مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

موشک در الباب و دود در لندن و برلین و نیویورک

این دود موشکهای میدانهای نفتی الباب سوریه است که از میان چپی های برلین و لندن و نیویورک بلند شده است. آنان سوگواران داعشند و النصره و نه بشارت دهندگان رهائی بشر.

نامه سرگشاده ای که در روز 27 مارس در سایت الجمهوریه درج شده است درخور توجه است. نامه عنوان «از بین بردن مردم از طریق اطلاعات غلط: سوریه و "آنتی امپریالیسم" احمق ها» را بر خود حمل می کند و ظاهرا توسط عده ای از روشنفکران و ژورنالیستهای سوری تهیه و به امضاء شخصیتهای چپ بیش از 32 کشور نیز رسیده است. در میان امضاء کنندگان اسامی آشنائی به چشم میخورند که نوآم چامسکی و ژیلبر اشکر را باید از سرشناس ترین آنان در میان چپ به حساب آورد. نامه سپس در سایت دست چپی نیوپالیتیکس بازنشر شده و در سایتها و پرتالهای متعدد چپ، از جمله پرتالی به نام میلینگ لیست مارکسیستی، به آن ارجاع داده شده است.

از مضمون نامه آغاز کنیم. متن نامه یک متن تیپیک چپ پروامپریالیست است که علیه چپ ضد امپریالیست وارد صحنه شده است. نویسندگان نامه دست راستی نیستند و نه تنها بر تمام مفاهیم ضدیت با امپریالیسم و جنگ افروزی و کشتار امپریالیستی صحه میگذارند، بلکه همچنین به طور مشخص نقش مخرب آمریکا و جنگ افروزی های خانمان برانداز آن در دوران جنگ سرد از زمان جنگ ویتنام تا دخالت در ایران و اندونزی و تهاجم به عراق و افغانستان را بر می شمارند. دقیقا همین نیز این نامه را خطرناک می کند. اگر آنها از آن جنگها دفاع می کردند، قضیه روشن بود. اما آنها در تمام آن وقایع آمریکا را بر صندلی اتهام می نشانند تا قبل از ورود به بحث اصلی باد را از بادبان منتقدین و مخالفین گرفته باشند. بحث اصلی سوریه است و در این نقطه کلیدی معلوم می شود که همه آن اعترافات به جنایات آمریکا در جنگهای پیشین در واقع روغن ریخته ای بود که نذر امامزاده می شد تا نیت اصلی روشن نشود و این نیت اصلی چنین است:

«اما علیرغم ادعاهای اینان [یعنی ضد امپریالیستها] آمریکا در آن چیزی که در سوریه اتفاق افتاده است نقش کلیدی ندارد. علیرغم تمام دلایل خلاف چنین نقشی این ایده که به نوعی همینطور است حاصل یک فرهنگ سیاسی عقب مانده منطقه ای است که هم بر مرکزیت قدرت جهانی آمریکا و هم بر حق امپریالیستی آن در تعریف "آدمهای خوب" و "آدمهای شرور" در هر کانتکست معینی تأکید دارد».

یعنی که یک فرهنگ عقب افتاده منطقه ای در خاورمیانه علیرغم وجود ادله فراوان مبنی بر این که آمریکا در تحولات سوریه نقش کلیدی نداشت و ندارد، همچنان آمریکا را عامل این بدبختی و فلاکت در سوریه به شمار می آورد و – می توانید حدس بزنید – روسیه و ایران را. حقیقتا نیز از نظر نگارندگان نامه فاجعه سوریه در واقع بعد از دخالت ایران و روسیه تازه آغاز شد. رفقا راست می گویند. بعد از دخالت ایران و روسیه بود که دوسوم خاک سوریه از کنترل "اپوزیسیون" خارج شد، بعد از آن دخالت بود که بزرگترین سازمانهای "اپوزیسیون" بیشترین ضربات را متحمل شدند از جمله سازمانهای صد در صد دمکراسی خواه داعش و النصره. تا پیش از دخالت ایران و سوریه همه چیز بر وفق مراد پیش می رفت و اپوزیسیون کنار دروازه های حلب و دمشق منتظر ورود به این شهرها و تمام کردن کار بود. کنفرانسهای دول متحد اپوزیسیون در دوحه و برلین هم تمام جزئیات نقشه بازسازی سوریه پس از سرنگونی دیکتاتور را تهیه و روشن کرده بودند. با دخالت ایران و روسیه بود که فاجعه آغاز شد.

داستان البته داستان شناخته شده ای است و دهها و صدها و هزاران سند و مدرک رسمی و واقعیتهای میدانی هم نمی توانند راویان این روایت دروغین را به اعتراف به حقیقت وادار سازند. از این نقطه نظر مباحثه و مجادله با اینان بی فایده است. آنها تصمیمشان را گرفته اند و علیرغم وقوف به حقایق به دروغ پراکنی مشغولند.

اما مداقه در نامه از چند جهت دیگر نیز لازم است.

نخست نامه در الجمهوریه درج شده است. الجمهوریه مجتمعی است از نویسندگان و فعالین سوری که در برلین به ثبت رسیده است و نام آن در مجموعه وسیعی از سایتهای متعلق به انواع بنیادهای اسپانسورینگ، از جمله در استانبول، به چشم می خورد. مواضع این نشریه در دفاع از تجاوز امپریالیستی به سوریه باید روشن باشد. موضعگیری رسمی آنان در قبال قتل سلیمانی به اندازه کافی این را روشن می کند: "قتل سلیمانی به نفوذ ایران در سوریه پایان نمی بخشد اما می تواند آغاز این پایان باشد. همان طور که قتل او انتقامی کافی نیست و عدالتی برای قربانیان به دنبال ندارد، اما لحظه ای از نفس کشیدن و شادمانی برای زندگانی بود که جهنم مرگ ایرانی را پشت سر گذاشته اند که سلیمانی یکی از سازندگان آن بود."

 ماکس بلومنتال، ژورنالیست دست چپی آمریکائی - که خود در آغاز جنگ سوریه موضعی مشابه همان نویسندگان نامه را نمایندگی می کرد – در کنار برخی جزئیات قابل توجه دیگر به این نشریه نیز توجه کرده است. نامه را یاسین الحاج صالح در این نشریه درج کرده است. صالح بر اساس مدارک ویکی لیکس یک خبرچین دولت آمریکا در سوریه بود و الجمهوریه نیز نشریه ای است که توسط شاخه اروپائی بنیاد دمکراسی دست ساخته سازمان سیا و بنیاد جنگ طلبان حزب سبز آلمان، بنیاد هاینریش بُل، اسپانسور می شود.

دوم نامه را نخستین بار ژیلبر اشکر، این تروتسکیست مزدبگیر جنایتکاران جنگی، دست به دست گرداند. اشکر کسی است که در جریان جنگ لیبی فعالانه از ایده ایجاد منطقه ممنوعه پرواز و به وجود آمدن فاجعه لیبی حمایت می کرد. اما آنچه برای خود من بیشتر جالب توجه بود فعالیت دیگری از این مردک رذل بود که تاکنون اطلاعی از آن نداشتم. بلومنتال به مقاله ای از بن نورتون از سال 2019 ارجاع می دهد که به فعالیت همین مردک در آموزش سربازان متجاوز انگلیسی اعزام شده به مناطق جنگی اختصاص داشت. اشکر آنچنان به ایده های ترقیخواهانه خویش وفادار بود که لازم می دانست که سربازان مزدور انگلیسی را به دست راستی ها واگذار نکند و خود نیز در آموزش آنها نقش ایفا کند. مفاد برنامه آموزشی اشکر در "مدرسه مطالعات شرقی و آفریقائی لندن" در فوریه سال 2017 نشان می دهد که وی چگونه در هوشمند کردن متجاوز نقش ایفا می کرد:

9.30 تا 12 اقتصاد سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا

دولتها و توسعه اقتصادی

پس زمینه های "بهار عربی"

13 تا 14.30 قیام عربی: انقلاب و ضد انقلاب

15 تا 16.30 مصر- بحران، ارتش، اخوان المسلمین

16.30 تا 17.30 پرسش و پاسخ

شاید نتوان هیچ نمونه بهتری از چگونگی مصادره مارکسیسم در خدمت مستقیم بورژوازی یافت. حقیقتا اگر کسی از محل این سخنرانی و مخاطبان آن اطلاع نداشته باشد، به راحتی تصور خواهد کرد که این یک سمینار مارکسیستی است. ننگ و نفرت بر چنین مزدورانی که والاترین میراثهای جامعه بشری را در خدمت رذیلانه ترین اهداف به کار می گیرند.

سوم در میان امضاء کنندگان نامه خانمی به نام مولی کراباپل به چشم می خورد. او یک آنارشیست است که دست بر قضا با نئو کان ها در ارتباط است و کارهای او توسط رئیس گوگل، اریک اشمیدت، اسپانسور می شود.

چهارم فردی به نام ظاهر ذهلول در میان امضاء کنندگان هست که "جامعه پزشکی سوری آمریکائی" را می گرداند و میلیونها دلار پول از خانه دمکراسی آمریکا USAID دریافت کرده است. او از شرکت کنندگان پای ثابت در تظاهرات مجاهدین خلق ایران است.

پنجم شخصی به نام یاسر مونیف نیز در میان امضاء کنندگان است. او یک استاد دست چپی دانشگاه است که در کنار گاردین، در همان نشریه نامبرده بالا یعنی الجمهوریه و دست بر قضا در یک نشریه تروتسکیستی رادیکال به نام سوشیالیست ورکر ارگان سازمان بین المللی سوسیالیست نیز می نویسد. وی از جمله در مصاحبه ای با مجله دست چپی ژاکوبین در سال 2017 خواستار تسلیح اپوزیسیون سوریه به موشکهای ضد هوائی رودوشی یا همان MANPAD های معروف شد که زمانی مجاهدین افغان در جهاد مقدسشان بر علیه کفار شوروی به آنها تجهیز شده بودند. آقای مونیف آمریکا را از این زاویه مورد انتقاد قرار می دهد و می گوید: "آمریکا نمی خواهد که اپوزیسیون سوریه به MANPAD دسترسی پیدا کند در حالی که کشورهای غربی و کشورهای خلیج میخواهند که چنین سلاحهائی را به آنها ارسال کنند. اپوزیسیون به همین دلیل خواستار اعمال منطقه ممنوعه پرواز بر سوریه است که سیاست تحریم صدور اسلحه به آنجا مانع از دریافت چنین سلاحهائی توسط آنان است".

از ایران در کنار نامهای علی فتح اللهی نژاد و علی صمدی احدی و فاطمه مسجدی، نام خانم هایده مغیثی استاد دانشگاه یورک و عضو بنیاد ترودو در کانادا به چشم می خورد که کارها و مصاحبه های او در نشریات مختلف چپ از قبیل نقد اقتصاد سیاسی و فدائیان و همچنین در رادیو زمانه  و صدای آلمان و سایر رسانه های مشابه به چشم میخورد.

قطعا می توان در میان اسامی امضاء کنندگان نامهای مشاهیر مزین به افتخارات دیگری را نیز می توان یافت. اما همین تعداد باید برای نشان دادن این کافی باشد که گوروی آنارشیستها و گل سر سبد روشنفکران دست چپی سر پیری سر از کجا در آورده است.

کار بلومنتال در شناساندن دست اندرکاران ماجرا قابل ارج است. اما در چرائی صدور آن نامه در شرایط کنونی او اشتباه می کند. می نویسد: "حال که اشغال نظامی سوریه توسط آمریکا تعمیق می یابد و تحریمهای غربی ها گرسنگی و کمبود دارو را برای سوریها به ارمغان می آورند، گروهی از رژیم چنجی ها غرب نشین نامه سرگشاده دیگری نوشته اند و به منتقدین جنگ کثیفشان حمله کرده و دوفاکتو خواستار تداوم دخالتگری شده اند". نه، این درست نیست. مسأله تعمیق اشغال نظامی سوریه توسط آمریکا نیست. از این نقطه نظر هیچ اتفاق تازه ای نیفتاده است. حتی برعکس، برای نخستین بار طی سالهای اخیر حمله به پایگاههای آمریکائی به خاک سوریه نیز امتداد یافته و پایگاههائی از آمریکائیان هدف قرار گرفته اند.

آنچه تازه است نه اشغال نظامی آمریکا، بلکه موشکهائی است که بر سر تأسیسات نفتی و کامیونها و زیرساختهای مربوطه ای فرود آمده است که تضمین کننده تجارت نفت دستجات مزدور آمریکا یا ترکیه در روژآوا و ادلیب و تأمین کننده مالی این باندها بود. آنچه تازه است همان حمله به پایگاههای آمریکائی است که در سوریه نیز با حمله به پایگاه دیرالزور آنان آغاز شده است. آنچه تازه است سفر هیأت حزب الله لبنان به روسیه و اخبار مبنی بر استقرار نیروهای آن در پایگاه حمیمیم است. آنچه تازه است تغییر آرایش میدانی و آشکار شدن عزم دول روسیه و سوریه (و احتمالا رهبری نظام در ایران – و نه دولت روحانی) برای تعیین تکلیف ایالت ادلیب است که اردوغان را بر آن داشت تا در بلومبرگ سرمقاله بنویسد و – همراه با تهدیدهای همیشگی روانه کردن سیل پناهندگان به اروپا-  عاجزانه از غرب درخواست کمک کند. در این مخمصه است که زعمای آنارشیست و تروتسکیست لازم دیده اند آستین بالا بزنند و علم مبارزه با امپریالیسم روسیه و ایران را بیفرازند. دریچه ها به روی اپوزیسیون سوریه در حال بسته شدنند و این آن چیزی است که چپی های پروامپریالیست را به ولوله انداخته است.

این دود موشکهای میدانهای نفتی الباب سوریه است که از میان چپی های برلین و لندن و نیویورک بلند شده است. آنان سوگواران داعشند و النصره و نه بشارت دهندگان رهائی بشر.

8 فروردین 1400

28 مارس 2021

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر