نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

رفقا، به حرف آنانی گوش ندهید که از کمونیسم داستانی تخیلی و مربوط به آینده می سازند. به آنانی اعتماد نکنید که می گویند "کمونیسم البته خوب است، اما باید واقع بین بود. اکنون وقت مبارزه برای حداقل دستمزد است."  آنان شاید زمانی آرمانگرایانی پرشور بودند، اکنون اما خادمان بورژوازی اند. در هر رنگ و لباسی که باشند و به هر زبانی که سخن بگویند.

در دهه 80 نیز همچون دو دهه ی پیش از آن، کاهش دائمی سطح دستمزدهای واقعی کارگران و کاهش ارزش کار لازم چه به صورت مطلق و چه نسبی تداوم داشته و کلیت بورژوازی ایران را منتفع نموده است. علاوه بر این بازتوزیع سودِ لایه های پایین تر بورژوازی به نفع بخش بزرگتر آن–که در تحلیل نهایی به علت بالاتر بودن ترکیب ارگانیک سرمایه صورت می گیرد- همچنان به توسعه انحصارات کمک کرده است.

تفاوت دستمزدها بین کارگران بخشهای مختلف تولید پیش از آن که عوامل سیاسی در آن دخالت داشته باشند، در اثر قوانین اقتصادی ای که در توزیع ارزش اضافۀ کل اجتماعی عمل می کنند شکل می گیرد. حتی یک کارگر ساده در کارخانه ای با ترکیب ارگانیک بالاتری از سرمایه می تواند دستمزدی بیش از یک کارگر ماهر در یک کارگاه کوچک ریخته گری یا تراشکاری دریافت کند. به این دلیل که ترکیب ارگانیک بالای کارخانه مزبور به این معناست که بخشی  از ارزش اضافه تولید شده در کارخانه های با ترکیب ارگانیک پائین تر سرمایه و انبوه کارگاه ها و واحدهای کوچک تولیدی نصیب صاحبان آن کارخانه می شود.

از سال 89 آثار نفوذ رکودی که در سال 87 اولین نشانه های خود را به نمایش گذاشته بود در این بخش هم پدیدار گردید. برخلاف ادعا و تصور عده ای تحریم های بین المللی علیه اقتصاد ایران نه علت رکود اقتصادی، بلکه تنها کاتالیزوری بود که روند رکود اقتصاد از نفس افتاده ی ایران را تسریع نمود و آخرین ضربه را به طرح های دولت احمدی نژاد برای مهار رکود وارد آورد

تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این واقعیت متمایز می شود که طبقۀ کارگر این کشورها بعد از یک مبارزه طولانی، و تسخیر قدرت متعاقب آن قادر خواهند بود برنامه های شان را خیلی سریع تر از ما عملی کنند

شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای تعین حد اقل دستمزد تعیین کرد انقلابی تر است" را از دست چپ خواهد گرفت بلکه ابزار سیاست گذاری بانک مرکزی را هم در دست بورژوازی بشدت کند و بی اثر خواهد کرد

بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده خوشحال شد و استراحتی کرد. یک بحران انقلابی به سرعت انسانها را فرسوده می کند، به سرعت خسته می کند و این قابل فهم است.

ظاهرا صدام حسین فکر میکرد که پس از جنگیدن با ایرانیان در جریان جنگ هشت ساله، حالا او قادر به مقابله با آمریکا نیز بود. که نبود. در واقع راهی که عراقی ها برای آمادگی در مقابله با حملۀ آمریکا انتخاب کردند هدیه ای رؤیائی به طراحان و تحلیلگران نظامی آمریکا بود به این دلیل که صدام "کاملترین" هدف را در اختیار آنها قرار داد: آرایشهای بزرگ نیروهای زرهی مستقر در صحرا بدون هیچ پوشش هوائی. 

ادعای شما در برتری اخلاقی بر پایه برآشفتگی، معنویت شما را مثل آن روحانی "محافظه کار" متأهلی میکند که با منشی کلیسا هم بستر می شود و از پس انداز کلیسا دزدی می کند. ادعای او در مورد برتری اخلاقی نیز برپایه برآشفتگی است. با حمایت از یک امپراتوری نخبه گرای فاسد بچاپ بچاپ امتیاز و قدرت، شما دانسته یا ندانسته دشمن حقیقت، عدالت، حق تعیین سرنوشت و آزادی هستید.

جنبش ارتجاعی سبز که با شعارهای "نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران" و "دولت سیب زمینی نمی خوایم" پلاتفرم جهانی خویش در تعلق به نظم بلوک ترانس آتلانتیک را به میان کشیده بود، اکنون و با مرگ زعیم عالیقدر خویش یک گام دیگر فراتر رفته و به صرافت این افتاده است که "سفارت روسیه، مرکز جاسوسیه". کسانی که در ایران سالها بر طبل مدرنیسم و آزادیهای فردی کوبیدند و امپریالیسم در تحلیلهای آنان جائی نداشت، یکباره و همزمان با آشکار شدن شکست ولینعمتشان در سوریه به صرافت مبارزه با توسعه طلبی امپریالیستی افتادند. همزمان با این تعرض ارتجاعی و بازتاب همین تعرض ارتجاعی است که در چپ نیز با انتشار بیانیه ها و نوشته های ضد روسی، منتقدان پیگیر جنگ افروزی بلوک غرب مورد حمله قرار گرفته و به دنباله روی از پوتین و ترامپ متهم می شوند. 

 وزیر کشور مکزیک خوزه آنتونیو مآده  با قطعیت در رادیو اعلام کرده است: "قدمی به عقب بر نخواهیم داشت". و رئیس جمهور پنا نیتو این ادعای پوچ را مطرح کرده است که "حفظ کردن قیمت های پایین تصنعی به معنای این است که منابع فقرا را از آن ها بگیریم و به کسانی بدهیم که از همه بیشتر دارند". بنابر این توجه کنید ابله ها، اگر زیادتر بپردازید، زیادتر دریافت خواهید کرد.

آنجا که طبقه پا به میدان مبارزه سیاسی می گذارد و شعارها و مطالباتی فراتر از کارخانه و واحد را به میان می کشد، .آنجا که می خواهد از مطالبات روزمره فراتر رود و به عنوان طبقه به طرح مطالبات طبقاتی خویش در سطح جامعه می پردازد، دیگر نه التزام به حق بورژوائی بلکه الهام از سوسیالیسم است که باید مبنای کار قرار بگیرد. تحقق چنین شعارها و مطالباتی که بنا بر مضمون خویش خصلتی سیاسی دارند در گرو تغییر سیاستهای دولتی است و طبقه کارگر دیگر نمی تواند در عرصۀ سیاست خواستار اصلاح دولت بر زمین حق بورژوائی باشد. معنای چنین چیزی جز مشارکت نمودن در تثبیت نظم مسلط سرمایه داری نیست

حل نهائی مسألۀ خاورمیانه در گرو ایجاد یک خاورمیانه سوسیالیستی است و ایجاد خاورمیانه سوسیالیستی نیز تنها با انجام انقلاب اجتماعی در اصلی ترین کشورهای خاورمیانه و برچیدن بساط شبه دولتهای شیخ نشین امکان پذیر است. انجام انقلاب اجتماعی اما نخست امر هر کشور معین است. سیاست کمونیستی را می توان در یک عبارت خلاصه کرد: افق منطقه ای خاورمیانه سوسیالیستی و ایجاد روابط و مناسبات منطقه ای در کنار پراتیک کشوری برای انجام انقلاب اجتماعی.

پرولتاریای کمونیست اکنون دیگر نمی تواند و مجاز نیست مبارزه برای آزادیهای دمکراتیک را پیش شرطی در مبارزه برای تحقق انقلاب اجتماعی قلمداد کند. برعکس، افشاء مضمون ارتجاعی واقعی آنچه به نام مبارزه برای آزادیهای دمکراتیک در مقابل طبقۀ کارگر قرار داده می شود، وظیفه ای تخطی ناپذیر در مقابل پرولتاریای کمونیست است. مبارزه برای آزادیهای دمکراتیک تنها در سپهر سیاست و تنها مشروط به گره خوردن به افق سوسیالیسم است که می تواند در قالبی محدود تعیین کنندۀ سیاست کمونیستی دوران معاصر باشد

کمونیسم نه زیر مجموعه ای از چپ است و نه می تواند و مجاز است که منشور عملیاتی، تاکتیک و استراتژی خویش را بر اساس نیازهای چپ تدوین کند. کمونیسم نه مسئول تدوین استراتژی برای پیروزی چپ است و نه مسئول وحدت چپ و غلبه بر تشتت و پراکندگی آن. وظیفۀ کمونیسم شکل دادن به صف قدرتمند پرولتاریاست. کمونیسم معاصر فقط و فقط می تواند منتقد رادیکال چپ باشد. این تنها راه نجات آن عناصری در درون چپ نیز هست که به امر طبقۀ کارگر و محرومین جامعه دلبستگی دارند.

در مجموع، مباحثات انجام شده تماما در برگیرندۀ تأکید بر ضرورت روشن شدن بیشتر خطوط برنامه ای کمونیسم معاصر در برخورد به جنبشها و اعتراضات اجتماعی و تحولات سیاسی بودند. بر همین اساس نیز کنفرانس کار خود را با بررسی پیش نویس های برخی از اسناد پایه ای در برگیرندۀ خطوط برنامه ای ادامه داده و سرانجام پس از سه روز کار فشرده با تصویب اسناد مورد بحث به کار خود پایان داد. 

سایت تدارک را بخوانید و به رفقای خود معرفی کنید. مباحث تدارک کمونیستی را با رفقای کارگر خود در میان بگذارید. برای "تدارک" مطلب، گزارش و نقد هایتان را بفرستید. "تدارک" را تقویت کنید. این تنها صدائی نیست که در حوزۀ فارسی زبان از کمونیسم طبقاتی کارگران سخن می گوید، اما تنها جریانی است که سخن گفتن از کمونیسم طبقاتی کارگران را به دکوراسیون تزئینی در کنار لق لقه های سانتی مانتال خرده بورژوای خودشیفته بدل نکرده است

به عراق، لیبی و سوریه حمله کردند زیرا رهبران این کشورها عروسک خیمه شب بازی غرب نبودند. ترازنامۀ حقوق بشر مربوط به صدام یا قذافی ربطی به موضوع نداشت. آنان فرمانبرداری نکردند و می خواستند کنترل کشورشان را حفظ کنند. همین سرنوشت گریبان اسلوبودان میلوسویچ را گرفت زیرا با اشغال صربستان و پیوستن آن به اقتصاد بازار مخالفت کرد. به همین علت مردم او را بمباران کردند و خودش را نیز در لاهه به محاکمه کشیدند. با چنین استقلالی نمی توان مدارا داشت.

در جریان کمپین انتخاباتی 2016 [آمریکا] رسانه های متعلق به الیت مسلط روایتی را تحمیل کرده اند که در آن هر کسی می تواند روسیه را به هر چیز تخیلی متهم کند. متهم کردن روسیه به عملیات هک و دخالت در انتخابات عمدتا فاقد محتوایند اما اطرافیان بلند پایه کلینتون از قبیل رئیس سابق سیا مایک مورل و دیوید پترائوس به طور خستگی ناپذیری آن چیزی را اشاعه می دهند که تئودور پوستول پروفسور بازنشسته میت از آن به عنوان "تشدید جدی و ناموجه دیگری از لفاظی های خالی اما به شدت خطرناک از سوی آمریکا بر علیه روسیه" نام می برد. آنهائی که با این روایت خوانائی ندارند اغلب به طور غیر منصفانه ای به عنوان حامیان ترامپ برچسب زده می شوند. امری که به خفه کردن مباحثه منجر می شود.

تمرکزگرائی، گلوبالیزاسیون، سازمان ملل، ناتو، صندوق بین المللی پول، همۀ این "اصول" و سازمانها شاهد محو نفوذ و حمایت [اجتماعی] شان خواهند بود، آن هم به سرعت. حقیقتا تمام شده است. بدهی کار را تمام کرده است. یا بیشتر، مأموریت محکوم به شکست ما در پنهان کردن سقوطمان پشت پرده ای از بدهی های هر چه بیشتر.

اکنون مسکو در صدد تثبیت موقعیت خویش به عنوان یک ابر قدرت از جمله از طریق "قرار گرفتن در کنار آمریکا به عنوان شریک در چتر حمایتی یک روند دیپلماتیک در سوریه ظاهر می شود تا به جنگ خاتمه دهد". ترنین معتقد است که اگر روسیه موفق شود در آنجا اهداف سیاسی خود را متحقق کند، "آنگاه می تواند یاد بگیرد که چگونه قدرت نظامی اش را در سرتاسر جهان به طور مؤثری به کار بگیرد" و در هر موردی از موضعی برابر با آمریکا در مقابل آن ظاهر شود. اما اگر موفق به دستیابی به اهدافش نشود و یا در نتیجۀ این دخالتگری متحمل خسارات سنگین اقتصادی گردد، آنگاه عملیات نظامی کنونی اش فراتر از مرزهای اتحاد شوروی سابق موردی استثنائی باقی خواهد ماند 

راستش ما در جهان عجیبی گرفتار هستیم.کشوری مثل سعودی در یمن جنایت میکند. خون میریزد. کشتار میکند. حتا به بیمارستان های پزشکان بدون مرز حمله میکند.اما کمی آن سو تر در جنگ سوریه مدافع حقوق بشر میشود.غربیها با تجهیز مخالفین،عامل بوجود آمدن این جنگ خونین وبیرحمانه شدند اما خود را در نقش منجی مردم سوریه معرفی میکنند

به این ترتیب اوباما اجازه داد که سوریه در آتش بسوزد. او اجازه داد که ایران و حزب الله سوریه را به مستعمره خود بدل کنند و اجازه داد که پوتین دریای مدیترانه را به دریاچۀ روسیه تغییر دهد. 

 آمریکائی ها از اپوزیسیون حمایت می کنند، اما نه مستقیم. آنها از کشورهائی حمایت می کنند که ما را مورد حمایت قرار می دهند. اما ما با این میزان از حمایت هنوز راضی نیستیم. آنها باید با سلاحهای مدرن از ما حمایت کنند. ما به یمن موشکهای تاو در نبردهائی پیروز شدیم. به کمک این موشکها ما توانستیم به توازنی در مقابل رژیم دست بیابیم. تانکها را ما از لیبی از طریق ترکیه دریافت کردیم. 

در میان کشورهائی که در یک کسری مزمن در تجارت با آلمان قرار دارند از جمله می توان از فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و یونان نام برد. تنها در فاصلۀ سالهای 2010 تا 2015 از ایتالیا و اسپانیا حدود 60 میلیارد یورو به سمت آلمان سرازیر شد. یونان غرق شده در بحران در همین دوره هر چه باشد 19 میلیارد یورو خالص به آلمان واریز کرد. در فاصلۀ بین 2010 تا 2015 از فرانسه مبلغ 210 میلیارد یورو خالص به شرکتهای آلمانی سرازیر شد. مبالغ عظیمی که تأثیر فقدان آنها در هر 4 کشور مشهود است.

  بنا بر این بر خلاف چیزی که سیف خدایاری القا می کند، حزب حکمتیست نیز مانند سایر نیروهای چپ در حمایت از روژآوا و پید و یپگ هیچ تبصره و مرزی نداشت. در هیچ کدام از انتشارات حکمتیست ها به جز حمایت بی چون و چرا و پنهان کردن نقش حمایتی ناتو از روژاوا دیده نمی شود. اما چرا ناگهان پید "ماهیت ارتجاعی " پیدامی کند؟! این فقط مربوط به انتشار همان مصاحبه صالح مسلم توسط تدارک کمونیستی و جریانات بعد از آن است که آقای سیف خدایاری مجبور به موضعگیری می شود.

اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این سطح از بسیج توده ای توسط جناحی از سرمایه داری در لحظات بحرانی می تواند به نتایج غیر قابل پیش بینی ای منجر شود. به ویژه اگر مراکز قدرت جمهوری اسلامی مانع دخالتگری رأس این جریان در حیات سیاسی جامعه شوند و آن را – به هر شکلی- از معادلات سیاسی حکومتی حذف کنند، آنگاه چنین نتایجی می توانند به صف بندیهای کاملا قطبی و متمایزی منجر شوند. از شکاف در درون خود این جنبشها و سر برون آوردن یک رادیکالیسم طبقاتی تا ظهور یک رهبری جدید برای این پتانسیل از میان صفوف جریانات اسلامی- ناسیونالیستی و شبه فاشیستی.

چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که معاون رئیس جمهور آن در سفر به ترکیه در فرودگاه آنکارا مورد استقبال معاون شهردار آنکارا قرار گرفت.

فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در سمت کارگران "مشروعیت" تنها از تلاش و مبارزه آنان برای متشکل شدن در تامین نان و رهایی است، دیوار کمونارها در گورستان پرلاشز پرچم "مشروعیت " تشکل های کارگری است.

گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست. در این جا معنای این اظهار تاسف را می فهمیم. پافشاری بیشتر راه کارگر بر سیاست تقویت و همسویی با نیروهای دموکراسی لیبرال در عرصه بین المللی.

صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا بتوان شانسی برای فریب کارگران داشت. در این مملکت هنوز حضرات باید کار "نرمالیزاسیون" را به فرجام برسانند و هنوز این خطر هست که با چسبیدن برچسب "نوکر سرمایه دار" بر پیشانی حضرات رادیکال چپ پروندۀ انان نزد بخشهای وسیعی از کارگران بسته شود

اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی به مراتب جلوتر از اکثر جنبش های کارگری و طبقاتی پیشین قرار دارند.

کودتای نافرجام ترکیه لحظۀ معین دیگری از بروز برخی تضادهای پایه ای سرمایه داری معاصر را به نمایش گذاشت که در هیأت جدال بین فراکسیونهای مختلف بورژوازی ترکیه آشکار گردیدند. جدال بین نیروهای متخاصم در ترکیه بر همان بستر عمومی شکافی قرار می گیرد که در سطح جهانی در بورژوازی کشورهای مختلف نمایان می گردد.

وقتی موضوع بر سر دفاع از "جهان آزاد" در مقابل رقبای جهانی باشد، می توان نه تنها النصره، بلکه حتی داعش را نیز تحمل کرد و نقش آن را ناچیز جلوه داد. همچنان که می شد بر علیه شوروی مجاهدین افغان را ساخت و به یاری چپ نیز امیدوار بود که بر علیه "سوسیال امپریالیسم روسیه" در کنار همان مجاهدین قرار بگیرد. این وجه مشترک چپ و راست جهان آزاد است. از وال استریت ژورنال دست راستی تا ستون چپ سرمایه در هیأت سندرزها و واروفاکیس ها و شالگونی ها و تقوائی ها و شرکا.

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر