". بینگو. دم خروس پروژۀ رهائیبش چپ، مأوای چپ بیخانمان شده، منشأ امید آینده، الگوی چپ برای قرن جدید از زیر قبا بیرون زد. زنده باد سوسیالیسم آمریکائی.

مباحثات صندوق بین المللی پول تصویر طبقه مسلط آشوب زده ای را ترسیم می کند. الیت حاکم بر سر این سؤال که چه باید بکنند مجادله می کنند و در موقعیتی نیستند که برنامه ای بریزند که حتی فقط افق یک رشد اقتصادی را به تصویر بکشد. آن ها شدیدا به این امر آگاهند که بر بشکه ای از باروت نشسته اند.

تنها چیزی که در آن متحدند ترسشان است. ترس از وخیم تر شدن شرایط اجتماعی. بیم از نابرای اجتماعی رو به تزایدی که با انفجار مبارزات اجتماعی از پایین به اضمحلال نظم اقتصادیشان منجر خواهد شد.

آن ها این درک را نمایندگی می کنند که مبارزه در لوگانسک و دونتسک فقط نقطه شروعی است برای مبارزه جهت سرنگونی رژیم کی یف در تمام کشور. آن ها یک جامعه عادلانه برای تمام اوکراین می خواهند. حفظ تمامیت اوکراین بدون الیگارش ها و بدون بوروکراسی فاسد. برنامه آن ها مخلوطی از پوپولیسم و رفرمیسم چپ است. اما این مطمئنا برداشتی است برای آن که از قیام در شرق اوکراین تخته پرشی برای تغییرات اجتماعی بنیادی بسازد. رادیکال ترین ها همچون بوروتبا از یک انقلاب سوسیالیستی سخن می گویند.

طبقۀ کارگر خاورمیانه نیز اگر میخواهد که در ترسیم آینده منطقه نقشی ایفا کند، چاره ای جز اندیشیدن به پاسخی برای کل منطقه ندارد. طبقه کارگری که نتواند به چنین پاسخ فراگیری برای کل منطقه و بر علیه ارتجاع کل منطقه بیندیشد، چاره ای جز تبدیل شدن به زائدۀ این یا آن گروهبندی بورژوازی نخواهد داشت. جدال در خاورمیانه در سطحی منطقه ای در جریان است. نیروئی که در سطح ملی محدود بماند، به ناچار تابعی از نیروهائی خواهد بود که در سطحی پایه ای تر در حال نبردند.

خارکف اولین پایتخت اوکراین بود؛ هواپیما و موشک می ساخت، اتم را شکافت و تانک های T-34 می ساخت، توربین های نیروگاههای تولید برق را ساخت که به همه دنیا صادر میشد. خارکف بدون لنین یک ناسیونالیسم کوته فکراست، نوعی هذیان ساده انگارانه است با البسه سنتی؛ محو دانش است و علوم. بدون دلیل نبود که چند نفری از نازی ها موقع تخریب بنای یاد بود زخمی شدند – سطح سواد و دانش آنها حتی برای تخریب یک شئی کافی نبود تا چه رسد به ساختن آن.

 اولین سورپرایزی که اسرائیل با آن مواجه شد موشکهای دوربرد حماس بودند که به شهرهای اسرائیلی شلیک شدند و اسرائیل انتظار آنان را نداشت. اولین قربانی این حملات اسطورۀ اتحاد در میان اسرائیلی ها در مقابل دشمن خارجی بود. اولین موشکهای شلیک شده توسط حماس در شهرهای فقیر جنوب فرود نیامدند، بلکه در قلعه های "طبقۀ متوسط" اسرائیل که هنگام شلیک موشکها در بستن درهای پناهگاههای لوکس خود به روی اسرائیلی های فقیر شتاب می کردند.

سیاست های ریاضت اقتصادی که از سوی دولت آلمان به یونان تحمیل شده است به نرخ بیکاری 27/8 درصد منجر شده است. به علاوه درآمدهای واقعی به شدت کاهش یافته اند و درنتیجه زندگی یونانی ها به سطح فقر محدود شده است تا آن جا که سبد هزینه های زندگی حتی دیگر شامل گرم کردن خانه های مردم نیز نمی شود. همچنین بسیاری از مردم همچنان هیچ دسترسی ای به خدمات درمانی ندارند.

بسیاری از مبارزان میلیشیا در جمهوری خلق دنباس هستند که خودشان را کمونیست و انترناسیونالیست تلقی می کنند. من همچنین میخواهم نقش "جبهه کارگران لوگانسک"... را مورد اشاره قرار دهم که ...همچنین آنارکو کمونیستهائی هم هستند که از این که برادرانشان در کی یف با نئو نازی ها ساخته بودند و با شور و هیجان به کمک آنها شتافتند تا رفقای ما را به قتل برسانند، برآشفته شده بودند. بسیاری از اینها در هیچ سازمانی نیستند، بلکه به سادگی خودشان را در مقام کمونیستها و انترناسیونالیستها می دانند. در اینجا ملغمه ای است که هیچ کس فکر نمی کند به کدام سازمان تعلق دارد. کمونیست، همین و بس. 

یک دلیل اصلی برای درگیری فزاینده و خطر رو به تزاید جنگ، سیاست تجاری کشورهای قدیم متروپل است. سیاستی که با امپریالیسم تجاری شدید قابل توصیف است. در مرکز این تلاش موافقت نامه سرمایه گذاری و تجارت ترانس آتلانتیک (TTIP) و موافقت نامه ترانس پاسیفیک (TPP) قرار دارد تا توسط آن ها خود را برای یک نبرد اقتصادی مجهز کنند. نبردی که بعید نیست که به یک جدال نظامی تمام عیار فرا بروید. از این رو هم هیلاری کلینتون در اظهاراتش TTIP را ناتوی اقتصادی نامید.

سرنوشت خاورمیانه چه خواهد شد؟ دلایل پایه ای عروج داعش را در کجا باید جست؟ کدام نیروها سرنوشت آینده خاورمیانه را رقم می زنند؟ پاسخ کمونیسم معاصر به معضلات کهنۀ حق تعیین سرنوشت و تمامیت ارضی چه می تواند باشد؟ پیش شرطهای تأمید دخالتگری کمونیستی در خاورمیانه کدامند و استراتژی کمونیستی چگونه باید این پیش شرطها را تأمین کند؟

 من امیدوار بودم که چپ به پشتیبانی از تجمع های ضد جنگ به حمایت از مادران غرب اوکراین، که بر علیه خدمت اجباری شوهران و فرزندانشان اعتراض می کنند، بپردازد. اما شما چه انتظاری از کسانی دارید که مایه آنرا ندارند که خود را کمونیست بنامند؟ برای کسانی که خودشانرا "چپ" بحساب می آورند، آیا بهتر نیست که ناشناس بمانند و مسئولیتی به عهده نگیرند که بخوبی در خدمت منافع اولیگارشی و نازی هاست؟

ما با به دست گرفتن اسلحه برای زندگی و زندگی نزدیکانمان می جنگیم. ما نه امکانی برای عقب نشینی و نه تمایلی به آن داریم. این کشور ماست! ما از شما کارگران کشورهای اروپایی درخواست همبستگی داریم: به ما کمک کنید تا سنگر فاشیسم در اوکراین را خرد کنیم. این پیروزی مشترک ما خواهد بود!

ارگانهای اعمال قدرت سیادت خلق از شوراهای محلی تا شورای عالی، بر اساس نمایندگی مناطق، نمایندگی مجتمع های کار، بر اساس تعاونی ها و اتحادیه های حرفه ای، بر اساس نمایندگان سازمانهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی شکل خواهد گرفت.

از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه هیچگاه -حتی در دوران بحران- خودشان ساقط نمی گردند، مگر آن که سرنگون شوند (لنین). به نظر گروسمن نکته تئوری مارکسیستی فروپاشی فقط در مرزبندی با اراده گرایی و کودتاگرایی نهفته است. تصوری که انقلاب را در هر زمان بدون توجه به شرایط عینی انقلابی  ممکن و آن را فقط وابسته به اراده ذهنی انقلابیون قلمداد می کند. معنای آموزه فروپاشی در این نهفته است که، عمل انقلابی پرولتاریا قوی ترین محرک هایش را از ابتدا از تکانه های عینی سیستم موجود دریافت می نماید و در عین حال بدین طریق شرایط را برای غلبه ی موفق بر مقاومت طبقه مسلط ایجاد می کند.

بر خلاف توهمات ناسیونالیستهای اوکراینی و روسی، جمهوری خلق نه دشمن مدنی و یا ژئوپلیتیک کی یف، بلکه دشمن طبقاتی آن است. زرق و برق آرمهای ایدئولوژیک - باندرولهای نازی ها در یک طرف و سمبلها و پرچمها در طرف دیگر -  مانع از دید واقعی و زمینی آنها از جنگ ثروت مندان برعلیه فقرا است، جایی که ایدئولوژی برای مخدوش و پنهان کردن واقعیت مبارزه اجتماعی طراحی شده است.

بحثی درباره زمینه ها، دلایل و چشم اندازهای تشدید جنگ در اوکراین، تحریم روسیه و حمله به هواپیمای مسافربری MH17

اوکراین در هایش را نه بروی بهشت واقعی بلکه بروی بهشت فقر باز کرده است. وهر چند که ما آن در ها را باز نکرده باشیم، اما با اقدامات سیاست مداران دست راستی و حامیان آنان به آن طرف پرتاب خواهیم شد: الیگارشی ملیونر و اربابانشان در صندوق بین المللی پول ، آمریکا و اتحادیه اروپا.

نخستین کنفرانس "تدارک کمونیستی – جنبش سازمانیابی کمونیستی پرولتاریا"، در ماه بهمن سال جاری (ژانویه-فوریه 2015) برگزار می گردد.

یک اوکراین آزاد و فدرال بدون الیگارشی و ناسیونالیسم تنها راه نگه داشتن "اتحاد کشور" است. و از آنجا که اوکراین چنین سیاستی را در پیش ندارد من را یک "جدایی طلب" به حساب بیاورید. جمهوری خلق دونتسک و جمهوری خلق لوگانسک با تمام نواقص و کمبود هایش، بسیار زیبا تر از فرورفتن در رژیم فاشیستی کی یف است.

سخنرانی درباره سیاستها،  مؤلفه های ایدئولوژیک و ساختارهای "جنبش انقلابی" چپ با بررسی موردی برزیل، بوسنی و اوکراین

 رفقای کارگری که برای خانم پیلای دعوتنامه فرستاده اید و از آنان درخواست کرده اید که به وضعیت حقوق بشر در ایران بپردازند، این دعوتنامه شما سند مشروعیتی است برای سازمانی که کارچاق کن جنایات جنگی در اقصی نقاط جهان است. ... این دعوتنامه را پس بگیرید رفقا. نگذارید نامتان در سیاهه کسانی درج شود که راه را برای جنگی خونین در گوشه ای از جهان باز کرده اند. ... کارگران مجاز نیستند برای رهائی خود از شر استبداد به مشاطه گران خادمان جنایتکار سرمایه بدل شوند. این را برای اپوزیسیون خودفروخته ای بگذارید که حقارت اکنون به جزء جدائی ناپذیر موجودیتش بدل شده است. به رفقای خود در خارکف و لوگانسک و ماریوپل و ادسا و کی یف پشت نکنید و دست قصابان معدنچیان و کارگران دنباس را نفشارید.

چپی که در زمان بوش به‌اپوزیسیون رانده می‌شد، با چرخش اوباما در این نظامِ هژمونیک انتگره شد؛ و این به‌نظر من خیلی واقعۀ مهمی است. از این نظر مهم است‌که مثلاً می‌گویند اوباما رئیس جمهور ضعیفی است، ولی واقعیت این است‌ که از نظر موقعیت ایدئولوژیک، غرب در موضع بسیار نیرومندی قرار دارد. نتایج آن روشن است. در جنبش‌های مختلفِ اجتماعی این نتایج را می‌بینیم. در سبز می‌بینیم. در جنبش‌های بهار عرب می‌بینیم که چگونه این دموکراسی خواهی، این شوق پیوستن به‌غرب و این کعبۀ آمال مسلط می‌شود. 

همین قدر که در مبارزه علیه یوغ سرمایه و در راه دیکتاتوری پرولتاریا وحدت باشد، کمونیستها دیگر نباید در مورد مرزهای ملی و رابطه فدراتیوی یا رابطه ایی از نوع دیگر بین کشورها اختلاف نظر داشته باشند. در بین بلشویکها عده ایی طرفدار استقلال کامل اوکرائین، عده ایی طرفدار برقراری ارتباط فدراتیو کم و بیش محکم و عده ایی طرفدار یکی شدن اوکرائین و روسیه هستند. 

ما در سال گذشته و دربیانیه ها ومقالات پیشین اعلام کردیم که جهان در آستانه وقایعی است که جنگ، خشونت و زشتی ای که در سوریه صورت می پذیرد در برابرش، ناچیز است.  نشانه هایی که هم اکنون مشاهده می شود صحت این ارزیابی را تایید می کنند. قوانین کهنه سرمایه مجددا حکم خود را بر لحظه حاضر زده اند. تقسیم مجدد جهان، دشمنان جدید و ائتلاف های تازه. و اوکراین یکی از این نقاط استراتژیک است.

بیشتر صاحبان الیگارشی های سرمایه در اوکراین سنگر مناسبی در برابر این تجزیه طلبی محسوب می شوند. به این دلیل که منافع عظیمی در تداوم موجودیت و وحدت کشور اوکراین دارند و با پیوستن به روسیه و یا ارتباط نزدیک با آن ممکن است الیگارش های سرمایه ای اوکراین توسط برادران قدرتمندترشان در روسیه بلعیده شوند.

به شما خواهند گفت که رهبران جمهوری خلق دونتسک دیدگاههای سیاسی نادرستی را نمایندگی می کنند. اما دانشجویانی که بر علیه جنگ ویتنام اعتراض می کردند نیز، همواره و یا تماما با دیدگاههای رفیق هوشی مین موافق نبودند. در میان آنان مسیحیان مؤمن و یا لیبرالهائی از خانواده های مرفه نیز بودند. آنها حس میکردند که لازم است کاری بکنند تا کشتار متوقف شود، جنایاتی که به نام آنها واقع می شد.

بکتاش درست میگوید. تاریخ کاری به این ندارد که چه کسی فریب خورده است و چه کسی پول گرفته است. تاریخ وقایع مهم را ثبت می کند و آدم سوزی واقعه ای مهم است. تبلیغ برای آدم سوزان "عزیز" هم همینطور.

دادگاهی که توسط نازیها و نئولیبرالها برای حزب کمونیست سازمان داده شده است، قطعا دادگاهی برای محاکمه کل ایدئولوژی چپگرا خواهد بود که آنها قصد محو و بیرون کردن نهائی آن از سیاست در اوکراین را دارند. پرچمهای سرخ با داس و چکش، مستقل از این که به حزب کمونیست و یا به سایر گروههای چپگرا تعلق داشته باشند، پاره و به آتش کشیده خواهند شد. دفاتر گروههای دیگر چپگرا نیز هدف ایلغارها هستند.

جنبش بوروتبا که همواره جهتگیری اش در بسیج توده ای طبقه کارگر و جوانان بود، باور داشت که ما هنوز سالهایی از دمکراسی نسبی را پیش رو داریم و این که شرایطی برقرار خواهد بود که که به نوعی حق تجمع مسالمت آمیز و آزادی مطبوعات در آن رعایت خواهند شد. متأسفانه این محاسبه غلط از آب در آمده است. ما در موقعیتی قرار گرفتیم که در برابر ترور مستقیم آماده نبودیم. شاید این اشتباه ماست که در چنین شرایطی خود را در موقعیتی غیر مسلح دیدیم.

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر