نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

پس از پاریس، هیچ چیز ساده تر از آن نیست که با انگشت نشانه داعش و القاعده را هدف قرار داد و از جنگ توحش اسلامی با "جهان متمدن" سخن گفت. و هیچ چیز فریبکارانه تر از این لق لقه هرزه گویانه لیبرالی نیست. حمله تروریستی به شهروندان پاریس حمله به جهان متمدن است اما حمله همان تروریستها به اهالی بیروت و نمازگزاران مساجد پاکستان و عراق و یمن، "جنگ فرقه ای". در پاریس این شهروند نماد انسانیت است که مورد حمله واقع می شود و حق حیاتش نقض میگردد، اما در کراچی این نمازگزاران "شیعه" هستند که هدف "سنی" ها قرار گرفته اند.

انقلاب "منطقا" نیازمند تروریسم نیست همچنانکه "منطقا" نیازمند قیام مسلحانه نیست. عجب بدیهه گوئی های آموزنده ای! اما در عوض انقلاب از طبقۀ انقلابی می خواهد که با تمام ابزارهائی که در خدمت آن است به هدفش دست بیابد. اگر لازم شد با قیام مسلحانه، اگر لازم شد با تروریسم. طبقۀ انقلابی ای که با سلاح در دست قدرت را تصرف کرده است، موظف است که تمام تلاشهائی را که برای بیرون آوردن قدرت از دست او صورت میگیرند، به همان ترتیب با سلاح در دست سرکوب کند.

برای کمونیسم معاصر، تحولات جاری شرایطی نوین را ایجاد می کنند. ورشکستگی لیبرالیسم جهانشمول و خویشاوندی آشکار آن با ارتجاع اسلامی، نه تنها صفوف داخلی و جهانی رژیم چنج را هر چه بیشتر تضعیف خواهد نمود، بلکه همچنین شکافهائی سنگین در خطوط مستحکم ایدئولوژیک لیبرالیسم ایجاد خواهد نمود. اگر تا پیش از آشکار شدن پیوند عمیق بربریت آشکار حاکم بر خاورمیانه با بربریت نهفته در نظم ضد انسانی سرمایه داری و نظام دمکراتیک آن، سخن گفتن از جهانی صلح آمیز در پرتو سوسیالیسم تخیلی موهوم به نظر میرسید، امروز هر چه بیشتر این روشن میشود که باور به سعادت و خوشبختی در نظم موجود توهمی پوچ است.

سلب مالکیت از سرمایه‌دار منفرد و برقراری مالکیت ملی پس از تصرف قدرت البته ضرورتی است اجتناب ناپذیر اما این ضرورت زمانی به تمامی «ضرورت جبهه کار» است که درون افق بسیار فراتری تعریف شود. یعنی چیرگی انسان کارگر بر جبر هستی اجتماعی خویش. این هدف تعیین کننده‌ای است که قرار گرفتن در مسیر آن را نمی‌توان به فردای اوکراین موکول کرد. هدف نهایی، آرمانی بیرونی نیست که در پیکارهای هر روزه فراموش شود.

 شاه بیت گفته های آقای تقوایی ... ادعای استفاده دو رقیب یعنی روسیه وآمریکا در بکارگیری نیروهای قومی مذهبی است که طرح این ادعا اقلأ در یک قرن گذشته و بطور مشخص از انقلاب اکتبر 1917 تا بحال از جانب شوروی سابق و روسیه فعلی نه تنها دروغی بزرگ که تحریفی اگاهانه و جهت دار است. اتفآقا تاریخ یک قرن گذشته و به خصوص از زمان جنگ افغانستان به این طرف نشان میدهد که شوروی و بعدا روسیه همواره مورد حملۀ جریانات مذهبی ای قرار داشتند که غرب آنها را سازماندهی میکرد.

 چپ، با برابرسازی رویدادها در سطح جهان و گذاشتن شابلون "دوگانه «اسلامیزم»، «سکولاریسم»" که خود روی دیگر سکه‌ی "دوگانه «استبداد»، «دموکراسی»" است از دایره تحلیل طبقاتی خارج می‌شود و به سمت تحلیل لیبرالی وقایع و رویدادها می‌رود. موضع‌گیری چپ در رویدادهای کوبانی، ترکیه و ماجرای شارلی ابدو، و تبدیل این رویدادها به تقابل تمام نیروهای نیکِ جهان (که سکولار هستند) در برابر شر مطلق در دنیا (نیروهای اسلامگرا)، و در عوض عدم موضع‌گیری مناسب و منسجم در برابر رویدادهای اوکراین و شاید حتی یمن، که در اوکراین فقدان نیروهای اسلامگرا و در یمن فقدان نیروهای سکولارِ مدِ نظرِ چپ‌ها، بیانگر نگاه چپ با عینک "«اسلامیزم»، «سکولاریسم»" به تمامی اتفاقات و رویدادها است

حرف ثریا شهابی آن زمان مبارزه با اسلام سیاسی در اتحاد با ضد کمونیستها و فاشیستها بود و امروز که بازار پناهندگی گرم و " اسلام سیاسی" بر خلاف نظر رهبر فرو نپاشید و در حال پرپایی خلافت است، و"  در اروپا، تحولات مهمی در جریان است"، باید هم یاد لیبرال بودن پل پت و عقل او بیفتد

اگر در آغاز دهۀ شصت، اتحاد مبارزان کمونیست مبانی تئوریک لازم را در اختیار کومه لۀ انقلابی اما فاقد بنیانهای تئوریک مستحکم قرار میداد و خود از اعتبار انقلابی کومه له نیرو میگرفت، این بار نیز قرار است بازماندگان همان اتحاد مبارزان کمونیست، حزب کمونیست کارگری ایران، آن چیزی را در اختیار حزب کمونیست و نادمان حکمتیست قرار دهد که فاقد آنند. این حزب کمونیست کارگری تقوائی است که از ارتباطات لازم بین المللی، از آیپاک تا پارلمان اروپا و فلاسفۀ دست راستی برخوردار است و می تواند در مقام وزارت امور خارجۀ ائتلاف، چتر سیاسی لازم را برای احزاب دوگانۀ دیگر فراهم کند 

رفیق عزیز شاهرخ زمانی مجاهد که نبود و طبقه کارگر نیز نیازی به اسطوره سازی از راه حنیف و راه شاهرخ ندارد. طبقه کارگر بیش از هر چیز به سازمانگران مجرب نیاز دارد. مرگ شاهرخ نه تنها دردی از طبقه کارگر ایران دوا نمی کند، بلکه کارگران را نسبت به مداخله سیاسی در سرنوشت خود محتاط تر می کند. تکرار مداوم قهرمانی شاهرخ در استقبال از مرگ، ضربه به سازمانیابی طبقه کارگر است و نه تقویت آن.

من به عنوان یک کمونیست در صدد پیوند زدن آینده سیاسی خود به جریانی بوده ام که امر سازمان دهی طبقاتی برای او جدی است. در صدد یافتن رفقا و ساختن جریانی بوده ام که مبارزه با سرمایه داری و در هم شکستن نظم موجود را به تابعی از گسترش دموکراسی، فمنیسم و حقوق بشر تبدیل نمی کند. و اینک پس از آشنایی با نظرات و مواضع رفقای تدارک کمونیستی تصمیم گرفتم که آینده سیاسی خود را همگام و همراه با این رفقا رقم بزنم. وامیدوارم که بتوانم تجربه بیش از 35 سال فعالیت سیاسی و تشکیلاتی خود را به این طریق در خدمت سازمان یابی طبقه ای قرار دهم که بدان تعلق دارم.

کسی که تروریسم، یعنی اقدامات سرکوب و ایجاد وحشت برای دشمنان سرسخت و مسلح انقلاب، را به طور اصولی رد می کند، باید از سیادت سیاسی طبقۀ کارگر، از دیکتاتوری انقلابی اش صرفنظر کند.  و کسی که از دیکتاتوری پرولتاریا صرفنظر میکند، از انقلاب اجتماعی صرفنظر می کند و سوسیالیسم را به گور می سپارد.

 

در مورد ایران ، نه می توان از یک سرمایه داری دولتی سخن راند (از آنرو که دولت خود را از بسیاری شاخه های اقتصادی کنار کشیده) و نه از یک سرمایه داری بازار (چرا که این گروهها تمام موانع مالی، تجاری و مالیاتی را دور می زنند و از پیدایش هرگونه رقابت جدیدی جلوگیری می کنند). از همین رو بهتر است ماهیت اقتصاد ایران را سرمایه داری انحصارات نامید.

نخستین کنفرانس "تدارک کمونیستی – جنبش سازمانیابی حزب پرولتاریا"، در بهمن ماه سال جاری (ژانویه-فوریه 2016) برگزار می گردد.

شیرۀ جان این میلیونها قربانی روزمرگی زندگی در جهنم سرمایه داری ایران، روغن چرخ دندۀ دستگاه انباشت سرمایه در ایران است. برای حفظ این نظم اسارتبار در بیرون زندان است که در درون زندان قربانی تولید می شود. "قربانی" سیگنال نظام از درون زندان به بیرون آن است تا مبادا محرومان پای خویش را از محدوده ای فراتر نهند که "نظم" برای آنان در نظر گرفته است.

 این موج تلفات جنبشی است که بورژوازی مسلط جهانی با عاملان منطقه ای اش و به یاری پیاده نظام طبقه متوسطی اش و با رؤیای پیوستن به بازار آزادِ "جامعۀ جهانی" به راه انداخت. جنبشی که فردیت و آزادی فردی را بر پرچم خود نوشت و تودۀ وسیع محرومان خاورمیانه را به سلاخی فرستاد. جنبشی که ارزشهای محرکش را از عشق به اپل و آیفون و چت و وایبر بر گرفت و هنجارهای اجتماعی اش را بر این اساس شکل داد. این موج تلفات انحطاطی جهانی است که در آن سازماندهی و سازمانیابی کمونیستی محو شده است.

 رفقای بوروتبا همچنین پس از توضیح دشواریهای کار مخفی در شرایط ارتجاع سیاسی و سرکوب فاشیستی در شهرهای غرب اوکراین بر ادامه فعالیت مخفی اعضا و فعالین بوروتبا در این مناطق و بویژه خارکف تأکید داشتند. نوع کار در این مناطق به گونه ای است که نمی توان انتظار نتایج بلاواسطه سیاسی از این فعالیتها را داشت.

 

او برای تایید بمباران داعش توسط ناتو و اثبات ضرورت همکاری با سرمایه داری ترانس آتلانتیک در تحولات سوریه به لنین و مصالحه اش در امر صلح با آلمان متشبث می شود، بدون آن که اشاره کند که همکاری و مصالحه لنین نه منبعث از فرایند سازش با سرمایه داری و نه نتیجۀ عملکرد پیشین و استراتژی حزب بلشویک در برابر بورژوازی، بلکه پاسخ ضروری به موقعیتی اجتناب ناپذیر بود که بر آن ها حادث می شد. در صورتی که آن چه در کوبانی اتفاق افتاد از جمله نتیجه سیاست خود نیروهای کرد سوریه بود. 

گفتاری درباره اهمیت تبلیغات کمونیستی؛ چپ، تئوری و پروپاگاندیسم همراه با  بررسی های موردی. اول: تصادف پورشه در تهران، دوم: مرگ فریناز در مهاباد، سوم: فروش کودکان دوقلو

 سیاست غرب محور پید اکنون کاملا شکست خود را به نمایش گذاشته است. حملۀ گسترده ترکیه به مواضع پ ک ک و هم چنین به مواضع یپگ در سوریه به بهانۀ هجوم به داعش، پایان دوران پیشروی در پناه آتش جنگنده های ناتو را اعلام کرده است. "ائتلاف بین المللی" نه تنها متحد خود، روژآوا، را تنها گذاشته است، بلکه به صراحت حمایت خود را از ترکیه نیز اعلام کرده است. اظهارات بن رودس سخنگوی کاخ سفید در واکنش به حمله ترکیه مبنی بر این که پ ک ک یک سازمان تروریستی است و "بدیهی است که ترکیه محق است بر علیه مراکز تروریستی دست به اقدام بزند"، آب پاکی بود که بر تمام تخیلات پید ریخته شد.

ساز و کار دولت سیریزا، بازتاب تناقضات ساختاری تولید عام کالایی است. از همه مشخص‌تر تناقضی که بین اقتضائات پویش جهانی سرمایه و ضرورت بقای قلمروهای ملی انباشت وجود دارد. حزب رادیکال سیریزا برای فرار از تنگناهای ضرورت اول، بر ضرورت دوم به عنوان بدیل قابل برنامه‌ریزی ملی پافشاری می‌کند. 

در واشنگتن هم بالاخره فهمیده اند که عربستان سعودی محیط پیرامونش را به یک ویرانۀ وهابی تبدیل می کند و این سیاست کمتر و کمتر با منافع غرب سازگار است. ایران به عنوان وزنه ای مقابل عربستان مورد نیاز است و همچنین در جنگ بر علیه "دولت اسلامی" (داعش) که هواپیماهای جنگی آمریکائی با سربازان تحت هدایت ایران بر روی زمین فی الحال در حال همکاری با یکدیگر نیز هستند. عربستان سعودی تنها در اثر اشتباه محاسباتی غرب و در نتیجۀ تسلیح رژیم ریاض توانست اینچنین نیرومند نفوذ خود را گسترش دهد.

ما قصد نداریم ارتش منظم بشکل کشورهای دیگر درست کنیم (ارتش دائمی دولتی، بهر شکلی هم که آنرا تعریف کنند، اجرا کننده دستورات دولتی است و نه مردم). هدف ما ایجاد یک شکل جدیدی از نیروی نظامی است، با در نظر گرفتن مشخصات مخصوص دنباس. میلیشیا – که همان مردم مسلح شده است – می تواند همیشه در مقابل دیکتاتوری دولت و کمپانی ها مقاومت کند. 

شکست یکشنبه آلمان نشانه های شکافهائی در این چسب نیرومند ایدولوژیک را آشکار کرد و این حائز اهمیت فراوان است. اروپا به همین سادگی نمی تواند با تغییر این الگو به سیاستهای آلترناتیو روی بیاورد و این واقعه ای خجسته است. با شکست آلمان، در درون یکی از نیرومندترین بلوکهای سرمایه داری معاصر شکافهائی سر باز کرده اند که بستن آنها به سادگی امکانپذیر نیست. اهمیت رفراندوم یکشنبه یونان در این است.

 چیکن گیم سیریزا اکنون به یک جدال ژئوپلیتیک بین المللی نیز بدل شده است. سال گذشته آمریکا با "Fuck the EU"ی خانم ویکتوریا نولند در کودتای میدان اوکراین نشان داد که علیرغم همۀ دلبستگی های ترانس آتلانتیک، در تحمیل خط خود به آلمان و اروپا ذره ای تردید به خود راه نخواهد داد و امسال آلمان در حال نشان دادن این است که میتواند برای تأمین منافع خود کودتا راه بیندازد. حتی در صورت مخالفت آمریکا که از آغاز روی کار آمدن سیپراس حمایت خود را از این دولت اعلام کرده بود.

 آلمان به خشک ترین و وحشیانه ترین شکلی هژمونی خود را بر اروپا تحمیل نمود. دستۀ کاملی از دولتهای فاسد نخبگان و صاحب امتیازان در کشورهای ضعیف تر به عناصر حلقه بگوش آلمان در تحمیل ریاضت اقتصادی به مردم خودی بدل شده اند. دولتهای اسپانیا و بلغارستان و مجارستان در حمله به سیریزا اگر تندروتر از آلمان نباشند، معتدل تر نیستند. اما آلمان اروپا را به سمت نابودی راند. تمام داستانهائی که از اروپای دمکراتیک، صلح دوست، آزاد و با فرهنگ سر هم کرده بودند، اکنون به عریان ترین شکلی خود را به عنوان دروغی بزرگ به نمایش گذاشته اند.

خواست گشودن میدان های جدیدی برای فعالیتهای نظامی به موازات جنگ قدرت با روسیه، امتداد تلاشهای جاری آلمان به طور مثال برای تسلیح بیشتر دول رقیب چین در شرق و جنوب شرقی آسیا است. آنچنان که گزارش جدید صادرات اسلحه دولت آلمان که هفتۀ جاری منتشر شد نشان می دهد، شرق و جنوب شرقی آسیا تا همین اکنون نیز یک مرکز ثقل سیاست تسلیحاتی آلمان را تشکیل می دهند: در میان بالاترین ده کشور خریدار ابزارهای جنگی از آلمان، چهار کشور این منطقه دیده می شوند در حالی که از کشورهای عضو ناتو فقط نام دو کشور به چشم میخورد.

اتحادیه بوروتبا اعلام می کند که بدون رفراندم عمومی بر سر قانون اساسی اوکراین، بدون به محاکمه کشاندن جنایت کاران جنگی، بدون نازی زدایی، هر گونه شرکت مشروط "چپ" در سازمان های قانون گذاری و اجرایی قادر به ایجادهیچ گونه تغییری به نفع کارگران نخواهد بود.

ما بطور قاطع معتقدیم که آزادی اوکراین از دست مقامات نازی ها و اولیگارش ها فقط از طریق مبارزه و نه از طریق بند و بست و توطئه امکان پذیر است.

گفتاری در زمینه اسکاندال فیفا: فیفا تصویری از جهان امروز؛ جان نش و تئوری بازیها؛ کاندالیزا رایس و هرج و مرج خلاق؛ پوتین و بلاتر و ورزش و سیاست؛ حملۀ آمریکا به فیفا و حملۀ اسرائیل به لبنان؛ کدام طرح برای فیفا؟ و پرسشهائی درباره فوتبال در ایران و بحران پرسپولیس و استقلال و عروج تراکتورسازی

 استراتژیستهای غربی در این میان حتی پیشنهاد می کنند که در مبارزه بر علیه قدرت روزافزون داعش نیز از جهادی ها استفاده شود. به طور مثال اخیرا در سایت مجلۀ آمریکائی فارین افیرز آمده است که نباید اجازه داد القاعده بیش از این تضعیف شود: موجودیت القاعده باید حفظ شود تا مانع از آن شود که پیروانش به داعش بپیوندند". یعنی این که این سازمان ترور و رهبر آن ایمن الظواهری "باید زنده بمانند". با جهادی ها تنها زمانی مقابله می شود که بیش از حد قدرتمند شوند – مثل مورد داعش – یا این که حملات تروریستی آنها متوجه خود دولتهای غربی باشند. در غیر این صورت ظرفیت تخریبی آنان آنها را به عنوان متحدین پنهان غرب در مبارزه بر علیه دشمنان مشترک موجه می کند.

تأکید روت بر جهانی شدن سرمایه و یکسان سازی کارگران در سطح جهانی و هم فقدان نقش دولت ملی بنظر من مطلق نمودن یک روند موجود و واقعی در جامعه سرمایه داری است. این روند بنظر من چیز جدیدی نیست و از همان اوایل قرن بیستم در جوامع سرمایه داری عمل می کرده است. ... گرایش سرمایه به سمت جهانی شدن با منطق رقابت در تعارض دائمی قرار دارد و بویژه در دوره هائی که رقابت بین سرمایه های متعدد افزایش می یابد، سرمایه هر چه بیشتر در بلوکهای رقیب متشکل می شود که دولت ملی یکی از اصلی ترین اشکال سازمانیابی سرمایه در مقابل سرمایه های رقیب را تشکیل میداده و هنوز هم می دهد.

 در آستانه کنفرانس ریگا برلین و بروکسل بیش از هر چیز بر تماسهای دیپلماتیک خویش با بلاروس افزودند. این کشور داری یک اقلیت نیرومند روسی رابطه سنتی تنگتنگی با روسیه است. اما سیاست پوتین نسبت به اوکراین و افت اقتصاد روسیه نخبگان بلاروس را به سمت نزدیکی بیشتر با اتحادیه اروپا جهت داد. بروکسل همان سال قبل تفاهم نشان داد و برخی از تحریمهایش برعلیه بلاروس را در مقابل تضمین پرزیدنت آلکساندر لوکاشنکو برای آزادی یک ناراضی اپوزیسیون لغو کرد.

موضوع مورد مناقشه البته موضوعی است که در سطح جهانی حقیقتا هم مطرح است. بارز ترین نمونه این مناقشه را در جدال بر سر نرخ مبادله ارزی بین چین از یکسو و آمریکا و اروپا و بانک جهانی از سوی دیگر می توان مشاهده کرد. در حالی که بانک جهانی خواستار آزادسازی قیمت یوآن است، چین به همان نسبت با پیوند ارزش یوآن به دلار از سویی به حمایت از صنایع خودی ادامه می دهد و از سوی دیگر حجم عظیمی از منابع ارزی ناشی از مازاد تجاری خود را به همان آمریکا و غرب صادر نموده و موقعیت برتری در بازارهای غرب به دست می آورد. نتیجه این سیاست هم در درجه اول رشد عظیم یک اشرافیت مالی – صنعتی در چین و افزایش شدید شکاف طبقاتی بوده است. بهبود مطلق وضع طبقه کارگر در چین به دلیل رونق چندین ساله اقتصاد، ناقض آن نیست که در همین سالها وضع طبقه کارگر به طور نسبی، یعنی سهم آن در نظام توزیع، وخیم تر نیز شده است.

ما از يك دولت عاري از قدرت هسته اي٬ طرفدار روابط گسترده با غرب٬ طرفدار دوستي با مردم غرب و طرفدار برابري كامل زن و مرد دفاع ميكنيم  و براي تحقق اين آرزوها از مردم متمدن غرب كمك ميخواهيم .

فروپاشی اقتصاد ونزوئلا یک فروپاشی قسطی بوده و هست. حتی در زمان درآمدهای بالای نفتی هم دولت چاوز باید ترمزها را می کشید و تعویض ارز با نرخهای شدیدا سوبسید شده را محدود میکرد. در فاز کنونی قیمت پائین نفت، دیگر نمی شود این سیستم را سر پا نگه داشت. 

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر