مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

نگران جان مصی باشید دمکراسی خواهان محترم!

چرا جمهوری اسلامی کمتر از سه هفته قبل از روی کار آمدن دولت جدید قصد ربودن مسیح علینژاد، آن هم در پروژه ای به شدت با ریسک بالا و از درون خاک آمریکا، را کرده است؟ حقیقتا مصی اینقدر برای جمهوری اسلامی خطرناک است؟ یا اپوزیسیون برانداز به چنان درجه ای از قدرت رسیده است که لازم است رژیم حتما و به هر قیمتی در لحظه کنونی زهر چشمی از آن بگیرد؟

خبر سوء قصد مأموران امنیتی جمهوری اسلامی برای ربودن مسیح علینژاد از آمریکا، به نگرانی های وسیعی در میان انبوه فعالان حقوق بشری و اپوزیسیون ایران دامن زده است. آنها از یک سو از تیزبینی اف بی آی و عقیم ماندن این توطئه کثیف خوشحالند و از سوی دیگر این واقعه را تأئیدی می دانند بر ادعاهایشان مبنی بر تروریست بودن رژیم جمهوری اسلامی و این که با آن رژیم هیچگونه رابطه ای نباید برقرار کرد. خشم بسیاری از اینان به ویژه از این رو نیز قابل توجه است که این جمهوری اسلامی جرأت کرده است و یک شهروند آمریکا را در خاک خود آمریکا تهدید کرده است. رسانه های "وزین" آمریکا، وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز و دیگران هم به اندازه کافی در این زمینه قلمفرسائی کرده اند. و البته آنها هم "نگران" اند.

معدود کسانی در میان آمریکا دوستان معتدل تر البته متوجه یک نکته دیگر هم شده اند و آن هم این است که چرا این واقعه در مقطع کنونی اتفاق می افتد. حال که ظاهرا قرار نیست سعید جلیلی وزیر امور خارجه آینده باشد و از قرار دولت آینده قرار نیست زیر میز برجام بزند و شانس رسیدن به یک توافق با دولت بایدن یک شانس واقعی است، چرا این اتفاق واقع شده است؟ و البته عده ای از آنان خطاب به بایدن این را صراحتا اعلام کرده اند که آقا مبادا فریب بخورید، این ترفندی است از سوی افراطیون ضد ایران برای به هم زدن امکان دستیابی به توافق با ایران. این که بایدن سخن اینان را خواهد شنید و یا به اندرز خیرخواهانه بنیاد برومند و بنیاد توانا و مجاهدین خلق و حزب کمونیست کارگری گوش فرا خواهد داد، امری است که فعلا نمی توان درباره اش به طور قطعی اظهار نظر کرد. شواهد بیشتر نشان می دهند که زعمای قوم در آمریکا فعلا قصد ندارند بیشتر از این پا روی دمب جمهوری اسلامی بگذارند. اوضاعشان چندان روبراه نیست.

اما حقیقتا یک سؤال. چرا جمهوری اسلامی کمتر از سه هفته قبل از روی کار آمدن دولت جدید قصد ربودن مسیح علینژاد، آن هم در پروژه ای به شدت با ریسک بالا و از درون خاک آمریکا، کرده است؟ حقیقتا مصی اینقدر برای جمهوری اسلامی خطرناک است؟ یا اپوزیسیون برانداز به چنان درجه ای از قدرت رسیده است که لازم است رژیم حتما و به هر قیمتی در لحظه کنونی زهر چشمی از آن بگیرد؟

هیچکدام از حالتهای فوق متصور نیستند. برعکس، اپوزیسیون برانداز در مرحله دشواری از حیات خویش قرار دارد. تمام کمپینهای "نه به جمهوری اسلامی" و سپس "رأی بی رأی" آن و تمام آماده باش ها برای سازماندهی شورشها در طول انتخابات ناکام مانده اند و در الیت سیاسی طبقه متوسطی هم جلسات بحث و جدل کلاب هاوسی بر سر مناظره های انتخاباتی ریاست جمهوری دهها هزار نفر را به خود جلب کردند در حالی که براندازان می توانستند در جلسات خود با خیال راحت مگس بپرانند.

در سطح میدانی هم اعتصابات و تظاهرات دهها هزار نفره کارگران نفت و گاز و پتروشیمی هفته ها است که ادامه دارد و کار به شعار "مرگ بر دیکتاتور" نکشیده است. در هفت تپه و جاهای دیگر هم همینطور است. البته "رهبرانی" از میان کارگران یافت می شوند که در اینستا برای "دانشجویان عزیز" سرنگونی طلب خوش رقصی کنند. اما اینها نیستند که روند اوضاع را رقم می زنند. برخلاف انتظارات اینان، به نظر میرسد کارگران لحظه کنونی را برای رسیدن به بخشی از خواستهای خود لحظه مناسبی تشخیص داده اند و به هیچ وجه حاضر نیستند این لحظه مناسب را فدای عشق و حال براندازان مزدور بکنند. این از حال و روز نه چندان مناسب براندازان. گرفتن زهر چشم از اینان در لحظه کنونی برای رژیم ارزش آن را ندارد که دست به چنین اقدام احمقانه ای بزند.

اما خود مصی چه؟ آیا خود مصی بیش از آن برای قدرتمندان خطرناک نشده است که حذف او در دستور کار قرار بگیرد؟ با کمال تأسف، پاسخ این سؤال نیز منفی است. دوران اوج مصی مدتهاست سپری شده است. او با کمپینهای مختلفش، از چهارشنبه های سفید و آزادیهای یواشکی و تا انواع دادخواهی برای قربانیان آبان و هواپیمای اوکرائینی و غیره، تمام مهمات خود را در این سالها خرج کرده است. پیک مصی در دورانی بود که با آن چاقوکش سیا عکس می گرفت. از آن زمان تاکنون جامعه به حدی در معرض اشاعه این ویروس قرار داشت که به نوعی مصونیت جمعی در برابر آن دست یافته است. تقریبا همه آن چیزهائی را هم که مصی میخواست، خورد خورد در حال تحقق یافتن اند. یا واقعا کسی هست که مدعی باشد امروز حجاب اجباری در ایران حقیقتا رعایت می شود؟ و با هر درجه از تحقق این مطالبات، مصی هم به همان میزان خاصیت خود را از دست می دهد. به ویژه این که بیگ پالیتیک یا سیاست ماکروی ژئوپلیتیک هم در این میان نقشی جدی ایفا می کند. و این روشن است که دولت بایدن برای مقابله با چین به کاهش تشنج با ایران (و روسیه، در این باره بعدا مفصل تر سخن خواهیم گفت) نیازمند است. در چنین دوره هائی امثال مصی فقط به عنوان بازیکن رزرو می توانند نقش بازی کنند و نه بازیکن اصلی. سوپر استار دوره کنونی خانم آرین طباطبائی است نه مصی.

با این حساب معنای واقعه نقشه ربودن مصی چیست؟ از پشت پرده ها مطلع نیستیم اما لازم است بر اساس همه ملاحظات بالا توجه دوستان دمکراسی خواه و برانداز و توانا و مجاهد و فرشگرد و کمونیست کارگری را به احتمال خطری واقعی جلب نمود که می تواند حقیقتا در کمین مسیح علینژاد باشد. و البته شاید جلب توجه این دوستان هم فایده ای ندارد و بیشتر باید به خود مصی هشدار داد که حواسش را جمع کند. حتی در مقابل این دوستان. چرا باید این هشدار را داد؟ پاسخ ساده است. زنده مسیح علینژاد امروز بیشتر به نفع براندازان است یا مرده اش؟ کمترین تردیدی در این زمینه نمی تواند وجود داشته باشد. مصی فراتر از براندازان بود، یکی از آنان نبود. او خود را همان زمانی فراتر از آنان قرار داده بود که دعوت جمعی وزارت امور خارجه آمریکا از اپوزیسیون برانداز را رد کرده و بر دیدار خصوصی پافشاری کرده بود. او میخواست شاخص ترین چهره آنان باشد، سوگلی باشد. او بازیکنی تیمی نبود، بقیه اما تیمی اند. اگر به نفعشان باشد، چرا او را قربانی نکنند؟

این که اف بی آی توطئه را "کشف" کرده است، نباید موجبات رفع نگرانی مصی و دوستانش را فراهم کند. برعکس، اتفاقا باید آنها را به فکر وادارد. تاریخ معاصر دستگاههای امنیتی آمریکا فقط در ده سال اخیر سرشار از عملیاتهای با پرچم دروغین است. ماجرای حمله شیمیائی غوطه سوریه در سال 2013را به خاطر دارید؟ نخست اوباما خط قرمز کشید، مدت کوتاهی بعد حمله شیمیائی واقع شد. دهها نمونه از این وقایع را می توان برشمرد. از خودکشی ایپستاین در قلب زندان مانهاتان تا خودکشی مکافی در زندانی در اسپانیا باید کافی باشند. با این حال یک نام دیگر را به مصی باید یادآوری کرد: ست ریچ.

من اگر جای مصی بودم، دیگر شبها راحت سر به بالین نمی گذاشتم. در بازی کثیفی که مصی وارد آن شده است، گامبی یکی از رایج ترین شیوه های بازی است.

23 تیر 1400

14 ژوئیه 2021

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر