مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

این بورژوازی پست مدرنی بود که به یمن حمایتهای بیدریغ بیست و چند سالۀ حکومت عدل اسلامی و کار مفت کارگر از همۀ مواهب زندگی لوکس برخوردار بود و مدینۀ فاضلۀ خود را نیز نه در هاوانا و کاراکاس بلکه در لندن و تورونتو و لس آنجلس جستجو می کرد. طبقۀ متوسط ایرانی سلبریتی می خواست و نه رئیس جمهور ریشوی ایکپیری امام زمانی. فرقی هم نمی کرد که این رئیس جمهور چقدر می توانست جیب او را پر کند.

سه نفر تک تیرانداز اهل گرجستان ... در صبح روز 20 فوریه 2014 به محل برده شدند. یک نفر از آن ها را در کنسرواتوریوم (دانشسرای هنرهای زیبا) و دو نفر دیگر را در هتل اوکراین مستقر کردند. همان روز اولین گلوله ها از کنسرواتوریوم به سمت میدان شلیک شد. با آن گلوله ها تعدادی پلیس از پای درآمدند. پس از آن تک تیراندازان در هتل اوکراین تظاهرات کنندگان را با شلیک های مرگ آور هدف قرار دادند.

رادیکالترین اصلاح طلبان که تمام سرمایه سیاسی شان در به چالش کشیدن نهادهای انتصابی و در رأس آن شورای نگهبان بود، از هنگامی که زمزمه های ورود مجدد محمود به میدان سیاست سر داده شد، یکسره دست دعا به آسمان برداشتند تا بلکه همان شورای نگهبان مانع ورود وی به صحنه شود

رویدادهای دنباس به ما می آموزند که در عصر بحران های اجتماعی، توده های عظیمی از مردم آماده هستند تا نه تنها وارد عمل شوند، بلکه حتی اسلحه به دست بگیرند. این موضوع دیگری است که بدون حزب انقلابی، پرولتاریا قادر نخواهد بود که منافع طبقاتی خود را درک کند، به درستی خواسته های خود را بیان کند، و تاکتیک ها و استراتژی خود را برای مبارزه طبقاتی توسعه دهد

وی آرزوی طبقه متوسط شیفتۀ غرب ایران را به عنوان تحلیل بیان می کند. این طبقۀ متوسط عاشق غرب است و بخش انتلکتوئل تر آن هم در غرب به ویژه عاشق اروپاست. همین کنش اجتماعی است که در سیاست ایران در دوران بیست سالۀ اخیر اصول رویکرد اصلاح طلبان و تکنوکراتهای دولتی به سیاست خارجی را رقم زده است و می زند. نمونه های آن کم نیست. از سلفی یادگاری با خانم موگرینی تا افتخار به بوئینگ خریداری شده توسط – و نه تولید شده در – ایران

در عربستان چه میگذرد؟ انقلاب شاهزاده ها یا جنگ قدرت طایفه ها؟ تأثیر وقایع بر تحولات ژئوپلیتیک منطقه چه خواهد بود؟ مضمون تاریخی این تحول چیست؟

رفقا، شما در این 9 سال تاریخ جهانی عنصر سازمانی و عامل پیشبرد قدرتهای انقلابی همه کشورها بودید. نقشی که شما ایفا کردید با توجه به سطح و عمق اش در تاریخ بشر قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست. امروز اما خود شما در کار نابودی این تأثیرات هستید؛ شما دارید این نقش رهبری را که حزب کمونیست شوروی از طریق فعالیت لنین به آن دست پیدا کرد تنزل میدهید واین خطر هست که آنرا کاملأ از دست بدهید

زیر چتر حمایت هوائی ناتو، اقلیم به گلخانه ای محفوظ برای پرورش انواع باکتری هائی بدل گردید که سرمایه داری گندیدۀ جهانی با خود به ارمغان آورده بود. کردستان عراق یکسره به بازار مکاره ای تبدیل شده بود که در آن انواع و اقسام اجناس بنجل سرمایه داری پسین معاصر به وفور یافت می شد. بیش و پیش از همه وجدان و شرف و آرمان بود که در این بازار چوب حراج می خورد.

با وجود این هنوز خطر جنگ، در پرتو اوج‌گیری احساسات ناسونالیستی و وجود نیروهایی در بدنه‌ی پیشمرگه‌های دو حزب و جوانانی که خواهان جنگند، فعلیت دارد. این امر میسر است اگر رهبران دو حزبی که هنوز مشغول اتهام زدن به یکدیگرند، نتوانند اوضاع را کنترل بکنند و مقهور جوی بشوند که خود آن را تولید کرده‌اند.

ترامپ کلید توضیح شکاف در چپ است. ترامپ و در کنار آن شکل گیری جریاناتی مشابه درکشورهای متحد آمریکا به منزله به لرزه در آمدن زمین زیر پای لیبرال دموکراسی است. پایان چند دهه تسلط بی چون و چرای لیبرالیسم و نئولیبرال ها و حتی نئوکان هاست. چسبی که تمام اردوی لیبرالها، از چپ رادیکال و آنارشیست تا لیبرال کانتی را به هم متصل کرده بود، امروز وا رفته است

سرانجام با عروج کومه له در کردستان، اکنون خلقی یافت شده بود که می توانست جای خالی خلق ترک را در جهان بینی و پراتیک چپ سوسیالیست پر کند. "بیژی کوردستان" و "کس نه له کورد موردوا، کورد زنده وا"، جای یاشاسین آذربایجان و حماسۀ کوراوغلی را می گرفت. اکنون این خلق کرد بود که در میان خلقهای برابر از موقعیتی برابرتر برخوردار شده بود

اعلام رفراندوم در کردستان عراق در عین حال اعلام رسمی انحطاط جنبشی است که زمانی در خاورمیانه به نام "جنبش خلق کرد" معروف شده بود و در تمام تاریخ نیمۀ دوم قرن بیستم در اتحاد با پیشروترین و عدالتخواهانه ترین جنبشهای منطقه قرار داشت. اکنون این جنبش نه فقط در عراق، بلکه در سوریه و ایران و ترکیه نیز از هر گونه مضمون آرمانخواهانه و حق طلبانه تهی شده و به ابزار باجگیری در دست محافل و مراکز ارتجاعی نوکیسه های ثروت اندوز کرد بدل شده است

اسرائيل مهمترین و پیگیرترین نماینده‌ی بالکانیزه کردن خاورمیانه و کل کشورهای اسلامی است و امروز تنها کشوری است که بدون قید و شرط از ایجاد کشور کردستان حمایت می‌کند. لازم به توضیح نیست که احتمال پیشبرد سیاست‌های سلطه‌جویانه‌ی بورژوا-امپریالیستی اسرائیل با بالکانیزه کردن، تضعیف کشورهای منطقه و بدل شدنشان به نیروهایی حاشیه‌ای بیشتر می‌شود

برای مردم علنی بودن بودن قرارداد اهمیت زیادی دارد. به اهمیت این امر بهتر پی می‌بریم اگر بپرسیم: اگر قراردادهای کلونیال دارسی و ایضا قراردادهای کلونیال دوره‌ی پهلوی علنی نبودند آیا امکان مطرح شدن خواست ملی شدن نفت توسط مصدق می‌بود؟

به نظر ما راه پیشروی شما در این دوگانۀ باطل "دولتی یا خصوصی" نیست. طرح هر کدام از این دو آلترناتیو عملا معنائی جز تبدیل نمودن جنبش بر حق اعتراضی شما به دنبالچه ای از جریانات اصلی طبقۀ حاکم نخواهد بود... راه دیگری نیز موجود است. راهی که تسلط افکار و ایدئولوژی بورژوازی مانع از اندیشیدن به آن است اما با اندکی جسارت طبقاتی می توان به سادگی آن را برگزید: واگذاری شرکت به کارگران

تولید ثروت بدون کار کارگر خواب وخیالی است که مبلغین قلم بدست بورژوازی به آن مشغولند. تزهای دهه 80 کامپیوتریست ها را فراموش نکرده ایم. آن واقعیتی که از انظار عموم به عمد پنهان نگه داشته می شود این است که بارآوری کار و رشد تکنولوژی از زمان استقرار سرمایه داری تا به امروز ادامه داشته و در هیچ زمانی نقش کار زنده در تولید ارزش و نقش کارگر (نیروی کار کالایی شده) در تولید ارزش اضافی (انباشت) نه تنها قابل حذف نبوده، بلکه بیشتر هم شده است

اوضاع برای هیچ حزبی به اندازۀ حزب سوسیال دمکرات رقت انگیز نیست. افرادی که سن وعمرشان قد میدهد می توانند بیاد بیاورند که در سال 1871 کارگران آلمان با چه هیجان نفس گیری منتظر اخباری از اقدامات و روندهای کمون پاریس بودند در حالیکه سوسیال دمکراتها در آن بالنسبه بسیار اندک بودند، اینک تعجب می کنند که پرولتاریای آلمان با چه خونسردی و بی تفاوتی تلاش های به مراتب والاتر بلشویک ها در روسیه برای سازماندهی قلمروئی بزرگ بر اساس اصول سوسیالیستی را به تماشا نشسته اند

."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم و فراموش کنیم".

حتی افراد منفرد سیاسی که در کانون های تحت حمایت از کارگران ایران جمع شده اند در اولین سطر اطلاعیه شان می نویسند ما توهمی به سازمان جهانی کار نداریم ، در این صورت چرا اطلاعیه می دهید ؟چرا سیاهی لشگر درست می کنید ؟ چرا با همه تماس می گیرید و می گویید این اطلاعیه را امضا کنید امسال با سالهای قبل فرق دارد و نمایندگان واقعی دارند می آیند! 

ژئوپلیتیک و انقلاب: گفتاری پیرامون چشم اندازهای استراتژیک و امکانات بازیگران تحولات خاورمیانه

حمایت سندرز از کمپین ضد روسی بیان ماهیت تعلق طبقاتی اش بعنوان  یک سرمایه دار و سیاستمدار امپریالیستی است. او و لیبرالها و نشریات و سازمان های  شبه –چپ که از او حمایت کردند، از سوسیالیستهای دمکراتیک های آمریکا تا مجله نیشن، سازمان انترناسیونالیسم سوسیالیستی، آلترناتیو سوسیالیستی و دیگر سازمان های "چپ" ضد مارکسیست، در حال اجرای یک فریب سیاسی برای سد کردن ظهور یک جنبش انقلابی طبقه کارگراند.

شرکت در اجلاس سازمان جهانی کار اکنون سیاستی است مسلط بر جنبش کارگری. اما تسلط این سیاست خود بازتابی است از تسلط سیاست طبقاتی معطوف به وفاق اجتماعی که با برجسته کردن مطالبات انتگرال و به فراموشی سپردن امر انقلاب اجتماعی مشخص می شود. منتقدین این سیاست نمی توانند به روشهای مبارزه منتقد باشند و در اهداف آن شریک

نتیجه گیری مهمتر اما این است که این پروسه از ابتدای دهه ی 80 و در زمان ریاست جمهوری اصلاح طلبان آغاز شد. انتساب معضلات اقتصادی این دهه به ناکارآمدی دولت احمدی نژاد توسط اقتصاددانانی مثل مسعود نیلی، عیسی کلانتری، موسی غنی نژاد و امثالهم نه فقط برای دفاع از دولت اصلاحات بلکه برای تطهیر مناسبات سرمایه داری و پنهان نمودن ماهیت و تناقضات درونی آن صورت می گیرد.

بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است که خود مفهوم نتیجۀ هیچ بررسی علمی ای نیست

آیا آمریکا با میل و رغبت ونزوئلا را تبدیل به سوریه ای دیگر فقط برای دور نگه داشتن روسیه از نفت آن خواهد کرد؟ اندازه و ارزش عظیم ذخائر نفتی ونزوئلا این امکان را قوت می بخشد.

وجه مشترک این 35 انسان با همۀ قربانیان دیگر سوانح کاری یک ویژگی آنان است: آنان به طبقۀ تولید کننده تعلق دارند. آنان فرزندان طبقۀ کارگرند. در میان آنان اسمی از صاحبان سهام و سرمایه نیست. این و فقط همین واقعیت ساده نشان می دهد که اینجا فقط قهر طبیعت در مقابل انسان نیست که عمل می کند. طبیعت طبقات نمی فهمد. اما چگونه است که در جریان کار قربانیان خویش را  فقط از میان فرزندان طبقۀ ویژه ای در جامعه بر می گزیند؟

رفقا، به حرف آنانی گوش ندهید که از کمونیسم داستانی تخیلی و مربوط به آینده می سازند. به آنانی اعتماد نکنید که می گویند "کمونیسم البته خوب است، اما باید واقع بین بود. اکنون وقت مبارزه برای حداقل دستمزد است."  آنان شاید زمانی آرمانگرایانی پرشور بودند، اکنون اما خادمان بورژوازی اند. در هر رنگ و لباسی که باشند و به هر زبانی که سخن بگویند.

در دهه 80 نیز همچون دو دهه ی پیش از آن، کاهش دائمی سطح دستمزدهای واقعی کارگران و کاهش ارزش کار لازم چه به صورت مطلق و چه نسبی تداوم داشته و کلیت بورژوازی ایران را منتفع نموده است. علاوه بر این بازتوزیع سودِ لایه های پایین تر بورژوازی به نفع بخش بزرگتر آن–که در تحلیل نهایی به علت بالاتر بودن ترکیب ارگانیک سرمایه صورت می گیرد- همچنان به توسعه انحصارات کمک کرده است.

تفاوت دستمزدها بین کارگران بخشهای مختلف تولید پیش از آن که عوامل سیاسی در آن دخالت داشته باشند، در اثر قوانین اقتصادی ای که در توزیع ارزش اضافۀ کل اجتماعی عمل می کنند شکل می گیرد. حتی یک کارگر ساده در کارخانه ای با ترکیب ارگانیک بالاتری از سرمایه می تواند دستمزدی بیش از یک کارگر ماهر در یک کارگاه کوچک ریخته گری یا تراشکاری دریافت کند. به این دلیل که ترکیب ارگانیک بالای کارخانه مزبور به این معناست که بخشی  از ارزش اضافه تولید شده در کارخانه های با ترکیب ارگانیک پائین تر سرمایه و انبوه کارگاه ها و واحدهای کوچک تولیدی نصیب صاحبان آن کارخانه می شود.

از سال 89 آثار نفوذ رکودی که در سال 87 اولین نشانه های خود را به نمایش گذاشته بود در این بخش هم پدیدار گردید. برخلاف ادعا و تصور عده ای تحریم های بین المللی علیه اقتصاد ایران نه علت رکود اقتصادی، بلکه تنها کاتالیزوری بود که روند رکود اقتصاد از نفس افتاده ی ایران را تسریع نمود و آخرین ضربه را به طرح های دولت احمدی نژاد برای مهار رکود وارد آورد

تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این واقعیت متمایز می شود که طبقۀ کارگر این کشورها بعد از یک مبارزه طولانی، و تسخیر قدرت متعاقب آن قادر خواهند بود برنامه های شان را خیلی سریع تر از ما عملی کنند

شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای تعین حد اقل دستمزد تعیین کرد انقلابی تر است" را از دست چپ خواهد گرفت بلکه ابزار سیاست گذاری بانک مرکزی را هم در دست بورژوازی بشدت کند و بی اثر خواهد کرد

بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده خوشحال شد و استراحتی کرد. یک بحران انقلابی به سرعت انسانها را فرسوده می کند، به سرعت خسته می کند و این قابل فهم است.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر