مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

برزخ اضمحلال -3: ترور فخری زاده و جمهوری شکننده اسلامی

مجلس انقلابی چنان طرح بلند پروازانه ای را به میان کشیده است که تلافی یک ترور در مقابل آن کمرنگ ترین اقدام به نظر میرسد. حقیقتا چه نیازی به ترقه بازی امروز است وقتی که می شود در آینده آتشهائی بس بزرگ بر پا کرد. و باز هم البته آینده آینده است و هیچ کس نمی تواند زمان آن را پیش بینی کند. آدمها هم حافظه ای کوتاه مدت دارند. زمان خیلی از زخم ها را التیام می بخشد.

پنجم:

سرعت تحولات حیرت انگیز است. در این فاصله کوتاه از انتشار بخش دوم یادداشت تا کنون، مجلس طرح راهبردی لغو تحریم ها را نخست تصویب کرد، طرح در شورای نگهبان با ابهام برگشت داده شد و مجلس بلافاصله، ظاهرا در 8 دقیقه، ابهام را برطرف نمود و شورای نگهبان هم بلافاصله پس از رفع ابهام طرح را تصویب و تبدیل به قانون کرد. یک توئیت نویس ارزشی درباره ابهام شورای نگهبان و اقدام مجلس نوشت: " شورای نگهبان گفت طرحتون «کلاه» نداره، قالیباف سرِ طرح رو برید گذاشت جلوشون." و البته هم او اضافه کرد که مجلس قالیباف با 8 دقیقه اش یک پاتک به تصویب 20 دقیقه ای برجام در مجلس لاریجانی زد. این وضعیت حاکمیت در ایران است و انعکاس آن در میان نیروهای طرفدار نظام. تا چه رسد در اپوزیسیون.

شورای نگهبان بر کدام ابهام انگشت گذاشته بود؟ بر بند 6 طرح مجلس و مهلت یک ماهه ای که در آن "از زمان تصویب" مقرر شده بود. مهلت یک ماهه ابهام داشت به این دلیل که با مصوبه شورای عالی امنیت ملی که مهلتی دو ماهه برای لغو اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را در نظر می گیرد خوانائی نداشت. مجلس البته می توانست بر طرح خویش پافشاری کند و قضیه را به مجمع تشخیص حواله دهد. و البته که مجمع تشخیص با ریاست آن قاضی القضات ام الفساد و دبیری آن سردار خالی بند احتمالا از ایراد شورای نگهبان هم جلوتر می رفت و کل قضیه را زیر سؤال می برد. درست است. نمی شد طرح را به مجمع تشخیص حواله داد. اما این تنها کار مجلس نبود. یک "ابهام" دیگر هم را هم مجلس از سر راه برداشت. "از زمان تصویب" تبدیل شد به "از زمان لازم الاجرا" بودن. یک قانون کی لازم الاجرا می شود؟ از زمانی که رئیس جمهور پس از دریافت قانون از سوی مجلس دستور اجرای آن را صادر می کند. این می تواند امروز باشد، می تواند 2 یا 6 ماه دیگر باشد. آن دو ماه هم که معلوم است برای چه است. زمان روی کار آمدن بایدن.

و به این ترتیب "مجلس انقلابی" به طریق احسنت وظیفۀ خویش را در تقسیم کار درونی حاکمیت انجام داد. هم با طرح چشم اندازی پر طمطراق از حرکت به سمت تقویت بنیه های هسته ای ایران و فرا رفتن از برجام و ان پی تی توهم "ایران قدرتمند انقلابی" را زنده نگه داشت و هم راه را برای مانورهای دولت مستقر باز کرد. و روشن است که نزد دولتیان این مانور مجلس هم ناشناخته نماند. "آشنا"ی رئیس جمهور نوشت: " احتمال می‌دهند که بایدن در یک ماه اول کار خود بعضی گشایش های اقتصادی را ایجاد خواهد کرد. طبق طرح مجلس، دو ماه فرصت خواهیم داشت برای جلوگیری از تعلیق پروتکل الحاقی. فرضاً که اول دی ماه ابلاغ بشود تا اول اسفند فرصت هست یعنی یک ماه بعد از شروع دوران بایدن! به عبارت دیگر، گشایش‌های قطعی بایدن را نه بر اثر تحلیل درست دولت و وزارت امور خارجه و سه سال استقامت ملی بلکه به ‌اسم طرح مجلس و فشار تهدید، به نفع خودشان مصادره خواهند کرد و تاییدی بر درستی تفسیر خودشان در نظر خواهند گرفت؛ لابد این بازی برای انتخابات 1400 هم مصرف خوبی خواهد داشت." راست میگوید. اما هر چه باشد این مجلس با این مانور در عین حال دست دولت را که نبست هیچ، راه را برای آن باز هم گذاشت. حتی بیش از انتظار خود دولت. و همین هم دلیل آن شد که فریادهای روز قبل دولتی ها به یکباره به سخنان ملایم رئیس دولت رسید که

"برادران عزیز و همه آنهایی که در کشور و در در مجلس و قوه قضاییه و نیروهای مسلح  مشغول خدمت هستید و همه دست به دست هم بدهیم و در پی ایجاد امید و ثبات باشیم و برای حل این مسئله عجله نکنیم و هول نشویم، تصریح کرد: دولت اگر موفقیتی به دست آورد کاملاً تقدیم شما می‌کند و اصلاً غصه این را نخورید که این دولت مسائل را تمام می کند. نه؛ شما حل کنید و ما دست همه آنهایی را که به ملت ما کمک کنند می‌بوسیم و بگذارید کسانی که تجربه بیست و چند ساله در این باره دارند و می‌دانند باید چه کار کنند و در دیپلماسی موفق بوده اند و دیپلماسی آمریکا را بارها در این سه سال در سازمان ملل شکست داده اند، با تأنی و دقت کارمان را انجام دهیم و از شما هم خواهش می‌کنیم که یاری و کمک کنید چون همه برادر هستیم به هدف واحد داریم.

رئیس جمهور در عین حال افزود: البته ما می دانیم که هر قوه هر کاری که می‌کند نیتش خیر است و می خواهد کمک کند و کار را سریعتر انجام دهد اما با هم مشورت کنیم و هماهنگ باشیم و همفکری کنیم تا کارها را دقیق تر و پخته تر پیش ببریم و پیش خواهیم برد."

اکنون توازن بین دو بال نظام برقرار شده است. دو بالی که نظام برای پرواز به هر دو نیاز دارد.

اما انتقام سخت چه شد؟ فعلا از چنین انتقامی حرفی در میان نیست. مجلس انقلابی چنان طرح بلند پروازانه ای را به میان کشیده است که تلافی یک ترور در مقابل آن کمرنگ ترین اقدام به نظر میرسد. حقیقتا چه نیازی به ترقه بازی امروز است وقتی که می شود در آینده آتشهائی بس بزرگ بر پا کرد. و باز هم البته آینده آینده است و هیچ کس نمی تواند زمان آن را پیش بینی کند. آدمها هم حافظه ای کوتاه مدت دارند. زمان خیلی از زخم ها را التیام می بخشد. بگذار فقط این بگذرد.

ششم:

محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی است. او سکان بخشی از جبهه گام دوم انقلاب را در دست گرفته است. و او کسی است که در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری سال 96 خود را متعهد به دفاع از برجام در صورت پیروزی معرفی می کرد. اما افتخارات قالیباف فقط به این محدود نیست. او از زمان ورود به سیاست و در مقام شهردار تهران و کاندیدای چند باره انتخابات ریاست جمهوری افتخارات متعددی را به نام خود به ثبت رسانده است. افتخاراتی که سردار قالیباف را به عنوان مردی اهل عمل نزد کارآفرینان و بازاریان محترم به شخصیتی قابل اعتماد بدل کرده اند. نه تنها برج سازی های بی سابقه دوران شهرداری وی در تهران و تعامل تساهلانه وی با سرمایه گذاران، به ویژه دوستان و بستگان، از وی چنین چهره ای ساخته اند، بلکه همچنین اقدامات سمبلیک وی در اعتلای سطح زندگی شهروندان محترم که فقط یک نمونه از آن را در ارائه بستنی با روکش طلا در رستوران برج میلادی که در دوره ایشان ساخته شد باید یادآوری کرد. و همین آقای قالیباف بود که در نخستین حضور خویش به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در سال 1384، الگو و شعارهای کمپین خود را یک به یک از تونی بلر اتخاذ نموده بود.

و اکنون این آقای قالیباف در رأس مجلسی است انقلابی که قرار است بازیگر مقابل جبهه متحد کارگزارانی-اعتدالی-اصلاح طلبی باشد و راه را برای گام دوم انقلاب باز کند. وظیفه ای است بس سنگین. از یک سو باید وجهه انقلابی داشت و از سوی دیگر به اعتماد افراد و محافلی که زمام امور روزمره در دستانشان قرار دارد، زعمای جامعه مدنی، بازاریان محترم، کارآفرینان، اتاق بازرگانی، هنرمندان و سلبریتی های عزیز و کلیه ابواب جمعی شان لطمه وارد نکرد.

اما این فقط آقای قالیباف نیست که چنین است. این تصویر کل دو سوی جدال در جمهوری اسلامی است. از سیاستمدار فرهیخته و رئیس فرهنگستان زبان و ادب پارسی، آقای حداد عادل که در مقام نایب وزارت علوم راهگشای ایجاد مدارس خصوصی پولی – ببخشید: غیر انتفاعی – بود تا شیخ علیرضا پناهیان ناطق انقلابی این روزهای ارزشی ها که از درسهای دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد این را باید از او به یاد داشت که "عدالت بدون ولایت ضد انقلاب است" و "اشتباه تأئید صلاحیت رئیس جمهور دولتهای نهم و دهم را نباید تکرار کرد. رئیس جمهور بعدی باید فردی خانواده دار باشد." راست می گوید. هر لات و لوت بی سر و پائی را نباید اجازه داد رئیس جمهور شود. همچنان که هر بیسوادی نمی تواند نماینده مجلس شورای اسلامی شود. حتی اگر تمام مردم منطقه اش طرفدار او باشند. چشم کارگر کور. اگربخواهد نماینده مجلس شود یا برود دوره ای در حوزه علمیه را بگذراند و یا حداقل مدرک لیسانس را رو کند.

سید امیر سیاح، عمار اقتصاد مقاومتی و کاندید مجلس انقلابی بود که گفته بود: "هر کس می‌خواهد ناراحت بشود بشود، می‌خواهید رای ندهید هم ندهید! هر کس نمی‌تواند در تهران ۱۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد یا جنم ندارد یا پشتکار ندارد یا مهارت ندارد".

اما اینها چه ربطی به برزخ اضمحلال دارند؟

هفتم:

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را

نیما یوشیج

چند روزی قبل از ترور فخری زاده دو واقعه کوچک و بی اهمیت نسبت به این مسائل بزرگ و با اهمیت هم اتفاق افتاد. خصلت نمائی وضعیت کنونی جدال درون بورژوازی در ایران تنها با وقایع بزرگی مثل انفجار نظنز و اف ای تی اف و برجام و ترور سلیمانی و فخری زاده امکانپذیر نیست. این اتفاقات بزرگ نیمی از واقعیت جامعه ایران را نشان می دهند. نیم دیگر آن را آن اتفاقات کوچک می سازند. اتفاقا این وقایع کوچکند که روزمره اتفاق می افتند و نه آن وقایع بزرگ.

واقعه نخست تخریب خانه ای کوچک متعلق به خانمی در نقطه ای از بندر عباس بود و دختر کوچکی که گریه می کرد. و واقعه دوم اجرای حکم شلاق بر پیکر کارگری به نام داود رفیعی که به داود ربیعی، وزیر کار پیشین و سخنگوی کنونی دولت تدبیر، اهانت کرده بود. تخریب یک سرپناه و شلاق بر پیکر کارگر به همان اندازه اجزاء تصویر امروزی جامعه ایران را تشکیل می دهند که جدال منطقه ای و جهانی جمهوری اسلامی با دول متخاصم غربی و عربی. به این باید اضافه کرد هجوم به چرخهای دستی دستفروشان دوره گرد خیابانی و رشد حیرت انگیز کارآفرینان صنعت نوین زباله گردی را که کودکان ده دوازده ساله نیروی کارشان را تشکیل می دهند. و به این باید اضافه کرد درآمدهای میلیونی روزانه شاخهای اینستاگرام را. باید اضافه کرد صدها هزار خانه خالی مانده را و میلیاردها دلار سرمایه گذاری شهروندان عزیز ایرانی را در خرید خانه در آناتولی و کانادا را. باید اضافه کرد انبوه شهرکهای لاکچری ویلائی باستی هیلز ها در جای جای ایران و باید اضافه کرد گذاشتن مانع و نگهبان در خیابانهای عمومی مناطق شمال شهر تهران و ممانعت از ورود بی سر و پا ها به کل این خیابانها را. باید اضافه کرد آگهی های مقوائی و دیواری فروش کلیه در ناصر خسرو و حوالی را و هتل بیمارستانهای لاکچری خصوصی را. و خیلی چیزهای دیگر. آنگاه است که تصویری کامل از مردمسالاری اسلامی در دهه پنجم حیاتش به دست می آید.

زمانی آن رئیس نامبرده فرهنگستان زبان و ادب پارسی به مردم یمن اشاره کرده و گفته بود که مقاومت را باید از این مردم لنگ پوش و پابرهنه یاد گرفت. و رئیس خود البته از نامداران صف مقاومت در ایران است. آنچه او گفته بود همانی است که آخوند جوان پیرو آیت الله مصباح یزدی علیه ساده زیستی به تازگی عنوان کرد که "ببینید که همه امامان ثروتمند بودند. من باید میلیاردر باشم تا بتوانم نیروی لازم برای مبارزه با آمریکا را سازمان بدهم".

از زمانی که جنگ به پایان رسید و همراه با سردار سازندگی، آنچه در ایران واقع شد چرخه قساوتمندانه ای از بازتولید گسترده سرمایه بود که یک سر آن کاهش روز به روز و بی وقفه سطح معیشت توده انبوه کار و زحمت بود و سر دیگر آن انباشت ثروتی افسانه ای در دست اقلیتی ناچیز. چرخه ای که در دوران سازندگی و اصلاحات به شورشهای متعدد اجتماعی انجامید و با کشتارهای مشهد و قزوین و اکبر آباد و اسلام شهر و خاتون آباد خاتمه یافت. آنچه از آن پس در ایران واقع گردید تلاشی بود بی وقفه برای رهانیدن چرخش سرمایه از قید و بندهای مزاحم و باز کردن راه آن. تقدیس مالکیت خصوصی به عالی ترین سطح خویش ارتقاء یافت و با تفسیر سالهای 84 و 85 مجمع تشخیص مصلحت و رهبر از اصل 44 قانون اساسی، این تنها مانع حقوقی بر سر راه "مشارکت مردم در اقتصاد" نیز برداشته شد. ثروت بیکرانی که تقریبا در تمام دوران تکامل سرمایه داری در ایران در دستان دولت متمرکز بود، اکنون می توانست در میان "مردم" توزیع شود.

و این البته مصادف بود با فروپاشی بلوک شرق و مارش ظفرمندانه بازار آزاد که در ایران به گسترده ترین و فشرده ترین تهاجم ایدئولوژیک لیبرالیسم، آن هم از راست ترین نوع هایکی و میلتون فریدمنی، انجامید.

هیچ و مطلقا هیچ نیروئی، نه در درون نظام، نه در حاشیه آن و نه در اپوزیسیون آن، تعریض به این اصل مقدس را در دستور نگذاشت. حتی در اپوزیسیون چپ جمهوری اسلامی نیز این حمله به مالکیت غیر خصوصی بنیادهای انتصابی و نهادهای نظامی از قبیل سپاه پاسداران بود که در مرکز توجه قرار داشت. این که در ایران بیرحمانه ترین خصوصی سازی ها در دست انجام بود، هیچگاه به موضوع جدال اجتماعی بدل نگردید. حقیقتا نیز کدام نیرو می توانست چنین کند. تنها نیروئی که امکان ورود به چنین مسیری را داشت، چپ انقلابی و کمونیست دوران انقلاب، در دهه سیاه شصت بین دو سنگ آسیاب رژیم و مجاهد قرار گرفت و قساوتمندانه توسط حاکمان نابود شده بود.

برعکس، آنچه در دستور کار کل احزاب، دستجات و جریانات سیاسی ایران، از حاکمیت تا اپوزیسیون، قرار گرفت، رقابتی سخت، فشرده، بیرحمانه برای سبقت گرفتن از یکدیگر در عملی نمودن نظم آرمانی بورژوازی، دمکراسی، بود. و این که بازار آزاد پیش شرط دمکراسی است، اصلی بدیهی و پذیرفته شده بود. اصلی که از سوی عده ای آشکارا تبلیغ می شد و از سوی دیگرانی البته در انتزاعی ترین سطوح مورد نقد قرار می گرفت اما در سیاست عملی جائی به خود اختصاص نمی داد. همه و همه در این متفق القول بودند که مالکیت دولتی باعث و بانی بدبختی هاست. تفاوت در این بود که عده ای در این ماجرا "دولت" را حقیقتا به مثابه دولت منشأ شر قلمداد می کردند و دیگران از این رو که این دولت دولت ولایت فقیه است. در اصل ماجرا تفاوتی وجود نداشت.

و به این ترتیب شد که به سرعت طبقه قدرتمندی از سرمایه داران شکل گرفت که به طور در هم تنیده ای با شبکه های قدرت سیاسی در ارتباط بود و از مواهب سیاستگذاری دولتی برخوردار می شد. دوران فترت دهه پنجاه بورژوازی ایران به سر رسیده بود. این طبقه قدرتمندی بود که بر همه شئون حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه مسلط شده بود و افکار و آراء حاکم بر جامعه را رقم می زد.

این یک جابجائی ساده نبود. تغییری بود بنیادین در توازن قوای طبقاتی به زیان طبقه کارگر. به همان ترتیب تغییری بود در مناسبات قدرت و رابطه دولت با جامعه. اگر در دوران اولیه حیات جمهوری اسلامی این قدرت بسیج توده ای و توان ایدئولوژیک نظام بود که بر متن ضعف ساختارهای اداری و توان نظامی پایه اصلی قدرت دولت هم در رابطه با درون و هم در رابطه با قدرتهای رقیب منطقه ای را تشکیل می داد، اکنون به مرور این اقتدار نظامی و دستگاه بوروکراتیک بود که جایگزین آن می شد. آنچه در پایه های خود نظام واقع می شد دگرگونی ای در دستگاههای فکری خود این پایه ها و گسست از ایدئولوژی معطوف به مستضعفان دوران اولیه به سوی نوعی "مردمگرائی" مبتنی بر بازار آزاد بود. بر متن چنین دگرگونی ای بود که تونی بلر به الگوی سردار قالیباف بدل شده بود. به ویژه دولت احمدی نژاد، و به ویژه دولت دوم او، به بهترین وجهی این دگردیسی ایدئولوژیک را به نمایش می گذاشت. "واگذاری امور به مردم" شاه کلید این تحول بود و "مردم" هم تا جائی که به ابزارهای تولید باز می گشت صاحبان سرمایه بودند و "کار آفرینان". پیام امروز احمدی نژاد به آنجلینا جولی برای اصلاح امور جهان امتداد افتخار خصوصی سازی های بی سابقه ای است که کماکان در شمار دستاوردهای او به حساب می آید. امری که در دوران حکومت وی با رویکرد فرهنگی ایرانشهری و مبتنی بر تساهل و تلاش برای جلب سلبریتی ها نیز خود را نشان داده بود. در پایه های ایدئولوژیک خود نظام، این رائفی پور بود که جای احمدی نژاد را می گرفت: معجونی از شیعیگری یهودستیز رادیکال، سلبریتیسم مذهبی، تئوریهای توطئه، ایرانگرائی باستانی و رادیکالیسم ناب بازار آزادی. بیان احمدی نژاد مبنی بر این که منابع ثروت متعلق به تمام مردم است، نزد رائفی پور به تئوری شفافیت در حاکمیت برای مقابله با رانتخواری بدل گردید. بی شائبه ای از عدالتخواهی.

پیروزی روحانی در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری اش، نقطه عطفی تعیین کننده در این تحول ساختاری-ایدئولوژیک به شمار می آمد. این فقط روحانی نبود که علنا و آشکار به دفاع از بازار آزاد و ضدیت با عدالتخواهی می پرداخت. طرف مقابل او نیز از ارتکاب به عملی که کمترین شائبه عدالتخواهی را به ذهن متبادر نماید خوددداری می نمود. اعلام پیروزی روحانی به مثابه رأی نه به گداپروری، اعلام رسمی پایان هر گونه عدالتخواهی در جمهوری اسلامی بود. سعادت اکنون در گرو موفقیت در بازار بود. بدبخت کسی که در بازار تنها به عنوان فروشنده نیروی کار حاضر است.

این اما منحصر به مردان و زنان ائتلاف تشکیل دهنده دولت مستقر نبود. اعتقاد به بازار به مثابه ویروسی بود که در کل جامعه اشاعه یافت و همه اندامهای آن را آلوده کرده بود. تا روستاهای کهگیلویه و بویر احمد که فارس نیوز نیز با افتخار گزارشی از آن تهیه کرد:

" حکایت ذیل مربوط به بخش کوچکی از شهرستان لنده است که نام این شهرستان را بر سر زبان‌ها انداخت.

روستای مال ملأ در ۴ کیلومتری شهر لنده در شهرستانی به همین نام وجمعیتی حدود ۷۵۰ نفر قرار دارد. صبح یکی از روزهای تابستان سال ۹۹ سکوتی همه روستا را فراگرفته بود و ساکنان در انتظار شنیدن پیامی بودند.

ساعت 7:30 صبح از بلندگوی تنها مسجد روستای مال ملأ پیام اعلام شد، پیام به این مضمون بود"امروز اینترنت در روستا ضعیف است کسانی که از وای فای مغازه آقای رستمی استفاده می‌کردند باید به جای دیگری مراجعه کنند چرا که اینترنت امروز قطع است."

ساعتی بعد تعداد زیادی از اهالی روستا جوان و میانسال، زن و مرد سوار بر موتور، دوچرخه، انواع خودروهای سواری و وانت و حتی تراکتور در مسیر چهار کیلومتری روستای مال ملأ به سمت شهر لنده حرکت کردند. در طول مسیر تا رسیدن به شهر تعدادی از جوانان گوشی‌های خود را مرتب چک می‌کردند و هر یک ناسزایی می گفتندکه چرا اینترنت در این منطقه این قدر ضعیف است. به شهر که رسیدندهرچند نفری به محله‌ای وارد شدند، تعدادی وارد مغازه دوستان وعده‌ای به منزل بستگان خود رفتند و بالاخره هرکسی به محل مورد نظر خود رفت."

برای چه؟ برای شرکت در معاملات بورس. مال ملا اکنون نام دومی هم دارد: "مال استریت".

"  روحانی روستا که خود زمانی مخالف ورود به بازار بورس بود و به لحاظ شرعی به آن ایراد می‌گرفت در حال حاضر وارد بورس شده و مسائل شرعی را نیز برای اهالی روستا بازگو می‌کند.

حجت الاسلام داوودی می‌گوید: مردم این روستا از در آمد بورسی‌شان خمس نیز پرداخت می‌کنند و یکی از دلایل افزایش درآمدشان را پرداخت خمس از مال پربرکتشان می‌دانند.

وی گفت: امسال مال ملایی‌ها ۶۰ میلیون ریال خمس مال خود را پرداخت کرده‌اند.

آوا رئیسی زاده دختر بچه ۹ ساله کوچکترین عضو این روستا است که وارد بازار بورس شده است. او می‌گوید: از ۳ سال پیش با ۵ میلیون تومان وارد بازار بورس شده‌ام و امروز ۱۵۰ میلیون تومان سرمایه دارم."

و این تمام فاجعه نیست. در روزی از روزهای اعتصاب اخیر کارگران هفت تپه، رفیق سخنرانی که از فراز سکو سخن می گفت از همه کارگران می خواست که در اعتصاب شرکت کنند و اعتصاب کنندگان را تنها نگذارند. این می تواند امری روزمره در هر اعتصاب کارگری باشد. اما روی سخن او به کارگرانی نیز بود که در خانه هایشان نشسته اند و با سهام بورسشان مشغولند. کارگرانی که آینده و سعادتشان را نه در گرو مبارزه جمعی، بلکه در گرو موفقیت در بورس می دانند.

و باز هم این تمام ماجرا نیست. مکتوبات کانالی است تلگرامی از عدالتخواهان حاشیه نظام. کانالی که دست به افشاگریهای سنگینی از غارتها، رانت خواری ها، تبعیضات و اجحافات افراد و نهادهای مرتبط به قدرت می زد و هنوز هم می زند. رادیکالیسم دست اندرکاران این کانال تا اندازه ای بود که با تصمیم برخی از عدالتخواهان دیگر به شرکت در انتخابات مجلس، دست اندرکاران مکتوبات از این اقدام تبری جسته و کانال مستقل دیگری برپا نمودند. با ورود شرکتهای وابسته به شستا به بورس، این عدالتخواهان از جمله به آموزش نحوه سرمایه گذاری در بورس روی آوردند. اظهارات پایانی مجری یکی از برنامه های آموزشی این کانال مبنی بر این بود که ضمن خداحافظی با شرکت کنندگان اعلام می کرد که وقت صحبت درباره بورس حال به پایان رسیده و وقتش است که به امر شرکت در بورس بپردازند. طبعا با آرزوی موفقیت.

این جامعه امروز ایران است. در این جامعه است که بورژوازی انگل ترانس آتلانتیک بعد از 7 سال و نیم حکومت فاجعه بار فلاکت ساز همچنان می تواند قدر قدرتی کند. جامعه ای که شبح کمونیسم از آن رخت بربسته باشد، تنها می تواند در انتظار روزهای سیاه تری به سر ببرد.

*******

و این بحث ادامه خواهد داشت.

13 آذر 1399

3 دسامبر 2020

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر