نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

فعالیتهای فزاینده آلمانی- اروپایی در زمینه سیاست "امنیتی"در شرق و جنوب شرقی آسیا  یک پیش زمینه دو گانه دارد :از یک طرف این فعالیت ها منطبق بر تلاش برای حضور قوی تر و مستقل تر در در منطقه ای است که کانون آینده سیاست جهانی محسوب می شود. SWPخاطرنشان می کند که اتحادیه اروپا از سال 1996 با "آسیا- اروپا- میتینگ" (ASEM)،  "برابرنهادی" در مقابل"همکاریهای اقتصادی آسیا –اقیانوس ارام" (APEC) بوجود اورد که خود برخلاف آمریکا در آن سهیم نیست. بروکسل  با (ASEM) وارد رقابت با واشنگتن شده است. از سوی دیگر این در بروکسل بدان معنا است که علی رغم همه تلاش ها برای ظهور به عنوان قدرتی مستقل از آمریکا در شرق و جنوب شرقی آسیا، پیمان همکاری ترانس آتلانتیک به علت مزیتهای اقتصادی- سیاسیش  نباید به مخاطره بیفتد.  

مهدی گرایلو برای تقدس بخشیدن به جمهوری اسلامی، در تلاش تحریف تاریخ است و آن این که، کوبا به دلیل موشک های اتمی شوروی سرپا ماند!! او پنهان می کند که کوبا، فیدل و چه گوارا پیش از آن قلب جهانیان را تسخیر کرده بودند و به مایه امید و انگیزه جنبش های انقلابی جهان تبدیل شده بودند. روسیه هم که مدت کوتاهی بر سر برچیدن موشک های آمریکا در ترکیه معامله کرد و موشک ها را از کوبا برچید. پس چرا کوبا باقی ماند؟! حتی 25 سال پس از متلاشی شدن خود شوروی و بلوک شرق. اگر دولت و انقلاب کوبا صرفا با موشک شوروی نگاه داشته شد، چرااین اتفاق در لهستان و رومانی و چکسلواکی و کشورهای دیگر نیافتاد؟ مگر شوروی به این کشورها کمتر از کوبا یاری رسانده بود و مگر حتی در مواردی با توپ و تانک به مقابله با نفوذ غرب برنخاسته بود؟

بحثی درباره زمینه های شکلگیری توافق هسته ای، چشم اندازهای احتمالی و راهکارها

هیچ دولتی تاکنون به اراده خود درباره اعمال چنین محدودیتهای سنگینی بر برنامه هسته ای خود که ایران آنها را پذیرفته است حاضر به مذاکره نشده است. هیچ دولتی پیش از این درباره چنین بازرسی های تحمیلی و همه جانبه ای از تأسیساتش که ایران آنها را پذیرفته است مذاکره نکرده است. این توافقنامه مقیاسهای هر گونه توافقنامه یا مقاوله در زمینه منع گسترش سلاحهای اتمی را در هر نقطه ای از جهان بالا میبرد.

بر سر این مسئله توافق وجود دارد که باید مانع از این امر شد که ایران با استفاده از ظرفیت های سیاسی و اقتصادی اش در منطقه به لحاظ استراتژیک بسیار مهم خاورمیانه  به یک قدرت هژمونیک مستقل از غرب تبدیل گردد. از سالها قبل در واشنگتن بر این تأکید شده است که مسئله بر سر "آزادی عمل غرب" است.

جمهوری اسلامی به عنوان آلترناتیو اسلامی بورژوازی ایران در جدال با الگوی رقیب لیبرالیسم غربی به اقتدار موشکها و توانمندی هسته ای و سپاه پاسداران خویش متکی شد. این جمهوری که خود برای سرکوب تهدید رادیکالیسم طبقاتی کارگران و زحمتکشان به میدان آمده بود،  نه تنها هیچگاه ظرفیت اتکا به تودۀ کارگران و زحمتکشان را نداشت، بلکه اوج مردمسالاری اسلامی اش در وسیعترین دمکراسی و باج دهی به اتاقهای بازرگانی و در مقابل، سرکوب هر گونه تلاشی برای خود سازماندهی کارگران متبلور می شد. این جمهوری، جمهوری معامله و بده بستان بود و بیش از سه دهه رابطه اش با طبقۀ اقتصادی حاکم بر همین منطق استوار بود. به این امید که این طبقه نه تنها به نظم موجودش وفادار خواهد ماند، بلکه حتی آرمانهای جاه طلبانه اش را از آن خود خواهد کرد. همان منطق بده بستان و معامله اما امروز بورژوازی ایران را به نقطه ای رسانده است که وفاداری اش به جمهوری اسلامی را به زانو زدن در مقابل سلاطین سرمایه غرب گره زده است.

 به اطلاع میرسانیم که سایت جنبش کارگری از تاریخ 24 اسفند  از دسترس خارج گردیده است. این هک در قسمت مطالب سایت صورت گرفته است و سایر امکانات، از قبیل ایمیل را شامل نشده است.

گفتاری درزمینه پیوندهای چپ با بورژوازی مسلط  ترانس آتلانتیک با بررسی مورد مشخص واقعۀ شارلی ابدو.

این طبقۀ نخبگان می دانست و می داند که داعیۀ آن برای سیادت جهانی در لایه های وسیع مردم ریشه ندارد و بر همین اساس باید با دور زدن یک پروسۀ دمکراتیک عمومی شکلگیری نظرات و تصمیم گیری و کم یا بیش پشت پرده عبارتهای خیره کننده ای مثل "مبارزه برای آزادی و دمکراسی" باید متحقق شود. تکبر باورنکردنی آنان در این اعتقاد ریشه دارد که دمکراسی ای که بر بلوغ و قدرت تشخیص تمام شهروندان اتکا داشته باشد، تنها یک تصور خیالی است.

دولت اوباما در چهار چوب تمرکز سیاست خارجی ایالات متحده در مقابله با قدرت نظامی چین (“pivot to Asia”) همکاریهای نظامی با سنگاپور را که یک "همکار کلیدی" در این منظقه به شمار می آید، تشدید نموده است. مانورهای نظامی مشترک گسترش می یابد، از جمله تمرینات جنگی نیروی هوایی دو کشور و آموزش جنگ شهری در "تأسیسات تمرینات شهری مورای".... آلمان هم در بالا بردن تسلیحات نظامی سنگاپور سهم بسزایی دارد.

البته سر خم نکردن در برابر اقویا خیلی دشوار است و فریب دادن ضعفا خیلی سودمند. مالکین را رنجاندن به معنای انکار مالکیت است. صرفنظر کردن از مزد کاری که انجام می دهی، در برخی مواقع به معنای انصراف از کار است. و امتناع کردن از معروفیت در کنار اقویا، در اغلب موارد یعنی کلاً روی گرداندن از شهرت. برای این کارها شهامت لازم است.

سخنرانی و پرسش و پاسخ در باره زمینه های جهانی تحولات دنباس پس از نبرد دبالتسوو و شکست ارتش اوکراین و تأثیرات آن در مناسبات بین المللی و آرایش بورژوازی در ایران و چالشهای ایدئولوژیک نوین در مقابل کمونیسم معاصر

تصور کنید چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که دوره بعدی بحران شروع شود؛ احتمالآ در اواخر امسال. اوضاع بسرعت غیر قابل کنترل خواهد شد. به این علت: پلیس نیویورک از هم اکنون برای مقابله با تظاهرات اقداماتی را آغاز کرده است – پلیس مسلح به تفنگ های بزرگ، مسلسل و وسایل حفاظتی اضافی.

فکر میکنم که تصور قدرت خلقی در نواروسیا برای مقامات روسی ترس آور است. چنین چیزی یک سرمشق "خیلی بد" برای پرولتاریای روسیه خواهد بود. من مطمئنم که تمام تلاشها برای یک قدرت خلقی در نواروسیا سرکوب خواهئد شد. قدرت خلقی کنترل این منطقه را برای روسیه هم دشوار خواهد کرد.

بحثی درباره تحولات یونان پس از پیروزی انتخاباتی سیریزا، مضمون تحولات، چشم اندازهای آن و اصول سیاست کمونیستی در برخورد به آن

این که هژمونی جهانی غرب در مجموع دیگر تأمین نیست و احتمالا حتی در حال کاهش است، امری است که بعد از بحران مالی سال 2008 از جانب استراتژیستهای سیاسی مرتبا مورد بحث قرار میگیرد. اخیرا جورج سوروس، میلیاردر آمریکائی در فوروم اقتصاد جهانی در داوس از "نزول غرب" به عنوان یکی از عوامل تعیین کنندۀ تحولات جهانی در دورۀ حاضر نام برده است

 این آن زبان آشنا و مشترک سرمایه است که با آهنگی یک نواخت در همه جا شنیده می شود. آقای همه صندوق بین المللی پول است. حتی اگر مثل دولت چین در رأس بلوکی قرار داشته باشند که در جدال با همان صندوق بین المللی پول نیز قرار دارد، باز سیاست همانی است که این صندوق به عنوان مرکز فرماندهی لیبرالیسم بازار آزادی تجویز می کند.

واقعۀ شارلی ابدو بر متن بحران فزاینده ای در مناسبات بین المللی واقع می شود که ریشه های آن به طور بلاواسطه ای در موانع موجود بر سر راه انباشت سرمایه قرار دارند و به تخاصمات روزافزون بین بلوکهای متخاصم بورژوازی منجر شده و می شوند. میدان شارلی ابدو نباید مایۀ انحراف توجه کمونیستها به این ریشه ها گردد. پس از شارلی ابدو نیز وظیفه کماکان همان است که بود: تدارک سازمانیابی کمونیستی بر محور پیکار طبقاتی.

من نمیخوام در کنار جنایتکارانی باشم که هم عامل درد ورنج انسانها زحمتکش و بدبخت هستند و هم خود را در نقش منجی انسانیت جا میزنند.این درحالیست که ، القائده و داعش و هر کوفت زهرمار دیگری هم محصول و هم در خدمت منافع سرمایه داریند.

اما این نزدیکی اظهار شده در این جا بین نئولیبرالیسم و نژادپرستی، شگفت انگیز نیست. نئولیبرالیسم دروازه های بسیاری به سوی تفکر تبعیض آمیز دارد. وقتی که موضوع بر سر توضیح و مدلل نمودن نابرابری اجتماعی است، نئولیبرالیسم با کمال میل و به سرعت به استدلال های راسیستی متوسل می شود. زیرا کاپیتالیسم نابرابری های اجتماعی ای را به وجود می آورد؛ که برای حفظ آن به توجیه نیاز دارد. این امر حتی بیشتر در مورد نئولیبرالیسم صدق می کند که اصولا مایل نیست چیزی درباره تامین اجتماعی و توزیع ثروت  بشنود.

برلین از کشتار در پاریس جهت کمپینی گسترده برای تسلیح در مبارزه ژئواستراتژیک حول حراست مناطق نفوذ در خاورمیانه و خاور نزدیک استفاده می کند. ...برلین بعد از اولین گام های نظامی در نیمه دوم سال 2014 ..، هم اکنون عملیات نظامی را در خاورمیانه گسترش می دهد. در ماه های گذشته 10 هزار پیشمرگه کرد با سلاح های آلمانی به ارزش 70 میلیون یورو از آن جمله مسلسل، سلاح های تهاجمی، بازوکا و خودروهای زرهی مجهز شدند  و چتربازان آلمانی پیشمرگه ها را در مرکز آموزشی زیره فانی دراربیل در شمال عراق آموزش دادند.

شارلی ابدو نیز جزیی از این دستگاه ژورنالیسم سرمایه داری معاصر بود. نه به خاطر کاریکاتورهایش علیه اسلام ومحمد. بلکه به خاطر رنگ زدن مواضع هژمونیک بورژوازی ترانس آتلانتیک با کاریکاتوریسم چپ. به این دلیل که با نشریه اش، ستیزی موهوم را جایگزین افشای مناسباتی می کرد که جهان امروز را در آستانه سقوط به قهقرا قرار داده است.

من بجد باور دارم که در پشت هر گونه شعارهای لیبرال دموکراسی ٰنظیر ازادی بیان؛ حقوق بشر و غیره منافع سرمایه نهفته است. هیچ بودگان و بیچارگان در مناسباتی که همه امور به گرد سرمایه می چرخد ؛ کی ازادی بیان داشته اند؟

ما همچنان دشمنان سرسخت رژیم الیگارشهای کی یف و نازی ها و دوستان همه کسانی که باقی خواهیم ماند که به مخالفت با فاشیسم پرداخته اند. با این حال، برخی از تحولات اخیر، از جمله دستگیری و دیپورت ما، موجبات این نگرانی مشروع را به وجود آورده اند که آیا روح اولیه شورش ضد فاشیستی و ضد الیگارشی تداوم خواهد یافت و یا به نفع منافع تجاری و سیاسی گروه های مختلف فعال در کشور به خاک سپرده خواهد شد؟

اکنون دیگر سکوت در مقابل این تعرضات حاکمان نوپای دنباس و غاصبان دولتهای خلقی دونتسک و لوگانسک به بهانه حفظ وحدت در مبارزه بر علیه تعرض لیبرال-فاشیستی بلوک بندی سرمایه داری غربی جایز نیست. اکنون دیگر هر اقدام ضد انقلابی این الیت نوپا را باید افشا نمود و به مقابله با آن برخاست. این کمترین کاری است که میتوان برای پرولتاریای دنباس انجام داد.

سعی در فهمیدن این چیز ها کاملا دشوار است. شما فقط زمانی می توانید آن را بفهمید که موقعیت اوکراین را در شرایط مبارزه جهانی علیه امپریالیسم و سرمایه داری ببینید. آن موقع است که خواهید دید این جنبش در کدام قسمت این مبارزه قرار دارد. این یک جنبش کاملا پرولتری، انقلابی و یا سوسیالیستی نیست. اما در این جهت است، در این طرف مبارزه طبقاتی قرار دارد.

درواقع، جنبش سبز را باید در پس زمینه ی هم‌خوانیِ شیوه های اعتراضی با فرم منطبق با منطق متاخر سرمایه دید. شیوه ی اعتراضی‌ای که به دلیل یونیورسالیتیِ سرمایه و به تبع آن، یونیورسالیتیِ منطق فرهنگی آن در اغلب نقاط جهان یکسان است. جنبش سبز، در عوامل سازنده و استراتژی و تاکتیکش، تفاوت چندانی با فرم های اعتراضی کشورهای پیشرفته صنعتی و هم اینطور انقلاب های مخملی و رنگین ندارد. امروز در حمایت از حقوق زنان مسلمان تظاهرات می کنند، فردا برای محیط زیست و پس فردا برای جنگ در عین‌العرب.

استثمار و بهره کشی از کارگران فقط محدود به مرز های اروپای غربی نیست، در شرق اروپا از جمله اوکراین هم کارگران در زیر سلطه سرمایه اند و مبارزه آنان بر علیه سرنوشت شومی که سلطه سرمایه برای آنان تدارک دیده است، سرنوشت ما را نیز رقم خواهد زد.

ما کاملا به مخاطرات آمدن به اینجا و تصمیم برای ورود به جنگ آگاهیم و میدانیم که چه چیزهائی را در اسپانیا پشت سر خود گذاشته ایم. اما موضوع ارزش این خطر را دارد. ما اینجا هستیم تا بر علیه فاشیسم بجنگیم. برای اولین بار در طی مدتی طولانی، اینجا یک شانس واقعی برای کمک به ساختمان یک دولت سوسیالیستی در اروپا وجود دارد. به عنوان کمونیست، ما نمی توانستیم این فرصت را نادیده بگیریم.

ما می دانیم که تعداد زیادی از جنگجویان و فرمانده هان در ارتش خلقی چپ و کمونیست هستند، نه فقط  موزگووی، بلکه دیگرانی که عضو حزب کمونیست اند و یا خود را کمونیست میدانند. یک گردانی هست که علامت خودش را ستاره سرخ گذاشته است. تعداد زیادی از دسته ها در زیر پرچم سرخ می جنگند.

آنها متعصبانی کور و وحشی نبستند. اما به عنوان طرفداران لجام گسیختۀ یک جنگ دائمی برای پایان دادن به حضور روسیه در اروپا و ممانعت از ظهور چین به عنوان یک قدرت جهانی، آنها آماده اند که تا آستانه یک جنگ هسته ای پیش بروند.

بر متن این بیزاری رو به افزایش مردم از اروپای واحد و کار بدستان آن، قبل از انتخابات مولداوی اقدامات قابل ملاحظه ای انجام گرفت. مثلا یک حزب تازه تأسیس کاملا ناشناخته اعلام موجودیت کرد که نام آن به شدت شبیه نام حزب سنتا نیرومند کمونیست مولداوی بود و علاوه بر آن بر روی برگه های رأی با همان علائم اختصاری حزب کمونیست (PCRM) و همان سمبل (داس و چکش) ظاهر شده بود

خانم نیکوروان با لحظه ای تعمق و با اندکی حس همدردی می توانست به این واقعیت بدیهی پی ببرد که اگر فعالین سندیکای هفت تپه تنها از بخشی از درآمد دوستان نزدیک خانم نیکوروان نیز برخوردار بودند، چه بسا به گونه ای دیگر رفتار می کردند و امروز هم کماکان مانند "قهرمانان" از کنج زندان مصاحبه ها می کردند و بیانیه های مطبوعاتی صادر می نمودند. نه، خانم نیکوروان هیچ کدام از اینها را نه حس می کند و نه درک. اگر حس می کرد و اگر درک می کرد، آنگاه چه بسا می فهمید که تعهد کارگری که برای نجات اعضاء خانواده اش تن به این معاهده می دهد، شاید لحظۀ بلوغ فعال امروز جنبش و رهبری توانا در آینده است.

اما بعد از این، وقتی که نیروی میدان به قدرت رسید، ما دیدیم بسرعت همه زوایای اجتماعی نظامی شد. حتی زمانی که یاکونوویچ هنوز در قدرت بود، ما می دانستیم که آنها در میدان اسلحه و بمب داشتند. همه این را می دانستند. اما یاکونوویچ از قدرت های غربی ترسید. آنها به او اخطار دادند  که اگر از پلیس بر علیه میدان استفاده کند، به او حمله و مثل قذافی { رهبر قبلی لیبی } نابودش خواهند کرد. او ترسید و در نتیجه آن همه چیز را ازدست داد.

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر